اشتراک‌گذاری


    ویلیام آدامز، در قرن شانزدهم میلادی و در انگلستان الیزابتی به دنیا آمد. او وارد صنعت دریانوردی و کشتی‌رانی شد و به کشورهای زیادی سفر کرد. در خلال یکی از سفرهایش او اولین همسرش را ملاقات کرد. آن‌ها با یکدیگر ازدواج کردند و صاحب دو دختر شدند‌. قبل از سفرش به ژاپن، افراد دیگری نیز از اروپا به ژاپن سفر کرده بودند ولی او نخستین سامورایی سفیدپوست جهان به شمار می‌رود.

    در سال ۱۵۸۹ میلادی، او توسط یک دوک بلند‌پایه استخدام شد تا پنج کشتی تجاری را به سمت ژاپن هدایت کند. در آن زمان تنها اسپانیایی‌ها به ژاپن می‌رفتند و این دوک انگلیسی قصد داشت تا انحصار آن‌ها را بشکند. در طول سفری دوساله، چهار کشتی از پنج کشتی به علت طوفان نابود شد. کشتی آدامز تنها کشتی‌ای بود که به همراه بیست‌و‌سه نفر دیگر به سواحل ژاپن رسید. تنها آدامز در بین آن‌ها سالم بود و می‌توانست با ژاپنی‌ها مذاکره کند.

    آدامز تنها اطلاعاتی که از ژاپن داشت مربوط به کتاب‌های مارکو پولو بود. خود مارکو پولو هیچ‌گاه سفری به ژاپن نداشت و تنها اطلاعاتی که در کتابش ذکر کرده بود را از بازرگانان چینی می‌دانست‌. آدامز با هوش خود به شوگان‌های ژاپنی نزدیک شد. اسپانیایی‌ها از نفوذ او در بین ژاپنی‌ها هراس داشتند و او را یک دزد دریایی معرفی می‌کردند.

    ویلیام به ژاپنی‌ها نقشه‌خوانی و جغرافیا درس داد و بین آن‌ها خیلی محبوب شد. او حتی توانست به دربار پادشاه ژاپن نیز راه یابد. به او زمین‌هایی به تعداد هشتاد عدد و خدمتکاران فراوانی داده شد. او به‌قدری در ژاپن نفوذ پیدا کرد که همسری ژاپنی برای خودش اختیار کرد و به یکی از افراد مهم و پرنفوذ در ژاپن تبدیل شد.




    اشتراک‌گذاری
    مقاله‌ی قبلینفرین سمفونی شماره نه چیست؟

    این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

    دانلود آهنگ جدید سینا شعبانخانی رنگ سال

    امشب برای شما عزیزان از آپ موزیک ، ترانه رنگ سال با صدای سینا شعبانخانی آماده شده

    شعر و آهنگسازی : سینا شعبانخانی / تنظیم کننده : معین راهبر

    Exclusive Song: Sina Shabankhani – “Rang Sal” With Text And Direct Links In UpMusic

    sina دانلود آهنگ سینا شعبانخانی رنگ سال

    متن موزیک رنگ سال با صدای سینا شعبانخانی:

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    رنگ چشماتوُ که رنگ ساله…

    ♫♪♭

    وای! چه باحاله…

    ♫♪♭

    دوست دارم ، فکر می کردی اینقدر عاشقت بشم؟؟؟؟

    ♫♪♭

    از ته دل ای جان میخندی و من باید عاشق بشم

    ♫♪♭

    اینجوری نمیشه مال منی اما

    ♫♪♭

    یک شهر حواسش به تو پرته

    ♫♪♭

    سر تو با دنیا در میوفته قلبم

    ♫♪♭

    اگه اینجوری عاشق بشی شرطه…

    ♫♪♭♫♪♭♫♪♭♫♪♭

    سینا شعبانخانی رنگ سال

    دانلود آهنگ سینا شعبانخانی رنگ سال

    این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

    دانلود آهنگ جدید سینا شعبانخانی رنگ سال

    امشب برای شما عزیزان از آپ موزیک ، ترانه رنگ سال با صدای سینا شعبانخانی آماده شده

    شعر و آهنگسازی : سینا شعبانخانی / تنظیم کننده : معین راهبر

    Exclusive Song: Sina Shabankhani – “Rang Sal” With Text And Direct Links In UpMusic

    sina دانلود آهنگ سینا شعبانخانی رنگ سال

    متن موزیک رنگ سال با صدای سینا شعبانخانی:

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    رنگ چشماتوُ که رنگ ساله…

    ♫♪♭

    وای! چه باحاله…

    ♫♪♭

    دوست دارم ، فکر می کردی اینقدر عاشقت بشم؟؟؟؟

    ♫♪♭

    از ته دل ای جان میخندی و من باید عاشق بشم

    ♫♪♭

    اینجوری نمیشه مال منی اما

    ♫♪♭

    یک شهر حواسش به تو پرته

    ♫♪♭

    سر تو با دنیا در میوفته قلبم

    ♫♪♭

    اگه اینجوری عاشق بشی شرطه…

    ♫♪♭♫♪♭♫♪♭♫♪♭

    سینا شعبانخانی رنگ سال

    دانلود آهنگ سینا شعبانخانی رنگ سال

    این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

    دانلود آهنگ سامان جلیلی قلب تو

    همین حالا میتوانید گوش دهید و یا دانلود کنید به آهنگ قلب تو با صدای سامان جلیلی

    شاعر : سامان جلیلی / تنظیم کننده : مصطفی مومنی

    Exclusive Song: Saman Jalili – Ghalbe To With Text And Direct Links In UpMusics

    ghalb to دانلود آهنگ سامان جلیلی قلب تو

    متن موزیک قلب تو با صدای سامان جلیلی:

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    خیره شو تو چشام!!

    ♫♪♭

    من از اون دیوونه هام که تورو خیلی بخوام…

    ♫♪♭
    به دلت بد راه نده ….

    ♫♪♭

    دلم عشقو بلده فال مون خوب اومده…

    ♫♪♭
    چجوری عاشقت نشمو…

    ♫♪♭

    چیزی نگم از تو که این همه جونمی چیزی نگم!!

    ♫♪♭
    تو چشات چی داری که برات میره دلم …

    ♫♪♭

    تو ببین که چقدر با تو درگیره دلم …

    ♫♪♭

    سامان جلیلی قلب تو

    دانلود آهنگ سامان جلیلی قلب تو

    همراه تاریخ: حسن روحانی، رئیس‌جمهور می‌گوید «روسیه که روزی بخش اعظم دریای خزر را متعلق به خود می‌دانست، امروز به سهم ۱۷ درصدی از این دریا اکتفا کرده است.» محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه توضیح داده سهم ایران از دریای خزر در هیچ زمانی ۵۰ درصد نبوده و الان هم ۱۱ درصد نیست. محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‌جمهوری هم گفته «وقتی بحث ۵۰ درصد مطرح می‌شود؛ یعنی فقط یک طرف ایران یک طرف روسیه؛ اما الان روسیه بحث ۱۷ درصد را با همسایگان خزر در میان گذاشت.»

     

    روزنامه همراه تاریخ «دروغ سهم ۵۰ درصدی ایران از دریای خزر و واگذاری آن را» کار «برخی رسانه‌های ضدانقلاب و به‌ خصوص سلطنت‌طلبان، همزمان با خط خبری رسانه دولتی انگلستان (BBC)» می‌داند. روزنامه رسالت از محمود صادقی، نماینده تهران که در توئیتی مدعی شده بود «سهم ۵۰ درصدی ایران به ۱۱ درصد سقوط کرده» پرسیده «کی سهم ایران از خزر ۵۰ درصد بوده؟» و نوشته «سهم ۵۰ درصدی ایران از خزر، حتی در دوران شوروی سابق (به دلیل طولانی‌تر بودن مرز‌های آن با خزر) محقق نشد.»

     

    حمید بعیدی‌نژاد، سفیر ایران در لندن در اینستاگرام خود نوشته «در اسناد حقوقی مصوب بین ایران و شوروی سابق اصلا توافقی نسبت به تقسیم ۵۰ درصدی دریای خزر به عمل نیامده است.» محمدابراهیم رحیم‌پور معاون پیشین آسیا و اقیانوسیه وزارت امور خارجه و آخرین نماینده ایران در مذاکرات وضعیت حقوقی دریای خزر در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان، از کسانی که ادعای سهم ۵۰ درصدی ایران از خزر دارند خواسته سند بیاورند «آن‌ها باید بگویند در کدام قرارداد یا کنوانسیون یا عهدنامه قید شده که سهم ایران از دریای خزر ۵۰ درصد و سهم شوروی هم ۵۰ درصد است؟»

     

    اما ادعای سهم ۵۰ درصدی ایران از خزر از کجا آمد؟ چرا بعد از امضای کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر در نشست سران کشورهای ساحلی در آکتائو قزاقستان که صراحتا قید شده «تحدید حدود بستر و زیربستر و همچنین تعیین خطوط مبدأ و شیوه‌های آن انجام نشده و به موافقتنامه‌های جداگانه در آینده موکول شده است»، یکباره موضوع سهم ۵۰ درصدی ایران در دریای خزر مطرح شد؟

     

    علاوه بر توئیت محمود صادقی، نماینده مجلس، انتشار ویدئویی از یک کارشناس روس در فضای مجازی جنجال‌آفرین شد؛ ویدئویی که در آن رجب صفروف می‌گوید طبق معاهدات سال ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ سهم ایران و اتحاد جماهیر شوروی از دریای خزر هر کدام ۵۰ درصد بوده که در سال ۱۹۹۶ (در زمان ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی) ایران پذیرفته سهم‌اش ۲۰ درصد باشد و این پیشنهاد ایران، موجب تعجب فراوان روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان شده است. وی ادعا می‌کند که این پیشنهاد ایران، «هدیه الهی» به روسیه و سه کشور تازه‌ استقلال‌یافته بود.

     

    اما صفروف کیست؟ بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران می‌گوید «ایشان هیچ‌گاه فردی مذاکره‌کننده از جانب هیات مذاکره‌کننده روسیه با هیات ایرانی در مذاکرات خزر نبوده است.» صفروف در سال ۱۹۹۷ و به مدت دو سال در یک آکادمی وابسته به وزارت امور خارجه روسیه مشغول به کار بوده و بنابراین، در سال ۱۹۹۶ هیچ سمتی در وزارت امور خارجه روسیه نداشته است. پس از بازنشر گسترده این ویدئو، صفروف در گفت‌وگویی با خبرنگار صداوسیما حرف قبلی خود را پس گرفت و گفت: «در هیچ جا و هیچ قراردادی سندی به عنوان سهم ۵۰ درصدی میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی ثبت نشده است. وقتی با بی‌بی‌سی فارسی صحبت کردم منظورم از واژه ۵۰ درصد این بود که در قراردادهای سال ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ دریاچه خزر، دریاچه داخلی ایران و شوروی به حساب می‌آید و معمولا با توافق یکدیگر بین این دو کشور تقسیم می‌شود. در حقیقت تساوی ۵۰ درصدی میان دو کشور ایران و شوروی به منظور تقسیم ۵۰ درصدی سهم نیست و با نگاهی به نقشه دریای خزر درمی‌یابیم که اگر ایران و شوروی از دریای خزر ۵۰ درصد سهم داشته باشند دیگر آذربایجان و ترکمنستان نمی‌توانند ساحلی از این دریاچه داشته باشند و این منطقی نیست. موضع‌گیری ایران در مورد سهم ۲۰ درصدی که البته تصاحب آن کار سختی است، منطقی به نظر می‌رسد. بنابراین فکر می‌کنم اینکه درباره ایران گفته می‌شود باید ۵۰ درصد از دریاچه خزر سهم داشته باشد و حال گذشت کرده، نظری کاملا اشتباه است و می‌شود گفت این حرف منطقی نیست.»

     

    به گفته صفروف «در سال ۱۹۹۶ وقتی صحبت‌های اولیه رژیم حقوقی دریاچه خزر شروع شد، بیشتر قصد جداسازی مرزهای منطقه‌ای بود و اینکه هر کشور ساحل منطقه‌ای خودش را داشته باشد. طبق مرزهای منطقه‌ای، ایران از دریاچه خزر بین ۱۱ تا ۱۳.۵ درصد سهم می‌برد اما ایران راضی نشد و پافشاری کرد و تا به امروز طلبکار بوده است و امید به حق بیشتری دارد و واقعا نمی‌پذیرد که سهم کمتری نسبت به دیگران داشته باشد، این موضوع هنوز هم حل نشده و بیرون از کنوانسیون مانده است.» صفروف در عین حال توضیح داده که هرگز عضو هیات مذاکره‌کننده روسی در دریای خزر نبوده است.

     

    پیگیری‌های «همراه تاریخ» نشان می‌دهد که به رغم این اظهارات جدید، صفروف ۱۵ سال قبل در ۲۰ مرداد ۱۳۸۲ در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا، ادعای سهم ۵۰ درصدی ایران از خزر را مطرح کرده و گفته بود: «به کالیوژنی، نماینده‏ روسیه در امور دریای خزر گفته‏ام که اصلا ایران باید ۵۰ درصد این دریا را طلبکار باشد و روسیه باید با توجه به سهم ۵۰ درصدی که پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از این دریا داشت، از سهم خود در اختیار کشورهای تازه استقلال‌یافته‌ حوزه‏ این دریا بدهد. کالیوژنی تاکید کرده که ایران اکنون پیشنهاد تقسیم مساوی دریای خزر و گرفتن ۲۰ درصد از این دریا را پذیرفته و ما نیز با آن موافقیم.»

     

    این ادعای صفروف هم با استناد به گفته‌های ویکتور کالیوژنی در سال قبل از آن رد می‌شود؛ نماینده ویژه رئیس‌جمهور روسیه در امور دریای خزر ۱۲ آذر ۱۳۸۱ گفته بود روسیه نظریه تقسیم دریای خزر به بخش‌های ملی را از همان اول نپذیرفته است: «آقای پوتین در نشست سران کشورهای ساحلی خزر در عشق‌آباد گفت: تقسیم خزر به پنج دریا اشتباه خواهد بود.»

     

    «همراه تاریخ» گفته‌های مسئولان ایرانی طی سال‌های اخیر درباره سهم ما از دریای خزر را مرور کرده است؛ مواضعی متفاوت درباره درصدهای مختلف از یک حق تاریخی:

     

    ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۱ – مهدی صفری، نماینده‌ ویژه‌ ایران در امور دریای خزر: جمهوری اسلامی ایران در اجلاس عشق‌آباد معتقد بود بهترین گزینه، مشاع است و در صورت تقسیم خزر، ایران تقسیم کامل و سهم ۲۰ درصدی خود را می‌خواهد.

     

    ۱۰ دی ۱۳۸۱ – قربانعلی دری نجف‌آبادی، رئیس دیوان عدالت اداری و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام: ما از حق کشتی‌رانی در دریای خزر محروم شده‌ایم. در حال حاضر نیز وضعیت دریای خزر و سهم ما در دریای خزر، سهم روشنی نیست و قراردادهای روشنی در این زمینه تدوین‌نشده که حق و حقوق ما را در دریای خزر در نظر بگیرد.

     

    ۱۳ دی ۱۳۸۱ – کاظم جلالی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس: الان تیم وزارت امور خارجه، در مورد مسائل رژیم حقوقی دریای خزر و برای رسیدن به ۲۰ درصد، کارهای زیادی انجام داده و امر متقنی وجود دارد که به سهم ۲۰ درصد برسیم.

     

    ۱۲ آذر ۱۳۸۱ – ویکتور کالیوژنی، نماینده ویژه رئیس‌جمهور روسیه در امور دریای خزر: روسیه نظریه تقسیم دریای خزر به بخش‌های ملی را از همان اول نپذیرفته است. آقای پوتین در نشست سران کشورهای ساحلی خزر در عشق‌آباد گفت: «تقسیم خزر به پنج دریا اشتباه خواهد بود.»

     

    ۹ بهمن ۱۳۸۱ – کمال خرازی، وزیر امور خارجه: ما دنبال سهم عادلانه‌ای در دریای خزر برای جمهوری اسلامی هستیم و اگر قرار بر تصمیم باشد، آنچه که مورد نظر ماست، طبعا ۲۰ درصد است.

     

    ۲۵ تیر ۱۳۸۲ – سید محمد خاتمی، رئیس‌جمهور: ما بارها اعلام کردیم که ما حق عادلانه خود را در دریای خزر می‌خواهیم و وقتی که از اعداد و ارقام می‌گوییم، از سهم ۲۰ درصدی که حق ماست و از امضای توافقنامه مشترک بین پنج کشور ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان سخن می‌گوییم.

     

    ۲۰ مرداد ۱۳۸۲ – رجب صفروف، کارشناس امور ایران وابسته به دومای روسیه: به کالیوژنی، نماینده‏ روسیه در امور دریای خزر گفته‏ام که اصلا ایران باید ۵۰ درصد این دریا را طلبکار باشد و روسیه باید با توجه به سهم ۵۰ درصدی که پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از این دریا داشت، از سهم خود در اختیار کشورهای تازه استقلال‌یافته‌ حوزه‏ این دریا بدهد. کالیوژنی تاکید کرده که ایران باید حداقل ۲۰ درصد دریای خزر را در اختیار داشته باشد اما هنگامی که روسیه در سال ۱۹۹۸ با قزاقستان قراردادی درباره‏ی این دریا بست، ایران حضوری نداشت و هنگامی که روسیه پیشنهاد تقسیم دریای خزر و اختصاص ۲۰ درصد این دریا برای ایران را داشت، ایران نظر دیگری داشت و این پیشنهادات برای روسیه غیراجرایی بود؛ اما ایران اکنون پیشنهاد تقسیم مساوی دریای خزر و گرفتن ۲۰ درصد از این دریا را پذیرفته و ما نیز با آن موافقیم.

     

    ۶ خرداد ۱۳۸۳ – عباسعلی حسن‌اف، سفیر جمهوری آذربایجان در تهران: باقی طرف‌ها قبول نمی‌کنند سهم ایران از خزر ۲۰ درصد باشد.

     

    ۱ شهریور ۱۳۸۳ – حمیدرضا آصفی، سخنگوی وزارت امور خارجه‌: موضع ایران در خزر همان ۲۰ درصد است.

     

    ۱۳ تیر ۱۳۸۴ – مهدی صفری، نماینده‌ ویژه‌ ایران در امور دریای خزر: بر اساس مدل‌های ریاضی سهم ایران در خزر ۲۰ درصد خواهد بود.

     

    ۳ خرداد ۱۳۸۵ – علیرضا شیخ عطار، معاون وزیر خارجه: با همه‌ فشارهایی که از جانب روس‌ها و آذربایجانی‌ها به ما وارد شد، ما هنوز سر همان اصل ۲۰ درصد سهم‌مان مانده‌ایم.

     

    ۲۲ مهر ۱۳۸۶ – عباس ملکی، رئیس موسسه‌ غیردولتی خزر: در دوره‌ سید محمد خاتمی دولت به شیوه‌ «تقسیم» روی آورد. دولت معتقد بود در صورتی که شیوه «تقسیم» انجام شود، باید برای ایران سهم ۲۰ درصدی در نظر گرفته شود. در حال حاضر ایران شیوه‌ «مشاع و مشترک» را بهترین شیوه می‌داند، در عین حال اگر کشورهای دیگر این شیوه را نمی‌خواهند باید سهم ۲۰ درصدی از دریای خزر را به ایران بدهند.

     

    ۲۷ مهر ۱۳۸۶ – منوچهر متکی، وزیر امور خارجه: در قراردادهای پیشین سهم ۵۰ درصدی ایران از خزر مطرح نبود. تحدید حدود بین کشورهای حاشیه دریای خزر هم‌اکنون جاری است که با توجه به این مساله بیشترین سهم به قزاقستان به دلیل طولانی بودن ساحل آن می‌رسد که حدود ۲۴ درصد است. روسیه نیز حدود ۱۷ درصد و آذربایجان حدود ۱۴ درصد سهم می‌برند.

     

    ۱ آبان ۱۳۸۶ – علی‌اکبر ولایتی، مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل: ظرف این سال‌ها صرف‌نظر از اینکه چه دولتی سر کار بوده است، همه خطی را دنبال کرده‌اند که هر چه می‌شود سهم ۱۱ درصدی زمان شوروی برای ایران بیشتر شود و این توافق حداقل با آذربایجان تا حد ۱۸-۱۷ درصد رسیده است اما همچنان مذاکرات ادامه دارد.

     

    ۲۱ آذر ۱۳۸۶ – علی لاریجانی، نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی: در زمان شوروی سابق سهم ایران حدود ۱۳.۵ درصد بوده است، خط آستارا – حسین‌قلی بود، ولی بعد از فروپاشی شوروی شرایط تغییر کرد و پنج کشور به حاشیه خزر اضافه شد، همه این‌ها در زیر و روی بستر دریا سهم دارند و باید رژیم جدیدی تعریف شود ولی ایران همان ۱۳.۵ درصد را هم قبول ندارد.

     

    ۹ دی ۱۳۸۶ – منوچهر متکی، وزیر امور خارجه: عده‌ای از دشمنان ملت ایران از مدتی قبل زمزمه‌ کرده‌اند که ایران باید از دریای خزر ۵۰ درصد سهم داشته باشد در حالی که چنین چیزی نه منطقی است و نه قراردادی در این زمینه وجود داشته است. هرگز ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی امکان جلوتر رفتن از سهم ۱۱.۳ درصدی این دریا وجود نداشته است. انقلاب اسلامی و متعاقبا تحولات شوروی سابق و ایجاد کشورهای جدید تعیین یک رژیم حقوقی را در دستور کار قرار داد. بزرگترین ساحل از میان پنج کشور حاشیه دریای خزر مربوط به قزاقستان با ۲۴ درصد سهم و پس از آن مربوط به روسیه، ترکمنستان و آذربایجان است. ایران با تحدید حدودی که در زیربستر با ترکمنستان و آذربایجان انجام می‌دهد یکی از بالاترین رده‌های سهمی را در زیربستر خواهد داشت.

     

    ۱۰ دی ۱۳۸۶ – سید محمدعلی حسینی، سخنگوی وزارت امور خارجه‌: سهم ایران از دریای خزر حدود ۲۰ درصد خواهد بود.

     

    ۱۱ دی ۱۳۸۶ – سید محمدعلی حسینی، سخنگوی وزارت امور خارجه‌: در زمان شوروی سابق تلاش‌هایی صورت گرفت تا با استفاده از توانمندی شوروی درصدی را برای ایران تعیین و به آن تحمیل کنند. تلاشی که از گذشته صورت می‌گرفت مبنی بر ۱۱.۳ درصد بود که این رقم در هیچ قراردادی درج نشده و ایران هرگز آن را نپذیرفته است.

     

    ۸ بهمن ۱۳۸۶ – منوچهر متکی، وزیر امور خارجه: تاکنون هیچ کس بحث سهم ۱۱ درصدی ایران از دریای خزر را مطرح نکرده است. در گذشته دو تعامل و دو برخورد یعنی در دوره‌های قاجار و پهلوی نسبت به دریای خزر وجود داشت. در دوران پهلوی بیان می‌کردند که آب شور دریای خزر به درد آب قلیان بابا (ناصرالدین‌شاه) نمی‌خورد و لذا در دوران قاجار امکان بهره‌برداری از این ظرفیت وجود نداشت. در همان زمانی که روس‌ها در شمال ایران بندر می‌زدند تبادل ایران با روسیه تزاری و بعدا شوروی برقرار بود که در دوره پهلوی نیز خط موهوم حسین‌قلی – آستارا را تلاش کردند که به ایران تحمیل کنند و اقدام جدی نیز از طرف شاه ایران صورت نگرفت. در دوره جمهوری اسلامی همواره در این موضع که ایران خط فرضی را قبول ندارد تاکید شد و به محض تحولات منطقه‌ای و تشکیل کشورهای جدید در حاشیه دریای خزر همان‌گونه که مقام معظم رهبری در سفر همان سال‌ها به اردبیل بیان کردند، سهم ۲۰ درصدی به عنوان چارچوب گفت‌وگوها صورت گرفت. در آن زمان دو بحث در مورد سهم مطرح بود که یکی بحث مشاع و دیگری تقسیم بود که تقسیم در سطح آب معنا ندارد و لذا برای زیربستر و استفاده از منابع زیرزمینی مطرح شد.

     

    ۲۲ آبان ۱۳۸۷ – عباس ملکی، مدیرکل پیشین دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه: در گذشته و از زمانی که اشرف و محمود افغان به ایران حمله کردند دریاچه خزر کمتر دست ایران بود. در معاهده رشت کل دریای خزر به روسیه تعلق یافت. در دوره آقامحمدخان یک ‌بار دیگر متعلق به ایران شد تا این که در معاهده گلستان و ترکمانچای‌ ما خیلی از حقوق‌مان را در دریای خزر از دست دادیم. سال ۱۹۲۱ در انقلاب کارگری روسیه آن‌ها برخی از حقوق ایران را به رسمیت شناختند و دریای خزر را دریای متعلق به هر دو کشور دانستند. پس از آن در رژیمی مشاعی که اعلام شد، این‌گونه گفته شد که استفاده از دریای خزر مشترک است؛ اما مالکیت آن معلوم نیست. اصلا مالکیت در دریای خزر مفهوم ندارد. این بحث تا سال ۱۹۹۲ بود. ایران از ابتدا همان رژیم مشاعی را در نظر داشت. هاشمی ‌رفسنجانی در دوره‌ مسئولیتش سازمان همکاری‌های دریای خزر را تصویب کرد و در جلسات به آن تاکید کرد اما کشورهای دیگر مرتب به دنبال تقسیم دریای خزر بودند. جمهوری آذربایجان که از سوی ارمنی‌ها اشغال شده بود، می‌خواست از طریق به دست آوردن سهم نفت دریای خزرش با کشورهای دیگر و آمریکا لابی کند تا بتواند ارمنی‌ها را از کشورش بیرون کند. وقتی کار به تقسیم رسید ایران سهم ۲۰ درصد را اعلام کرد. بعد هم به این نتیجه رسیدند که این کار جواب نمی‌دهد. موضع جمهوری اسلامی ایران این است که بهترین امر همان مشاع است؛ اما اگر هم می‌خواهند تقسیم کنند سهم ایران ۲۰ درصد است. در اجلاسی که ولادیمیر پوتین به ایران آمد در اعلامیه‌ای که در نهایت صادر شد دیدیم همان موضع روسیه در اعلامیه آمده است. یعنی در بستر دریا که نفت، گاز و … در آن است دریا را تقسیم کنیم، در سطح دریا و امکانات دریا مشاع بماند.

     

    ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ – حسن قشقاوی، سخنگوی وزارت امور خارجه‌: ما معتقدیم درباره دریای خزر بهترین مدل اجماع کشورها بر سر استفاده از منابع است که همان مدل استفاده‌ یک پنجم می‌شود و در حال حاضر مشغول مذاکره در این‌باره هستیم و مذاکرات ادامه دارد؛ اما سهم ما از دریاچه‌ خزر بالاتر از آن چیزی است که در زمان شاه ناچارا و به صورت غیرواقعی بر آن اعمال حاکمیت می‌شد. ما بر حق‌مان تاکید داریم و آن را به دست خواهیم آورد.

     

    ۲۸ فروردین ۱۳۸۸ – مهدی صفری، نماینده‌ ویژه‌ ایران در امور دریای خزر: دلیلی ندارد که سهم همه از دریای خزر برابر باشد.

     

    ۱۸ مهر ۱۳۸۸ – منوچهر متکی، وزیر امور خارجه: سهم ایران در بستر دریای خزر ۲۰ درصد است و ایران تا زمانی که این حق قانونی را دارد در محدوده تعیین شده، اجازه فعالیت به کشورهای همجوار را در خصوص اکتشاف و بهره‌برداری نمی‌دهد.

     

    ۲ آذر  ۱۳۸۹- محمدمهدی آخوندزاده، نماینده ویژه رئیس‌جمهور در امور دریای خزر: ایران در مورد سهم دریای خزر روی هیچ رقمی صحبت نمی‌کند.

     

    ۹ آبان ۱۳۹۰ – حسن قشقاوی، معاون کنسولی و امور مجلس و ایرانیان وزیر امور خارجه: یکی از بزرگترین دروغ‌های شاخ‌دار علیه وزارت خارجه این است که می‌گویند سهم خزر ایران را به کس دیگری دادند، ما به دنبال جبران ضعف رژیم شاه در بحث خزر هستیم و این جمله شهید بهشتی کاملا بجاست که ممکن است روشنفکرانی زیر یک قرارداد استعماری را امضاء کرده باشند اما یک روحانی هرگز امضاء نخواهد کرد.

     

    ۱۰ تیر ۱۳۹۱ – محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام: ما به اینکه ۲۰ درصد از دریای خزر سهم ایران است، قائل نیستیم، زیرا سهم ایران از این دریا بیش از این‌هاست.

     

    ۹ آبان ۱۳۹۵ – ابراهیم رحیم‌پور، معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت خارجه: من سهم را قبول ندارم و به نظر عوامانه است. سهم معنی ندارد. تمام دریا برای همه است. من قبول ندارم که هر سال سهم ما کمتر شده است. چه کسی این حرف را زده است؟ این حرف‌ها عوامانه است. دریا، دریای مشاعی است که راجع به قانونمندی و تقسیم دوره شوروی است که سقوط کرد. برخی فکر می‌کنند هنوز شوروی سقوط نکرده است ولی شوروی سقوط کرده و به حدود ۱۵ کشور جدید تبدیل شده است. بنابراین تمام این میراث به همه در شوروی سابق نمی‌رسد و از همین جهت مذاکرات باید انجام شود.

     

    ۲۱ آذر ۱۳۹۶ – ابراهیم رحیم‌پور، معاون پیشین آسیا و اقیانوسیه وزارت خارجه: سهم ما در دریای خزر یک هندوانه یا خربزه نیست که به صورت مساوی بین پنج بچه تقسیم شود. سهم ۲۰ درصدی از کجا آمده است؟

     

    ۲۱ مرداد ۱۳۹۷ – محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس: رئیس‌جمهور در حالی عازم آکتائو شده که مفاد توافقات درباره رژیم حقوقی دریای خزر در هاله‌ای از ابهام است؛ آیا راست است که سهم ۵۰ درصدی ایران به ۱۱ درصد سقوط کرده؟! آیا ترکمانچای دیگری در راه است؟ مردم بدانید! نمایندگان مجلس اصلا در جریان توافقات پشت‌پرده نیستند.

     

    ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ – علیرضا رحیمی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس: در طول سال‌های گذشته مبنای مذاکرات در دریای خزر بر اساس قدرالسهم فی‌مابین پنج کشور بوده است یعنی مبنای مذاکرات درباره سهم ایران بین ۲۰ تا ۲۲ درصد است کمااینکه تصویب نهایی هرگونه معاهده بین‌المللی به عهده مجلس است.

     

    ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ – حسن روحانی، رئیس‌جمهور: روسیه که روزی بخش اعظم دریای خزر را متعلق به خود می‌دانست، امروز به سهم ۱۷ درصدی از این دریا اکتفا کرده است. بر سر تقسیم قسمت شمالی دریا و زیربستر آن کشورهای روسیه، قزاقستان و آذربایجان با هم توافق کردند و سهم روسیه ۱۷ درصد از مجموع دریا شد. در قسمت جنوب دریا، بین ترکمنستان، ایران و آذربایجان هنوز مسائلی وجود دارد. با آذربایجان توافقات خوبی داشتیم که در حال اجرا شدن هستند، اما هنوز بخشی از این مسائل حل نشده است.

     

    ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ – محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور: هیچ وقت بحث ۵۰ درصد سهم روسیه از دریای خزر مطرح نبوده است. وقتی بحث ۵۰ درصد مطرح می‌شود؛ یعنی فقط یک طرف ایران یک طرف روسیه؛ اما الان روسیه بحث ۱۷ درصد را با همسایگان خزر در میان گذاشت.

     

    ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ – محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه: سهم ایران از دریای خزر نه در هیچ زمانی در گذشته ۵۰ درصد بوده و نه الان ۱۱ درصد یا هر عدد دیگری است؛ جز کشورهای روسیه و قزاقستان سهمی هنوز تعیین نشده است.

    معرفی کتاب زیبایی‌شناسی خوردوخوراک در گفتگوی هفته‌نامه شهر راز با کاوه بهبهانی

    معرفی کتاب «زیبایی‌شناسی خوردوخوراک» در گفتگوی هفته‌نامه شهر راز با کاوه بهبهانی

    ۵ (۱۰۰%) ۱ vote

    آیا می‌توان غذا را به‌عنوان یک مفهوم فرهنگی در نظر گرفت؟ به این معنا که آیا فرهنگ خوردوخوراک، نقشی فراتر از امر تغذیه، به‌ویژه در مواجهه و ارتباط با مفاهیم فرهنگی، روابط انسانی وساختار اجتماعی دارد؟

    بله تردیدی در این نیست که خورد‌و‌خوراک یک امر فرهنگی است. در واقع غذا با آشپزی وارد عرصۀ فرهنگ می‌شود. کنشِ پختن و سِرو کردن و خوردن غذا آن را لبریز از دلالت‌های فرهنگی می‌کند. خورد‌و‌خوراک نظامی از نشانه‌هاست. اینکه چه می‌خورید و چگونه می‌خورید و چگونه می‌پزید و کجا می‌خورید و چه کسی شروع به خوردن می‌کند و مواردی از این دست آینۀ فرهنگ شماست. از معماری آشپزخانه بگیرید تا جای نشستن بر سر سفره یا میز شام آکنده است از دلالت‌های فرهنگی و اجتماعی. غذا از این حیث که بازنمایندۀ منطقِ موقعیت است دست کمی از نقاشی و سینما و سایر هنرها ندارد. همین پدیدۀ بشقاب که وارد فرهنگ غذایی ما شده خبر از یک رخداد نو می‌دهد. اینکه هرکس بشقاب غذای خودش را داشته باشد خبر از این می‌دهد که هرکس یک حریم خصوصی برای خوردن پیدا کرده است و جامعه دارد فردگراتر می‌شود. قدیم، در همین کشور خودمان آدم‌ها دور پاتیلی جمع می‌شدند و با هم لقمه می‌زدند. علی پروین مربی کلاسیک پرسپولیسی‌ها یک روز در تلوزیون گِله می‌گرد که نوه‌اش از پاتیل ماستی که او توی آن قاشق زده نمی‌خورد. این یعنی نوۀ او بی‌آنکه جان لاک و جان استوارت میل را بشناسد فردگراتر شده. احتمالاً اتاق شخصی خودش را دارد و توی تخت خواب خاص خودش می‌خوابد و مواردی از این دست. اگر توی بشقاب غذا می‌خورید و روی میز، مدرن‌تر و فردگراتر از کسانی هستید که توی بشقاب غذا می‌خورند اما پای سفره. پای سفره غذا خوردن خبر از جمع‌گرایی بیشتری می‌دهد. آدم‌ها پای سفره خیلی بیشتر توی دست و پایِ هم هستند تا سر میز. خلاصه آدمی با پخت‌و‌پز و خورد‌و‌خوراک فقط ادامۀ حیات نمی‌دهد بلکه فرهنگ‌ها را مراوده می‌کند.

    فیشلر جامعه‌شناس فرانسوی ارزش نمادین غذا را به قدری مهم می‌‌شمارد که معتقد است می‌توان از غذا به عنوان ابزاری برای ابراز هویت فردی و جامعه استفاده کرد. او بر این باور است که با خوردن هرغذایی‌، افزون بر جذب مواد غذایی‌ لازم برای ادامه‌ی زیست، خواص ایدئولوژیک مخصوص به آن غذا هم جذب بدن می‌‌شود و در نتیجه «ما آن می‌شویم که می‌‌خوریم.» آیا غذا چنین پیوند عمیقی با هویت فردی وجامعه دارد؟

     چه جالب! کنفوسیوس حکیم قدماییِ چین می‌گفت “اینکه چطور گوشت را می‌برید نشان می‌دهد چطور زندگی می‌کنید” و فیلسوف مدرنِ آلمانی لودویگ فوئرباخ می‌گفت “آدمی همان است که می‌خورد.” زنی که در مطبخِ اندرونی خانه غذا می‌پزد با زنی که در آشپزخانۀ اُپن (open) آپارتمانش آشپزی می‌کند زمین تا آسمان فرق دارد. البته نمی‌گویم رابطۀ ضروری بین نوع آشپزخانه و شخصیت فرد وجود دارد. ولی حرف من را هم مثل حرف جامعه‌شناس مطبوع شما می‌توان به محک تجربه و آزمایش‌های گوناگون زد. گمانم این فرضیه‌ها با تقریب خوبی تأیید شوند. برگردم به مثال علی خانِ پروین! البته مطمئنم که خدا را شکر مربی اسطوره‌ای پرسپولیسی‌ها وقت اضافی برای خواندن این‌جور چیزها نخواد داشت و از این بابت خوشحالم. ولی یک روز در مصاحبه با یکی از برنامه‌های صبحگاهی خانواده، مجری از او پرسید آیا در کارِ خانه به همسرش کمک می‌کند و او با خیال راحت و خیلی خونسرد جواب داد نه! آن فرهنگ جمع‌گرای توی یک پاتیل لقمه زدن که یادتان هست؟ آن فرهنگ آشپزی کردن را کار اصلی و “طبیعی” زن می‌داند. “زنِ خوب” در این نگاه موظف است (درست مثل سایر اعضای خانواده) پای معبد جمع (خانواده) قربانی شود. البته من فقط این دو شیوۀ زندگی را توصیف کردم و دربارۀ هیچ‌کدام ارزش‌گذاری نکردم. قصدم این است که بگویم می‌بینید که آن شیوۀ خوردن چطور بدل به شیوه‌ای برای زندگی می‌شود؟

    آیا غذا می‌تواند نشانه‌ای از پیوندهای اجتماعی و همبستگی جمعی در نظام اجتماعی باشد؟

     البته! خانواده‌ای که با هم و دور یک میز یا پای یک سفره شام می‌خورند در عین حال دارند پیوندهای عاطفی و روحی‌شان را تحکیم می‌کنند و به هم می‌فهمانند که دوست دارند در کنار هم غذا بخورند. به مراسم نذری نگاه کنید! در این‌جور مراسم‌ها پختن و پخش کردن و خوردن غذای نذری صرفاً کارکردی فیزیولوژیک و فردی ندارند، بلکه به قول فرنگی ها کارکردی کامیونال (communal) دارند و همبستگی درون جامعه را تقویت می‌کنند. برای مثال کسی که شله‌زرد نذر کرده با ادای  نذر خود به همسایه‌اش این پیام را می‌دهد که حاجتش روا شده و به شکرانۀ شادکامی، کامِ همسایه را مهمان آن شُلۀ خوش‌رنگ خواهد کرد. یکی از فیلسوف- آشپزهای امریکایی توصیه می‌کند حتی از پلشت‌خواری توی جمع شرمسار نباشید. پلشت‌خواری یعنی خوردن غذاهایی که رژیم غذایی مدرن آن‌ها را مضر می‌داند، مثل غذاهای چرب و پرکلسترولی که چاقی مفرط می‌آورند. اما من معتقدم برخورد زیبایی‌شناختی با خورد‌و‌خوراک هوش اخلاقی آدم را هم تیزتر می‌کند. و توجه کنید که منظور از زیبایی‌شناختی کردنِ غذا تجمل‌گرایی یا پُرخوری نیست. اما زیبایی‌شناختی کردن غذا چه ربطی به اخلاق دارد؟   یک فضیلت مهم برای ما آدمیان فضیلت قدر‌شناسی است. قدرشناسی یعنی فهمیدن ارزش چیزها. توجه داشتن به ارزش آنچه ارزشمند است. آدم قدرشناس متوجه ارزش چیزهاست و فرق کاه و زعفران را می‌فهمد. سعدی می‌گفت حتی اینکه آدمی‌زاده‌اید و خر زاده نشده‌اید جای شکر دارد:

    برو شکر کن چون به خربرنه‌ای/ که آخر بنی آدمی خر نه‌ای

    آدم قدرشناس توانمندی‌ها و فضائل خود و دیگران را می‌بیند و می‌شناسد. جالب است که بدانید که در زبان انگلیسی یکی از معادل‌های قدرشناسی appreciation است و appreciation در زبان انگلیسی به دو معناست: یکی به معنای سپاس‌گزاری و قدرشناسی و دیگری به معنای رشد پیدا کردن. با قدرشناسی آنچه را ارزشمند است پرورده‌تر می‌کنیم. سعدی شیرازی شاید شهوداً به این نکتۀ اخلاقی پی برده بود که می‌گفت “شکر نعمت نعمتت افزون کند”. آدمی هرچند منتقد و سنجشگر، باید قدرشناس لحظه‌لحظه‌های زندگی باشد. لحظاتی که اغلب از فرط تکرار ملالت‌بار و کسالت‌آور و یکنواخت شده‌اند و تازگی و طراوت خود را از دست داده‌اند. ذهن آدمی این ویژگی را دارد که بعد از مدتی با امور، هر چند نو و بدیع، خو می‌کیر و مأنوس می‌شود و به آن‌ها عادت می‌کند. یک خصلت ذهن آدمی این است که زود معتاد می‌شود. فضیلت قدرشناسی پردۀ این عادت و اعتیاد را پاره می‌کند و تازگی لحظه‌ها را به آن‌ها برمی‌گرداند. این حرف یعنی آدم قدرشناس ذهن‌آگاه‌تر یا mindfulتر است. یعنی می‌تواند تمایزات تازه خلق کند و اموری را ببیند که پیشتر از فرط تکراری بودن و اُنسی که با آن‌ها داشت نمی‌دیدشان. این آدم به چیزهایی توجه می‌کند که قبلاً نسبت به آن‌ها کور بوده است. خلاصه فضیلت قدرشناسی فضیلت مهمی است و البته آراسته بودن اعضاء جماعت به این فضیلت پیوند‌ها و بستگی‌های اعضای آن جامعه را تقویت خواهد کرد. اما من می‌خواهم بگویم اگر به غذا نگاه زیبایی‌شناختی داشته باشیم فضیلت قدرشناسی را رشد می‌دهیم و ذهن‌آگاه‌تر می‌شویم و در لحظه زندگی خواهیم کرد. خوردن نیز یکی از تجربه‌های هرروزینه‌ای است که از فرط تکرار برای ما عادی شده است. زیبایی‌شناختی کردن این عمل، دقیقاً یعنی خارج کردن آن از مخمصۀ عادت و تکرار و ملال‌آوری. اصلاً آشنایی‌زدایی یا defamiliarization یکی از مکانیسم‌های مهم هنر- ساز است. برخورد زیبایی‌شناختی با خورد‌و‌خوراک یعنی آشنایی‌زدایی از آن. یعنی فرار از چنبرۀ غذا خوردنِ همراه بابی‌توجه و غفلت. یعنی خوردنی همراه با حضور در لحظه و ذهن‌آگاهی. یعنی تر و تازه کردن یا به قول فرنگی‌ها refresh کردن تجربۀ خوردن. ژاپنی‌ها نوعی مراسم چای‌نوشی دارند که درست مانند مراقبه‌ای زیبایی‌شناختی است. در واقع لب کلام من این است که هنری کردن خورد‌و‌خوراک و آشنایی‌زدایی از این کنش تکراری از ما آدم‌های قدرشناس‌تری خواهد ساخت و ما را از مواهب فضیلت قدرشناسی مانند حضور ذهن و تقویت پیوندهای اجتماعی  برخوردار خواهد کرد.

     آیا آن‌گونه که وبلن در کتاب «نظریه طبقه مرفه» می‌گوید، غذا و مصرف نوشیدنی، ابزاری برای جلوه‌ی اجتماعی از طریق ثروت هم هست؟

     بله حتما همین‌طور است. یکی از دلالت‌های مهم خورد‌و‌خوراک دلالت طبقاتی است. جامعه‌شناس شهیر فرانسوی پی‌بر بوردیو به دقت از “نقد اجتماعی قضاوت‌های ذوقی” می‌گوید. باز یک مثال ساده و دمِ دست بزنم: تا بوده و نبوده مردم شکلات شیرین دوست داشته‌اند و شکلات غیر شیرین به مذاقِشان خوش نمی‌آمده. اساساً مزۀ تلخ در سیر تکامل نوعی هشدار بوده. کام آدمی با تحربۀ مزۀ تلخ هشدار می‌دهد که احتمالاً غذایی مسموم یا مضر قرار است وارد بدن شود.  اما طبقات بالا برای ایجاد تمایز می‌روند سراغ کشف مزه‌ای تازه‌تر و ذائقه‌ای برای شکلات تلخ پدید می‌آورند که این ذائقه کم‌کم فراگیرتر می‌شود. در “جامعۀ نمایش” البته میز شام محل نمایش است. این‌جور نمایش دادن به واسطۀ غذا در گذشته شکل‌های دیگری داشته. قبلاً زنی که دست‌پخت خوبی داشت با پختن یک شامِ حسابی به مثلاً خانوادۀ همسر نشان می‌داد چقدر کدبانوست و هوای همسرش را دارد. یا میزبانی که سفرۀ عریض و طویلی پهن می‌کرد خبر از گشاده‌دستی و سخاوت خود می‌داد. امروز ولی میز شام طبقات بالا عرصه‌ای است برای نشان دادن سرویس‌های غذایی مجلل و غذاهای تازه و ناآشنا و ماجراجویی‌های غذایی. ممکن است سر میز شام برای مهمان‌ها “سوشی” بگذارید اما نه برای اینکه بگویید خانم خانه بلد است سوشی درست کند، چون ممکن است خانم خانه اصلاً آشپزی نکند و آشپز داشته باشد و نه بخاطر اینکه سخاوت و کرم خود را نشان بدهید، بلکه برای اینکه نشان بدهید از حیث خورد‌و‌خوراک تجربه‌های متفاوت‌تری دارید. من با تو فرق دارم چون چیز دیگری می‌خورم. خلاصه خورد‌و‌خوراک بی‌تردید با طبقه پیوند دارد.

    نظام اولویت‌ها، ترجیحات و ممنوعیت‌هایی که از طرق مختلف با سیستم‌های عرف و مقررات اجتماعی مرتبط شده‌اند، بر دریافت‌های غذایی چه تأثیراتی می‌گذارند؟

     به باور من ذائقۀ آدمی امری است برساخته. ذائقه محصول تکامل و جامعه است. به بیان دیگر تکوین حس چشایی درون یک سنت رخ می‌دهد. اما سنت‌هایی که خورد‌وخوراک و ذائقه در دل آن‌ها پا می‌گیرند و پرورده می‌شوند نیالوده و منزه نیستند. طبقه، مناسبات قدرت، بازار، دین، عرف، شرایط تولید مواد غذایی در مناطق گوناگون و عوامل بسیار دیگری بر این سنت‌های غذایی تاثیر دارند و به آن‌ها خط می‌دهند. نهایتاً این سنت‌ها تعیین می‌کنند چه غذایی خوردنی است و چه غذایی خوردنی نیست، و نیز چه غذایی خوشمزه است و چه غذایی ناخوشایند و حتی منزجر کننده. به تعبیری که من می‌پسندم ذائقه امری است ساختۀ سنت‌های غذایی. برخی از غذاهای خوش‌گوار و لذیذ در فرهنگ غذایی من در فرهنگ غذایی دیگری حال‌به‌زن و مهوِّع است و بالعکس. من سوسک بریان را چندش‌آور می‌دانم و دیگری کله‌پاچۀ گوسفند را. حتی دین ممکن است به این سنت‌های غذایی سمت و سو دهد. مثلاً هم مسلمانان و هم یهودیان خوردن گوشت خوک را مُجاز نمی‌دانند و از این جهت نه مسلمان‌ها ذائقۀ خوردن کباب خوک را دارند و نه یهودیان. دلیل این را که چرا گوشت خوک در این ادیان حرام است به عوض توجیهات خنده‌دار علم‌زدۀ پوزیتیویستی باید در مارکت گوشت خوک در ایام صدور حکم تحریم آن یا در وضعیت خوک‌ها در دام‌داری‌های آن روزگار در سرزمین‌های صدور این حکم یا در مواردی از این دست جست. خلاصه نحوۀ کشت و زرع، بازار، نحوۀ طبخ غذا، بستر فرهنگی غذا و مواردی از این دست همه و همه بر تجربۀ چشایی اثر دارند.

    به‌تازگی کتابی از شما منتشر شده که ترجمه مجموعه‌مقالاتی درباره غذا است، با عنوان «زیبایی‌شناسی خوردوخوراک» به نظر شما چه پیوندی میان هنر و زندگی روزمره وجود دارد؟ به‌عنوان مثال آیا غذا را می‌توان درگستره‌ی هنرها گنجاند؟

    هرقدر از اهمیت زیبایی‌شناسی و زندگی روزمره بگویم کم گفته‌ام. زندگی روزمره سرشار است از دغدغه‌های زیبایی‌شناختی‌ای که تأثیرات جدی بر کیفیت زندگی ما دارند. مثال‌های فراوانی می‌توان آورد. برای مثال ما آدم‌ها منظرۀ آبشار یا کوه را چشم‌نوازتر و زیباتر از منظرۀ یک تالاب یا یک مرداب می‌دانیم. به همین سبب است که مثلاً اگر عکس‌های زیر تقویم‌های دیواری را ببینید هیچوقت در آن‌ها عکس یک باتلاق یا مرداب را نخواهید یافت، در عوض این تقویم‌ها مزین می‌شوند به منظرۀ آبشار یا رودخانه یا مواردی از این دست. این بی‌توجهیِ زیبایی‌شناختی به تالاب‌ها عملاً موجب شده مردم و حتی سیاست‌گذاری‌های دولتی به تالاب‌ها بی‌توجه باشند. چنان که می‌بینید مرگ و نابودی تالاب‌ها در کشوری مانند امریکا یا حتی در کشور خودمان ریشه در دغدغه‌های زیبایی‌شناختی دارد. انگار اگر شیء یا محیطی را از نظر زیبایی‌شناختی جذاب و گیرا ندانیم نسبت به آن بی‌تفاوت خواهیم شد و از آن غفلت خواهیم کرد. مثال دیگری برای‌تان بزنم. ما امروزه محصولات مصرفی خود را دچار ازکارافتادگیِ پندارین (perceived obsolescence) می‌دانیم. یعنی مثلاً گوشی موبایل خود را که به‌خوبی کار می‌کند از رده خارج می‌کنیم و گوشی تازه‌ای می‌خریم چون طراحی ظاهری گوشی‌های نسل جدیدتر را “قشنگ‌تر” و “جذاب‌تر” می‌دانیم. آیفون اَپِل ۵ و آیفون اپل ۱۰ برای بسیاری از مصرف‌کنندگان کارکرد یکسانی دارند، ولی آن‌ها آیفون ۱۰ می‌خرند چون این باور یا پندار را دارند که آیفون ۵ از رده خارج شده است! باوری که ریشه در چشم‌اندازی زیبایی‌شناختی دارد. یک مثال تراژیک‌تر بزنم. سازمان بهداشت جهانی می‌گوید روزانه بیش از ۱۶ هزار کودک در جهان از گرسنگی می‌میرند. اما شگفت‌آورتر اینکه در امریکا و اروپا روزانه تقریباً یک‌سوم میوه‌ها و صیفی‌جات دور ریخته می‌شوند. چرا؟ به دلایل زیبایی‌شناختی! خیارها و بادمجان‌ها و سایر صیفی‌جاتی که بیش از حد بزرگ باشند یا ظاهری کج و معوج داشته باشند معدوم می‌شوند! از تأثیر زیبایی‌شناسی بر زندگی روزمره فراوان می‌توان نمونه آورد. این در حالی است که زیبایی‌شناسی در مغرب زمین عمدتاً متمرکز بوده است بر هنرهای زیبا (fine arts). یعنی هنرهایی مانند نقاشی و ادبیات و تئاتر و غیره و ذلک. اما در قرن بیستم تحولاتی در تاریخ فلسفۀ هنر رخ داد که تفلسف زیبایی‌شناختی دربارۀ زندگی روزمره را دوباره زنده کرد. زیبایی‌شناسی یک بار دیگر رفت سروقت تأمل در فعالیت‌های زندگی روزمره مانند پیاده‌روی و حمام کردن و طراحی داخلی و خورد‌و‌خوراک و موارد بسیار دیگر و زیبایی‌شناسی امر روزمره شاخۀ تازه‌ای از زیبایی‌شناسی شد. اما در مورد پرسش دیگر شما که آیا غذا را می‌توان هنر شمرد یا نه بحث گسترده‌ای در تاریخ فکر درگرفته است. بسیاری از فلاسفۀ بزرگ خواه در جهان باستان و خواه در جهان مدرن معتقد بودند که بر خلاف حس بینایی و حس شنوایی که هنرهای خاص خودشان را دارند (هنرهایی مثل نقاشی و موسیقی) حس چشایی یا ذائقه نمی‌تواند تجربۀ زیبایی‌شناختی به بار آورد. برای مثال افلاطون معتقد بود آشپزها یک مُشت آدم چاپلوس خوشخدمتند که فقط می‌خواهند غذاهای خوشمزه ولی مضر خود را به مشتری بخورانند. او حتی آشپزی را یک مهارت (به تعبیر یونانی تِخنه) نمی‌داند و آن را کاری نازل در حد بلد بودن یک جور قِلق یا لِم برای پخت خوراک می‌شمارد. در همین فرهنگ خودمان مولانا جلال الدین همواره توصیه کرده به کم‌خوری (یا قِلّت طعام). میانۀ او با خوردنی و خوراک آنقدر خراب است که شیخ شیرین‌کلام شیراز سعدی تعریف می‌کند، وقتی به همراه تنی چند از دوستان، در روم به دیدار او می‌رود او آن‌ها را بوسه‌باران می‌کند اما غذایی برای آن‌ها نمی‌آورد تا سد جوع کنند. من در مقاله‌ای که در مقدمۀ کتاب زیبایی‌شناسی خورد‌و‌خوراک نوشته‌ام از دلایل ذائقه‌ستیزی و خوراک‌گریزی فیلسوفان به تفصیل گفته‌ام. آن کتاب مجموعه‌ای است مقالات از فلاسفۀ مدرن امریکایی که از حیثیت زیبایی‌شناختی خوراک و ذائقه به شیوه‌های گوناگون دفاع می‌کنند. یکی از ستبرترین دستگاه‌های زیبایی‌شناختی که در آن حس چشایی و غذا خوردن فاقد سویه‌های زیبایی‌شناختی شمرده می‌شوند دستگاه زیبایی‌شناختی فیلسوف دوران‌ساز آلمانی کانت است. در مقدمۀ کتاب سعی کرده‌ام نشان دهم چرا زیبایی‌شناسی کانت در نقد قوۀ حکم به زیبایی‌شناسی خوراک مجال نمی‌دهد و نگاه او با چه اشکالاتی مواجه است.

    آیا در شیراز هم عادات تغذیه و خوردوخوراک خاص و منحصربه‌فردی وجود دارد؟ اگر هست، این عادات از کجا برمی‌آید و چه کارکردی در نظام اجتماعی شهر دارد؟

    راستش دربارۀ عادت غذایی خاص شیرازی‌ها باید صادقانه بگویم نمی‌دانم! اما مایلم دربارۀ بحث خورد‌و‌خوراک و نظام اجتماعی شهر شیراز چیزی بگویم. در شیراز مثل سایر کلان‌شهرهای ایران طبقۀ متوسط شهری پاگرفته که آشپزخانۀ خانه‌های آن‌ها روز به روز کوچکتر و دکوراتیوتر می‌شود. این کوچک شدن آشپزخانه یعنی فوران عرضه کنندگان انواع غذاها در جای‌جای محیط‌های شهری. فضای شهری شیراز لبریز است از انواع غذاخوری‌های متنوع که اغلب junk food می‌فروشند. من در شیراز در ساختمانی در یک خیابان سی و پنج متری زندگی می‌کنم که توی آن ده‌ها رستوران و کافی شاپ هست و تازه این خیابان یکی از فرعی‌های خیابان بزرگ‌تری است بافرعی‌های بسیار، مملو از  رستوران و اغذیه‌فروشی. این یعنی فروکاستن فضای شهری به مُشتی غذافروشی. با صراحت می‌شود گفت فضای شهری شیراز در انحصار غذافروشی‌هاست. این خبر از حذف شدن آشپزخانه در زندگی طبقۀ متوسط شهری می‌دهد که باید به جد آسیب‌شناسی شود. علاوه بر این از شهر چهره‌ای یکنواخت ساخته. آنقدر که رستوران‌ها و کافه‌رستوران‌ها در شیراز مجال تجلّی دارد نهادهای هنری (مانند تئاتر خیابانی، موسیقی خیابانی، نورپردازی خیابانی و حتی سینما و موارد دیگر) مجال حضور ندارند.

    .


    .

    پیرامون کتاب زیبایی‌شناسی خوردوخوراک:

    آیا غذا از آن حیث که وارد کام آدمی می‌شود و با دستگاه چشایی او درگیر می‌شود هنر است؟ آیا هنر مربوط به حس چشایی یا ذائقه داریم، هنری که آدمی با کام خود هنر بودن آن را تشخیص بدهد؟ آیا می‌توان گفت برخی غذاها به لحاظ چشایی هنرند؟

    – الیزابت تلفر در مقالۀ «غذا در مقام هنر» استدلال می‌کند که در کنار تجربه‌های بصری زیبایی‌شناختی از غذا، واکنش زیبایی‌شناختی به مزه و بوی غذا نیز ممکن است.

    – کرولین کورسمِیر در مقالۀ «شعف‌آور، خوشمزه، منزجرکننده» شرح می‌دهد که چگونه ممکن است غذایی هم لذیذ باشد هم منزجرکننده.

    – دیو منرو در مقالۀ «غذا می‌تواند هنر باشد؟ معضل مصرف» به این نکته می‌پردازد که معضلی پیش روی هنر شمردن خوردوخوراک  وجود دارد: «ممانعت به واسطۀ مصرف».

    – کوین سوینی در مقالۀ «آیا ممکن است یک سوپ زیبا باشد؟ پیدایش خوراک‌شناسی و زیبایی‌شناسی غذا» می‌پرسد که آیا می‌توان برخی غذاها را به صفت زیبا متصف کرد.

    گِلن کیون در مقالۀ «فتیش‌های غذایی و زیبایی‌شناسی گناه» از غذا خوردن در جمع و حتی از پلشت‌خواری جمعی به عنوان راهی برای تقویت پیوندهای گروهی سخن می‌گوید.

    – راسل پرایبا در مقالۀ «دیویی، تن‌زیبایی‌شناسی و پرورش ذائقۀ (چشایی)» غذا را محملی برای مراوده میان فرهنگ‌ها می‌داند.

    اطلاعات کتابشناختی:

    مترجم: کاوه بهبهانی

    نشر: کرگدن

    تعداد صفحه: ۲۶۴

    قیمت: ۳۰۰۰۰ تومان

    قطع: رقعی

    سال انتشار: ۱۳۹۷

    .


    .

    فایل pdf گفتگوی هفته‌نامه شهر راز با کاوه بهبهانی

    .


    .

    این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

    دانلود آهنگ مسعود صادقلو تنها

    موزیک جدید و فوق العاده شنیدنی و متفاوت مسعود صادقلو بنام تنها با دو کیفیت عالی 320 و 128

    تنظیم کننده : میلاد ترابی / شعر و آهنگسازی : مسعود صادقلو

    Exclusive Song: Masoud Sadeghloo – Tanha With Text And Direct Links In UpMusics

    sadeqlo دانلود آهنگ مسعود صادقلو تنها

    متن موزیک تنها با صدای مسعود صادقلو:

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    تنها که میشم تو میشینی پیشم…

    ♫♪♭

    تو گوشم میگی عشقم…

    ♫♪♭

    داره میگذره این روزای بد لعنتی کم کم !

    ♫♪♭

    این دل میمیره آخرش ، آخر میمیره باورش

    ♫♪♭

    یه روز میاد میرسه که ، تو برمیگردی آخرش…

    UpMusicTag دانلود آهنگ مسعود صادقلو تنها

    مسعود صادقلو تنها

    پخش برای اولین بار 3 شهریو از رسانه بزرگ آپ موزیک…

    دانلود آهنگ مسعود صادقلو تنها

    برای نخستین بار به‌عنوان یک خدای نرینه در ابلا Ebla در کنار همسری به نام آدامتوم Adamtum ظاهر می‌شود. اما تاکنون اشاراتی مربوط به وظیفه و شخصیت این خدا به دست نیامده است. هنگامی‌که هوریانی ها Huriyanis آداما را وارد خدایان خود کردند، او را با کوبابا Kubaba (آداما_ کوبابا Adamma_Kubaba) و گاهی نیز به‌صورت یک خدای سه‌گانه ، شامل هاشین تارهی Hašintarhi ، مربوط دانستند. به سبب همین تعریف به نظر می‌رسد که در این مرحله ، این خدا مؤنث بوده است. بدین لحاظ ، نام این الهه نیز در یک فهرست خدایان از اوگاریت Ugarit آورده شده، اما مرکز عمده پرستش او احتمالاً حلب بوده است.

    آداما (Adamma) خدای ابلا

    خدای متعلق به خاورمیانه باستان

     

    • کتاب تاریخ اساطیری ایران، اثر ژاله آموزگار،
      انتشارات سمت، چاپ شده در مهر ۱۳۹۵
    • تهیه الکترونیکی: سایت همراه تاریخ، اِنی کاظمی
© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت همراه تاریخ محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس