– وب‌گاه همراه تاریخ، به کوشش اِنی کاظمی در تیر ماه ۱۳۸۶ راه اندازی شده است و توانسته است طی ۹ سال، بیش از ۲۶ هزار مقاله تاریخی و مذهبی، ۳۴۰۰ کتاب تاریخی، فلسفی، عرفانی و مذهبی گرده‌آوری کند.
    – کتاب‌ها و مقالات موجود در این تارنما برای پژوهش و انجام تحقیقات در اختیار پژوهشگران قرارداده شده است.- پیشنهاد می‌کنیم چنان که دنبال مقاله خاصی هستید، نخست در سایت جستجو کنید.


    کانال تلگرام تارریخ ماصفحه اینستاگرام همراه تاریخ

    معماری ایرانی
    در معماری ایرانی، با وجود خصایلی چون تناسب و زیبایی سر درها وگنبدها و ایوان‌ها خصلتی که بیشتر شایستهٔ بررسی است گوهر معماری ایرانی و منطق ریاضی و عرفانی آن است. درونگرایی و گرایش معماران ایرانی به سوی حیاط‌ها، پادیاوها، گودال باغچه‌ها، هشتی‌ها و کلاه فرنگی‌ها که شبستان‌ها را گرداگرد خود گرفته است، از دیرباز جزء منطق ایرانی بوده است.
    پیش از این که تخت جمشید ساخته شود، صدها ایوان و شبستان با ستون‌های چوبی و سنگی در سراسر جهان متمدن آن روز ساخته شده بود، ولی نخستین بار در تخت جمشید می‌بینیم که ستون‌ها تا آخرین حد ممکن از هم فاصله گرفته‌اند با این که در بعضی از معابد کهن خارج از ایران (مثلاً مصر) فاصلهٔ دو ستون چیزی نظیر قطر آن‌ها بلکه اندکی کمتر است. از امتیازات معماری ایرانی این است که هرگز از مکان هندسی همگن برای پوشش استفاده نشده و از اصطلاحات و نام چفدها (قوس) و طاق‌ها و گنبدها در زبان فارسی پیداست که بیشتر به شکل بیضی و تخم مرغ و بات (بیز) توجه داشته‌اند.

    معماری در ایران بیش از ۶۰۰۰ سال تاریخ پیوسته دارد. این معماری نه‌تنها فراتر از مرز جغرافیایی ایران امروزی نمودی بارز دارد بلکه از نظر تنوع، پهنه وسیعی را در بر می‌گیرد.

    عناصر طراحی نیز در معماری ایرانی از قدمتی ۳ هزار ساله برخوردار است. این عناصر از تالار گوردخمه‌ها گرفته تا سقف چهارطاقی‌ها و چهارایوانی‌ها همواره در دوران‌های مختلف حضور داشته و تاثیرگذاری خود را در زندگی امروز نیز حفظ کرده‌اند. در واقع معماری ایرانی دارای استمراری بوده که هر چند بارها بر اثر کشمکش‌های داخلی و هجوم‌های خارجی دستخوش فترت یا انحراف موقتی شده، با این همه به سبکی دست یافت که با هیچ سبک دیگری اشتباه نمی‌شود. در ایران معماری آثار تاریخی در عین اینکه دارای مفهوم و هدف دینی و آیینی است، مانند سایر نقاط جهان وابسته به عواملی چون اقلیم، مصالح موجود، فرهنگ منطقه، فرهنگ همسایه، دین و آیین و باور و بانی بناست.

    مهم‌ترین اصول معماری ایرانی را «درون‌گرایی»، «پرهیز از بیهودگی»، «مردم‌محوری»، «خود‌بسندگی» و «نیارش» دانسته‌اند.

    درون‌گرایی:

    یکی از باورهای مردم ایران زندگی شخصی و حرمت آن بوده که این امر به گونه‌ای معماری ایران را درون‌گرا ساخته است. معماران ایرانی با سامان‌دهی اندام‌های ساختمان در گرداگرد یک یا چند میان‌سرا، ساختمان را از جهان بیرون جدا می‌کردند و تنها یک هشتی این دو را به هم پیوند می‌داد.

     پرهیز از بیهودگی:

    در معماری ایران تلاش می‌شده کار بیهوده انجام نشود و از اسراف پرهیز می‌کردند.

    مردم‌محوری:

    مردم‌محوری به معنای رعایت تناسب میان اندام‌های ساختمانی با اندام‌های انسان و توجه به نیازهای او در کار ساختمان‌سازی است. در ایران هم مثل مکان‌های دیگر، معماری هنری وابسته به زندگی است. معمار ایرانی بلندای درگاه را به اندازه بالای مردم می‌گرفته و روزن و روشندان را چنان می‌آراسته که فروغ خورشید و پرتو ماه را به اندازه دلخواه به درون سرا می‌آورد. پهنای اتاق خواب به اندازه یک بستر است و افراز طاقچه به اندازه‌ای است که نشسته و ایستاده به آسانی در دسترس باشد و از طرفی تالار که مخصوص مهمان است به اندازه‌ای پهناور و باشکوه بوده که شایسته پذیرایی باشد.

    معماری ایرانی

    خودبسندگی:

    معماران ایرانی تلاش می‌کردند مصالح مورد نیاز خود را از نزدیک‌ترین نقاط ممکن به‌دست آورند و ساختمان‌ها را چنان می‌ساختند که نیازمند به مصالح جاهای دیگر نباشد و تنها به خود اکتفا کنند. به این ترتیب کار ساخت‌وساز با شتاب بیشتری انجام می‌شد و ساختمان با طبیعت پیرامون خود سازگارتر بود و هنگام بازسازی و نوسازی نیز همیشه مصالح در دسترس است.

    نیارش:

    نیارش به دانش ایستایی، فن ساختمان و مصالح‌شناسی گفته می‌شود. معماران به نیارش ساختمان بسیار توجه می‌کردند و آن را از زیبایی جدا نمی‌دانستند. آنها به تجربه به اندازه‌هایی برای پوشش‌ها و دهانه‌ها و جرزها دست یافته بودند که همه بر پایه نیارش به دست آمده بود.

    معماری تخت جمشید
    تخت جمشید، مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب۵۱۲ قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن ۱۵۰ سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطه وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است. این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است.
    ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود ۵۱۸ ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند. پس از داریوش، پسرش خشایارشا تالار دیگری را بنام تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تالار صد ستون را ریخت. اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد. اردشیر سوم ساختمان دیگری را آغاز کرد که ناتمام ماند. این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند.
    معماری هخامنشی، هنری است از نوع تلفیق و ابداع که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است. هخامنشیان با ساختن این ابنیه عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.

    اسناد تخت جمشید و کارگران مزد بگیر

    در اواخر سال ۱۳۱۲ شمسی براثر خاکبرداری در گوشه شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد.  بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود. پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد. از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است. از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت.
    زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرهای زیبا، اعم از عمله و بنا و نجار و سنگ تراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینه یک یا چند نفر است. کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همه آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند.

    گذشته از مردان، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند. اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شد عبارت از: گندم و گوشت.

    اسکندر مقدونی در یورش خود به ایران در سال ۳۳۱ قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید. تاریخنگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.

    معماری تخت جمشید

    تصویری از عظمت کاخها

    ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد. نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه۱۳۱۰خورشیدی کشف شد.

    چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.
    مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد.  تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به “صد ستون” است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است. تخت جمشید در ۵۷ کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده است.

    میدان نقش جهان در ابعادی کوچکتر، در دوره تیموریان ساخته شد. در زمان شاه عباس اول این میدان توسعه یافت و فرم و شکل امروزین خود را یافت. برخی از مهمترین ابنیه پیرامونی این میدان، در همین دوره ساخته شد. پس از انتقال پایتخت ایران از اصفهان به شیراز، میدان نقش جهان اهمیت خود را به تدریج از دست داد. در دوره قاجار، این میدان و ابنیه پیرامونی آن رو به تخریب نهاد. با آغاز دوره پهلوی اول تمامی ابنیه اطراف میدان بطور کامل بازسازی شدند. کار مرمت و بازسازی این ابنیه تا امروز بطور مداوم ادامه دارد.
    در گرداگرد این میدان بناهای باشکوه و زیبایی چون مسجد شیخ لطف الله، مسجد جامع عباسی کاخ عالی قاپو و سر در قیصریه ساخته شده که هر یک از آنها نمونه ای درخشان از معماری دوران صفویان است. این میدان و دیگر آثار تاریخی اطراف آن شامل مسجد امام (مسجد جامع عباسی) ، کاخ عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله و سر در بازار قیصریه، اثر فکر خلاق و دستان هنرمند معماران ورزیده ایرانی بویژه شیخ بهائی، استاد علی اکبر اصفهانی، و استاد محمد رضا اصفهانی است.
    پیش از ساخته شدن ابنیه فعلی در دوره شاه عباس اول، میدان کوشک محل اعدام محکومان به اعدام و برگزاری برخی از مراسم رسمی همچون جشن نوروز بوده‌است. منابع گوناگون، بنای به شکل فعلی را در دوره سلطنت شاه عباس اول و به سال ۱۰۱۱ قمری دانسته‌اند. با این حال، از ابتدای سلطنت شاه عباس، سطح میدان در اندازه بسیار بزرگتر از میدان کوشک سابق تسطیح شده و بارها مراسم چراغانی و آتشبازی در آن برپا شده‌است. احتمال دارد که بنای این میدان از روی نقشهٔ میدان حسن پادشاه در تبریز برداشت شده باشد. استاد محمدرضا و استاد علی‌اکبر اصفهانی، نام دو تن از معمارانی است که میدان را طرح ریزی نموده و آن را به شکل فعلی بنا نهاده‌اند. نام این دو معمار بر سردر مسجد جامع عباسی و محراب مسجد شیخ‌لطف‌الله به چشم می‌خورد.

    در طول دوران ساخت میدان و پس از آن در سراسر دوران صفویه، میدان زنده و فعال بوده، لیکن در دوران شاه سلیمان و شاه سلطان حسین، به تدریج از رسیدگی به میدان خودداری شده‌است. در ایم سلطنت شاه سلطان حسین، جوی‌های آب به تدریج راکد شده و آخرین درختان باقیمانده از درختانی که شاه عباس به دست خود کاشته بود، خشکیده‌اند. در دوره قاجار، این میدان نیز مانند سایر بناهای تاریخی اصفهان مورد بی مهری قرار گرفت. بخش‌هایی از عمارت نقاره خانه در طول دوران آشفتگی ایران از حمله افغانان تا استقرار حکومت قاجارها، تخریب گردید. در دوره حکمفرمایی برخی حکام محلی مانند شاهزاده ظل السلطان و شاهزاده صارم الدوله مجموعه میدان نقش جهان تا مرز تخریب نیز پیش رفت. در پایان دوران قاجار، بخش عمده‌ای از حجره‌ها تخریب شده بود، کاشیکاری گنبدها شکسته بود و میدان از همه لحاظ نیاز به مرمت داشت.

    وجه تسمیه

    تا پیش از صفویه، در محل این میدان، باغی به نام نقش جهان وجود داشته‌است. این باغ، نام خود را از شهری در آذربایجان گرفته که اینک به نام نخجوان خوانده می‌شود. حمدالله مستوفی درباره این شهر گفته‌است:«شهری خوش است که آن را نقش‌جهان خوانند و اکثر عمارات آن از آجر است»  پس از مرمت میدان و ابنیه اطراف آن در دوره رضا شاه، نام رسمی میدان به میدان شاه و نام مسجد جامع عباسی نیز به مسجد شاه تغییر یافت. امروزه نام رسمی این میدان، میدان امام یا میدان امام خمینی است.

    میدان نقش جهان از دیدگاه مورخان

    دیو لافوا ، جهانگرد فرانسوی که در سال ۱۲۹۸ هجری قمری از این میدان دیدن کرده ، در این باره می نویسد : من احتیاجی ندارم که مانند فیثاغورث یونانی در حل مسئله مهمی تلاش کنم ، بلکه کاملاً  برای من مکشوف است و می توانم با نهایت اطمینان بگویم که در  د نیای متمدن امروز هیچ گونه بنا ئی وجود ندارد که بتواند از حیث وسعت و زیبائی و تقارن عمارات ، شایسته مقایسه  با این میدان باشد . این عقیده شخص من نیست ، سایر اروپائیان هم که در فن معماری و مهندسی تخصص دارند با عقیده من همراهند.

    پیترو دلاواله ، جهانگرد ایتالیائی نیز اظهار نظر کرده است: دور تا دور این میدان را ساختمانهای مساوی و موزون و زیبا فرا گرفته که سلسله آنها در هیچ نقطه قطع نشده است . درها همه بزرگ و دکانها همسطح خیابان هستند و بالای آنها ایوانها و پنجره ها و هزاران تزئینات مختلف ، منظره زیبائی بوجود آورده است.این حفظ تناسب در معماری و ظرافت کار باعث تجلی بیشتر زیبائی میدان می شود و با وجودیکه عمارتهای میدان ناوو نادر  رم بلندتر و غنی تر هستند ، اگر جرات این را داشته باشم باید بگویم میدان نقش جهان را بدلایلی ترجیح می دهم.

    معماری میدان نقش جهان

    پرو فسور هینتس، ایران شناس معاصر آلمانی درباره میدان نقش جهان چنین می نویسد : میدان در مرکز شهر قرار دارد . بنایش موقعی صورت گرفته که مشابه آنرا از نظر وسعت و سبک معماری و اصول شهر سازی در مغرب زمین نداریم.شاردان ، جهانگرد معروف و نکته سنج فرانسوی از میدان نقش جهان به عنوان مرکز خرید و فروش یاد میکند.

    پروفسور، آرتور پوپ، در کتاب معماری ایران درباره مسجد امام می نویسد : ساختمان احداث این مسجد ، با وجود بی صبری شاه عباس در اتمام آن کار، به کندی پیش رفت ؛ به طوریکه آخرین پوشش مرمرین آن در سال ۱۶۳۸ میلادی انجام پذیرفت . این اثر تاریخی نما یانگر اوج هزار سال مسجد سازی در ایران است. کتیبه سردر مسجد به خط ثلث علیرضا عباسی ، خوشنویس پر آوازه عصر صفوی و مورخ به سال ۱۰۲۵ هجری حاکی از آن است که شاه عباس این مسجد را از مال خالص خود بنا کرده ، و ثواب آنرا به روح جد اعظم خود شاه طهماسب اهداء نموده است. در ذیل این کتیبه به خط محمد رضا امامی، کتیبه دیگری نصب شده که بموجب آن از مقام معماری و مهندسی، معمار مسجد جامع جدید اصفهان (در مقابل مسجد جامع عتیق) یعنی استاد علی اکبر اصفهانی تجلیل شده است. ارتفاع گنبد عظیم مسجد ۵۲ متر و ارتفاع مناره های داخل آن ۴۸ متر و ارتفاع مناره های سردر آن در میدان نقش جهان ۴۲ متر است .قطعات بزرگ سنگهای مرمری یکپارچه و سنگابهای نفیس ، مخصوصاً سنگاب نفیس شبستان غربی گنبد بزرگ که مورخ به سال ۱۰۹۵ هجری است ، از دیدنیهای جالب این مسجد بی نظیر جهان اسلام است.

    بناهای پیرامون میدان

    مسجد شیخ لطف الله در ضلع شرقی میدان نقش جهان بنا شده است. ساخت این بنا به دستور شاه عباس اول در سال ۱۰۱۱ آغاز و در سال ۱۰۲۸ پایان یافت. معمار این مسجد استاد محمدرضا اصفهانی و کتبیه سر در آن به خط ثلث علیرضا عباسی خوشنویس نامدار دوران صفویه است. شاه عباس این مسجد را برای تجلیل از مقام شیخ لطف الله که از علمای بزرگ شیعه و از اهالی جبل عامل و لبنان کنونی و پدر زن وی بوده ساخته است. در کنار این مسجد، مدرسه نیز برای تدریس شیخ لطف الله بنا شد که امروز از بین رفته است. مسجد شیخ لطف الله مناره و صحن ندارد ولی گنبد بزرگ آن از نمونه های کم نظیر معماری مساجد است. از ویژگی های این مسجد، حل مشکل قبله به سبب قرار گرفتن آن در ضلع شرقی میدان است که در دهلیز ورودی مسجد نمایان شده است.

    مسجد جامع عباسی در سال ۱۰۲۰ هجری به فرمان شاه عباس اول آغاز و در سال ۱۰۲۵ بنای ساختمان به پایان رسید. تزئینات مسجد از سال ۱۰۲۵ آغاز و در زمان دو تن از جانشینان شاه عباس ادامه یافت. معمار این مسجد استاد علی اکبر اصفهانی و کتیبه سر در آن به خط علیرضا عباسی است. در مدرسه جنوب غربی مسجد قطعه سنگ ساده ای در نقطه ای کار گذاشته شده که ظهر حقیقی اصفهان را در چهارفصل نشان می دهد و محاسبات آن به شیخ بهایی منسوب است. از ویژگی های این مسجد بازتاب صدا در زیر گنبد بزرگ مسجد است که بلندی آن به ۵۲ متر می رسد.

    کاخ عالی قاپو که در دوران صفوی قصر دولتخانه نامیده می شد، به دستور شاه عباس اول ساخته شد. عالی قاپو دارای پنج طبقه است که هر طبقه تزئینات ویژه ای دارد. مینیاتورهای رضا عباسی نقاش نامدار دوران صفوی بر دیوارهای کاخ نقش بسته و گچبری های دیوارهای کاخ بسیار زیباست به ویژه گچبری های اتاق صوت که خاصیت آکوستیک دارد و هنگام اجرای موسیقی در آن، نغمه های موسیقی را هماهنگ و بدون بازتاب صدا پخش می کرده است. در دوره سلطنت شاه عباس دوم در سال ۱۰۵۴، تالار باشکوهی به این کاخ افزوده و تزئینات کاخ کامل تر شده است.

    شاه عباس و جانشینان وی در این کاخ، از سفیران و میهمانان بلند مرتبه و ویژه خود پذیرائی می کردند. از فراز این کاخ چشم انداز شهر اصفهان به خوبی دیده می شود. گفته می شود درب ورودی این کاخ را از نجف اشرف آوردند و علت نام گذاری این کاخ به نام عالی قاپو همین بوده است ولی به روایتی دیگر این نامگذاری از باب العالی عثمانیان گرفته  شده است. زنجیری بر درگاه این کاخ بوده که افراد به آن پناه برده و از تعرض مصون بوده اند و به جز شخص شاه کسی دیگر حق تعرض به آنان را نداشته است.

    غیر از ابنیه‌ای که اکنون موجودند، بناهای دیگری نیز در میدان نقش جهان وجود داشته که به تدریج کابرد خود را از دست داده و از میان رفته‌اند. عمارت ساعت (که به کلی تخریب و بنای مسجد شیخ لطف الله بجای آن ساخته شد)، سرستونهای مرمرین که احتمالا از تخت جمشید شیراز به اصفهان آمده بودند(یکی به چهلستون منتقل شده و دیگری در موزه ایران باستان تهران قرار دارد)، ۱۱۰ عراده توپ اسپانیایی (غنیمت فتح جزیره هرمز به وسیله امامقلی خان) و میله قپق به ارتفاع چهل متر در مرکز میدان (که امروزه به کلی از میان رفته‌است) از آنجمله‌اند.

    معماری گنبد سلطانیه

     

     

    گنبد دارای ارتفاع ۴۸٫۵ و قطر دهانه ۲۵٫۵ می‌باشد که در سال ۷۰۳ (ه. ق) به دستور الجایتو (سلطان محمد خدابنده) جهت انتقال جسد علی ابن ابیطالب امام اول شیعیان از نجف به سلطانیه ساخته شد. این بنا در مدت ۱۰ سال توسط ۳۰۰۰ نفر کارگر ساخته شد. تزیینات و نحوهٔ ساخت این مقبره در واقع نقطهٔ عطفی در معماری آن دوران بوده به این شکل که سبکی جدید را در معماری به‌وجود آورده که از معماری سلجوقی منفک شده‌است.

     

    این بنا شامل ۸ ایوان و ۸ مناره است که گفته می‌شود از ۸ در بهشت (ابواب البر یا درهای نیکی) الگو گرفته است. شامل دو دوره تزئینات می‌باشد دور اول تزئینات آجر وکاشی بوده است که به واسطه آجر و کاشی آیاتی از قرآن کریم کتاب آسمانی مسلمانان و ذکر نام خداوند و اسامی پیامبر اسلام و امام اول شیعیان و نام پادشاه نوشته شده است اما بعد از مدتی به دلیلی نامعلوم پادشاه (سلطان محمد خدابنده) دستور پوشانیدن تزئینات کاشی با اندود گچ را می‌دهد که مانند تزئینات کاشی به واسطه نقاشی روی گچ آیاتی از قرآن کریم کتاب آسمانی مسلمانان و ذکر نام خداوند و اسامی پیامبر اسلام و امام اول شیعیان و نام پادشاه نوشته شده است.

    گنبد سلطانیه شامل سه بخش اصلی ورودی، تربت‌خانه و سردابه‌است.

     گنبد سلطانیه در کنار آثار بزرگی مثل تخت جمشید، ارگ بم، میدان نقش جهان در میان آثار ایرانی ثبت شده در فهرست گنجینه‌های جهانی قرار دارد. بزرگترین گنبد تاریخی ایران و بزرگترین گنبد آجری جهان تنها سرآغاز لیست بلندبالایی است که این گنبد را توصیف می‌کند. شهر سلطانیه، در قرن ۸ پیش از میلاد محل زندگی قوم ساکاراتی بوده و شاهان ماد آن را اریباد و ارساس می نامیدند، اما از آن تاریخ تا دوره مغول هیچ خبری از سلطانیه در تاریخ ایران نیست. تا پیش از آن که سلطان محمد خدابنده شهر را تبدیل به مرکزی پررونق و تجاری کند، این محل شهریاز یا شهریار خوانده می شد. گنبد سلطانیه از هر نظر بنایی منحصر بفرد و شگفتی ساز است اما ظاهرا آن را با الهام از مقبره سلطان سنجر در مرو طراحی کرده اند با این تفاوت که مقبره سلطان سنجرمربع است در حالیکه سلطانیه ۸ ضلع است.

    این گنبد به حدی در دوره خود معروف بود که ۱۰۰ سال پس از ساختن آن گنبد کلیسای سانتا ماریا دل فیوره فلورانس را با الهام از آن ساختند. رنگ اصلی در تزیین بنا آبی است که از آبی کمرنگ و آسمانی تا فیروزه ای و حتی سبزآبی سیر در کل آن دیده می شود. بنا دارای ۳ در ورودی است که اکنون در اصلی مسدود است. همچنین ۸ پلکان مارپیچ طبقات را به هم وصل می کند. بالای چهار ایوان اصلی بنا، چهار پنجره بزرگ وجود دارد.

    گنبد سلطانیه از نظر حجم، سبک معماری، رابطه فضاها، تناسبات موجود در اجزای مختلف، ایستایی و مقاومت بنا، و زیبایی‌شناسی و تزیینات، نمونه ای منحصر به فرد و نقطه تحولی در معماری اسلامی به شمار می‌آید.  در بسیاری از متون تاریخی و سفرنامه‌ها، به عظمت این بنای باشکوه اشاره شده و بسیاری از شرق‌شناسان و باستان‌شناسان غربی نیز اهمیت فوق‌العاده آن را مورد تأکید قرار داده‌اند. بدنه اصلی گنبد و تمام ساختمان آن با آجر ساخته شده و گنبد با روکش کاشی‌های فیروزه‌ای و لاجوردی و به شیوه معرق‌کاری تزیین شده است.

     معروف ترین بنای شهر

    گنبد سلطانیه یا مقبره اولجایتو معروفترین بنای شهر سلطانیه و حتی کل استان زنجان است. این بنا که در فاصله سال های ۷۰۲ تا ۷۱۲ ه. ق به دستور سلطان محمد خدابنده و نظارت خواجه رشید الدین فاضل همدانی ساخته شده ، در واقع از ابتدا به قصد استفاده آرامگاهی ساخته شد. بنایی است ۸ ضلعی با ۸ مناره که سقف دو پوشه با شکوه و معروف فیروزه ای رنگی بر آن قرار گرفته است. در تمام بنا آیات قرآن و نوشته های مذهبی به خط ثلث و کوفی بر دیوارها و کتیبه ها دیده می شوند. این گنبد عالی ترین نمونه معماری ایلخانی است.

    گفته می شود در ابتدا بنا بوده پس از اتمام بنای آرامگاه، اجساد امام علی و امام حسین (ع)، به این محل منتقل شوند که بعد ها با مخالفت علمای شیعه در نجف و کربلا و حرام بودن نبش قبر در اسلام، سلطان محمد خدابنده از انجام این کار منصرف می شود. برخلاف باوری که وجود دارد این مکان مقبره اولجایتو، سلطان محمد خدابنده نیز نیست. مدفن وی در کوه های اطراف سلطانیه است.

    معماری گنبد سلطانیه

    در زیر بنا دالانهای زیرزمینی وجود دارد که بسیاری معتقدند برای برپایی آیین های شمنی که سلطان محمد در ابتدا وابسته آن بوده ایجاد شده اند. گروهی معتقدند سلطان محمد در سال های اخر عمرش از اسلام رو گردان شده و دوباره به آیین آباء و اجدادی اش متمایل شده و این دالان ها یادگار این بازگشت است.

    گنبد «ترین»ها

    گنبد خانه دارای ۸ دیوار ضخیم است که وزن ۱۶۰۰ تنی گنبد را تحمل می کنند، ۸ مناره نیز در زاویه هر دیوار وجود دارد. ارتفاع گنبد اولجایتو، ۵/۵ و قطر آن ۳۰/۶ متر است. این گنبد بزرگترین گنبد تاریخی ایران و بزرگترین گنبد آجری دنیاست. از لحاظ قدمت سلطانیه، قدیمی ترین گنبد دوپوشه جهان به شمار می رود. گنبد ضخامتی حدود ۱۶۰ سانت دارد و فضای کاذب بین دو گنبد ۶۰ سانتیمتر است. دولایه بودن گنبد یکی از دلایلی است ماندگاری آن است تا جاییکه گنبد حتی در برابر زلزله نیز تا به حال پایدار مانده است. تنها تغییری که در طول ۷۰۰ سالی که از ساخت گنبد می گذرد بر آن اتفاق افتاده نشست ۲ تا ۸ سانتی متری آن است.

    گنبد سلطانیه گذشته از جنبه آرامگاهی؛ بعنوان ساعت آفتابی نیز مورد استفاده قرار می گرفته است، هنگام ظهر از نوریکه ز دریچه اصلی سقف می تابیده قابل تشخیص بوده است، نوری که از پنجره های بزرگ عبور می کردند حدود ساعت و نوری که از پنجره های کوچک می گذرد حدود دقیقه را معین می کنند.

    سرداب در ضلع جنوبی زیر تربت خانه قرار دارد، برخی می گویند این بخش از بنا پیش از ساختن گنبد وجود داشته و محل برگزاری آیین های شمنی و محل دفن مردگان در سردابه ها با زیورآلات و وسایل شان بوده است.اما در سرداب هیچ اثری از آثار مقبره های شمنی دیده نمی شود. حتی مقبره سلطان محمد خدابنده هم در این مکان نیست. ۱۱۰ پله ای که در بنا وجود دارد در حروف ابجد مترادف نام حضرت علی است و بیانگر ارادت سلطان محمد به این حضرت است.

     بنایی که جهانی شد

    بنا چندین بار در دوران مختلف مورد مرمت قرار گرفته، در دوره صفوی و قاجار ترمیم هایی روی آن انجام شده اما مرمت اساسی گنبد چندین سال است که در دست اقدام است. در داخل فضای گنبد و در زیر آن ۳۵ سال است که داربست هایی دیده می شود که توسط هیات ایتالیایی مرمت گر گنبد کار گذاشته شده و هنوز بدون آنکه تغییر بنیادی در مرمت صورت بگیرد در آنجا وجود دارد. گنبد سلطانیه در سال ۱۳۸۴ در فهرست جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. در خارج از بنای گنبد موزه کوچکی وجود داردد که عکس ها و اشیایی در آن برای بازدید وجود دارد.


    اشتراک‌گذاری


    لیف اریکسون در سال ۹۷۰ میلادی در کشور ایسلند به دنیا آمد و در سال ۱۰۲۰ میلادی از دنیا رفت. بیشتر مورخان بر این باور هستند که او ‌کاشف اصلی قاره آمریکاست و قرن‌ها قبل از او‌ به این کشور رسیده است.

    در سال ۱۹۶۰ میلادی، گروهی از باستان‌شناسان مدارکی را کشف کردند که نشان می‌داد وایکینگ‌ها تا کشور کانادا نیز رسیده بودند‌. محققان حتی تائید می‌کنند که وایکینگ‌ها در مناطقی از آمریکا زندگی می‌کردند‌. اریکسون با کشتی خودش حتی توانست به ایالت ماساچوست آمریکا نیز برسد‌.

    لیف اریکسون فرزند فردی به نام اریک ریش‌قرمز بود که در اصل کاشف کشور گرین‌لند به شمار می‌رود. برخی از محققان می‌گویند که او آمریکا را تصادفی و هنگامی‌که کشتی‌اش دچار سانحه شد کشف کرد. در آمریکا روز نهم اکتبر به نام او نام‌گذاری شده است. در حقیقت او کاشف اصلی قاره آمریکاست.




    اشتراک‌گذاری
    مقاله‌ی قبلیپنج نقل‌قول از ماهاتما گاندی که باید خواند

    تاریخ ساخت و بنیان‌گذار اولیه باغ ارم شیراز، به‌درستی مشخص نیست؛ ولی توصیف‌هایی از آن در سفرنامه‌های متعلق به قرن دهم و یازدهم هجری آمده‌است.این باغ در روزگار سلجوقیان و آل اینجو پا برجا بوده است. در زمان زندیه هم کریم‌خان زند در سازندگی و بهسازی این باغ کوشید. در زمان قاجاریه این باغ به مدت ۷۵ سال به دست سران ایل قشقایی افتاد. در این زمان عمارتی در این باغ ساخته شد. اما در زمان سلطنت ناصر الدین شاه قاجار عمارتی دیگر توسط حسین علی خان نصیر الملک پی ریزی شد که با مرگ وی خواهر زاده او ابولقاسم خان نصیر الملک امور باغ ارم را به دست گرفت و عمارت نیمه کاره را تکمیل کرد. این عمارت تا کنون پابرجاست. این باغ تنوع گیاهی بسیار بالایی دارد و گیاهان بسیاری از اقصا نقاط جهان در این باغ کاشته شده است؛ به شکلی که باغ در قالب یک نمایشگاه از انواع گل‌ها و گیاهان درآمده‌است. در حال حاضر این باغ در اختیار دانشگاه شیراز است؛ باغ گیاه‌شناسی آن در اختیار دانشکده کشاورزی و ساختمان باغ در اختیار دانشکده حقوق قرار دارد. در تاریخ ۶ تیرماه ۱۳۹۰ در سی‌وپنجمین اجلاس کمیتهٔ میراث جهانی یونسکو باغ ارم شیراز به همراه هشت باغ دیگر ایرانی در فهرست میراث جهانی ثبت گردید.

    توصیف محوطه

    درشمال غربی شهر شیراز و در کنار شهر باغ زیبایی ازدوره قاجاریه باقی‌مانده که به باغ ارم مشهور است . در سمت جنوب باغ مذکور رودخانه خشک شیراز از شرق به غرب امتداد دارد . وسعت باغ بیش از سه هکتار و از درختان مرکبات و سرو پوشیده شده است. جالبترین قسمت باغ خیابانی است که از شرق به غرب در وسط باغ احداث و در دو طرف آن درختان سرو کاشته اند و زیبایی خاصی را داراست . در میان درختان سرو این خیابان سرو بلند قامتی است که از دور جلب توجه میکند و بعلت موزون بودن آن آنرا سروناز میخوانند . نظیر سرو مذکور در سایر باغ های شیراز دیده نمی‌شود. صحن باغ را درختان زینتی و سرو و نارنج و انواع گلهای تزئینی پوشانیده و تزئین نموده است.

    باغ ارم بوسیله دولت وکمکهای مادی شاهنشاه و شهبانو خریداری و تعمیر و به دانشگاه شیراز اهداء گردیده است . ساختمان آن به علت عوامل طبیعی به صورت مخروبه درآمده بود و دیوارهای باغ نیز از چینه بود که به طور کلی خراب شده بود . ضمن تهیه طرح تعمیراتی دیوار چینه آن برداشته شد و یک دیوار کوتاه سنگی با نرده آهنی در اطراف آن احداث گردید . تزیینات قسمتهای مختلف ساختمان تعمیر و تکمیل و مجدداً به صورت آبرومندی در آمد.

    باغ مذکور از آثار دوره ناصرالدین شاه قاجار بشمار میرود و بوسیله مرحوم نصیرالملک ساختمان فعلی بنا شده است . در این مورد چند کتیبه سنگی در نقاط مختلف باغ از نصیرالملک باقی‌مانده است . اولین کتیبه سنگ مرمراست که در بالای سر در ورودی شمال شرقی باغ نصب شده و با خط نستعلیق چنین خوانده میشود : از وزیر شه نصیرالملک راد / دائمش باغ ارم آباد باد

    علاوه بر کتیبه فوق شش کتیبه سنگی در نمای شرقی ساختمان به صورت ازاره دیده می شود که همه آنها با خط نستعلیق نقر و در آخر آنها تاریخ های مختلفی به چشم می خورد و نام نصیرالملک در آنها ذکر شده است . در آخر کتیبه اولی تاریخ ۱۳۳۹ نوشته شده است. اشعار کتیبه دوم مربوط به شوریده شیرازی شاعرمعروف دوره قاجاریه می باشد . کتیبه سوم بیت اول آن تاریخ بنای ساختمان را مشخص می سازد چنین است. از وزیر شه نصیرالملک راد / دائمش باغ ارم آباد باد

    در کتیبه چهارم تاریخ ۱۳۳۹ دیده می شود و اشعار آن مربوط به فصیح الملک شوریده شیرازی است. در کتیبه چهارم نیز رمضان المبارک ۱۳۱۵ دیده می شود و مربوط به تعمیرات بنا در دوره مظفرالدین شاه قاجار میباشد . در کتیبه پنجم در آخر کتیبه چنین خوانده می شود : “حسب مستطاب اجل اشرف آقای نصیرالملک “.

    در کتیبه ششم که در سمت چپ و پای ایوان جنوبی نصب شده است ، چنین خوانده میشود : “خادم اهل بشارت خان بنده درگه نصیرالملک ۱۳۴۰” کتیبه های مذکور مربوط به تعمیراتی است که بتدریج در این بنای با ارزش صورت گرفته است . جالبترین تعمیرات در سالهای اخیر در این بنای ارزنده انجام پذیرفت که به کلی آنرا از وضع خراب گذشته خارج نموده است.

    آینه کاری تالار آینه و نقاشی های جالب رنگ و روغن سقف اتاقها و ایوان ها ترمیم گردید. محوطه باغ که به صورت مخروبه ای درآمده بود مجدداً تعمیر و با همان طرح اصلی خود ترمیم گردید . قسمت عمده از کاشیکاری نمای جرزها که فرو ریخته بود مجدداً با همان سبک اولیه در محل نصب گردید.

    یکی از قسمت های بسیار جالب این بنا پنجره های آهنی است که در طبقه اول ساختمان در پای ایوان بزرگ دو ستونی در مدخل سردابه قراردارد و از نمونه های جالب پنجره های آهنی در دوره قاجاریه محسوب میشود . قسمت عمده درهای چوبی از چوب ساج تهیه گردید و به همین جهت با گذشت سال ها سالم باقی‌مانده و هیئت اصلی خود را حفظ نموده اند. کاشی کاری پیشانی ایوان مرکزی و اطراف آن از جالبترین کاشی کاری های دوره قاجاریه محسوب می شود که نمونه آن در سایر بناهای دوره قاجاریه دیده نمی‌شود . چه در ساختمان دیوانخانه قوام الملکی یا اندرون زینت الملکی و یا سایر بناهای دوره قاجاریه نظیر کتیبه کاشی کاری پیشانی ایوان ساختمان باغ ارم دیده نمی‌شود و به همین جهت آنرا باید از نمونه های منحصربه فرد دانست.

    از مرحوم نصیرالملک بناهای ارزنده ای در فارس باقی‌مانده ازجمله آنها مسجد نصیرالملک ، خانه نصیرالملک و باغ ارم می باشد . ساختمان قدیمی آن از بناهای بسیار جالب و بی نظیر دوره قاجاریه محسوب می شود . ایوان دوستونی مرکزی و دو ایوان اطراف آن از شاهکارهای معماری محسوب می شوند. حاشیه های کاشی کاری جرزهای ایوان از نمونه های جالب کاشیکاری دوره قاجاریه محسوب میشود . عمارت آن با داشتن کاشی کاری ها و حجاری ها و نقاشی های رنگ و روغن از جمله بناهای پر ارزش و مهم شیراز و نقوش ازاره سنگی آن از نمونه های جالب حجاری محسوب می شود.

    از جمله قسمتهای بسیار جالب این بنای با ارزش سردابه ای است که در طبقه زیرین این ساختمان قرار دارد و آب جاری از وسط آن می گذرد و به همین جهت سردابه مذکور از نظر زندگی در تابستان محل بسیار مناسبی بوده است. گچبری های بسیارزیبایی در قسمتهای مختلف و از جمله در ایوان های نمای شرقی دیده می شود که منظره جالبی به این بنای با ارزش داده است.

    معماری باغ ارم

    شش کتیبه سنگی در نمای شرقی ساختمان باغ ارم دیده میشود. کتیبه های سنگی مذکور بر نمای جرزهای طبقه اول نصب و خط همه کتیبه ها نستعلیق است. دو کتیبه در زیر ایوان دو ستون سمت راست و دو کتیبه در زیر ایوان دو ستونی بزرگ و دو کتیبه دیگر زیر ایوان دو ستونی سمت راست نصب گردید و به ترتیب کتیبه های مذکور را از سمت راست مورد بررسی قرارمیدهیم. اولین کتیبه سمت راست در پای ستون سمت راست ایوان سمت راست نصب شده علینقی الشریف عمل استاد باشی حجار ۱۳۳۹. اشعار مربوط به مرحوم فصیح الملک شوریده شیرازی است.

    کتیبه ی دوم سنگی در پای ستون سمت چپ ایوان شمالی نصب گردید ، خط کتیبه مذکور نیز خط نستعلیق است . اشعار نیز اثر طبع مرحوم حاجی فصیح الملک شوریده شیرازی است . کتیبه بعدی که سرباز دوره هخامنشی را نشان می دهد که در یک دست نیزه و در یک دست دیگر او گرزی قرار دارد ، کلاه را با آن که سعی نموده اند به فرم نیزه داران تخت جمشید حجاری نمایند ولی ساده است و هیچ گونه تزییناتی ندارد.

    کتیبه مذکور در دو طرف ایوان قرینه سازی است ولی به هر حال با آنکه تقلید از نقوش برجسته تخت جمشید شده جذابی و فرم زیبای نقوش برجسته نیزه داران پارسی تخت جمشید را ندارد. سه پنجره آهنی در پای ایوان مرکزی دیده میشود که دو پنجره آهنی طرفین بزرگتر و قرینه سازی است. پنجره وسط دو پنجره دارای اندازه بزرگتری است، پنجره های آهنی مذکور قدیمی و مربوط به زمان احداث ساختمان می باشد سپس کتیبه ای با خط نستعلیق نصب شده. کتیبه بعد نیز به خط نستعلیق نقر شده.

    کتیبه بعدی نظیر کتیبه سمت راست یک سرباز هخامنشی را نشان می دهد که به همان فرم نقش برجسته سمت راست حجاری گردید و سپس کتیبه سنگی دیگری است که با خط نستعلیق حجاری و نصب شده . سر در شمال شرقی باغ ارم : این سرا در سمت شمال شرقی باغ ارم و در انتهای آن قرار دارد و از نمونه های جالب و ارزنده از نظر فرم و تزئینات محسوب میشود .

    کاشی کاری های سر در منحصر به چند کتیبه و چند قطعه کاشیکاری است ولی از نظر فرم ساختمان از نمونه های منحصر به فرد محسوب میشود، در بالا و در پیشانی سر در کتیبه ای به خط نستعلیق بر روی کاشی معرق نصب گردید . نصر من الله و فتح قریب در زیر کتیبه کاشی کتیبه ای از سنگ مرمر لیمویی رنگ قرار دارد که در سطر اول آن کلمه شریفه بسم الله الرحمن الرحیم و سپس یک بیت شعر با خط نستعلیق در زیر آن بر روی سنگ حجاری شده که چنین خوانده می شود : از وزیر شه نصیرالملک راد / دائماً باغ ارم آباد باد

    تاریخ مذکور مربوط به دوره سلطنت مظفرالدینشاه قاجار و زمانی است که نصیرالملک حکمران فارس بوده است، در هر سمت در دو طاقنما در طرفین دیده میشود که بالای آنها در هر طرف یک کتیبه کاشی کاری نصب گردید . کتیبه های کاشیکاری طرفین در با خط نستعلیق با زمینه سورمه ای است و نوشته آن به صورت معرق است که آیه ای از قرآن مجید است.

    علاوه بر کتیبه های فوق چند کتیبه کاشیکاری معرق برجسته در اطراف سر در مذکور دیده میشود که جلوه خاصی به سر در داده است . در جلو ساختمان اصلی باغ در سمت مشرق حوض وسیعی قرار دارد. روی هم رفته ساختمان باغ ارم را از نظر نقاشی های رنگ و روغن ، درهای چوبی نفیس و منبت کاری های روی آن ، پنجره های مشبک آهنی ، ازاره سنگی بنا ، مقرنس ها و گچبری و کاشی کاری های نما و پیشانی ساختمان و ستون های سنگی از نمونه های جالب هنری دوره قاجاریه باید محسوب داشت.

    دانلود آهنگ حسین توکلی دل کش

    هم اکنون آپ موزیک برای شما کاربران عزیز ترانه دل کش با صدای حسین توکلی با تکست آماده کرده

    Exclusive Song: Hossein Tavakoli – “Del Kosh” With Text And Direct Links In UpMusic

    Hossein Tavakoli Del Kosh دانلود آهنگ حسین توکلی دل کش

    حسین توکلی دل کش

    ♪♪♫♫♪♪♯

    شعر : مریم ذاکری / تنظیم کننده : امیر حیدری

    UpMusicTag دانلود آهنگ حسین توکلی دل کش

    ♪♪♫♫♪♪♯

    می توانید این ترانه را با دو کیفیت 320 و 128 از رسانه آپ موزیک دانلود کنید

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ حسین توکلی دل کش

    معرفی کتاب «دام های اجتماعی و مسئله اعتماد» توسط دکتر محمد فاضلی

    بسیار خوشبختم که در این جمع حضور دارم و این فرصت هست که در مورد کتاب «دام‌های اجتماعی و مساله‌ اعتماد» حرف بزنم. برای من این بحث بیش از آنکه معرفی کتابی باشد، ادامه‌ی پروژه‌ای فکری است. پروژه‌ی فکری‌ای که در اسفند ماه سال گذشته، با سخنرانی‌ای که دکتر محسن رنانی با عنوان «افسانه‌ی پیل و پراید» از آن یاد کرد به نوعی عمومی شد. بحث امروز البته ایجابی‌تر از آن است. ابتدا مفاهیم و تعاریفی را که در کتاب مطرح شده بیان می‌کنم و بعد از آن به پروژه‌ی فکری خودم می‌پردازم.

    دام اجتماعی چیست؟

    دام اجتماعی به چه وضعیتی می‌گوییم؟ دام اجتماعی وضعیتی است که اگر همه در آن  برای حل مساله‌ای  با هم همکاری کنند همگی برنده می‌شوند، اما اگر همگی توان همکاری با یکدیگر را نداشته باشند، همه بازنده خواهند شد. همکاری نکردن هم در شرایط فقدان اعتماد رخ می‌دهد.

    بو روثستاین نویسنده کتاب دام‌های اجتماعی و مسأله اعتماد، این را با مثالی از سیستم تاکسی تلفنی در پالرموی ایتالیا توضیح می‌دهد. در دهه‌ی نود در پالرموی ایتالیا سیستم تاکسی تلفنی‌ای ایجاد شد که به این صورت کار می‌کرد: وقتی مسافری درخواست تاکسی داشت، نزدیک‌ترین راننده به مسافر اعلام آمادگی می‌‌نمود و او بود که به مسافر دسترسی پیدا می‌کرد. این سیستم  به گونه‌ای بود که اگر همه‌ی راننده‌ها به هم اعتماد می‌کردند بسیار خوب کار می‌کرد. به این دلیل که نزدیک‌ترین راننده به فردِ درخواست کننده‌ی تاکسی با سرعت بیشتری به او نزدیک می‌شد و بنابراین کیفیت خدمات‌دهی بالاتر می‌رفت و طبق محاسبات ریاضی در پایان روز به نفع همه‌ بود. اما مشکل اینجاست که اگر راننده‌ها به یکدیگر اعتماد نداشته باشند؛ همگی، حتی آنهایی که از مسافر بسیار دورند به او  اعلام نزدیکی می‌کنند. در واقع فکر می‌کنند که بقیه راننده‌ها دروغ می‌گویند و با اعلام نزدیکی به مسافر، می‌توانند صاحب مسافر شوند. این بی‌اعتمادی راننده‌ها به یکدیگر باعث می‌شود مسافری در غرب شهر باید منتظر راننده‌ای از شرق شهر باشد که به دروغ گفته به او نزدیک است. زمان دسترسی به تاکسی زیاد می‌شود و در نتیجه، مسافران دفعه‌ی بعد از این سیستم استفاده نمی‌کنند. نتیجه‌ی نهاییِ این عدم اعتماد رانندگان به یکدیگر، فاجعه برای همه است و بنابراین سیستم  به دلیل عدم اعتماد فرو می‌پاشد.

    وضعیت دام حالتی است که افراد برای رسیدن به منافع کوتاه‌مدت، در درازمدت دچار فاجعه‌ی جمعی می‌شوند. مثالی دیگر، همه‌ از آبِ بیشتر استفاده می‌کنیم مبادا که همسایه‌مان بیشتر از ما استفاده کرده باشد. در وضعیت‌های جیره‌بندی آب هم همین اتفاق می‌افتد. دیگران تصور می‌کنند که بقیه در زمان دسترسی به آب، آن را در منبعی ذخیره می‌کنند، پس به دلیل عدم اعتماد به دیگری، خود نیز اقدام به ذخیره کردنِ آب می‌کنند و فاجعه به صورت بدتری ادامه می‌یابد. پس بی اعتمادی وضعیت دام اجتماعی را ایجاد می‌کند.

    همین اتفاق در مساله‌ی فساد هم واقع می‌شود. همه فکر می‌کنند که اگر خودشان فساد و پارتی‌بازی نکنند دیگران دست به فساد و پارتی بازی می‌زنند و از او جلو می‌افتند. پس همگی سعی می‌کنند که فساد کنند تا از دیگران عقب نیفتند.

    یک هواپیماهای بویینگ ۷۴۷ را در نظر بگیرید. این هواپیما طبقه‌ی دومی دارد که در آن صندلی‌های باکیفیت‌تر و خدمات گران‌قیمت‌تری ارائه می‌شود. هواپیمای بویینگی را تصور کنید که در حال سقوط است و این سقوط ناشی از تخاصم و درگیریِ افرادِ درون آن به دلیل امکان دسترسی به طبقه‌ی دوم باشد. کل هواپیما در حال سقوط است ولی عده‌ای در حال دست و پا زدن برای رفتن به طبقه‌ی دوم‌اند تا از خدمات بهتری برخوردار شوند. هواپیما که به زمین بخورَد همه نابود می‌شوند مهم نیست در کدام طبقه باشند، اما در وضعیت دام اجتماعی کسی به نابودی توجه نمی‌کند. همه در تلاشند تا یک گام جلوتر باشند در حالی که یک گامِ جلوتر، برابر با نزدیکی بیشتر به نابودی همه است. اندکی آب بیشتر مصرف کردن، وام گرفتن با رشوه یا مالیات ندادن همه را به وضعیت نابودی می‌رساند. مردم مالیات نمی‌دهند چون اطمینان ندارند که دیگران هم مالیات می‌دهند. اما وقتی مالیات ندهیم، در عمل دولت از کار می‌افتد و ضعیف‌تر می‌شود. و هنگامی که دولت ضعیفتر شود، خدمات بدتری ارائه می‌کند و در نتیجه بی‌اعتمادی بیشتر خواهد شد.

    سیستم ناکارآمدی که دچار دام شود، دائماً خود را تقویت می‌کند. بی‌اعتمادی به فساد بیشتر و فساد بیشتر منجر می‌شود. این چرخه ناکارآمد دائم خود را تقویت می‌کند. افرادی که در دام افتاده‌اند، ارزش‌های خود را زیر پا می‌گذارند. بسیاری از کسانی که رشوه می‌دهند دیندارانی هستند که به جهان پس از مرگ معتقدند، فساد را بد می‌دانند اما به فساد دست می‌زنند، چون احساس می‌کنند که دیگران نیز چنین می‌کنند. رفتار صادقانه در وضعیت دام اجتماعی، احمقانه است؛ وقتی همه دزدی می‌کنند کسی که دزدی نمی‌کند، احساس حماقت خواهد کرد.

    معرفی کتاب «دام های اجتماعی و مسئله اعتماد» توسط دکتر محمد فاضلی در سلسله نشست های گفتار و اندیشه. عکس از علی احمدی

    خروج از وضعیت دام اجتماعی

    سؤال بزرگ علوم اجتماعی این است که چگونه می‌توان از این وضعیت بیرون آمد؟ حال حل مساله‌ی دام اجتماعی چگونه رخ می‌دهد؟ روثستاین برای حل این وضعیت چند اصل بنا می‌کند:

    اول. همه‌ی کارهایی که انجام می‌دهیم به برآوردمان از رفتار دیگران بستگی دارد. ما مالیات را پرداخت خواهیم کرد اگر مطمئن باشیم دیگران هم می‌پردازند. مصرف آب را کم خواهیم کرد، اگر مطمئن باشیم که دیگران هم صرفه‌جویی می‌کنند. اتومبیل شخصی‌مان را در روزهای آلوده وارد خیابان نمی‌کنیم اگر مطمئن باشیم دیگران هم اتومبیل‌شان را وارد خیابان نمی‌کنند. پس همه‌ی کنش‌های ما به یک معنا استراتژیک‌اند. کنش استراتژیک یعنی کنشی که وقتی آن را انجام می‌دهیم تنها به خود نگاه نمی‌کنیم، بلکه به اینکه دیگران چه می‌کنند هم توجه می‌کنیم.

    کنش استراتژیک با چیزی به نام معمای همکاری درگیر است. حل کردن مسائل هر جامعه، نیازمند حل کردن معمای همکاری است. معمای همکاری هم زمانی حل خواهد شد که اعتماد وجود داشته باشد. پس باید توافقی بین همه‌ی کنشگران برای اعتماد به دیگری حاصل شود.

    دوم. انصاف، کنشگران در وضعیت‌هایی که آن‌ها را منصفانه تلقی کنند آمادگی برای کنش هماهنگ و توأم با اعتماد پیدا می‌کنند.

    سوم. اجتناب از فساد، خویشاوندگرایی، تبعیض و تحقیر. اگر نهادهای حکومتی این ویژگی‌ها را داشته باشند، می‌توانند اعتماد خلق کنند. وقتی افراد جامعه تبعیض و تحقیر را تجربه کنند، ضربه‌ای می‌خورند که هر چه تلاش برای فراموشی آن کنند، خاطره آن‌ها مانند موجهای دریا با قدرت بیشتری به سوی آنها بر می‌گردد و در چنین وضعیتی فقط نهادها قادرند که با رویه‌های عادلانه آن‌را حل نمایند.

    رویکرد ما به حل مسائلی که تبدیل به دام شده‌اند، اغلب اخلاقی و از موضع مفهومی به نام فرهنگ‌سازی بوده است. فرهنگ‌سازی اغلب نشان‌دهنده نهایت استیصال ما در غلبه بر مساله است. هر جا که با زور نتوانستیم مشکلات را حل کنیم و هر جا همه‌ی روش‌های حل مساله شکست خورده به یاد فرهنگ‌سازی می‌افتیم. اما یادمان می‌رود که پزشکان زیادی هستند که توصیه به سیگار نکشیدن می‌کنند اما سیگار می‌کشند. اگر قرار بود فرهنگ‌سازی اثر بخش باشد، اینجا اثر گذار بود. دینداران بسیاری هستند که گناهان بزرگی مرتکب می‌شوند. اگر قرار بود فرهنگ‌سازی تاثیر داشته باشد، روی آنها اثر می‌کرد. مردم بیشتر درباره‌ی فرهنگ می‌دانند تا به آن عمل کنند. مردم می‌دانند که نباید آشغال‌های خود را بیرون بریزند اما این کار را می‌کنند. مردم می‌دانند که نباید دروغ بگویند اما دروغ می‌گویند و همچنین می‌دانند که نباید تقلب کنند اما تقلب می‌کنند‌. از این لحاظ بین ما و افراد دیگر در کشورهای خارجی هم هیچ تفاوت فردی وجود ندارد. تنها تفاوت ما با خارجی‌ها زیستن در دو ساخت نهادی متفاوت است. نهادها به آن‌ها امکان می‌دهد که بدون دروغ گفتن و رشوه دادن مسائل خود را حل کنند. اگر ما در کل شهر در فواصل مناسب سطل آشغال داشته باشیم، ریختن زباله در شهر لازم نمی‌شود. اگر مجبور باشیم  پلاستیک آشغال را از جنگل تا خانه حمل و بوی بد آن را در مسیری طولانی تحمل کنیم، احتمالا در میانه‌ی راه خود را از دست آن خلاص می‌کنیم. پس اگر سطل زباله داشته باشیم، ما هم امکان بافرهنگ شدن به معنای مصطلح را پیدا می‌کنیم. دام‌های اجتماعی با توصیه اخلاقی حل نمی‌شوند و فقط از مسیر اصلاح نهادی حل خواهند شد.

    دام‌ها وقتی تشدید می‌شوند که ساخت نهادی به حافظه‌ی جمعی ضربه می‌زند. حافظه‌ی جمعی در اصل فرآیندی است که مردم چگونگی برخورد و مواجهه‌ی صورت گرفته‌‌ی نهادها و حکومت را به یاد می‌آورند. ضربه به حافظه‌ی جمعی مانند شلیک به سمت گنجشک‌ها بر سر یک درخت می‌ماند. تنها یک گنجشک بر اثر گلوله می‌افتد.اما همه‌ی گنجشک‌ها وحشتزده می‌شوند و فرار می‌کنند.  ‏هنگامی یک سیستم تولیدِ اعتماد می‌کند که به حافظه‌ی جمعی شوک وارد نشود. ممکن است هیچکدام از ما تجربه‌ی برخورد بدی با پلیس نداشته باشد اما وقتی فیلم و برخورد بد صورت گرفته با یک شهروند را می‌بینیم ، احساس می‌کنیم پلیس رودرروی ما ایستاده و در حال له کردن شخصیت و ارزش‌های ماست. تصور می‌کنیم که در آینده هر آن، ممکن است چنین اتفاقی برای ما بیفتد، پس مهم است که نهادها و عملکردشان حافظه‌ی تاریخیِ افراد را لکه‌دار نکنند.

    روثستاین کتاب خود را بر اساس تجربه‌ی سوئد نوشته است. سوئد و سایر کشورهای حوزه‌ی اسکاندیناوی مانند فنلاند و نروژ و ایسلند، کشورهایی دارای بالاترین سطح اعتماد و سلامت اداری و بیشترین سطحِ پرداخت مالیات  هستند. دولت سوئد عدد واقعیِ نود و شش درصد از اظهارنامه‌‌های مالیاتی مردم را دریافت می‌کند. این یعنی سطح اعتماد بسیار بالاست. سوال این است که این کشور چرا این گونه شده است؟ روثستاین از این نقطه‌ شروع می‌کند که تصور نکنید سوئد همیشه به این صورت بوده است:

    «تصور نکنید سوئد همواره سرزمینِ مذاکره و مسامحه بوده‌ است. از دهه‌ی ۱۸۹۰ تا اواسط دهه‌ی ۱۹۳۰ سوئد بیشترین میزان تولید خود را به دلیل منازعات بین کارگران و کارفرمایان از دست داد.» سوئد سرزمینی است که چهل سال در آن منازعه شدید بین کارفرمایان و کارگران جریان داشت. او ادامه می‌دهد که تصور نکنید که سوئد و دانمارکی که امروز همدیگر را برادر خطاب می‌کنند همیشه چنین رابطه‌ای داشته‌اند. سوئد و دانمارک تا سال ۱۸۱۴ در ده جنگ طولانیِ خونبار یکدیگر را کشته‌اند. چگونه این سطح از اعتماد بعد از چنین شرایط دشواری حاصل شده است؟

    وقتی دام اجتماعی برچیده می‌شود که ماجرای سواری مجانی منتفی شود. سواری مجانی یعنی من صرفه‌جویی کنم، اما همسایه‌ام مجانی بردارد. یعنی من اتومبیلم را به خیابان نمی‌آورم و خیابان خلوت‌تر می‌شود ولی دیگران در خیابان‌های خلوت‌تر زودتر به کارشان می‌رسند. برای حل مشکل باید همگی اتومبیل را بیرون نیاوریم و دوچرخه‌سواری کنیم‌. نهادها باید بتوانند این کار را انجام دهند. مردم باید مطمئن شوند که سیستم دولتی امکان سوء استفاده نمی‌دهد.

    یکی از شاهکارهای روثستاین در این کتاب تحلیل روابط بین کارگر و کارفرما بین سالهای ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۸ در سوئد است. در فاصله‌ی سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۹۲۸ ، در حدود ۴۰ سال، کارگر و کارفرما به یکدیگر ضربه زدند. کارگران اعتصاب می‌کردند و کارخانه‌ها تعطیل می‌شدند و کارفرماها دستمزدها را افزایش نمی‌دادند. بخش قابل توجه و عمده‌ی تولید صنعتی سوئد در این سال‌ها از دست رفت. سال ۱۹۲۸ رئیس اتحادیه‌ی کارگری نهایتا به این نتیجه رسید که تا بهره‌وری بالا نرود دستمزدها واقعا بالاتر نخواهد رفت. دو حزب اصلی سوئد به این نقطه رسیدند که تا ابد نمی‌توان مناقشات را ادامه داد‌. برای رسیدن به توافق بین کارگرها و کارفرمایان ده سال زمان صرف شد و ‌در حادثه‌ای پنج نفر کشته شدند و این کشته‌ها منشاء بازتفسیر روابط تاریخی کارگر و کارفرما بود. بعد از ده سال، در ۱۹۳۸ دو حزب اصلی سوئد و کارگران و کارفرمایان درباره‌ی چگونگی تنظیم دستمزدها و روابط اتحادیه‌های کارگری به توافق رسیدند.‌ روثستاین معتقد است که ماهیت دموکراتیک تصمیم‌گیری، ساختار خودخواهانه‌ی کوتاه‌نگر را تضعیف می‌کند و همکاری را به جای آن می‌نشاند و در این ده سال طرفین به مکانیزم‌هایی در جهت شفاف کردن و ضرورت افزایش بهره‌وری دست پیدا کردند. در آخر به نقطه‌ای رسیدند که رئیس اتحادیه‌ی کارگری می‌گوید: «می‌دانم که نفع همه‌ی ما این است که دستمزدها تورمی افزایش نیابد‌، به شرط آنکه همه‌ی اتحادیه‌ها افزایش دستمزد نداشته باشند و بین کارفرمایان و کارگران اعتمادی وجود داشته باشد که بخشی سود بدست آمده از طریق افزایش بهروه‌وری به کارگران برسد. حل منازعات بین کارگران و کارفرمایان به توافقی مبتنی بر اعتماد نیازمند است.‌ این اعتماد در کشوری مانند سوئد ده سال زمان برده و منوط به چهل سال قبل از آن است.»

    از این تجربه چند نکته را می‌توان استخراج کرد. اول، دموکراسی و گفتگو فقط معطوف به عرصه‌ی کلانِ سیاست نیست. تصور نکنیم وقتی می‌گوییم گفتگو منظور الزاماً گفتگو با آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها یا گفتگو بر سر مسائل منطقه‌ یا برجام است. گفتگو می‌تواند بین اتحادیه‌های کارگری و کارفرمایان یا مردم و وزارت نیرو و کشاورزان باشد. گفتگو می‌تواند بین زنان و مسئولین وزارت ورزش، درباره‌ی رفتن به ورزشگاه‌ها باشد.‌ روثستاین می‌نویسد «بر عکس تصوری که از مطالعات درباره‌ی روش سوئدی شده بود، انتقال از تضاد و بی‌اعتمادی به همکاری و روحیه‌ی وفاق در دهه‌ی ۱۹۳۰ تغییری ناگهانی نبود. نمایندگان اصلی هر دو جناح مبادرت به همکاری و شرکت در دیالوگ درباره‌ی تعداد زیادی از مسائل در سطح محلی و ملی کرده بودند. و چنین الگوهای همکاری، معمولا بر مبنای محرک‌هایی آغاز می‌شد که حمایت دولت از آن‌ها وجود داشت.»

    دوم، وضعیت دام اجتماعی مختص جامعه ایران نیست. شما حتما شنیده‌اید که می‌گویند تا تک‌ تک ما ایرانی‌ها عوض نشویم، توسعه پیدا نمی‌کنیم. من معتقدم که در کشورهای دیگر جهان هم تک تک اعضا، عوض و آدم نشده‌اند یعنی این‌طور نیست که همه‌ی افراد در سوئد و فنلاند و ژاپن بسیار متخلق به اخلاق و سودمند به حال منافع جامعه باشند. تنها فرق ما با دیگر کشورها این است که ما حافظه‌ی تاریخی‌ای از ضربه‌هایی که نهادها به ما زده‌اند داریم و برای اینکه بتوانیم در فرآیندهایی با یکدیگر گفتگو کنیم و به چارچوب‌هایی برای همکاری و اعتماد برسیم نیازمند زمانیم. کتاب تاکید می‌کند که این برنامه‌ی همکاری باید از بالاترین سطح شروع شود.

    سوم، ضرورت تلاش برای کاهش فساد. فساد را سوءاستفاده از قدرت در جهت منافع شخصی تعریف می‌کنند. شبکه‌ی عدالت مالیاتی، فساد را این گونه تعریف می‌کندکه به نظرم یکی از بهترین تعریف‌هاست: هر اقدامی که به اعتماد عمومی ضربه بزند. بر اساس مدل روثستاین و دام اجتماعی می‌توان فهمید که چرا هر اقدامی که به اعتماد عمومی ضربه می‌زند فساد است. چون به محض آنکه اقدامی به اعتماد عمومی ضربه می‌زند، همکاری سخت‌تر خواهد شد و با سخت‌تر شدن همکاری، اعتماد کمتر می‌شود و در یک چرخه‌ی زوال قرار خواهیم گرفت: اعتماد کمتر، همکاری کمتر و همکاری کمتر، اعتماد کمتر را ایجاد می‌کند. هر چه‌قدر اعتماد پایین‌تر می‌آید ما برای فساد مستعدتر می‌شویم. هر رفتار منصفانه‌ای در این مدل کمکی به مقابله با فساد است.

    چهارم، به شرطی می‌توان با فساد و بی‌اعتمادی مقابله کرد که نهادها فراگیر باشند. همه‌ی افراد در همه‌ی دنیا در درجه‌ی اول، ترجیح می‌دهند که نهادها به نفع خودشان باشد. ما بانکی را دوست داریم که به ما وام دهد و مدرسه‌ای را ترجیح می‌دهیم که به بچه‌های ما بهتر درس بدهد و دولتی را می‌پسندیم که به نفع جناح سیاسی ما باشد. تا حد امکان، در همه‌ی دنیا و همه‌ی افراد برای رسیدن به چنین امری تلاش می‌کنند. از این حیث بین ما ایرانیان و افراد در دیگر کشورها تفاوتی وجود ندارد. اما اگر مطمئن نباشیم که حکومت، بانک و مدرسه‌ای که امروز به نفع ماست، دو سال بعد هم به نفع ما عمل کند چه نظری خواهیم داشت؟

    فرض کنید، قوه‌ی قضاییه با اعمال نفوذ از جانب شما، حکمی به نفعتان صادر می‌کند. اما اگر در آینده اوضاع متفاوت شود و کسی توانست علیه شما در آن نفوذ کند و ضد شما رای دهد چه می‌کنید؟ اگر مطمئن نیستید نهادی که امروز بنا می‌کنید در آینده چه رفتاری خواهد داشت، همواره به نفعتان است که نهادی بنا کنید که تا ابد بی‌طرف باشد.

    اگر ما قوه‌ی قضاییه‌ای بنا کردیم که احکام آن تا شش ماه آینده به نفع ماست، ولی نتوانیم آن احکام را بعد از شش ماه تضمین کنیم، پس بهتر است که قوه‌ی قضاییه تحت نفوذ هیچ‌کسی نباشد. به نهادهای بی‌طرف، نهاد فراگیر گفته می‌شود. نهادهایی که تحت هر شرایطی نسبت به همگان بی‌طرفند و همه‌ی افراد -زن، مرد، شیعه ، سنی یا متعلق به جناح چپ یا راست- برای آنها یکسان است.

    شرط ایجاد اعتماد، نهادهای بی‌طرف است. خلق نهاد بی‌طرف، آنگونه که روثستاین می‌گوید نیازمند منفعت شخصی هدایت شده است.‌ همه‌ی ما به دنبال نفع شخصی خود هستیم. نفع شخصی هدایت‌شده یعنی نفع شخصی را به گونه‌ای دنبال کنیم که از استقرار قوانینی که تنها به نفع خودمان است اجتناب کنیم. از فاسد کردن نظامِ قواعدِ موجود، با این محاسبه که در صورت فاسد شدن، ما را هم نابود می‌کند، خودداری کنیم.

    همه‌ی آنهایی که روزی رشوه‌ کوچکی داده‌اند تا سیستم اداری اندکی به نفع‌شان کار کند، امروز زیر دست و پای همان سیستم اداری در حال له شدن‌اند. کارخانه‌داری که در دهه‌‌ی چهل برای گرفتن مجوز هزار تومان رشوه داده، امروز ممکن است با یک میلیارد تومان بتواند همان مجوز را بگیرد. روثستاین برای آنکه چنین اتفاقی نیفتد، توصیه‌ی روشنی دارد.

    حکومت باید به مردم علامت محکمی دهد که بازی جدیدی در حال آغاز شدن است. بازی جدید چیست؟ بازی جدید این است که حکومت اقدامات عامدانه‌ و آگاهانه‌ای انجام دهد تا نشان بدهد نسبت به بی‌اعتمادی‌هایی که در گذشته انجام شده آگاه و حساس است و قصد جبران آن‌ها را دارد. رهبران باید برای جلب اعتماد مردم وارد بازی‌ای شوند که به آن تعهدات قابل اعتنا یا علامت‌های معنادار و کوچک ِ با ارزش می‌گویند.

    فرض کنید می‌خواهید با کسی معامله‌ای کنید. در شرایطی که دو طرف معامله نسبت به هم کاملاً بی‌اعتمادند، نمی‌توانند بر روی موضوعی بسیار با ارزش توافق کنند. چون ممکن است یکی از طرفین امتیاز با ارزشی را گرفته و همه چیز را رها کند. همانطور که در نظریه‌ی بازی‌ها تحلیل شده، برای آغاز فرآیند اعتماد‌سازی،  طرفین باید به هم امتیازهای کوچک معنادار بدهند. این امتیاز کوچک هم اهمیت قائل شدن برای طرف مقابل را نشان می‌دهد و هم در صورت رها شدن معامله از جانب یکی از طرفین، طرف دیگر را آنچنان متضرر نخواهد کرد.

    این امتیازهای کوچک ِ معنادار در اصل مشوقی برای ادامه‌ی بازی است. به آهستگی و  در مسیر رفت و برگشت سطح اعتماد بالا می‌رود. حکومت و مردم باید وارد این معامله‌ی امتیازهای کوچک شوند و اعتمادسازی کنند. این امر معطوف به مهم‌ترین مسائل نیست. طرفین از ابتدا بر سر مهم‌ترین مسائل مذاکره نمی‌کنند.‌ گفت‌وگو می‌تواند از مسأله‌ای نظیر بهداشت و درمان و بخش کوچکی از آن شروع شود.

    حکومت‌ها به غیر از فرستادن پیام‌های روشن، باید فضایی را برای برقراری ارتباط  و اجازه‌ی گفت‌وگو مهیا کنند.‌ پژوهش‌های روانشناسی انجام شده نشان می‌دهند که وقتی افراد به گروههای مختلف تقسیم می‌شوند، اولا آنچنان که در ابتدا تصور می‌کنیم، منفعت طلبانه عمل نمی‌کنند. ثانیا هر چه‌قدر گروهها و ارتباطات آنها درونی‌تر می‌شود، به برون‌گروه بی‌اعتمادتر و قبیله‌گرایی و خویشاوندگرایی آنها بیشتر می‌شود. هر چه‌قدر فضا بازتر شود، رابطه‌ی بیشتری با هم داشته باشند، بیشتر به هم اعتماد می‌کنند. خلق نهادهای فراگیر هم بسیار مهم است. نهادهایی که بی‌طرفی اولین و مهم‌ترین ویژگی‌شان است و به دقت و کارآمدی این بی‌‌طرفی را اعمال می‌کنند.‌

    من بحث کتاب دام‌های اجتماعی و مسأله اعتماد را با خواندن جملاتی از پاتنام به پایان می‌برم: «پاتنام نشان داد رای دادن برای مجلسی از نمایندگان در یک انتخابات آزاد ِ توام با نمایندگی واقعی جامعه همراه با آزادی و انصاف خیلی خوب و ایده‌آل است‌ اما اگر همین مجلس نتواند تصمیماتی با کیفیت اتخاذ کند به نحوی که قابل اجرا باشند یا اگر کنترل خود را بر دستگاه اجرایی از دست بدهد این دموکراسی به‌درد نمی‌خورد.»

    دموکراسی باید آزاد باشد، باید انصاف در آن وجود داشته باشد ولی در نهایت دموکراسی باید مسأله حل کند. من از این‌جا سراغ مسأله و پروژه خودم می‌روم.

    پروژه‌ی اصلاحات در ایران

    اول، کارآمدسازی دولت مهم‌ترین کار است. بزرگ‌ترین پروژه‌ای که باید در ایران پیش برود، کارآمدسازی دولت است. کارآمدسازی دولت در ایران، مقدم بر هر چیزی  است. ما باید دولتی داشته باشیم که بتواند مسائل را حل کند. مسائلی نظیر آب، یارانه، برق و ریزگرد و بیمه. تا زمانی که در کشور بعضی دو دفترچه و بعضی دیگر دفترچه‌ی بیمه ندارند، مشکل سواری مجانی حل نمی‌شود. اگر دولت مشکل آب یا دفترچه‌های بیمه را حل نکند، نمی‌تواند خلق اعتماد کند. بنابراین اولین پروژه‌ی اصلاحات و فراتر از آن اصلاح‌طلبی حل کردن ناکارآمدی دولت است. تا به امروز همه‌ی دولت‌ها در ایران به درجات قابل توجهی ناکارآمد و ناتوان از حل مساله بوده‌اند.

    دوم، حل کردن مساله‌ها نیازمند کل‌نگری همه‌جانبه نیست. گفتن این جمله برای من هزینه‌بردار است و بسیاری از همفکران من ناراضی خواهند شد: حل کردن بسیاری از مسائل ما در داخل کشور، هیچ ربطی به رابطه‌ی ما با آمریکا ندارد. بسیاری از مسائل پیش‌آمده در کشور، نتیجه‌ی سیاست خارجی ما نیست. خشک کردن تالاب‌ها و رودخانه‌ها کاری است که خود کرده‌ایم و آمریکایی‌ها به هیچ وجه کمک‌مان نکرده‌اند.

    اولویت اول اصلاح‌گران در ایران باید کارآمدسازی دولت باشد. این امر از سطح خرد و از مسائلی که جنس‌شان از جنس تعهدات کوچک معنادار است آغاز می‌شود. ما باید از اصلاح رویه‌های اداری شروع کنیم. پس در اصلاح‌گری همه‌ی مسائل را به یکدیگر مربوط نکنیم و تفکیک را بخشی مهم از پروژه‌ی اصلاح بدانیم.

    سوم، در پروژه‌ی اصلاح‌گری احتیاج داریم تا جزییات دانش تخصصی در هر بخش را تولید کنیم‌. ما برای حل مشکل، نیازمند تحلیلی چندسطحی و دانشی عمیق از مساله هستیم. برای حل مشکل باید پیچیده‌تر فکر کرد تولید دانش جزئی و سطح‌بندی شده در پروژه‌ی اصلاح‌طلبی بسیار مهم است‌.

    چهارم، اصلاح‌گری در ایران، در فرآیند مخاصمه‌ی بین طرف‌های گفتگو پیش نخواهد رفت.‌ احتیاج داریم که همه‌ی آنهایی که در دو جناح قرار گرفته‌اند، هرچه بیشتر به هم نزدیک شوند و نزدیک شدن، از گفتگو درباره‌ی مسائلی که چشم‌اندازی برای حل آن وجود دارد آغاز می‌شود.

    مثالی بزنم، بچه‌ای پانزده کیلوگرم اضافه‌وزن دارد. اگر هدف‌گذاری کردیم که ظرف یک ماه، پانزده کیلوگرم وزن کم کند، به مشکل بر می‌خوریم. بچه طی کم کردن این میزان اضافه‌وزن می‌میرد یا اساساً خسته می‌شود و کم کردن وزن را رها می‌کند. ما نمی‌توانیم از هدف‌گذاری‌های بزرگ برای اصلاح‌گری شروع کنیم. مشکل آب همه دشت‌های کشور با هم امکان‌پذیر نیست. هیچ راهکار همه‌جانبه‌ی یکدست‌نگری برای کل  کشور در زمینه آب وجود ندارد. مساله‌ی آب در حوزه‌ی زاینده‌رود و شمال کشور متفاوت است. حل مشکلات کارگری در صنایع مختلف با هم فرق دارند. ما باید از ‌از طریق راهکارهای کوچک، برای مسائل کوچک، و همکاری در حل مسائل کوچک اعتماد به وجود بیاوریم.

    لزوم گفتگوی ملی

    از طریق گفت‌وگو می‌توان اعتماد ساخت. منظور از گفتگوی ملی، آشتی ملی و بحث‌های کلان نیست. گفتگوی ملی از بحث درباره‌ی انتخابات ۸۸ شروع نمی‌شود. انتخابات ۸۸ نهایت مواجهه ایدئولوژی‌ها و مناقشه قدرت است. گفت‌وگو باید از امور کوچک‌تری شروع شود. از مساله‌ی آب، تلگرام و مداخله در فضای مجازی، برق و به طور کلی از مناقشه‌های کوچک‌تری که چشم‌اندازی برای حل آن‌ها وجود دارد. گردش مالی نظام سلامت کشور ۱۴۰۰۰۰ میلیارد تومان است و در عین حال از درآمد نامتوازن کادرهای درمانی، در اولویت نبودن پیشگیری، و فقدان نظام‌های کنترل هزینه رنج می‌برد. گفت‌وگو می‌تواند شفاف‌سازی و صراحت در همین عرصه آغاز شود. بودجه‌ی رفاهی کشور بالغ بر ۲۰۰۰۰۰ میلیارد تومان است و گفت‌وگو می‌تواند از بحث فراگیر برای هدفمند و مؤثر ساختن این عرصه آغاز شود.

    گفتگو به افراد پرحوصله‌ای نیازمند دارد و این تنها مختص جامعه‌ی ایران نیست. حل کردن مناقشه‌های کارگری در سوئد تقریبا ۵۰ سال زمان برده است. ما بخشی از این فرآیند را طی کرده‌ایم و در این کشور کسانی هستند که به این نقطه رسیده‌اند که مناقشه بر سر هر موردی بس است! عده‌ای از این مناقشات خسته شده‌اند.

    سخن آخرم این است که اصلاح‌گری از مناقشه‌برانگیزترین مسائل آغاز نمی‌شود بلکه می‌تواند از مسائلی شروع شود که اثربخش‌ترین و امیدبخش‌ترین اثر را در زندگی ناامیدترین گروه‌های جامعه دارد.‌ موفقیت در این عرصه می‌تواند ما را به تدریج به خروج از دام‌های اجتماعی امیدوار سازد.

    .


    .

    صوت سخنرانی دکتر محمد فاضلی در این نشست

    صوت پرسش و پاسخ از دکتر محمد فاضلی در این نشست

    .


    .

    معرفی کتاب «دام های اجتماعی و مسئله اعتماد» توسط دکتر محمد فاضلی

    سلسله نشست های گفتار و اندیشه – نشست شماره ۲۲

    شیراز – خیابان قصردشت کوچه۳۹ پلاک ۵۰ دفتر حزب اتحاد ملت منطقه فارس

    پیاده سازی: علی احمدی

    .


    .

    معماری سی‌ و سه‌ پل
    سی‌وسه‌پل یا پل الله‌وردی خان پلی است با ۳۳ دهانه، ۲۹۵ متر طول و ۱۴ متر عرض است، که توسط الله‌وردی خان اوندیلادزه بر روی زاینده‌رود در شهر اصفهان و همزمان با حکومت شاه عباس صفوی ساخته شده و محل برگزاری مراسم جشن آب‌پاشان و همچنین مراسم خاج‌شویان ارامنهٔ اصفهان در دورهٔ صفویه بوده است. اندیشهٔ بنای سی و سه پل در سال ۱۰۰۸ هجری قمری و در دوازدهمین سال سلطنت شاه عباس یکم به وجود آمد و در سال ۱۰۱۱ هجری قمری، الله وردی خان اوندیلادزه گرجی، سردار مشهور او مأمور اتمام ساختمان پل گردید.
    پرسی سایکس، سی‌وسه‌پل را یکی از پل‌های درجه اول جهان خواند، شاردن آن را شاهکار معماری و شگفت آفرین و دن گارسیا آن را از بهترین آثار معماری ایران خواند. و به قول لرد کرزن «انسان هیچ انتظار ندارد برای دیدن آنچه که روی هم رفته می‌توان آن را باشکوه‌ترین پل دنیا نامید، ناچار از مسافرت به ایران باشد». دن گارسیا در این باره می‌نویسد: «این پل نیز از بناهای الله وردی خان اوندیلادزه گرجی است و با اینکه دشمنان و حاسدانش می‌گویند این بنا با پول ساخته شده است، نمی‌توانند انکار کنند که بانی شخص اوست. اما باور عموم مردم که حقیقت نیز همان است، این است که الله وردی خان پل را به خرج خود ساخته است».

    یکی از شعرای دورهٔ صفویه به نام شیخ علی نقی کمره‌ای تاریخ بنای پل را در شعری به گونهٔ ماده تاریخ، سال ۱۰۰۵ هجری به حساب آورده‌است و این سال، درست هم‌زمان با روزهایی است که خیابان بی‌همتای چهارباغ هم ساخته شده‌است. سی وسه پل، چهارباغ عباسی را به چهارباغ بالا متصل می‌کند.

    این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۱۱۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت همراه تاریخ محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس