این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

    دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار

    آهنگ زیبا و بسیار شنیدنی مانی رهنما بنام سپیدار همراه با متن و دو کیفیت 320 و 128

    شعر : مانی رهنما / آهنگسازی : سجاد ایران نژاد / تنظیم کننده : فرزین قره گوزلویان

    Exclusive Song: Mani Rahnama – “Sepidar” With Text And Direct Links In UpMusic

    Mani Rahnama Sepidar دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار

    متن آهنگ سپیدار مانی رهنما

    ♪♪♫♫♪♪♯

    ته چشمات یه جایی بود که آدم قلبشو میباخت
    ♪♪♫♫♪♪♯ سکوتت بی تفاوت بود و چشمات کارمو میساخت ♪♪♫♫♪♪♯
    ته چشمات یه چیزی بود شبیه حس تنهایی
    گناه و جرم من اینه تو تو بی اندازه زیبایی
    ♪شعر : مانی رهنما♪
    ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی
    اما نترسی از سقوط یک سپیدار
    ♪♪♫♫♪♪♯ ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی ♪♪♫♫♪♪♯
    اما نترسی از سقوط یک سپیدار
    UpMusicTag دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار
    تماشا کن منو حالا نگو من رو نمیشناسی
    ♪♪♫♫♪♪♯ به من لبخند نزن بی رحم برو خودخواه احساسی ♪♪♫♫♪♪♯
    واسه جبران تنهاییت میخوام تنهای تنها شم
    تو هم دستامو خالی کن بذار از گریه دریاشم
    ♪آهنگسازی : سجاد ایران نژاد♪
    ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی
    اما نترسی از سقوط یک سپیدار
    ♪♪♫♫♪♪♯ ترکت کنم بگیره گریت کز کنار دیوار بشکنی ♪♪♫♫♪♪♯
    اما نترسی از سقوط یک سپیدار
    ♪♪♫♫♪♪♯

    مانی رهنما سپیدار

    برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید مانی رهنما سپیدار

    بهرام آرام: نگران هستم رفقا مرا اعدام کنند

    روزنامه اطلاعات – ۱۸ بهمن ۱۳۵۵

     

    يکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶  ۱۷:۳۴

     اخبار مرتبط

    آخرين تاريخ بازديد : يکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶  ۲۱:۴۲:۲۰

    سیک دینی کفر پیشه و تازه تاسیس اما دینی یکتاپرستانه و در بین ادیان اصلی جهان، از تازه‌ترین آنهاست که در قر پانزدهم میلادی در منطقه پنجاب از شبه‌قارّهٔ هند بنیان نهاده شد. باورهای بنیادین دین سیکی باور و مراقبه به نام یک خالق، یگانگی و برابری همهٔ نوع بشر، درگیری در خدمت عاری از خودپرستی، تلاش برای عدالت اجتماعی برای منفعت و شکوفایی برای همه، و رفتار و زندگی صادقانه و زیست یک حیات خانوادگی است. این آیین با بیش از ۲۵ میلیون پیرو، پنجمین دین سازمان‌یافته جهان است.[۱][۲]

    مذهب سیک - سیکیسم

    خاندا، نماد آئین سیک. این نماد معرف بسیاری از اعتقادات پایه‌ای سیک است. شمشیر خاندا (شمشیر دولبه) نماد قدرت و حقیقت، دایره معرف اتحاد و شمشیر خمیده بیانگر روح سلحشوری است.

    دین سیکی با تولد گورو نانک در ۱۴۶۹ میلادی شروع شد و ده گوروی پسین این دین را تثبیت کرده و طی قرون متمادی گسترش دادند. گورو گوبیند سینگ، آخرین گورو به شکل انسانی، پیش از مرگ، در ۱۷۰۸ فرمان داد که تنها متن مقدس، گورو گرانت صاحب، گوروی دائمی و نهایی سیک‌ها خواهد بود. در فلسفهٔ دینی سیک‌ها، منظور از واژهٔ گورو خداست، و خدا و گورو اغلب در متون مقدس سیکی مترادفند.

    بر طبق گفته‌های سیوا سینگ کالسی، «اصلی‌ترین آموزه آیین سیک، یکتاپرستی است.» این آیین، زندگی‌های روحی و مادی را به یکدیگر متصل می‌داند. گورو نانک، بنیان‌گذار این دین، سیستم لنگر (آشپزخانه همگانی) را برای بیان نیاز به اشتراک و برابری در میان مردم بنیان نهاد. دین سیکی تأکید شدیدی بر سیمران (مراقبهٔ واژگان گورو گرانت صاحب) دارد.

    توسعهٔ دین سیک تحت تأثیر جنبش بهکتی بود. دین سیکی هنگام حکمرانی امپراطوری مغول در منطقه توسعه یافت. دو تا از گوروهای سیک، گورو ارجن و گورو تیغ بهادر، پس از خودداری از گرویدن به اسلام، از سوی فرمانروایان مغول هند شکنجه و اعدام شدند. دورهٔ آزار سیک‌ها توسط مسلمانان ایجاد خالصهرا به عنوان جنبشی برای آزادی دینی کلید زد.

    مذهب سیک، محصول اختلافات مذهبی سده ۱۵ میلادی است و مدعی است که چکیده نخستین آموزه‌های گورو نانک می‌باشد (پیامبر سیک‌ها زاده ۱۴۶۹م.)

    آموزه‌های سیکیسم

    مرکز سیک ایالت پنجاب است و بیشتر پیروان آیین سیک نیز پنجابی هستند. پرستشگاه‌های سیک‌ها از دیدگاه معماری به سبک معماری اسلامی ساخته شده‌است. نیایشگاه زرین مقدس‌ترین پرستشگاه سیکهاست که در «آمریتسار» واقع است.

    مذهب سیک - سیکیسم

    معبد طلایی یا هری مندیر صاحب (خانهٔ خالق) از زمان تکمیل آن در سال ۱۶۰۱ تا کنون بارها بازسازی شده‌است.

    برخی از کارهایی که برای پیروان دین سیک ممنوع است عبارتند از:

    • کوتاه کردن موی سر
    • مصرف مواد مخدر، الکل، تنباکو یا هر ماده دیگری که بدن را مسموم کند.
    • خیانت به همسر: در دین سیک افراد باید بصورت فیزیکی و روانی به همسر خود وفادار بمانند.
    • تقلید کورکورانه مذهبی مانند خرافات، روزه گرفتن، تطهیر مذهبی، ختنه کردن، عبادت گور مردگان و بت‌پرستی در دین سیک ممنوع است.
    • توجه بیش از حد به مال و مادیات در این دین توصیه نمی‌شود.
    • قربانی کردن جانوران: مراسم قربانی کردن حیوانات برای جشن گرفتن مناسبتهای مذهبی در این دین ممنوع است.
    • پیرو دین سیک نباید بصورت منزوی، گدا یا یوگی یا راهب و تارک دنیا زندگی کند.
    • حرف‌های بیهوده: لاف زدن، دروغ گفتن، تهمت زدن، غیبت کردن و غیره… در دین سیک ممنوع است.
    • طبقه راهبان یا روحانیون در دین سیک وجود ندارد. دهمین راهنمای بزرگ سیک به این رسم پایان داد.
    • خوردن گوشت حیوانی که طی مراسم مذهبی کشته شده باشد ممنوع است. (مانند گوشت حیوانی که ذبح شده یا به روش «کوتا» کشته شده است)
    • هر گونه رابطه جنسی قبل از ازدواج یا خارج از ازدواج برای پیروان دین سیک ممنوع است.

    کتاب مقدس سیک‌ها

    پنجمین رهبر سیک‌ها که گورو ارجن خوانده می‌شود، معبدی از طلا در شهر امریتسار هندوستان بنا کرد و کتابی به نام گرانت صاحب (GranthSahib) را گردآوری کرد که مهم‌ترین کتاب مقدس آئین سیک است.

    سبک و شیوه عبادت‌ها

    گورو نانک تعلیم می‌داد که تنها معبدی که مهم است، درون ما است.

    سیک‌ها هم در خانه و هم با یکدیگر به عبادت می‌پردازند و سرودهایی از کتاب مقدس می‌خوانند. نقطه تمرکز عبادت آیین سیک واژهٔ «نام» است، اسمی الهی که درون همه وجود دارد. معابد سیک دارای غذاخوری هستند و سیک‌ها، غذایشان را با هر کسی که داخل شود، تقسیم می‌کنند.

    منابع

     

    1. “Sikhism: What do you know about it?”. The Washington Post. Retrieved ۱۳ December ۲۰۱۲٫
    2. Zepps, Josh (6 August 2012). “Sikhs in America: What You Need To Know About The World’s Fifth-Largest Religion”. Huffington Post. Retrieved ۱۳ December ۲۰۱۲٫
      • حسین توفیقی، آشنایی با ادیان بزرگ، سمت، شابک ۹۶۴۴۵۹۴۱۰x
      • ویکی‌پدیای انگلیسی
      •  همراه تاریخ، انی کاظمی

     Casa Batlló یک خانه مشهور در بارسلوناست. این شاهکار معماری توسط آنتونی گائودی طراحی شده است. این خانه در اصل بین سال های ۱۸۷۵ و ۱۸۷۷ ساخته شده اما در سال ۱۹۰۰ دوباره بازسازی شد و به شکلی که امروز می بینیم درآمد. این ساختمان که در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار دارد به روی عموم باز است و هرساله پذیرای بازدیدکنندگان زیادی است. تصاویر این شاهکار معماری را در ادمه مشاهده می کنید.

    خانه مشهور در بارسلونا

    Casa Batlló یک خانه مشهور در بارسلونا

     خانه مشهور در بارسلونا

      خانه مشهور در بارسلونا

    خانه Casa Batlló  بین سال های ۱۸۷۵ و ۱۸۷۷ ساخته شده اما در سال ۱۹۰۰ دوباره بازسازی شد

      خانه مشهور در بارسلونا

        خانه مشهور در بارسلونا

    خانه Casa Batlló در بارسلونا هر ساله پذیرای بازدیدکنندگان زیادی است

        خانه مشهور در بارسلونا

         خانه مشهور در بارسلونا

    تصاویر خانه Casa Batlló در بارسلونا

        خانه مشهور در بارسلونا

         خانه مشهور در بارسلونا

        خانه مشهور در بارسلونا


    اشتراک‌گذاری


    تصویری که در بالا مشاهده می‌کنید مقبره مبارک حضرت اسحاق (ع) در سمت راست و قبر مبارک همسر گرامی ایشان در سمت چپ می‌باشد. در این مقبره، قبر مبارک حضرت سارا (ع)، یکی از همسران حضرت ابراهیم (ع) نیز وجود دارد. این قبور شریف در سرزمین فلسطین قرار دارد. امروزه این قبرستان به دو قسمت مسلمانان و یهودیان تبدیل‌شده است. قبور بالا در سمت مسلمانان و قبر حضرت یعقوب (ع) و حضرت یوسف (ع) در قسمت یهودی آن قرار دارد. هم یهودیان و هم مسلمانان ده روز از سال را می‌توانند وارد قسمت‌های یکدیگر شوند.

    نام حضرت اسحاق (ع) هفده بار در قرآن آمده است. جناب اسحاق (ع)، زمانی که پدرش ابراهیم (ع) صدساله، برادرش اسماعیل (ع) چهارده‌ساله، و مادرش حضرت سارا (ع) نودساله بود به دنیا آمد. خدا تولد او را به پدرش بشارت داده بود که این بشارت در قرآن کریم آماده است. یهودیان بر این باوراند که حضرت ابراهیم (ع) می‌خواست اسحاق (ع) را قربانی کند اما مسلمانان باور دارند که اسماعیل (ع) توسط حضرت ابراهیم (ع) انتخاب شد. خداوند به اسحاق (ع) دو فرزند داد که دوقلو بودند. حضرت الیاس (ع) و حضرت یعقوب (ع). حضرت اسحاق (ع) در پیری نابینا شد و در ۱۸۰ سالگی از دنیا رفت.




    اشتراک‌گذاری
    مقاله‌ی قبلیمردی که سعی کرد ملکه ویکتوریا را بکشد

    کلیسای سنت باسیل یکی از نمادهای کشور روسیه به حساب می‌آید که با قدمتی بالغ بر ۴۵۰ سال، در میدان سرخ مسکو واقع شده است. کلیسای جامع «سنت باسیل» به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین بناهای تاریخی روسیه، به دستور «ایوان چهارم» مشهور به “ایوان مخوف” به عنوان نمادی از فتح خانات قزان (دولت تاتار قرون وسطایی) و برای تشکر به خاطر شکست قوم سپاهیان جنگجوی مغول ساخته شد.

     

    کلیسای سنت باسیل

    کلیسای جامع سنت باسیل، نماد تاریخی روسیه

     

    زمان ساخت کلیسای سنت باسیل

    اگرچه در برخی منابع سال ساخت بنای تاریخی کلیسای سنت باسیل، ۱۵۶۱ میلادی عنوان شده است، اما تاریخ دقیقی درباره زمان ساخت این کلیسا توسط مورخان روس ثبت نشده و همین امر باعث می‌شود برای تخمین زمان ساخت این کلیسا از چوب و سنگ، به داستان‌ها متوسل شویم. بر اساس یکی از این نوشته‌ها، هنگامی که «ایوان مخوف» از اردوهای مغولان قزان بازمی‌گردد، دستور ساخت کلیسایی با سه ساختمان شامل هفت گنبد را می‌دهد که در محل کنونی آن در دماغه‌ی مسکو قرار داشت.

     

    نخستین نشانه‌های قابل‌اعتماد مبنی بر ساخت کلیسایی با نام “شفاعت باکره مقدس” که اکنون با نام “کلیسای سنت باسیل” شناخته می‌شود، به پاییز ۱۵۵۴ بازمی‌گردد. طبق تحقیقات، بنای اولیه این ساختمان از چوب ساخته شده بود، اما شش ماه بعد از پایان ساخت این کلیسا، در بهار ۱۵۵۵ میلادی، دستور ساخت کلیسایی از سنگ داده شد که ساخت آن تا سال ۱۵۶۱ ادامه داشت.

     

    کلیسای سنت باسیل

    کلیسای سنت باسیل از عجایب هفتگانه روسیه

     

    بر اساس این روایت، دو معمار روس به نام “بارما” و “پوستنیک” بنای کلیسای سنت باسیل را برای نخستین‌بار ساختند، اما در برخی نوشته‌های دیگر ادعا شده هر دوی این معماران در واقع یکی بودند. بر اساس این روایت، ایوان مخوف پس از اتمام کار ساختمان کلیسای سنت باسیل چشم این معماران را از کاسه درآورد، چرا که نتوانسته بودند بنایی زیباتر طراحی کنند که البته به نظر می‌رسد این تنها یک افسانه و به دور از واقعیت باشد.

     

    ساخت کلیسای سنت باسیل تنها شش سال طول کشید و کار ساخت آن فقط در طول ماه‌های گرم انجام می‌شده است. بنای این کلیسا از آجر ساخته شده و زیر بنای آن، زیر زمین و برخی بخش‌های دیگر از سنگ سفید ساخته شده است.

     

    کلیسای سنت باسیل

    در برخی منابع سال ساخت بنای تاریخی کلیسای سنت باسیل، ۱۵۶۱ میلادی عنوان شده است

     

    ساخت کلیسای سنت باسیل در پاییز ۱۵۵۹ تقریبا به اتمام رسید که این تاریخ مقارن بود با جشن شفاعت حضرت مریم (س) که در آن تمام کلیساها، حتی کلیساهای نیمه‌تمام تقدیس می‌شدند. طی این جشن هر کلیسا نام یکی از مقدسین را به خود می‌گرفت و به این ترتیب نام کلیسای جامع جنوبی، “سنت ترتینه” نام گرفت.

    محققان نظریه‌های مختلفی برای علت این نامگذاری مطرح کردند. یکی از آنها وجود کلیسایی چوبی تا سال ۱۵۵۴ در همان مکان بود که به افتخار فتح شهر مغولان و شکست سپاه قزان ساخته شده بود که “سنت ترتینه” نام داشت. بنابراین یکی از بناهای کلیسای جامع جایگزین آن باید “سنت ترتینه” را به عنوان نام خود می‌پذیرفت.

    چهار گنبد کلیسای سنت باسیل نام خود را از مقدسینی گرفتند که در جنگ با قزان‌ها شجاعت به خرج داده بودند. “سپرین و جاستین”، “گریگوری” (روشنفکر بزرگ ارمنی)، الکساندر سیوریسکی و پیشگامان قسطنطنیه (با نام‌های الکساندر، جین و پاول) مقدسانی بودند که نام‌شان بر این چهار بنا گذاشته شد.

     

    کلیسای سنت باسیل

    عکس های کلیسای سنت باسیل

     

    سه محراب دیگر نیز به نام دو تن از امپراطوران روسیه و جشن نزول خداوند بر اورشلیم نام‌گذاری شد. اما ساختمان اصلی کلیسای سنت باسیل با نام “شفاعت مریم مقدس” برای شکرگزاری پیروزی در جنگ با قزان‌ها نام‌گذاری شد که محراب‌های دیگر کلیسا نیز امروز با همین نام شناخته می‌شوند. در نوشته‌های مربوط به کلیسای سنت باسیل اشاره شده که بنای آن در کنار دره واقع شده است؛ دره‌ای که امروز اثری از آن در کنار کلیسا دیده نمی‌شود. این دره در کناره‌های دیواره کاخ کرملین برای دفاع از این قلعه با عمق زیاد و عرض وسیع کنده شده بود که سال ۱۸۱۳ پر می‌شود.

     

    بخش های کلیسای جامع سنت باسیل

    کلیسای جامع “سنت باسیل” یک نقشه اصلی شامل ۹ کلیسا دارد که بر روی یک پایه ساخته شده و همگی به کلیسای اصلی مرتبط می‌شوند. کلیسای اصلی سنت باسیل به یک خیمه بلند منتهی می‌شود و ۹ کلیسای کوچک دیگر توسط گنبدهای کوچک از یکدیگر متمایز هستند. کلیسای سنت باسیل به طور کلی شامل هشت گنبد به‌علاوه‌ی یک گنبد کوچک در جنوب کلیسای اصلی می‌شود.

     

    کلیسای سنت باسیل

    تصاویر کلیسای سنت باسیل

     

    بازسازی کلیسای سنت باسیل
    در پایان ساخت کلیسای سنگی، برای محافظت از کلیسا در برابر اثرات جوی و جلوگیری از خرابی مصالح، تمام دیوارهای آن با رنگ‌های قرمز و سفید پوشانده شد. اما پوشش اولیه دیواره‌ها و گنبد این ساختمان نامشخص است؛ زیرا این پوشش سال ۱۵۹۵ طی یک آتش‌سوزی از بین رفت.

     

    بنای کلیسای جامع سنت باسیل که بارها گرفتار آتش شده بود، در نیمه دوم قرن هفدهم بازسازی و سقف چوبی آن با آجرهای قوس‌دار جایگزین شد. در همین زمان، نقش‌های رنگارنگ نیز بر دیوار اتاق‌ها، راهروها و دیواره‌های خارجی کلیسا نقش بست.

    سال ۱۶۸۳ نیز سقف‌های این کلیسای سنت باسیل بار دیگر کاشی‌کاری شد. حروف زردرنگ نقش بسته بر کاشی‌های آبی پررنگ بر دیوارها گویای داستان ساخت و بازسازی کلیسای “سنت باسیل” هستند، اما این نوشته‌ها یک قرن بعد طی یک مرمت از بین رفت. ناقوس کلیسا در سال ۱۶۸۰ با دو ناقوس جدید جایگزین شد.

     

    کلیسای سنت باسیل

    کلیسای سنت باسیل از جاذبه های گردشگری روسیه

     

    کلیسای سنت باسیل در سال ۱۷۳۷ باردیگر در چنگ آتش اسیر شد و حدود نیم‌قرن بعد بار دیگر مورد بازسازی قرار گرفت که این بار تغییراتی اساسی در ساختمان آن به وجود آمد؛ تا آنجا که نام برخی بناهای آن نیز تغییر کرد.

    در جریان جنگ جهانی اول، توپخانه ارتش فرانسه دستور تخریب کلیسای “سنت باسیل” را دریافت کرد. در همین زمان این کلیسا توسط ارتش ناپلئون تماما غارت شده بود. اما به محض اتمام جنگ، باردیگر مهندسان شروع به بازسازی بنای ویران شده کلیسا کردند.

     

    کلیسای سنت باسیل

    نمای داخلی کلیسای سنت باسیل

    کلیسای سنت باسیل یکی از عجایب هفتگانه روسیه
    در سال ۱۹۲۸ کلیسای سنت باسیل به عنوان یکی از آثار بزرگ ملی و جهانی تحت حمایت دولت روسیه درآمد. چند دهه بعد (۱۹۹۱) درهای کلیسای سنت باسیل به روی بازدیدکنندگان باز شد اما نه به عنوان مکانی برای عبادت، بلکه به عنوان یک موزه تاریخی که تا به امروز نیز تقریبا به همین شکل باقی مانده است.

     

    از سال ۱۹۲۰ تا به امروز بنای کلیسای سنت باسیل و موزه تاریخی چهار بار ترمیم شده که هر کدام تغییرات زیادی در آن به وجود آورد. اما سال ۱۹۹۰ در تاریخچه این کلیسا سالی مهم و برجسته است. در این سال کلیسای سنت باسیل در یونسکو ثبت جهانی و پس از آن در سال ۲۰۰۷ به عنوان یکی از عجایب هفتگانه روسیه نامگذاری شد.

    منبع : isna.ir

    دومینیک پِترس / ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی

     

    همراه تاریخ: جمال عبدالناصر اگر امروز زنده بود یکصدمین سالروز تولدش را جشن می‌گرفت. این به اصطلاح «رئیس مصری» حتی امروزه نیز در جهان عرب از احترامی خاص برخوردار است و همچنان یادش گرامی داشته می‌شود. اما واقعیت این است که ناصر در داخل مصر سیاستی به شدت خشن را دنبال می‌کرد و در عرصه سیاست خارجی البته به غیر از یک مورد کارنامه‌ای فاجعه‌بار داشت.

     

    اگرچه ملک فاروق تنها ۴۵ سال عمر کرد اما این پادشاه فربه که از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۵۲ بر مصر و سودان حکومت کرد، هر روز صبح ۱۲ تخم مرغ را به عنوان صبحانه می‌بلعید و عاشق سیگار برگ‌های هاوانا، زنان زیبا و کادیلاک‌های پر زرق و برق بود. افزون بر آن ظاهرا هر روز محتویات ۳۶ بطری کوچک پپسی‌کولا را می‌نوشید و عاشق مصرف حشیش همراه با عسل بود. از دیگر صفات نکوهیده فاروق پول‌پرستی، اسراف‌کاری و فساد او بود و حتی مادرش درباره وی می‌گفت: «فاروق یک هیولا بود.»

     

    بسیاری از مردم مصر و از جمله گروه مخفی موسوم به افسران آزاد نیز در مورد پادشاه سابق بر همین نظر بودند و همین عده با انجام یک کودتا در سال ۱۹۵۲، فاروق را در کاخش بازداشت و از‌‌ همان‌جا به تبعید ایتالیا فرستادند و فاروق چند سال بعد در حالی که شهروند موناکو محسوب می‌شد در این کشور و پس از شرکت در یک ضیافت و خوردن ۱۲ صدف همراه با سس فلفل و یک پرس چهارنفره خوراک گوشت ران گوسفند و مقادیر زیادی سیب‌زمینی سرخ کرده و لیموناد و خامه به عنوان دسر، از دنیا رفت.

     

    در میان افراد گروه موسوم به افسران آزاد یا‌‌ همان گروهی که فاروق را سرنگون کردند، یک افسر جوان به نام جمال عبدالناصر حضور داشت که در سال ۱۹۵۴ به عنوان اولین رئیس‌جمهور مصر به قدرت رسید و سپس لقب آخرین فرعون را گرفت. ناصر اگر زنده بود باید یکصدمین سالروز تولد خود را جشن می‌گرفت. اما سال‌ها پس از مرگ ناصر باز هم وی مانند گذشته به عنوان معیاری برای سنجش کارایی صاحبان قدرت در کشور مصر اعتبار خود را حفظ کرده است. این در حالی است که او در داخل سیاستی به شدت خشونت‌بار را پی می‌گرفت و در سیاست خارجی آثاری فاجعه‌بار از خود بر جای گذاشت و البته همراه با یک استثنا.

     

     

    اسم رمز: فردیناند دولسپس

     

    روز ۲۶ جولای ۱۹۵۶ ناصر در برابر هزاران نفر از طرفدارانش در میدان التحریر شهر اسکندریه نطقی تقریبا سه ساعته ایراد کرد و سخنرانی وی از رادیو نیز به صورت زنده پخش شد. او در این سخنرانی به شدت قدرت‌های غربی و بانک جهانی را مورد حمله قرار داد. بانک جهانی در آن زمان از اعطای وام به مصر برای ساخت سد آسوان خودداری کرده بود. ناصر یا‌‌ همان پدر پنج فرزند و یکی از موسسان «جنبش غیرمتعهد‌ها» قصد داشت که با این پروژه مهم یعنی سد آسوان، از طریق امواج نیل انرژی برق در ابعاد بسیار کلان تولید کرده و بدین ترتیب مصر را از نظر اقتصادی به آینده پسااستعماری رهنمون کند.

     

    ناصر در سخنرانی خود ناگهان و ظاهرا بدون ارتباط با موضوع یک نام را بر زبان آورد: فردیناند دولسپس. صاحب این نام در واقع مهندسی بود که ساخت کانال سوئز را بر عهده داشت،‌‌ همان کانالی که از زمان ساخت تا سال ۱۹۵۶ در واقع تحت مالکیت و اختیار یک شرکت اروپایی مقیم در پاریس بود و عواید آن نصیب همین شرکت می‌شد و مهم‌تر آنکه سهم اصلی این شرکت در مالکیت بریتانیای کبیر بود یعنی‌‌ همان قدرت استعماری که مردم مصر به شدت از آن متنفر بودند.

     

    جمال عبدالناصر طی آن سخنرانی سیزده بار نام دولسپس را تکرار کرد و این در واقع یک اسم رمز بود. بدین ترتیب ناصر به واحدهای کماندویی تحت امر خود برای حمله و تحت کنترل درآوردن تاسیسات کانال سوئز چراغ سبز نشان می‌داد و این اقدام البته موفقیت‌آمیز نیز بود.

     

     

    ناصر به عنوان رهبر جدید اعراب

     

    ناصر به خوبی از اهمیت بالای کانال سوئز آگاهی داشت؛ همان آبراهی که در رویاهای «یوهان ولفگانگ فون گوته» جای داشت و زمانی در قرن هفدهم از سوی «گوتفرید ویلهلم لایب‌نیتس» فیلسوف و دانشمند و سیاستمدار آلمانی به لوئی چهاردهم پادشاه وقت فرانسه به عنوان غنیمتی بزرگ پیشنهاد شده بود. اما این دولسپس بود که چندین سال بعد ابعاد تکنیکی این کانال را کامل کرد. آبراه سوئز تازه در سال ۱۸۶۹ افتتاح شد.

     

    با این حال آن فرمان سال ۱۹۵۶ ناصر پیامدهای گسترده و دراماتیکی داشت و بحران سوئز دنیا را تکان داد. در‌‌ همان سال بود که قدرت‌های پیر استعماری یعنی بریتانیا و فرانسه و البته اسرائیل به مصر حمله بردند. کار به جایی رسید که نه تنها سازمان ملل متحد بلکه مهم‌تر از آن کشورهای ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی به عنوان دو ابرقدرت جدید که از مدتی پیش در جریان جنگ سرد بر سر نفوذ ایدئولوژیک خود در آفریقا و خاورمیانه رقابت داشتند، وارد کارزار مصر شدند.

     

    در ‌‌نهایت بریتانیا و فرانسه بر اثر فشارهای دولت آمریکا قرارداد صلح با مصر را امضا و سربازان اسرائیلی هم به ناچار از منطقه کانال عقب‌نشینی کردند. و البته این یک پیروزی بزرگ برای مصر به حساب می‌آمد،‌‌ همان کشوری که پیش از این یعنی در سال‌های ۱۹۴۸ و ۱۹۴۹ شکستی تحقیرآمیز از اسرائیل را تجربه کرده بود. بدین ترتیب ناصر به نقطه اوج قدرت خود رسید و می‌توانست ادعا کند که حتی یک ابرقدرت نظامی نیز نمی‌تواند او را سرنگون کند و اینک وقت آن بود که به رهبری جهان عرب برسد و در واقع همین اتفاق افتاد.

     

     

    سلاح شیمیایی علیه جنگجویان بدوی

     

    اما پس از این پیروزی‌ها بود که ناصر یا‌‌ همان فرزند یک کارمند ساده اداره پست، موفق شد اعضا و هواداران گروه اخوان‌المسلمین یعنی‌‌ همان گروهی که قصد برقراری حجاب اجباری را داشت و با واکنش استهزاآمیز ناصر روبرو شده بود را مورد تعقیب و بازداشت قرار دهد. در عین حال پیروزی‌های ناصر در عرصه سیاست خارجی تقریبا به پایان رسید. اگرچه که او به عنوان یک به اصطلاح دیکتاتور تحول‌خواه نگرانی‌های زیادی در عرصه داخلی داشت و برای تحصیل و بهداشت رایگان مردمش تلاش می‌کرد و دست به اصلاحات ارضی زده بود و حق رای به زنان اعطا می‌کرد اما هر چه بیشتر از عمر حکومتش می‌گذشت به‌‌ همان اندازه به شمار شهروندانی که به دستور ناصر کشته شده بودند افزوده می‌شد. در همین حال اعلام نظریه پان‌عربیسم از سوی ناصر موجب می‌شد که وی بیشتر از آنکه به ملت خود بها دهد و نیازهای آنان را در نظر داشته باشد، به نیازهای جهان عرب توجه کند.

     

    بدین ترتیب بود که ناصر در سال ۱۹۵۸ طی پیمانی با کشور سوریه، به اصطلاح جمهوری متحده عربی (VAR) را تاسیس کرد. ناصر بر آن بود تا این اتحادیه به سازمان و مدلی برای اتحاد دیگر کشورهای عرب بدل شود و البته شخص او همواره در راس آن قرار داشته باشد. اما این اتحاد تنها سه سال دوام داشت و سوریه در سال ۱۹۶۱ از آن خارج شد و پس از آن یمن شمالی که از مدت‌ها پیش به این اتحادیه پیوسته بود، اقدام به ترک آن کرد.

     

    آن زمان نیز در یمن جنگی خونین جریان داشت و سلطنت‌طلبان تحت حمایت ریاض و جمهوری‌خواهان تحت حمایت قاهره علیه یکدیگر می‌جنگیدند؛ جنگی که می‌رفت تا به ویتنام جمال عبدالناصر بدل شود. دولت مصر پنج سال تمام یعنی از ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۷ تعداد ۶۰ هزار سرباز برای پشتیبانی از نیروهای طرفدار دیکتاتور یعنی علی عبدالله صالح که علیه ۳۵۰ هزار نیروی طرفدار محمد البدر پادشاه ساقط شده یمن می‌جنگیدند به آن کشور اعزام کرد.

     

    جنگی که در منتهی‌الیه جنوب غربی شبه‌جزیره عرب جریان داشت البته جنگی بی‌اندازه نابرابر بود. نیروهای اعزامی از نیل، به هواپیما، تانک و سلاح‌ها و گازهای سمی و شیمیایی مسلح بودند در حالی که پیکارجویان طرف مقابل چیزی بیشتر از تفنگ‌های فتیله‌ای قدیمی و خنجرهای سرکج سنتی در اختیار نداشتند. آن جنگ روزانه معادل یک میلیون مارک آلمان غربی برای ناصر هزینه داشت و البته نزدیک به یک سوم سربازان ارتش مصر نیز در یمن مستقر بودند.

     

     

    عملیات قفقاز: ۱۰ هزار سرباز شوروی برای ناصر

     

    حاکم مطلق‌العنان مصر در نوامبر ۱۹۶۷ فرمان عقب‌نشینی نیروهای کشورش از یمن را صادر کرد. درخشش و جذابیت ناصر البته در آن زمان کمرنگ شده بود و علت آن: اسرائیل در ژوئن‌‌ همان سال و طی جنگی شش روزه نه تنها ضرباتی مرگبار بر نیروهای کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس وارد آورد بلکه نوار غزه و ۶۰ هزار کیلومترمربع از شبه‌جزیره سینای مصر را طی یک شبیخون به اشغال خود درآورد.

     

    این پیروزی اسرائیل رویدادی جنجال‌برانگیز و حساس محسوب می‌شد. میزان وحشت از جمال عبدالناصر در داخل اسرائیل و در میان جامعه یهودیان تا قبل از سال ۱۹۶۷ بسیار بالا بود. این وحشت در سال‌های پیش از جنگ شش روزه در غالب یک لطیفه دهان به دهان جریان داشت: «هیتلر هرگز نمرد بلکه به سوی مصر شنا کرد و تبدیل به جمال عبدالناصر شد.» یکی از دلایل این وحشت شاید همکاری ناصر با مهندسان و دانشمندان نظامی آلمانی و کهنه‌نازی‌ها در حوزه صنایع موشکی بود. وظیفه این افراد مسلح و مجهز کردن نیروهای تحت فرمان «رئیس» به سلاح‌های پیشرفته بود؛ امری که البته به شکست انجامید.

     

    مسکو در بهار سال ۱۹۷۰ یک ارتش کوچک را به قاهره فرستاد. این ارتش کوچک شامل ۱۰ هزار سرباز از جمله دو هنگ خلبانان جنگنده و نفرات لازم برای سیستم ضد هوایی می‌شد. هدف دولت اتحاد جماهیر شوروی از این عملیات که به عملیات «قفقاز» شهرت داشت این بود که در خلال جنگ سرد نشانه‌ای روشن برای آمریکا ارسال کند یعنی‌‌ همان کشوری که رفته رفته به قدرت حامی اسرائیل بدل می‌شد و اسلحه و از جمله جنگنده بمب‌افکن‌های فانتوم در اختیار تل‌آویو قرار می‌داد.

     

     

    گریه‌های میلیونی در سوگ ناصر

     

    و البته ناصر هم به این دست‌ودلبازی شوروی پاسخ منفی نداد و آن را قبول کرد. او در آن زمان بار دیگر برای جنگ با اسرائیل آماده می‌شد و البته این بار دو طرف جنگ فرسایشی خشونت‌باری را در امتداد کانال سوئز آغاز کردند. این جنگ در آگوست ۱۹۷۰ و به صورت آچمز پایان یافت.

     

    کوتاه زمانی پس از آن یعنی راس ساعت ۱۸:۱۵ روز ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰ بود که ناگهان ناصر به حمله قلبی دچار شد و جان خود را از دست داد. اگرچه ناصر حاکمی خشن و بی‌رحم بود اما جمعیت بسیار زیادی برای تشییع وی حاضر شدند. آن مردم علیرغم همه ظلم‌های ناصر عقیده داشتند که او با اسرائیل سرشاخ شده و برای جهان عرب کرامت کسب کرده و به همین دلیل سزاوار احترام است. در آن زمان مجله اشپیگل طی گزارشی نوشت: «میلیون‌ها نفر با چهره‌هایی غم‌زده آمدند، صد‌ها هزار نفر آشکارا می‌گریستند، صد‌ها نفر از هوش رفتند.» چندی بعد بود که انور سادات جانشین جمال عبدالناصر دلیل واقعی مرگ رئیس سابق خود را فاش کرد: «جمال عبدالناصر نه بر اثر سکته قلبی بلکه به دلیل قلب شکسته‌اش جان داد، قلبی که به خاطر شدت تاثر از شکست در جنگ شش روزه شکسته بود.»

     

     

    منبع: اشپیگل

    ۱۰ حقیقت جالب در مورد تمدن اسرارآمیز مایا!! (+تصاویر)
    گفته شده که مایاها تمدنی نیمه آمریکایی هستند که تنها با خط کاملا پیشرفته پیش از کلمبیایی شناخته می‌شدند، در زمینه هنر، معماری و تجهیزات نجومی ‌و ریاضیات نیز شهرت داشتند. تصورات اشتباه خیلی زیادی در مورد تمدن مایا وجود دارد و این فهرست مطمئنا خط بطلانی بر حداقل یک یا دو مورد از این اشتباهات خواهد کشید. علاوه براین در این متن حقایقی که شما هیچ وقت در مورد تمدن مایا نمی‌دانستید در اختیارتان می‌گذاریم.
    ۱٫ راز باستانی

    تمدن اسرارآمیز مایا

     حقیقت: هیچ کس واقعا نمی‌داند که چه چیزی باعث نابودی فرهنگ مایا شد.
    به خاطر دلایلی که هنوز هم مورد بحث اند، مناطق اصلی زندگی مایا که در سطحی پایینتر از زمین اصلی قرار داشت به مرور و در طول قرون ۸ و نهم شیب بیشتری پیدا کرد و پس از آن کم کم رو به نابودی رفت. این ادعا با نوشته‌های تاریخی و سازه‌های معماری در مقیاس بزرگ پیوند دارد.

    تئوریهای غیر اکولوژی در مورد نابودی مایا به چندین زیر گروه در یک رده، مثل زیاد شدن جمعیت، تاراج خارجیها، شورش و طغیانهای محلی و فروپاشی مسیرهای تجاری  دسته بندی می‌شوند. فرضیه‌های اکولوژی شامل حوادث طبیعی، ‌بیماریهای واگیردار و تغییرات آب و هوایی می‌شوند. حالا دلیل و شاهدی دال بر افزایش جمعیت اضافه بر ظرفیت محیط بوده که موجب فرسودگی پتانسیل‌های زراعتی و شکار بیش از اندازه حیوانات می‌شده و همین عامل نابودی تمدن مایا را تضمین می‌کرده است. برخی از محققین به تازگی استدلال کردند که خشکسالی ۲۰۰ ساله شدید و سختی منجر به سقوط و فروپاشی تمدن مایا شده است.
     ۲٫ زندگی ادامه دارد…

    تمدن اسرارآمیز مایا

    حقیقت: تقویم مایایی پایان جهان را پیشگویی نمی‌کند.
    اول از همه اینها باید بگوییم که مایاها فقط یک تقویم ندارند بلکه آنها تقویمهایی دارند که با هم ارتباط دارند. در افسانه‌هایی گفته شده که در این تقویم long count  (که در بالا آورده شده) زمان به پایان رسیدن جهان مشخص شده است.
    طبق افسانه‌های مایا ما در جهان چهارم یا جهان «آفرینش» که در افسانه‌ها ازش صحبت شده زندگی می‌کنیم. در تقویم long count آخرین خلق یا آفرینش در ۱۲٫۱۹٫۱۹٫۱۷٫۱۹ به پایان می‌رسد. که این سلسله مراتب دوباره در ۲۰ دسامبر ۲۰۱۲ اتفاق می‌افتد. طبق این گفته مایاها الان زمان جشن بزرگ به خاطر رسیدن به انتهای چرخه آفرینش فرا رسیده است.

    این سخن به معنی رسیدن به پایان جهان نیست بلکه منظور از این جمله شروع یک عصر جدید است. مگر ۳۱ دسامبر هر سال پایان جهان محسوب می‌شود؟ خیر- ما در این روز وارد سال جدیدی می‌شویم. این مساله شبیه دوره‌های آفرینشی تمدن مایاست. درحقیقت مایاها ارجاعهای زیادی به تاریخهایی دارند که بعدها در سال ۲۰۱۲ رخ می‌دهد. در حقیقت نظریه پایان یافتن جهان در سال ۲۰۱۲ (باتوجه به افسانه مایایی) را اولین بار خوزه آرگیولس سال ۱۹۸۷ در کتابش به نام The Mayan Factor: Path Beyond Technology مطرح کرد.
     ۳٫ آخرین قلمرو حکومتی مایا

    تمدن اسرارآمیز مایا

     حقیقت: آخرین حکومت تمدن مایا تا سال ۱۶۹۷ وجود داشت.
    شهر جزیره‌ای  تایاسال مکان آخرین پادشاهی مستقل تمدن مایا محسوب می‌شد و برخی از کشیشان اسپانیایی تا سال ۱۹۶۹ با مسالمت و آرامش آخرین پادشاه ایتزا یعنی کانک Canek را ملاقات و موعظه می‌کردند. پادشاهی ایتزا بالاخره در  ۱۳ مارچ ۱۶۹۷ تسلیم اسپانیایی‌ها شد.  حالا مصنوعات و بناهای باستانی در چیچن ایتزا که همه ما می‌شناسیم، در این آخرین منطقه خودمختار واقع شده است. قابل توجه اینکه بیشتر زمینهایی که این مکانهای باستانی در آنجا واقع شده، جزو زمینهای خصوصی یک خانوده محسوب می‌شود، درحالیکه دولت آنها را متعلق به خود و درحقیقت خود را اداره کننده این مکانها می‌داند.
    ۴٫ سونا

    تمدن اسرارآمیز مایا

    حقیقت: مایاها از سونا استفاده می‌کردند!
    حمامهای آرامش بخش یا zumpul-ché جایی بود که مردم مایایی زمان باستان خودشان را در آنجا تطهیر و شستشو می‌کردند. این حمامها خیلی شبیه سونای امروزی و ساختاری، دیوارهای سنگی و سرپوشیده داشت همراه با یک دریچه یا سوراخ کوچک در قسمت سقف. آبی که از صخره‌های سنگین وارد اتاق می‌شد تولید بخار کرده و این روند شرایطی فراهم می‌کرد که تمام ناپاکیها و کثیفیها نابود شود. پادشاهان مایا عادت داشتند بعد از ملاقاتهایشان حمام سونا بگیرند تا احساس سرزندگی و همچنین پاکی داشته  باشند.
    ۵٫ Ball Courts

    تمدن اسرارآمیز مایا

    حقیقت: مایاها ball court را به عنوان محلی برای بازی کردن می‌ساختند.
    بازیهای توپی Mesoamerica ورزشی با انجمنهای آیینی بود که مردم پیش-کلمبیایی بالغ بر ۳۰۰۰ سال از این ورزش استقبال می‌کردند. در طول دوره ای هزار ساله انواع مختلفی از این بازی در سرزمینهای مختلف وجود داشته و هنوز یک نمونه مدرن از این بازی به نام ulama در معدودی از مکانها  و بین افراد بومی ‌طرفدار دارد.

    Ballcourts مکانهایی عمومی ‌بودند که برای حوادث مهم فرهنگی و فعالیتهای آیینی مثل جشنواره‌ها و اجراهای موسیقی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. این مکان از سراشیبی‌های پله دار تشکیل می‌شد که به صحن مراسم یا پرستشگاه‌های کوچک منتهی می‌شد، ball court‌ها شبیه حرف “I” بود که تقریبا در تمام شهرهای کوچک مایا یافت می‌شد.
    ۶٫ مواد مخدر

    تمدن اسرارآمیز مایا

    حقیقت: مایاها از مسکن و مواد مخدر استفاده می‌کردند.
    مردم مایا در مراسم مذهبی‌شان به طور مرتب از داروهای توهم زا استفاده می‌کردند (که از مواد طبیعی تهیه می‌شد)، اما در زندگی روزمره‌شان نیز برای تسکین درد نیز از این مواد استفاده می‌کردند. معمولا  از گیاهانی مثل peyote، نیلوفر، بعضی از قارچها، تنباکو و گیاهان دیگر برای ساختن نوشیدنی‌های الکی استفاده می‌کردند. علاوه براین همانطوری که در شعرهای مایایی گفته شده و بر سنگها تراشیده شده؛ آنها از برای جذب سریعتر و تاثیرگذاری بیشتر مواد مخدر، داروی مایع و آیینی را به خودشان (از راه مقعد مانند عمل تنقیه)  تزریق می‌کردند. در بالا تصویر مجسمه مایایی را می‌بینید که از تزریق این مایع به بدنش لذت می‌برد!
    ۷٫ قربانیان

    تمدن اسرارآمیز مایا

    حقیقت: بعضی از افراد مایا هنوز هم قربانی و خونریزی دارند
    قربانی کردن انسان برای اهداف مذهبی و یا پزشکی یکی از موضوعاتی است که اکثر مردم در مورد مایاها می‌دانند- اما آنچه اغلب مردم نمی‌دانند این است که آنها هنوز هم قربانی می‌کنند. اما هیجان زده نشوید! الان خون مرغ جای خون انسان را گرفته است. امروز هنوز هم اقوام مایا سنتهای آیینی اجدادشان را حفظ کرده اند. آیین نماز و دعا، هدایا، قربانی‌های خونی (که الان مرغها جای انسان را گرفته اند)، رقصها، مهمانی‌ها، و نوشیدنی‌های آیینی هنوز هم از رسومات دینی و سنتی آنها محسوب می‌شود.
    ۸٫ دکترهای عالی

    تمدن اسرارآمیز مایا

     حقیقت: مایاها روشهای درمانی بسیار خوب و جالبی دارند.
    سلامت و علم پزشکی در میان مایای باستانی ترکیب پیچیده ای از ذهن، بدن، مذهب، مراسم آیینی و دانش محسوب می‌شد. مهم‌تر از همه اینها کسانی برای وظایف پزشکی انتخاب می‌شدند که آموزشهای عالی و درستی دیده بودند. این مردان «شامان» نامیده می‌شدند و به عنوان واسطه ای بین دنیای فیزیکی و دنیای معنوی عمل می‌کردند.

    آنها برای رسیدن به هدفشان یعنی شفا بخشیدن بیماران، و پیش‌بینی کردن و کنترل کردن حوادث فوق طبیعی تمرین جادوگری هم می‌کردند. از زمانیکه دانش پزشکی شدیدا با جادوگری و مذهب غرابت پیدا کرد، برای شامانها هم بسیار ضروری و واجب بود که مهارتهای پزشکی و دانش خود را توسعه بخشند. معروف بود که مایاها زخمها را با موی انسان بخیه می‌زدند، شکستگی استخوان را درمان می‌کردند و حتی در زمنیه جراحی دندان هم مهارت داشتند از سولفید آهن برای پر کردن دندان استفاده می‌کردند و ابزارهای جراحی می‌ساختند.
     ۹٫ دوران کودکی مایا

    تمدن اسرارآمیز مایا

    حقیقت: مایاها به زیبایی و تربیت بچه‌هایشان اهمیت می‌دادند
    مایاها همواره آرزو داشتند بچه‌هایشان تواناهایی جسمی‌ غیرطبیعی داشته باشند. برای مثال در سنین خردسالی تخته‌هایی را روی پیشانی بچه‌ها محکم فشار می‌دادند تا پیشانی پهنی داشته باشند. یکی دیگر از معیارهای زیبایی برای بچه‌های مایا چپ بودن چشمها محسوب می‌شد!

    بنابراین پدر و مادرها برای رسیدن به این هدف اشیائی را جلوی چشمهای نوزاد تازه به دنیا آمده آویزان کرده و آن را تکان داده تا بر اثر مداوت و تکرار این عمل چشمهای بچه دیگر برای همیشه چپ بشود!!
    حقیقت جذاب دیگر در مورد کودکان مایا این است که بیشتر آنها را بر اساس روزی که در آن به دنیا می‌آمدند نام گذاری می‌کردند. هر روز سال برای بچه‌های پسر و دختر و والدین اسم خاصی داشت و ازشان انتظار می‌رفت که این سنت را انجام دهند.
     ۱۰٫ فرهنگی که ادامه دارد…

    تمدن اسرارآمیز مایا

    حقیقت: هنور افراد زیادی از تمدن مایا در مناطق خاص خودشان زندگی می‌کنند
    درحقیقت بالغ بر ۷ میلیون مایایی در مناطق خاصی زندگی می‌کنند، تعداد زیادی از آنها نیز طوری زندگی می‌کنند تا بتوانند آنچه از میراث فرهنگی برایشان باقیمانده را حفظ کنند. بعضی از آنها به طور کامل با فرهنگ مدرن منطقه ای که در آن زندگی می‌کنند خودشان را وفق داده اند، در حالیکه دیگران زندگی ویژه سنتی و باستانی خود را ادامه می‌دهند و اغلب اوقات به یکی از زبانهای مایایی به عنوان زبان اول صحبت می‌کنند.

    بیشترین جمعیت از افراد مایا در ایالتها و شهرهای مکزیک مثل Yucatán، Campeche، Quintana Roo، Tabascoو Chiapas، و در بعضی کشورهای آمریکای مرکزی مثل Belize، گوآتمالا و قسمتهای غربی هوندوراس و الساوادور پراکنده اند. و جالب است بدانید امکان دارد بعضی از کلمات مثل shark به معنی کوسه و cocoa به معنی کاکائو از زبان مالایی گرفته شده باشند. حالا برایتان یک جمله مالایی را می‌نویسیم تا اگر با یک مالایی برخورد کردید  حداقل بتوانید یک جمله صحبت کنید!
    در زبان Yucatec مالایی جمله Jach Dyos b’o’otik برای تشکر کردن به کار می‌رود و معنی آن می‌شود “ازت متشکرم”

    منبع:seemorgh.com
    ترجمه:مریم محبعلی‌نژاد

    معرفی و بررسی کتاب گاندی و استالین در سلسله نشست های گفتار و اندیشه

    جلسه نوزدهم از سلسله نشست های گفتار و اندیشه که در دفتر شورای منطقه فارس حزب اتحاد ملت ایران اسلامی برگزار گردید به معرفی و بررسی کتاب گاندی و استالین اثر لویی فیشر اختصاص یافت. در این جلسه غلامعلی کشانی مترجم کتاب و قاسم مرادی عضو شورای منطقه فارس حزب اتحاد ملت به سخنرانی پیرامون کتاب پرداختند. تمرکز کار غلامعلی کشانی بر موضوع عدم خشونت و معرفی شخصیت، مشی و روش مبارزاتی گاندی است.
    در کارنامه وی، ترجمه کتاب هایی مانند “نافرمانی مدنی” اثر هنری دیوید ثورو نیز وجود دارد. شاید کمتر کسی به یاد داشته باشد که آغاز بحث نافرمانی مدنی که در دوره اصلاحات مطرح شد ، با انتشار مقاله ای برگرفته از همین کتاب در روزنامه جامعه که توسط کشانی ترجمه شده بود ، شکل گرفت.

    .


    .

    صوت سخنرانی غلامعلی کشانی در شانزدهمین جلسه از سلسله نشست های گفتار و اندیشه

    .


    .

    سلسله نشست های گفتار و اندیشه – نشست شماره ۱۹

    شیراز – خیابان قصردشت کوچه۳۹ پلاک ۵۰ دفتر حزب اتحاد ملت منطقه فارس

    .


    .



    این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

    دانلود آهنگ بابک جهانبخش تورو دوست دارم

    آهنگ زیبا و بسیار شنیدنی بابک جهانبخش بنام تورو دوست دارم همراه با متن و دو کیفیت 320 و 128

    Exclusive Song: Babak Jahanbakhsh – “Toro Doost Daram” With Text And Direct Links In UpMusic

    Babak Jahanbakhsh 1475033793 دانلود آهنگ بابک جهانبخش تورو دوست دارم

    متن آهنگ تورو دوست دارم بابک جهانبخش

    ♪♪♫♫♪♪♯

    میلرزه دلم تا صدام میزنی تو عشق منی تو جون منی
    کنارت غروب دیدنی تر میشه
    به عشقت همه وقت من سر میشه ♪♪♫♫♪♪♯
    از این زندگی راضیم پیش تو من از عشق میگم آخرش میشه تو
    به هم نه نمیگیم تو هیچ مسئله
    تو این عاشقی هردو گفتیم بله
    من هر چی که گفتم تو گفتی بله  ♪♪♫♫♪♪♯
    همیشه دلم بی قرار توئه همه دلخوشی هام کنار توئه
    تورو دوست دارم تورو دوست دارم
    چقد قلبای ما بهم نزدیکه چقد
    خوبه که تو پیشم هستی که ♪♪♫♫♪♪♯
    تورو دوست دارم تورو دوست دارم
    UpMusicTag دانلود آهنگ بابک جهانبخش تورو دوست دارم
    نذاشتی با این تنهایی سر کنم تونستم باهات عشقو باور کنم
    تو راه درستو نشونم دادی
    چه حسی به قلب دیوونم دادی ♪♪♫♫♪♪♯
    هماهنگ شدی با دل عاشقم
    میخوام حرفامو توی چشمات بگم
    بذار دستتو روی قلبم ببین داره میزنه واسه تو بهترین
    همیشه دلم بی قرار توئه
    همه دلخوشی هام کنار توئه ♪♪♫♫♪♪♯
    تورو دوست دارم تورو دوست دارم
    چقد قلبای ما بهم نزدیکه چقد خوبه که تو پیشم هستی که
    تورو دوست دارم تورو دوست دارم
    ♪♪♫♫♪♪♯

    بابک جهانبخش تورو دوست دارم

    برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ بابک جهانبخش تورو دوست دارم

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت همراه تاریخ محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس