همراه تاريخ

اسماعيليان

همراه تاریخ
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
کتابخانه همراه تاریخ
جستجوگر پیشرفته



فرقه اسماعيليه:بخش ششم

اسماعیلیه


ادامه حیات شاخه حافظی


به رغم برچیده شدن حکومت فاطمیان در سال 567 ق . 1171م . و به رغم آنکه صلاح الدین ایوبی اسماعیلیان را سخت تحت تعقیب و آزار و اذیت قرار داد و سازمان دعوت حافظی و همه سنت ها و نهادهای اسماعیلی فاطمیان را از بین برد و دارالعلم نیز به یک بیمارستان مبدل گردید . اما سلسله امامت از دیدگاه حافظیان پیوسته ماند و پس از عاضد به عنوان چهاردهمین خلیفه فاطمی و بیست و چهارمین امام اسماعیلی شاخه مستعلویه طیبی ، امامت به داوود (د.604 ق . /1207م ) رسید . برخی از مدعیان امامت داوود در مصر سر به شورش برداشتند و پشتیبانان محلی اندکی یافتند . تا پایان قرن هفتم / سیزدهم جوامع حافظی بکلی در مصر و شام متلاشی شد و در یمن نیز اسماعیلیه حافظی پس از بر افتادن حامیان زریعی و به دنبال فتوحات ایوبیان در عربستان جنوبی در 561 باقی نماندند .


ادامه حیات شاخه طیبی


پس از مرگ آمر ، درباره جانشینی او اختلاف بروز کرد و این اختلاف به جدا شدن دو شاخه طیبی و حافظی از همدیگر انجامید . بر خلاف حافظیها که سیر سلسله امامان را از طریق حافظ به دیگر امامان و خلفای فاطمی ادامه دادند . شاخه طیبی چهار خلیفه پایانی فاطمی را نپذیرفتند و از این دفاع کردند که آمر پسری به نام طیب داشته و این پسر در دو سالگی یا کمی پس از آن از نظرها غایب شده و بدین سان دوره ای از امامت امامان ستر اغاز گشته است . بدین سان از سال 524 ق . / 1130 م . این شاخه اسماعیلیه امام ظاهری نداشته اند .

هر چند در پی انشعاب یاد شده ، اسماعیلیان مستعلوی مصر از حافظ و خلفای پس از او حمایت کردند و به دیگر سخن به شاخه حافظیه پیوستند . اما در یمن ، جدای از زریعیان عدن و برخی از همدانیهای صنعا که از صلیحیان اعلام استقلال کرده و از همین رو بر خلاف این خاندان از حافظیه طرفداری کردند ، ملکه صلیحی یمن ، سیده ، نومید از قاهره و دستگاه خلافت آن به دفاع از امامت طیب پرداخت . بدین سان اسماعیلیان یمن (ص133) پرچمدار شاخه ای از اسماعیلیه شدند که در آغاز آمریه و بعدها طیبیه نام گرفت .

هرچند از دیدگاه طیبیان امام آنان غایب است و دوره ستر در میان فرزندان طیب تا به امروز ادامه یافته ، اما امور دینی این گروه در دست داعیان قرار دارد و نخستین داعی مطلق آنان ذوئیب بن موسی و ادعی ( د.546 ق / 1151 م.) بوده است . پس از او ابراهیم بن حسین حامدی (د. 557 ق. / 1162 م .) و در پی او نیز حاتم بن ابراهیم حامدی ( د. 596 ق / 1199 م. ) داعی مطلق شدند و از آن پس نیز سلسله داعیان این فرقهادامه یافته و تا بیست و سومین داعی ، کانون دعوت در یمن استقرار داشت .(134).

فرقه مستعلویه طیبی پس از توفیق در یمن به گجرات راه یافت و با گذشت زمان اکثریت عظیمی در هند بدین فرقه گراییدند که بهره ها یا بهراها نام گرفتند . انتقال دعوت طیبی از یمن به هند در هنگام عهده داری این مهم از سوی یوسف بن سلیمان (د.974 ق / 1567م ) صورت پذیرفته و عبدالقادر نجم الدین چهل و هفتمین داعی ، این انتقال را در سال 974 ق. / 1567م . یعنی سال پایان زندگی یوسف دانسته است . به هر روی از این زمان به بعد داعیانی در هند عهده دار امر دعوت شده اند که سه تن از نخستین کسان آن ها به ترتیب عبارتند از : یوسف بن سلیمان (د.974 ق. / 1567 م ) . جلال بن حسن ( د.975 ق. /1567 م ) . داوود بن عجبشاه ( د. 999 ق . /1591 م ) .

پس از مرگ داوود بن عجبشاه در سلسله داعیان بهره ها انشعاب پیش آمد و علت آن نیز این بود که پس از مرگ بیست و ششمین داعی طیبی ، فردی  به نام داوود بن برهان الدین بر جای او نشست و گزارش این امر را به یمن فرستادند و از دیگر سو  ، فردی دیگر به نام سلیمان بن حسن نیز ادعا کرد که داوود بن عجبشاه بر مقام او به عنوان داعی مطلق نص داشته است . از آن پس هر یک از این دو داعی پیروانی یافتند و از این رو بهره ها پیرو دو سلسله جداگانه از داعیان شدند .

اهمیت و جایگاه داعیان در مذهب بهره ها از آن روی است که آنان اساسا بیست و یک امام را قبول دارند‌: پنج تن از امام حسن (ع) تا امام صادق (ع) ، پنج تن از اسماعیل بن جعفر تا حسین مستور و یازده تن از عبیدالله مهدی تا طیب . از این رو پیوند زنده مذهبی آنان با تعالیم دین از رهگذر همین داعیان مطلق صورت می پذیرد .

شاخه نزاری اسماعیلیه


پس از درگذشت مستنصر ( خلیفه فاطمی مصر) اختلافی بزرگ بر سر جانشینی او روی داد و دو شاخه نزاری و مستعلوی از یکدیگر جدا شدند . مستنصر پیش از مرگ خود ابومنصور نزار را به جانشینی منصوب کرده بود . اما به هنگام درگذشت مستنصر ، افضل بن بدر الجمالی از غیاب نزار بهره جست و برادر کوچکتر او ابوالقاسم احمد مشهور به مستعلی را بر کرسی خلافت نشاند . از آن پس نزاع بر سر مشروعیت این جایگزینی و مساله امام بر حق ، سبب جدایی دو شاخه بزرگ اسماعیلی از همدیگر شد . در مصر ، یمن و از آن پس هندوستان از جانشینی مستعلی طرفداری شد . اما در برابر این شاخه از اسماعیلیه که بعدها اسماعلیه مصر یا مغرب نام گرفت . در شرق شاخه ای دیگر از اسماعیلیان از نزار طرفداری کردند و او را امام بر حق دانستند . این شاخه از اسماعیلیه که بعدها اسماعیلیه شرق یا اسماعیلیه ایران نام گرفت و آن را (( حشاشیش )) نیز خواندند وامدار بیعت و وفاداری حسن صباح به نزار بود و این بیعت دوره ای دیگر از امامان ستر را فراروی اسماعیلیه در این سرزمین نهاد . حسن صباح که در سال 471 ق. / 1071 م . یعنی در دوره فرمانروایی مستنصر به مصر رفته و در سلک داعیان اسماعیلی درآمده بود ، تا سال 487 ق . / 1094 م . یعنی سال درگذشت مستنصر ، قدرت فراوانی در ایران به دست آورده و به رهبر بلامنازع اسماعیلیان در سرزمین های شرقی بدل شده بود . حسن صباح که نام کاملش حسن به علی بن جعفر بن حسین صباح حمیری و از ( ص 138 ) خانواده ای امامی مسلک بود ، بعدها به کیش اسماعیلیان گرویید و پس از آنکه حضور او  را در قاهره بر نتافتند راهی سواحل سوریه و از آنجا روانه ایران شد و دعوت خویش را در الموت آشکار ساخت . او سر انجام در سال 483 ق . /1090 م . قلعه الموت را از کارگزاران سلجوقی ستاند و به تصرف خود درآورد و به تدریج پایه های دولتی را گذاشت که تا سال 654 ق. / 1256 م. به حیات خویش ادامه داد. حسن که خود را شیخ خوانده و او را شیخ کوهستان یا پیر کوهستان و نیز بابا سیدنا خوانده اند مبلغ برداشت های نوینی در آیین اسماعیلی بود که از آن به عنوان دعوت جدید یا تعالیم نو یاد کرده اند ، چونانکه در برابر ، دعوت فاطمیان مصر را دعوت قدیم گفته اند . حسن صباح که خود متکلمی برجسته بود در تعالیم سختگیرانه خویش که تا اندازه ای شریط و اوضاع و روش مبارزاتی اسماعیلیان شرق آن را اقتضا می کرد ، به امامی اعلام وفاداری کرده بود که اینک مردم به او دسترسی نداشتند و البته اطاعت او بی چون و چرا بر مردم واجب بود. حسن خود را مطابق آموزه های اسماعیلی داعی یا حجت می دانست و در دولتی که پایه گذاشت هم او و هم دو تن از جانشینانش خود را بدین عنوان خواندند ، هر چند پنج تن که از آن پس آمدند خود را امام می خواندند . در دولتی که حسن صباح پایه گذاشت هشت تن حکم راندند که در منابع فارسی از آنان به نام خداوندان الموت یاد می شود .

خداوند الموت : در دعوت اسماعیلی نزاری دوره الموت که حسن صباح پایه گذار آن بود هشت تن رهبری دعوت اسماعیلی را بر عهده داشتند . سه تن به عنوان داعی به اندیشه اسماعیلی خدمت گزاردند و پنج تن نیز خود را امام خواندند. در دوره عهده داری سمت دعوت از سوی داعی نخستین نزاریان ایران ، که خود بخشی از دوره ستر را شامل شده است . از چهارتن از امامان مستور فاطمی نام برده می شود که عبارتند از : نزار بن مستنصر (د.488 ق. / 1095 م.) هادی (د.530 ق . /1135 و 1136 م.) مهتدی ( د. 552 ق / 1157 م.) و قاهر (د. 557 ق. / 1162م ) که در سلسله امامت اسماعیلیان پس از منتصر که خود امام هیجدهم است ، به ترتیب امامان نوزدهم تا بیست و دوم هستند و از آن پس با دعوی امامت از سوی حسن به علی ذکره السلام وی امام بیست و سوم به شمار آمده و از آن پس سلسله امامان ادامه یافته است . به هر روی هشت داعی ای که رهبری دوره الموت را بر عهده داشتند عبارتند از : .......... ادامه مطلب


:: امتیاز: نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 4

:: بازدید : 625
:: ارسال شده در: فرقه های سنی , اسماعيليان ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [شنبه 28 دي 1392 ] [ 16:34]
تاریخ
نقشه مکان قلعه های اسماعیلیه . نقشه حکومت اسماعیلیه .

Blog Skin
نقشه قلعه های اسماعیلی در ایران و سوریه با کلیک بر روی عکس آن را در سایز بزرگتر ببینید.


قلعه های اسماعیلیه

نقشه دژ های اسماعیلی در شمال ایران و نزدیک دریای
مازندران .

برای دیدن عکس در سایز بزرگتر بر روی آن کلیک کنید .

قلعه های  اسماعیلیه خراسان

مکان قلعه های اسماعیلیه در استان خراسان



:: امتیاز: نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 7

:: بازدید : 1979
:: ارسال شده در: اسماعيليان , نقشه قلمرو حكومت ها ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 14 آبان 1392 ] [ 18:42]
تاریخ
انشعاب در اسماعیلیه و پیدایش نزاریان و مستعلویان

در سال 478ق. / 1094م. مستنصر درگذشت و نزاع بر سر جانشینی او موجب پیدایش دو شاخه مستعلویه و نزاریه در میان اسماعیلیه شد . اصل این نزاع و اختلاف بدان باز می گشت که چونانکه گفته اند مستنصر در دوران حیات خود ، نخست پسر بزرگتر خویش نزار را به جانشینی معرفی کرده ولی بعدها از این نصب و نص برگشته و پسر دیگر خویش یعنی ابوالقاسم احمد را که بعدها به نام مستعلی مشهور شد به جانشینی برگزیده بود . البته این احتمال وجود دارد که چنین نص و چنین برگشتی بعدها در منابع نزاری رخ نموده باشد ، اما آنچه به عنوان یک رویداد تاریخی بدان پرداخته می شود این است که در اواخر دوره امامان فاطمی و به ویژه از دوران ظهور بدرالجمالی و با خدماتی که به دستگاه خلافت فاطمی ارائه کرده بود وزیران بسان آنچه در بغداد و در خلافت عباسيان رخ داده بود- از قدرت فراوانی برخوردار بودند و عملا تدبیر حکومت را در دست داشتند . بدین سان ، پس از درگذشت مستنصر ، افضل بن بدرالجمالی مشهور به ابوالقاسم شاهنشاه که چند ماه قبل و در پی درگذشت پدرش بدر الجمالی جایگزین او شده بود ، در شرایطی که پسر بزرگتر خلیفه یعنی نزار در قاهره نبود برادر کوچکتر او را که از رهگذر همکاری با وی می توانست به استقلال افزونتری دست یابد بر کرسی خلافت نشاند و چون نزار به قاهره برگشت با کاری انجام یافته روبرو شد . هرچند رسما قدرت را در قاهره مستنصر بر عهده گرفت و نزار به زندان افکنده شد ، اختلاف بر سر اینکه جانشینی کدام یک از این دو بر پایه اصول شیعه درست بود ، و کدام یک از این دو برادر امام بر حق هستند زمینه بزرگترین انشعاب را در میان اسماعیلیان پدید آورد و بعد ها دو شاخه مستعلویه و نزاریه شکل گرفتند .

با آنکه ظاهرا در مصر همه چیز به سود مستعلویه پایان یافت ، اما در شرق طرفداران نزار قدرت یافتند . در ایران حسن صباح و طرفدارانش به نزار پیوستند و این شاخه از اسماعیلیه در شرق به حیات خود ادامه داد و امروزه خوجه های هند که از آنان به آقاخانیه نیز یاد می شود نماینده این گروه هستند ، در حالی که بهره های هند و طیبیان یمن و نیز حافظیان ادامه شاخه مستعلويه را نمایندگی می کنند .

حکمرانان فاطمی و شاخه مستعلويه

این دوره در تاریخ خلفای فاطمی که در آن  از شکوه پیشین نشانی ندارد هفت دهه را دربر می گیرد که از سال 487 ق. / 1094 م آغاز می شود و تا اتقراض فاطمیان در سال 567 / 1171 م ادامه می یابد . در این دوره شش تن از خلیفگان فاطمی به قدرت رسیدند که عبارتند از :

9- مستعلی : ابوالقاسم احمد مشهور به المستعلی بالله که در سال 467 ق . /1074 م . به دنیا آمده بود در سال 487 ق. / 1094 م . به کمک افضل بن بدرالجمالی به قدرت رسید و تا سال 495 ق. / 1101 م . به ظاهر حکومت کرد ، هر چند قدرت واقعی در دست افضل قرار داشت .

امامت افضل را اسماعیلیان مصر و شام پذیرفته بودند و سیده ملکه صلیحیان یمن نیز از او پشتیبانی کرد و اسماعيليان گجرات هم به تبع او از او حمایت کردند. در دوره خلافت او نخستین جنگ های صلیبیان در شرق صورت پذیرفت و به سال 491 ق. / 1097م. به مصر حمله کردند و هر چند در آنجا توفیقی به دست نیاوردند ، اما سال بعد بیت المقدس را تصرف کردند.

10- آمر : ابوعلی مشهور به الآمر باحکام الله که در سال 490 ق. / 1097م. زاده شده بود در 495 ق. / 1101 م. و هنگامی که هنوز پنج سال داشت جانشین خلافت فاطمی شد . تا هنگام بلوغ او جدش افضل الملک نایب السلطنه بود که خود در سال 515 ق. / 1121 م . به فرمان خلیفه به قتل رسید . آمر تا سال 524 ق. / 1130 م. حکومت کرد و در این سال به دست چند تن از نزاريان کشته شد. در دوره فرمانروایی او جنگ های صلیبی و ناآرامی های داخلی ادامه داشت . مرگ وی اختلاف بر سر جانشینی او و انشعاب مستعلويه به دو شاخه حافظی و طیبی را سبب گردید .

انشعاب طیبی و حافظی

پس از مرگ آمر درباره جانشینی او دو نظر عمده بروز کرد و به همین سبب دو شاخه طیبی و حافظی از همدیگر جدا شدند.  از دیدگاه شاخه حافظی یعنی همان که باقیمانده خلفای فاطمی در سلسله رهبران و امامانش جای دارند چنین اعلام شده بود که همسر آمر پسری به دنیا خواهد آورد و موقتا امور دولت به عموزاده او عبدالمجید مامون به محمد بن المسنتصر سپرده شد . اما نوزادی که دیده به جهام گشود دختر بود از اینرو با حافظ به خلافت و امامت بیعت شد و بدین سان او یازدهمین خليفه عباسي و بیست و یکمین امام طایفه قلمداد گردید. اما از دیدگاه شاخه دیگر یعنی طیبی ها آمر به هنگام درگذشت پسری دو ساله داشت و او بعدها از نظر غایب شد و دوره ای از امامان مستور آغاز گشت .

از دیدگاه شاخه حافظی امامت اسماعیلی در همان سلسله فاطمی ادامه یافت و چهار خلیفه باقیمانده این خاندان ادامه سلسله امامان هستند . این چهار تن عبارتند از :

11. حافظ : مامون بن محمد مشهور به ابوالمیمون عبدالمجید حافظ که به سال 467ق . / 1074 و 1075 م . به دنیا آمده بود پس از مرگ آمر و بدان سبب که طیب خردسال بود به عنوان حافظ او عهده دار امور حکومت شد ، اما بعد ها رسما حکومت را از آن خود ساخت. او از سال 524- 544 ق . / 1130 1149 م . حکومت کرد و در دوران امامت و فرمانروایی وی جنگ هاي صليبي ادامه یافت ، حمله هایی به شمال آفریقا از سوی حکمران سیسیل صورت پذیرفت ، یمن از اسماعیلیان فاطمی جدا شد و رضوان وزیر ، تسنن را در حوزه فرمانروایی فاطمیان مطرح ساخت .

12. ظافر : اسماعیل بن حافظ ملقب به ابو منصور الظافر که به سال 527 ق . / 1132 م. دیده به جهان گشود از سال 544 ق . / 1149 م. تا 549 ق . / 1154 م . حکم راند .

13. فائز: عیسی بن اسماعیل مشهور به ابوالقاسم الفائز نصر الله عبیدی در سال 549ق. / 1154 م. و در حالی که پنج سال بیشتر نداشت از سوی عباس وزیر به کرسی خلافت نشانده شد و تا یازده سالگی خلیفه بود ، در این دوره کوتاه که تا 555 ق. / 1160 م . ادامه یافت عملا عباس وزیر و ابن رزیک به نام او حکم راندند . در این دوره فشار و تعرض های صلیبیان افزایش یافته و قدرت حکومت فاطمی به سختی رو به ضعف نهاده بود .

14. عاضد : عبدالله بن یوسف بن عبدالمجید مشهور به ابو محمد العاضد لدین الله پسر عموی فائز و آخرين خليفه فاطمي است که در سال 555 ق. / 1160 م . در نه سالگی به دست ابن رزیک بر کرسی خلافت مصی نشانده شد. در دوران او و به سال  567 ق . / 1171 م . صلاح الدین ایوبی آخرین وزیر فاطمی به حکومت این خاندان پایان بخشید و خلیفه نیز پس از دوازده سال خلافت و بی آنکه از پایان خلافت خود خبر یافته باشد درگذشت و بدین سان دوره حکمرانی فاطمیان و بخشی از سلسله امامت اسماعيليان پس از 262 سال پایان یافت .


....................................................................

منبع : ص 128 تا 132 . تاريخ فرق اسلامي (ج2) ، دکتر حسین صابری , انتشارات سمت ، تهران ، 1390 .


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

:: بازدید : 1387
:: ارسال شده در: فرقه های شیعه , اسماعيليان ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 04 شهريور 1392 ] [ 16:18]
تاریخ
فاطمیان ، دولت و دعوت


عبيدالله و تشكيل حكومت :عبيدالله مهدي پس از اعلام اصلاحات خود و در پی جدایی قرامطه  ، اندکی پیش از هجوم قرمطيان به سلميه از این شهر گریخت و راه مصر در پیش گرفت . او در حدود 291ق. / 903 و 904 م . به مصر رسید . این زمانی بود که از سویی دیگرابوعبدالله شيعي داعی بزرگ اسماعیلیان در آفريقيه قدرتی به هم رسانده و در همین زمان نامه ای به عبیدالله نوشته و ضمن دعوت از وی برای سفر به آفریقیه و رفتن به میان قبایل کتامه به او اطمینان داده بود که مردم از وی به عنوان مهدی استقبال خواهند کرد . بدین سان عبیدالله مهدی که در مصر هنوز خطر تعقیب از سوی عباسیان را احساس می کرد آهنگ پیوستن به ابوعبدالله شيعي کرد . او بدین هدف به طرابلس و از آنجا به سمت سجلماسه رفت و در همین شهر بود که از سوی کارگزار وقت خاندان مدراری که به نام عباسیان بر بخش هایی از آفریقیه حکم می راندند تحت نظر قرار گرفت یا زندانی شد . از آن سو ، ابوعبدالله شیعی که روز به روز بر سرزمین های تحت تصرف خویش می افزود آهنگ سجلماسه کرد تا امام خود را از زندان برهاند و حکومت را به او سپرد . این کار در سال 297 ق. / 910 م انجام پذیرفت و عبیدالله پس از آزاد شدن به خلافت انتخاب شد و از سجلماسه به رقاده مرکز موقت ابوعبدالله و جایی در نزدیکی قیروان - مرکز حکومت اغالبه - آمد و بدین سان نخستین دولت رسمی شیعی به نام فاطمه (ع) دختر پیامبر تشکیل یافت و نام خلافت فاطمیان را از آن خود ساخت . بعد ها خلافت مهدي به جای رقاده ، قیروان را مرکز خود قرار داد و از سال 304 ق. نیز شهر تازه تاسیس مهدیه که به همین منظور احداث شد مرکز این خلافت بود . نیم قرن پس از آن نیز شهر قاهره احداث شد و مرکز خلافت فاطمیان گردید .

خلفای فاطمی ، امامان اسماعیلی : از این دوره به بعد امامان فاطمی دستگاه خلافت را نیز در اختیار داشتند و در مجموع چهارده تن به خلافت رسیدند که خود بخشی از سلسله امامان اسماعیلیه را هم تشکیل می دهند . در خلافت برخی از این چهارده تن رخدادهایی به وقوع پیوست که از تحولات اندیشه اسماعیلی خبر می دهد یا بر آن اثر می گذارد و یا نقطه آغاز یک انشعاب است .

اسماعیلیه فاطمی‌: آن گونه که در لوحه امامان اسماعیلی در دوره خلافت فاطمی پیداست ، از استقرار خلافت فاطميان در سال 297 ق . / 909 م . تا پایان خلافت المستنصر بالله در سال 487 ق. / 1094 م . هیچ گونه اختلافی درباره سلسله امامان رخ نداده و این دوره به طور اخص دوره اسماعیلیه فاطمی است که 185 سال به درازا کشیده است . در این دوره که باید آن را عصر طلایی مذهب اسماعیلی نیز خواند ، امامان فاطمی نه فقط دولت قدرتمندی را در افریقیه و پس از انتقال مرکز خلافت به مصر در سال 362 ق. / 973 م . در آن سرزمین به پا کردند ، بلکه در دیگر سرزمین ها هم از آنان به عنوان امامان بر حق یاد می شد. در این دوره همچنین اندیشمندان و متفکران اسماعیلی مذهب بزرگی چون ابوحاتم رازي ، محمد بن احمد نسفی ، ابوحنیفه نعمان بن محمد معروف به قاضی نعمان ، ابویعقوب سجستانی ، حمیدالدین کرمانی ، ابوالموید فی الدین شیرازی و ناصرخسرو ظهور کردند و بخش عمده ای از آثار اسماعیلی نیز مربوط به همین دوره است . در این دوره هشت تن از خلفای فاطمی که خود از امام یازدهم تا هیجدهم اسماعیلیه نیز هستند امامت کردند و حکم راندند . این هشت تن عبارت بودند از :

1.      مهدی‌ : عبدالله بن حسین مشهور به عبیدالله مهدی و ملقب به سعید و المهدی بالله که بیشتر از او سخن به میان آمد . در دوره حکمرانی او قاضی نعمان به خدمت این خاندان درآمد .

2.      قائم : محمد بن عبدالله مشهور به القائم بامرالله که در سال 257 ق . / 871 م . در سلمیه دیده به جهان گشوده بود از 322 ق . / 933 م . تا 334 ق . / 946 م . فرمانروایی کرد و در روزگار فرمانروایی او اسکندریه به تصرف درآمد و نخستین حمله ها به مصر نیز صورت پذیرفت .

3.      منصور : اسماعیل بن محمد مشهور به المنصور بالله که در سال 302 ق . / 914 م  . در قیروان به دنیا آمده بود از سال 334 ق. / 946 م . تا 341 ق . / 953 م . بی آنکه خود را خلیفه بخواند یا سکه را تغییر دهد حکم راند . در دوره فرمانروایی او اهتمام به اندیشه دینی و فقه اسماعیلی رو به فزونی نهاد و در این میان قاضی نعمان نقش مهمی را عهده دار شد . منصور شهر جدید منصوریه را نیز بنا کرد و این شهر از 335 ق . / 947 م . تا 362 ق . / 973 م . مرکز خلافت فاطمیان بود .

4.      معز : محمد بن محمد مشهور به المعز لدین الله یا المعز بدین الله و ملقب به ابوتمیم که در سال 319 ق. / 931 م. در مهدیه به دنیا آمده بود از سال 341 ق . / 953 م . تا 365 ق . / 975 م . خلافت کرد . در دوره فرمانروایی او خلافت فاطمیان  به ثبات و استقرار و قدرت فراوانی دست یافت و توانست مصر را فتح کند . تشکیلات دیوانی پیچیده ای را پایه گذاشت و دعوت را نیز شکلی نوین بدهد که به جای اندیشه پردازی برای مبارزه به طرح اندیشه فلسفی و فقهی اسماعیلی بپردازد. در همین دوره بود که قاضی نعمان (د. 363 ق. / 974 م) کتاب دعائم الاسلام خود را که شالوده ای از مکتب مالکی دارد و مشتمل بر فقه اسماعیلی و گاه مورد استناد امامیه نیز هست به پایان برد . در کنار قاضی نعمان در همین دوره ، جعفر بن منصور الیمن پسر ابن حوشب به تدوین افکار و اندیشه های فلسفی اسماعیلیان پرداخت و این اندیشه را در کتاب الکشف و اسرار النطقه به انجام رساند . در سال های پایانی حکومت معز دوره ای از مسالمت یا بازگشت قرمطیان به مکتب پیشین خود و آشتی با فاطمیان آغاز شد و آنان به فاطمیان خراج پرداختند . این خود مدیون اصلاحات دینی معز به کمک قاضی نعمان بود و در این اصلاحات عقاید فاطمیان به آنچه قرامطه و اسماعیلیان نخستین داشتند نزدیک شد و مجددا جایگاه محمد بن اسماعیل به عنوان قائم حقیقی مورد توجه قرار گرفت و بر خلاف آنکه عبیدالله سلسله نسب فاطمیان را به عبدالله بن جعفر صادق بازگردانده بود دیگر بار بر این تاکید شد که در این سلسله نسب به محمد بن اسماعیل می رسد . همین اصلاحات سبب شده بود قرامطه شرق و از جمله ابویعقوب سجستانی به فاطمیان بگروند و این خاندان بتوانند نفوذ خود را به هند نیز گسترش دهند . معز شهر قاهره را بنا کرد و در سال 362 ق. / 973 م . مرکز خلافت را بدان شهر انتقال داد و در همین شهر بود که مراسم شهادت امام حسین (ع) با شکوه برگزار شد و در سال 364 ق. / 955 م . برای نخستین بار عید غدیر در مصر جشن گرفته شد .

5.      عزیز : نزار پسر دوم معز مشهور به العزیز بالله و ملقب به ابوالمنصور که در سال 344 ق. / 955 م. به دنیا آمده بود و پس از مرگ برادر بزرگترش جانشین پدر شده بود از سال 365 ق. / 975م. تا 386 ق. / 966 م. خلافت کرد . در روزگار او سیاست تسامح فاطمیان به اوج خود رسیده بود ، چونانکه عزیز (( مناظره میان عالمان مسیحی و مسلمان را تشویق می نمود و اهل ارتداد را مجازات نمی کرد و به اجازه او کلیسای مسیحیان واقع در نزدیکی فسطاط تجدید بنا گردید .

6.      حاکم : ابوعلی منصور ملقب به الحاکم بامرالله که در 375 ق. / 985 م . در قاهره متولد شده بود از 386 ق. / 996م . تا 411 ق. / 1021 م . حکم راند . هرچند در بخشی از این دوران به سبب خردسالی حاکم در آغاز عهده دار شدن حکومت ، یکی از سرداران به نام بارجوان یا برجوان کفالت حکومت و فرماندهی را بر عهده داشته و البته سرانجام در سال 390ق. / 1000 م . به دستور حاکم برکنار شده و به قتل رسیده است . حاکم شخصیتی بسیار پیچیده داشت . در دوران حکمرانی او دارالحکمه مرکزی همانند بیت الحکمه عباسیان در بغداد را پایه گذاشت یا بازگشایی کرد ، لعن بر سه خلیفه اول را بر دیوارهای مساجد نوشت ، به صحابه و نیز اهل سنت اهانت روا داشت ، مسکرات را منع کرد ، تاکستان ها را از میان برد ، نماز تراویح را ممنوع و بدعت اعلام کرد ، ظهور زنان در محافل و حتی به بیرون نگریستن آن ها را حرام اعلام داشت و خود در شهر می گشت تا اگر خطایی از کسی ببیند او را کیفر دهد . حاکم همچنین به سیاست تسامح دینی پایان داد و به فرمان او یهودیان و مسیحیان مجبور بودند عمامه سیاه بر سر گذارند و طوق های فلزی و صلیب های سنگین به گردن آویزند و فقط بر الاغ سوار شوند تا از این رهگذر از دیگران بازشناخته شوند . از همین دوره بود که شماری از کلیساها نیز ویران گردید . یکی از کسانی که سخت در این دوره به حاکم خدمت کرد حمید الدین کرمانی داعی مشهور اسماعیلی بود که کتابی با نام مباسم المباشرات در اثبات امامت حاکم نوشت . حاکم در سال 408 ق . / 1017 م . رسما دعوی خدایی کرد و بر همه واجب شد هنگام شنیدن نام او در خطبه ها به پا خیزند و این رسم در همه شهر ها و حتی مکه و مدینه اجرا شود . برخی حتی در مصر پا را از این فراتر گذاشته بودند و به هنگام شنیدن نام حاکم به سجده در می افتادند . حاکم سرانجام در سال 411 ق. / 1021 م. ناپدید شد و برخی ادعا کردند که او نمرده است . در این زمان دو تن از کسانی که اندیشه های تندروانه را هم در دوره حیات حاکم و هم پس از او تقویت می کردند یکی ابوعبدالله محمد بن اسماعیل رازی و دیگری علی بن احمد هادی مشهور به حمزه بود که بعدها نیز از جریان عمومی اسماعیلیه جدا شدند و فرقه دروز را پایه گذاشتند . به روایت دروزیان که اکنون در شمار فرقه های شیعه قلمداد نمی شوند آغاز تاریخ آنان ((دور حمزه)) یعنی سال 408 ق. / 1017 م بوده است  . دروزیان پس از سرکوب شورشی که در 411 ق. / 1020 و 1021 م. در مصر به راه انداخته بودند به لبنان گریختند .

7.      ظاهر: حسین علی ، مشهور به الظاهر لاعزاز دین الله که در سال 395 ق. / 1004 و 1005 م . در قاهره زاده شد از سال 411 ق. / 1021 تا 427 ق. / 1036 م. حکم راند ، هر چند در چهار سال نخست دوره امامت او به دلیل آنکه هنوز شانزده سال بیشتر نداشت عمه او ست الملک کارها را عهده دار بود . در دوره ظاهر تحول عمده ای در اندیشه و تاریخ اسماعیلیان رخ نداد و تنها فقه مالکی که فقه غالب در مصر بود جای خود را به فقه شافعی سپرد و فقهای مالکی تبعید شدند .

8.      مستنصر: معد پسر ظاهر که در سال 420 ق. / 1029 م . دیده به جهان گشوده بود در هفت سالگی یعنی سال 427 ق . / 1036م . خلیفه شد و تا سال 487ق. / 1094م. خلافت کردو هرچند سال های آغازین خلافت او با هرج و مرج همراه بود اما از آن پس در دوران وزارت یازوری اوضاع سامان یافت و گرچه با مرگ یازوری پس از هشت سال وزارت دیگر بار کارها به نابسامانی کشید ، اما بدرالجمالی توانست دوباره اوضاع شام و سوریه و مصر را برای فاطمیان آرام کند . دو تن از ناموران اندیشه اسماعیلی یعنی ناصرخسرو و موید الدین شیرازی در همین دوره به مصر رفتند و گویا این هر دو در سال 439 ق. / 1047 م . در قاهره بودند . در همین دوره و به سال 429 ق . / 1037 م . صلیحیان یمن با خلیفه فاطمی بیعت کردند و بدین سان یمن به حوزه فرمانروایی فاطمیان پیوست. ورود حسن صباح به مصر در همین دوره و به سال 471 ق. / 1078م روی داده و در پایان همین دوره است که میان فاطمیان بر سر جانشینی مستنصر اختلاف روی می دهد و دو شاخه بزرگ نزاریه و مستعلویه از همدیگر جدا می شوند .

...................................................................


منبع: ص 121 تا 128 . تاریخ فرق اسلامی (ج2) ، دکتر حسین صابری , انتشارات سمت ، تهران ، 1390 .



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

:: بازدید : 1513
:: ارسال شده در: فرقه های شیعه , اسماعيليان ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 04 شهريور 1392 ] [ 16:13]
تاریخ
امامان دوره ستر

در دوره ستر که از محمد بن اسماعیل آغاز می شود و تا عبیدالله مهدی ادامه دارد. از سه امام یاد می شود : عبدالله مستور ، احمد مستور و حسین مستور .

عبدالله مستور : گفته اند محمد بن اسماعیل شش فرزند داشت که دو تن از آنها یعنی اسماعیل و جعفر را که مولود مدینه بودند در همان شهر گذاشت ، علی لیث را عباسیان کشتند ، احمد و حسین نیز مهاجرت کردند و به قندهار و نواحی شرقی رفتند و عبدالله از این میان به امامت رسید . او که به عبدالله اکبر نیز مشهور شده است تا از عبدالله سعید یا همان عبیدالله پایه گذار فاطمیان مصر باز شناخته شود در شهرهای شرق جنبش اسماعیلیان را سامان داد و از آن جمله زمانی در فرغانه و زمانی در دیلم بود و سرانجام نیز در عسکر مکرم سکنی گزید و از همانجا کار اعزام داعیان اسماعیلی را در پی گرفت . وی به سبب خصومت هایی که در خوزستان با او شد به بصره و از آنجا به شام و سپس به سلمیه رفت و آنجا را مرکز دعوت اسماعیلی قرار داد ، به گونه ای که این شهر تا سال 289 ق . / 902 م . پایگاه مخفی دعوت اسماعیلیان بود . عبدالله اکبر در کار خود توفیق هایی چند بدست آورد . از آن جمله اینکه در سال 261 ق . / 874 م . توانست حسین اهوازی یکی از داعیان برجسته اسماعیلی را که همراه عبدالله به سلمیه رفته و از آنجا از طرف او به عراق اعزام شده بود به کیش اسماعیلی درآورد و او نیز با همدستی عبدان موفق شد در  سواد کوفه و دیگر نواحی مجاور قدرتی را به سود اسماعیلیان سامان دهد و همین قدرت بود که بعدها به رهبری ابو سعید جنابی توانست دولت قرمطیان بحرین را بنیان گذارد . پیوند پیروان حمدان قرمط با دعوت اسماعیلی سبب شد بعدها نام قرامطه بر کل جنبش اسماعیلی نیز اطلاق شود . در این دوره که با سستی حکومت عباسی از یک سو و وقوع اختلاف بر سر جانشینی امام حسن عسکری (ع) در میان شیعیان امامی و نیز نومیدی برخی از امامیان از دیگر سوی همراه است ، دعوت اسماعیلی که از سلمیه رهبری می شود و نام الدعوة الهادیه یا دعوة الحق را بر خود می نهد به توفیق های بزرگی در جنوب عراق و شرق عربستان سرزمینی که در منابع قدیم با نام بحرین از آن یاد می شود دست میابد و در مناطق جبال ، خراسان و فرارود نیز دعوت را می گسترد و در یمن نیز گسترش می یابد . در همین دوره و در سال های امامت عبدالله اکبر و جانشینان او بود که حمدان و عبدان در نواحی مجاور جنوب عراق به ویژه فارس قدیم به فعالیت پرداختند ، ابوسعید جنابی به بحرین رفت و به تبلیغات اسماعیلی ادامه داد ، ابن حوشب به یمن رفت و از حدود 270 ق. / 833 م . آشکارا به تبلیغ آیین اسماعیلی پرداخت تا جایی که تا 293ق. / 905 و 906 م. عملا دعوت اسماعیلی یمن را در اختیار خود داشت ، ابوعبدالله شیعی به مغرب روانه شد و دعوت اسماعیلی را در شمال آفریقا گسترد . خلف حلاج دعوت اسماعیلی را در ری و نواحی مجاور پایه گذاشت ، ابوحاتم رازی به تدوین اندیشه های اسماعیلیان پرداخت و دعوت را در شمال و شمال غرب ایران گسترد و سرانجام در خراسان و فرارود نیز دعوت اسماعیلی به دست داعیانی چون ابوعبدالله خادم گسترش یافت . هر چند در این سرزمین نوح بن نصر سامانی (331 343 ق . / 943 954 م.) به هدف ارضای عالمان اهل سنت بر ضد قرامطه که ملحد خوانده می شدند اعلام جهاد کرد ، اما همچنان جنبش و اندیشه اسماعیلی به دست کسانی چون ابویعقوب سجستانی زنده ماند . در اوایل چنین دوران پر توفیق بود که عبدالله اکبر پس از سال 261 ق. / 874 م . در سلمیه درگذشت و از او دو پسر به نام های احمد و ابراهیم بر جای ماندند . در همین دوره است که از دو شخصیت به نام های میمون قداح و عبدالله بن میمون قداح نام برده و نقش بسزایی به آنان نسبت داده می شود و این در حالی است که در برخی از تحقیقات معاصر این احتمال نیز مطرح شده است که میمون نام مستعاری برای همان محمد بن اسماعیل و در نتیجه میمونیه ، گروهی که به میمون قداح نسبت داده شده ، نام دیگری برای مبارکیه یا اسماعیلیه نخستین باشد و عبدالله بن میمون نیز همین عبدالله اکبر باشد .

احمد مستور : درباره او اطلاعات اندکی در دست است و همین اندازه می دانیم که او در اواخر  یا اوایل سده سوم می زیست و دو پسر به نام های حسین و محمد که او را حکیم و ابوشلغلغ نیز می گفتند داشت . در تالیفات اسماعیلیه او را از نویسندگان رسائل اخوان الصفا دانسته اند و از این رو به صاحب رسائل معروف است و برخی نیز صدور دستور تالیف رسائل یاد شده را به وی نسبت می دهند .

حسین بن احمد مستور : حسین که از او با عناوینی چون زکی ، المقتدی و الهادی یاد می شود جانشین پدر خود شد . او به رغم دوره کوتاه رهبری اسماعیلیان در نشر این دعوت کوشش های به سامان رساند ، چونانکه در سفر به نجف با ابن حوشب و ابوالقاسم حسن بن فرح که از یاران امام عسکری(ع) بود و نیز با علی بن فضل آشنا شد و آنان را به کیش اسماعیلی درآورد و در سال 266 ق / 879 و 880 م . راهی یمن ساخت . همو بود که ابوعبدالله شیعی را نیز به مغرب ( مناطق شمال آفریقا و تونس و مراکش کنونی ) فرستاد .فرستادگان او در یمن و آفریقیه توفیق های فراوانی به دست آوردند تا جایی که گفته اند پادشاه صنعا و برخی دیگر بدین باور که ظهور مهدی موعود یعنی همان امام مستور که ابن حوشب دعوت را به نام وی سامان داده بود نزدیک است از مقام خود کناره گرفته بودند .

حسین مستور به سال 268 ق. / 881 و 882 م . در گذشت و پسرش علی مشهور به عبدالله یا عبیدالله مهدی در حالی که هشت سال بیشتر نداشت جانشین وی شد . به سبب خردسالی او عمویش محمد بن احمد عملا نهضت را در دست گرفت ، هرچند بعدها کار را به عبدالله سپرد تا او نخستین خلیفه فاطمیان مصر باشد . ناگفته نماند در همین دوره پیش از ظهور عبدالله مهدی است که از دو سلسله جداگانه امامان مستقر و مستودع یاد می شود و امامانی که از سلسله فرزندان اسماعیل هستند در زنجیره امامان مستقر و رهبرانی که از فرزندان میمون قداح هستند در زنجیره امامان مستودع قلمداد می شوند . برنارد لویس ، سلسله امامان مستقر را مشتمل بر محمد بن اسماعیل ، احمد بن محمد ، حسین مستور ، علی ( عبیدالله مهدی) و محمد ( القائم بامرالله دومین خلیفه فاطمی) و سلسله امامان مستودع را مشتمل بر میمون ، عبدالله، محمد ، حسین ، احمد و سعید می داند و معتقد است این دو فهرست بر آن ((هفت آسمان)) که در رساله دروزی " تقسیم العلوم"  آمده و در آن اسماعیل ، محمد ، احمد ، عبدالله ، محمد ، حسین و احمد ( پدر شیعه ) ، آسمان های هفتگانه معرفی شده اند انطباق می یابد . به هر روی در دوران امامت علی بن حسین ، مشهور به عبدالله یا عبیدالله مهدی بود که مر حله ای از تاریخ اسماعیلیان که از آن با نام دوره ستر یاد می شود پایان پذیرفت .

عبیدالله مهدی ، اصلاح دینی و انشعاب

عبیدالله یا عبدالله که او را مهدی و سعید نیز خوانده اند به سال  260 ق. / 873 و 874 م. دیده به جهان گشود . او در حالی که هنوز هشت سال داشت وارث امامت پدر شد . هرچند به دلیل خردسالی او ، در آغاز ، امور دعوت اسماعیلی را عملا عموی وی محمد بن احمد در دست داشت ، اما پس از مرگ وی در سال 286 ق. / 899 م. خود رهبری اسماعیلیان را در دست گرفت . او در همان آغاز سال اصلاحاتی دینی را اعلام داشت و مهمترین آن ها نیز دعوی امامت بود . در حالی که بنابر عقیده اسماعیلیان نخستین و قرامطه ، تنها هفت تن امام خوانده می شدند و آخرین آن ها نیز محمد بن اسماعیل و همو قائم منتظر و ناطق هفتم بود و رهبران پیشین اسماعیلی تنها حجت قلمداد می شدند و با امام یعنی همان مهدی غایب تماس داشتند . عبیدالله مهدی ادعای امامت کرد و بدین سان راه را بر استمرار سلسله امامان مشهود گشود . نکته دیگر نیز آن بود که وی مدعی شد خود از نسل عبدالله بن جعفر صادق است و دیگر امامان فاطمی نیز که از این نسل بودند نام محمد بن اسماعیل بر خود نهاده بودند و از این رو ، محمد بن اسماعیل نه نام فردی مشخص ، بلکه عنوانی عام برای هر کس است که پس از عبدالله بن جعفر تا ظهور مهدی امامت را در اختیار گیرد . بدین سان از دیدگاه او مهدی مصداق مشخصی نداشت و او خود می توانست مهدی باشد ، چونانکه فرزند خود محمد بن عبدالله را نیز به عنوان القائم بامرالله ملقب ساخت . هرچند بخش هایی از اسماعیلیه و مبارکیه به استمرار سلسله امامت در فرزندان محمد بن اسماعیل عقیده داشتند و این اصلاح دینی عبیدالله مهدی با عقیده آنان ناسازگاری نداشت ، اما صرف نظر از برخورد این گروه ، چنین اصلاحی سبب شد اسماعیلیان به دو شاخه قسمت شوند : گروهی از آنان به امامت عبیدالله مهدی وفادار ماندند و گروهی دیگر سر به مخالفت برداشتند . این گروه را قرمطیان مخالف یا جد دین گفته اند . جدایی این گروه سبب شد دوره ای ناسازگاری میان قرامطیان و فاطمیان آغاز شود و در همین دوره بود که حمدان و عبدان ، رهبران قرامطه کوفه و عراق ، از عبیدالله مهدی جدا شدند و بخش هایی از دیگر قرامطه را نیز در این جدایی با خود همراه کردند . چونانکه در بحرین ، ابوسعید جنابی از حمدان و عبدان حمایت کرد و ابوزکریای داعی را که به عبیدالله وفادار مانده بود کشت و در همان سال 286 ق . / 899م. خود دعوی مهدویت و اعلام استقلال کرد . اما پس از او جانشینش ابوالقاسم سعید و ابوطاهر سلیمان از نظریه کهن اسماعیلیان یعنی مهدویت محمد بن اسماعیل و وعده ظهور او حمایت کردند . در منطقه جبال و ری نیز شماری از داعیان به همین قرامطه مخالف پیوستند و در یمن هم در سال 291 ق . / 903 و 904 م.  و به طور آشکارتر در 299 ق. / 911 م. ابن فضل از بیعت عبیدالله مهدی سر برتافت و اعلام استقلال کرد . این جدایی و ناسازگاری میان قرامطه و فاطمیان تا اوایل سده چهارم ، یعنی زمانی که دیگر بار قرامطه به بیعت فاطمیان درآمدند ادامه یافت و در جریان همین جدایی بود که زکرویه بن مهرویه ، کوفه را پایتخت خود قرار داد و از آنجا بر دمشق ، حمص و سلمیه تاخت .


.............................................................

ص 114 تا 121 . تاریخ فرق اسلامی (ج2) ، دکتر حسین صابری , انتشارات سمت ، تهران ، 1390 .



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 1243
:: ارسال شده در: فرقه های شیعه , اسماعيليان ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 04 شهريور 1392 ] [ 16:2]
تاریخ
رحلت امام صادق و انشعاب شیعه


در حالی که عظمت شخصیت امام صادق (ع) همه شیعیان را به نوعی اتحاد بخشیده بود و نفوذ معنوی امام و همچنین شرایط حاکم اجازه سربرداشتن نیروهای تندرو را نمی داد ، پس از رحلت آن امام بر سر جانشینی آن حضرت میان شیعیان اختلاف درگرفت و این اختلاف به شکل گیری شش فرقه انجامید :


1-     گروهی مرگ امام (ع) را انکار کردند و گفتند : او نمرده است و باز می گردد و همو مهدی منتظر است . از آن روی که عبدالله بن ناووس یا عجلان بن ناووس رهبری این گروه را در اختیار داشت اینان به ناووسیه مشهور شدند .

2-     گروهی دیگر مدعی شدند که پس از امام صادق (ع) ، امامت به فرزند او اسماعیل رسیده است . این گروه مرگ اسماعیل را انکار کردند و گفتند : شایع کردن این خبر که اسماعیل درگذشته ، در واقع برای فریب دادن دشمنان بوده است . این گروه همچنین مدعی شدند اسماعیل نمی میرد تا هنگامی که برای رسیدگی کار مردم قیام کند . استدلال این گروه آن بود که امام صادق (ع) از امامت او خبر داده و این درحالی است که امام جز حق نمی گوید و بنابراین نمی توان پذیرفت که اسماعیل درگذشته باشد . این گروه را اسماعیلیه خالصه نامیده اند .

3-     گروهی دیگر گفتند پس از امام صادق (ع) نوه آن حضرت ، محمد بن اسماعیل امام است و چون پدر او در زمان حیات امام جعفر صادق (ع) درگذشته ، امام ، امامت پس از خود را به محمد بن اسماعیل سپرده است .

4-      گروهی دیگر به امامت محمد بن جعفر معروف به دیباج گراییدند و به نام رهبر خود که یحیی بن ابی شمیط بود سمیطیه یا شمیطیه خوانده شدند .

5-      گروهی دیگر که بیشتر پیروان امام صادق (ع) را دربر می گرفت فرزند ارشد او و برادر تنی اسماعیل یعنی عبدالله افطح را امام دانستند و به فطحیه مشهور شدند .

6-     سرانجام گروهی دیگر گفتند : موسی امام است این گروه همان است که شاخه امامیه را استمرار بخشیده اند و پس از درگذشت عبدالله افطح در فاصله حدود هفتاد روز پس از رحلت امام صادق (ع) ، بخش عمده ای از وفاداران او به همین شاخه پیوستند و بدین سان امامیه گروه اکثریت شیعیان را در آن روزگار به خود گزین ساخت .

محمد بن اسماعیل و مبارکیه

محمد پسر اسماعیل در حدود سال 120 ق. / 738م . و به روایتی نیز در سال 132 ق . و 750م. در مدینه زاده شد . او که پس از درگذشت پدرش امامت یافته بود ، در پی گروییدن بیشتر شیعیان مدینه به عموی او امام کاظم (ع) این شهر را ترک گفت و دوره ای از اختفا را آغاز کرد و از همین روی او را محمد مکتوم نامیدند و این دوره از حیات اسماعیلیان نیز به ((دوره ستر)) مشهور شد . محمد در دوره اختفا به سمت سرزمین های شرقی خلافت رفته بود تا از تعقیب هارون در امان بماند . او در این دوره زمانی را در نهاوند و سپس در دماوند و از آن پس نیز در محمود آباد بوده و در اواخر عمر به روایتی به تدمر رفته و در همانجا به سال 193 ق . درگذشته و به روایتی دیگر در اواخر زندگی خود در خوزستان بوده و اندک زمانی پس از سال 179 ق. / 795 م . در دوره خلافت هارون درگذشته است . طرفداران امامت محمد بن اسماعیل که بر خلاف اسماعیلیه نخستین به توقف سلسله امامت در اسماعیل عقیده نداشتند و معتقد بودند امامت پس از اسماعیل به هیچ کدام از برادران او نمی رسد و اصولا در سلسله امامت انتقال آن از برادر به برادر مگر در مورد امام حسن و امام حسین (ع) درست نیست همان مبارکیه بودند که نام خود را از یکی از موالی اسماعیل و یا از خود اسماعیل گرفتند . پس از مرگ محمد بن اسماعیل ، طرفداران او به دو گروه منشعب شدند : گروهی که اکثریت را تشکیل می دادند منکر مرگ وی شدند و گفتند : او هفتمین و آخرین امام است و همو مهدی موعود است که قیام خواهد کرد و گروه دیگری که اقلیت را تشکیل می دادند با پذیرش مرگ محمد بن اسماعیل ، سلسله امامت را در فرزندان و ذریه او جاری ساختند . از این دو گروه ، گروه نخست سلف قرامطه قلمداد می شوند و گروه دوم سلف فاطمیان مصر هستند .

دوره ستر و جنبش قرامطه

یکی از دوره های مبهم در تاریخ اسماعیلیان دوره میان محمد بن عبدالله تا عبیدالله مهدی پایه گذار دولت فاطمیان مصر است که در دوره امامان غایب به شمار رفته و در همین دوره جنبش قرامطه نیز ظهور کرده است ، جنبشی که گاه به فاطمیان نزدیک شده ، گاه با آن به رویارویی پرداخته و گاه در برابر آن سکوت ورزیده است .

قرامطه : این نام بر یکی از گروه های هم مسلک اسماعیلیان نخستین و بنا بر پاره ای از گزارش ها ، یکی از شعبه های اسماعیلیه نهاده شده است . سبب این نامگذاری را به طور سنتی بدان باز می گردانند که رهبری این جنبش در کوفه و مناطق مجاور آن با مردی به نام حمدان بن قرمط بود . هرچند درباره ماهیت حمدان قرمط و نیز جنبش او اختلاف نظرهایی بروز کرده ، اما این مقدار روشن است که حمدان پیش از آنکه خبری از دعوت اسماعیلیه به عراق برسد رهبری گروهی از معتقدان به مهدویت را بر عهده داشته و همین گروه است که نشار آنان را دنباله کیسانیه می داند. حمدان و برادرزاده او عبدان در شرایطی که امام یازدهم شیعیان درگذشته و نومیدی بر جامعه شیعه امامی سایه افکنده بود ، جنبش خود را پیش بردند و در همین زمان بود که حسین بن احمد اهوازی داعی اسماعیلی که از سلمیه روانه شده بود ( سال 264 ق / 877 و 878م ) و دعوت او روبرو شدند و به سبب همسانی دعوت او با عقیده های پیشین خود ، با این تفاوت که به جای محمد بن حنفیه ، محمد بن اسماعیل را مهدی موعود معرفی می کرد به او گروییدند و (( اندیشه اسماعیلیه را در ساختاری کیسانی پذیرفتند.)) اندک زمانی نگذشت که جنبش قرمطیان عراق که از کلوازی جایی در نزدیکی بغداد رهبری می شد در جنوب عراق ، قدرت و موقعیتی ویژه یافت و از آن پس این جنبش در مناطق مختلفی از سرزمین های اسلامی جاهایی که عمدتا زمینه های مخالفت با حکومت مرکزی و گرایش های شعوبیگری ، شیعی یا زیدی در آن ها وجود داشته قدرت یافتند و به تشکیل دولت هایی نیز موفق شدند :

الف ) در عراق و بحرین سه گروه عمده قرامطه سواد یا شمال به رهبری دندان ، حمدان ، عبدان و سپس آل مهرویه ، قرامطه بحرین به رهبری آل جنابی از تبار ابوسعید حسن بن بهرام جنابی یا گناوه ای و قرامطه قطیف و جنوب بصره به رهبری ابوحاتم بورانی و ابوالفوارس حضور داشتند . از میان این گروه های سه گانه ، قرامطه بحرین قدرت افزونتری داشتند . ابو سعید جنابی به سال 286 ق. / 899 م.  در احساء قیام کرد و حکومت مناطق هجر را در دست گرفت . او توانست سپاه حکومت عباسی را شکست دهد . پس از او فرزندش ابوطاهر رهبری را در دست گرفت و در دوران فرمانروایی خود (310-322 ق. / 922 و 923 943 و 944 م. ) به مناطق حوزه نفوذ عباسیان حمله برد ، چنانکه در سال 315 ق . / 927 م. به کوفه و در 316 و 317 ق. / 928 و 929 م . به مکه حمله کرد و حجر الاسود را از مکه به هجر آورد . در سال 327 ق . / 938 م. با عباسیان پیمان صلحی بست . پس از مرگ او قرامطه بحرین دچار اختلاف و دو دستگی شدند و در این میان ، حمایت عباسیان از طرفداران استقلال بر این اختلاف افزود . در سال 339 ق. / 950م. و در پی هماهنگی با خلیفه فاطمی مصر ، حجر الاسود به مکه بازگردانده شد . در سال 378 ق . / 988 م. اصغر رئیس بنی منتفق به احساء و قطیف  حمله کرد و زمینه زوال جدی قرامطه بحرین را فراهم ساخت . آخرین سرزمین های تحت تصرف قرمطیان بحرین در سال 459 ق. / 988 م . یعنی چند سالی پس از دیدار ناصر خسرو از احساء (443 ق. / 1051م.) با شکست ناوگان قرمطی در جزیره اوال از دست رفت و سرانجام قیام بنی عامر بن ربیعه شکست کامل قرمطیان بحرین را در پی آورد .

ب ) . در سوریه جایی که تدمر و سلمیه پایگاه های اولیه جنبش فاطمی در آن قرار داشت پسران ابو محمد زکرویه داعی کوفه که به سال 286 ق. / 899 م . از نظرها پنهان شده بود ، یعنی ابوالقاسم یحیی مشهور به صاحب الناقه ، ابومهزول حسین مشهور به صاحب الشامه و ابوالعباس به نشر عقاید قرامطه پرداختند و شاید نیز به هدف بهره بردن از پایگاه های مردمی اسماعیلیه خود را منسوب به این عقیده قلمداد کردند . در سال 288 یا 289 ق . / 901 یا 902م. حسین بن ذکرویه به قیامی دست زد و این قیام هم شکست خورد . از آن پس نشان چندانی از فعالیت های قرامطه در سوریه در دست نیست .

ج). در یمن ابن حوشب به سال 266 ق . / 879 یا 880 م. دارالهجره قرمطیان را در نزدیکی عون لانه بنیان نهاد ، اما به دلیل نفوذ سنگین زیدیه در این سرزمین توفیق چندانی به دست نیاورد . در دوره های متاخرتر ، معتقدان به امامت محمد بن اسماعیل در یمن با برخورداری از حکومت صلیحی فعالیت هایی داشتند ، اما در این دوره ها عمدتا از آنان با نام اسماعیلیه یاد می شود .

...............................................................................

منبع : ص  109 تا  114. تاریخ فرق اسلامی (ج2) ، دکتر حسین صابری , انتشارات سمت ، تهران ، 1390 .



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

:: بازدید : 1391
:: ارسال شده در: فرقه های شیعه , اسماعيليان ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 04 شهريور 1392 ] [ 15:57]
تاریخ


اسماعیلیه


اسماعیلیه یکی از شاخه های کهن و بزرگ شیعه است که افزون بر اختصاص بخشی از رویداد های تاریخ در مناطق مختلف جهان اسلام ، از هند گرفته تا مصر و مناطق غربی تر آفریقا ، خود توانسته است دولتی گسترده نیز بر پا کند و در سایه این دولت خدماتی به فرهنگ و تمدن اسلامی ارائه دهد . این شاخه از شیعه افزون بر اسماعیلیه نامی که ظاهرا اسماعیلیان هرگز خود آن را به کار نمی بردند به نام های دیگر هم خوانده می شدند که از آن جمله است :

1.سبعیه : بدان اعتبار که یکی از عمده ترین گروه های هفت امامی در میان شیعیان بودند . هرچند اصطلاح سبعیه در آغازین دوره ها بر گروه هایی از واقفه نیز اطلاق می شده ، اما کاربرد بیشتر اصطلاح سبعیه در مورد همین گروه از شیعیان است .

2.قرامطه یا قرامطیه : این نام در آغاز بر بخشی از اسماعیلیان یعنی پیروان حمدان قرمط اطلاق شده ، اما بعد ها در معنایی وسیعتر و درباره همه اسماعیلیان به کار رفته است .

3.باطنیه : این نام بدان اعتبار است که آنان به معانی ((باطن)) برای متون دینی یعنی قرآن و حدیث عقیده داشتند و حتی این امر را به احکام و شریعت عمومیت می دادند. ظاهرا این نام از قدیمی ترین نام ها است و معاصران اسماعیلیه نخست هنگامی که نمی خواسته اند نام توهین آمیز ملاحده را درباره آنان به کار گیرند آنان را باطنیه و قرامطه می خوانده اند .

4. تعلیمیه : این نام بدان اعتبار است که اسماعیلیان در نشر آموزه های دینی به جای تکیه زدن بر رای و عقل بر فراگیری از امام معصوم و داعیان او تاکید دارند . غزالی این نام را مناسب ترین نام برای اسماعیلیان روزگار خود می داند .

5.الدعوه یا الدعوة الهادیه: این نامی است که عمدتا اسماعیلیان خود را بدان خوانده اند . افزون بر این نام ها ، عناوین دیگری چون خرمیه ، خرمدینیه ، بابکیه و محمره بر اسماعیلیان نهاده شده که عمدتا نام هایی بر ساخته مخالفان شیعه اسماعیلیه است. به هر روی ، این فرقه از فرقه هایی شیعی است که هم در متون کلامی و هم در منابع فرقه شناختی شیعه و سنی به آنان و عقایدشان ، خواه در مقام انتقاد و خواه در مقام نقل و گزارش ، توجه شده و هم در جستارهای معاصر نویسندگان عرب و نیز خاورشناسان مورد اهتمام و توجه قرار گرفته اند و از پژوهش های ماسینیون ، ایوانف و برنارد لویس تا تحقیقات مادلونگ درباره آن ها گزارش ها و مباحثی فراروی نهاده می شود .

پیدایی و دگرگونی

آغازین دوره شکل گیری حرکت اسماعیلیان از دشوارترین و مهمترین دوره های تاریخ این شاخه از شیعه است . تا جایی که برخی از تحلیل گران مناسب آن دانسته اند که از پرداختن به این مرحله از حیات اسماعیلیه درگذرند و به مرحله دوم از تاریخ آنان یعنی ظهور قرامطه بپردازند . علت این دشواری و پیچیدگی نیز در مسائلی چون ابهام و اختلاف در زمان درگذشت اسماعیل ، نوع رابطه او با امام صادق (ع) و امام کاظم ، دلیل جابه جایی امامت از او به برادرش موسی (ع) و پیوند این گروه با ابوالخطاب و پیروان او باز می گردد . با وجود این باید سال های پیش از رحلت امام صادق (ع) را دوره شکل گیری آغازین جنبش اسماعیلی دانست . در نیمه نخست سده اول هجرت سه جریان شیعی شکل گرفته بود : کیسانیه که نماینده افکار تندروانه در میان شیعه بود : زیدیه که پرچم مبارزه را بر دوش داشت . و امامیه که رویکرد صلح گرایانه در پیش گرفته بود . این رویکرد به ویژه در دوران امام باقر(ع) و پس از آن به تکامل اندیشه شیعه امامی و افزوده شدن بر شمار طرفداران زیدیه و باقی ماندگانی از جنبش کیسانیان را به خود جذب کند . این نزدیکی تا آن اندازه عمق یافته بود که امام صادق (ع) ابوالخطاب را که نماینده تفکر غالیان و از نخستین سردمداران این اندیشه بود به نمایندگی از طرف خود به کوفه گسیل داشت اما ابوالخطاب بر تندروی هایش افزود و در نتیجه امام از او کناره گرفت و او را طرد و انکار کرد . دیری نگذشت که ابوالخطاب با شماری از یارانش در سال 138 ق . / 755 م. در کوفه قتل عام شدند .

ظاهرا در پی این ماجرا بخشی از نمایندگان خطابیه به فرزند ارشد امام صادق (ع) یعنی اسماعییل گراییدند و از امامت او که از گرایش های تندروانه حمایت می کرد پشتیبانی کردند . این خود زمینه رخدادی دیگر در مدینه یعنی تبدل جانشینی امام صادق شد .

اسماعیل و ماجرای جانشینی امام صادق

امام صادق (ع) ششمین پیشوای شیعه بر پای سنتی که در میان امامان درباره تعیین جانشینی در دوره حیات خود وجود داشت پیشتر پسر ارشد خود اسماعیل را به جانشینی معرفی کرده و بدین سان او  باب الله و سبب میان خدا و خلق و نایب پروردگار در زمین شده بود . اما این جانشینی فعلیت نیافت . امامت شیعیان به فرزند دیگر آن حضرت یعنی موسی بن جعفر رسید .

اطلاعات درخور توجه فراوانی درباره اسماعیل وجود ندارد . چه آن دسته از اطلاعاتی که در منابع اسماعیلی است او را فراتر از حد انسان ها می برد و استناد های تاریخی ملموسی ندارد و آن دسته از داده های موجود در منابع سنی و شیعی امامی نیز اطلاعاتی به روایت رقیبان و مخالفان است . با این همه این اندازه پیداست که وی فرزند ارشد یا فرزند دوم امام صادق (ع) بوده و مادرش فاطمه نوه امام حسن مجتبی نیز نخستین همسر امام صادق بوده است . او در فاصله سال های 103 110 ق / 721 728 م . در مدینه به دنیا آمده و میان او و برادر دیگرش عبدالله با برادران ناتنی وی یعنی موسی ، اسحاق و محمد که از مادری به نام حمیده متولد شده بودند فاصله سنی زیادی وجود داشته است . درباره درگذشت او اختلاف وجود دارد و در حالی که بیشتر منابع از درگذشت وی در دوران حیات امام صادق (ع) و به ویژه در سال 145 ق. / 762 م یاد می کنند و مدفن او را بقیع می دانند ، برخی نیز مرگ او را پس از درگذشت امام صادق (ع) دانسته اند و برخی هم معتقد شدند که او اساسا نمرده  است . به هر رو به روایت مشهورتر هنوز از مرگ اسماعیل سه سال بیشتر نگذشته بود که امام صادق (ع) در سال 148 ق . / 765 م رحلت کرد و در این هنگام بزرگترین انشعاب در شیعه رخ داد .


.....................................

منبع : ص 105 تا 109 . تاریخ فرق اسلامی (ج2) ، دکتر حسین صابری , انتشارات سمت ، تهران ، 1390 .




:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

:: بازدید : 1141
:: ارسال شده در: فرقه های شیعه , اسماعيليان ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 04 شهريور 1392 ] [ 15:47]
تاریخ
Blog Skin
نقشه قلعه های اسماعیلی در ایران و سوریه با کلیک بر روی عکس آن را در سایز بزرگتر ببینید.

دولت اسماعیلیان حکومتی است در سال ۴۸۳ (هجری قمری) با تسخیر قلعه الموت در قزوین پایه گذاری شد و دوره فرمانروایی آن تا ۶۵۴ (هجری قمری) ادامه یافت. مرکز فرمان دهی اسماعیلیان الموت قزوین ، و عمده فعالیت آن‌ها مبازه با خلفای بنی عباس و قبایل مغول بود. حسن صباح به عنوان شاخص ترین فرمانروای اسماعیلیان با انجام تبلیغات وسیع در بین کشاورزان و بینوایان توانست حوزه قدرت خود را تا سوریه کنونی گسترش دهد. سرانجام دولت اسماعیلیه پس از ۲۰۰ سال حکومت در قزوین با حمله هلاکو خان مغول از بین رفت.


قلعه های اسماعیلیه

نقشه دژ های اسماعیلی در شمال ایران و نزدیک دریای
مازندران .
برای دیدن عکس در سایز بزرگتر بر روی آن کلیک کنید .


اسماعیلیه یا باطنیه فرقه‌ای از شیعه امامیه‌است که معتقدان آن، محمد بن اسماعیل برادرزاده موسی کاظم را آخرین امام می‌دانستند. ظهور این فرقه اصلاً نتیجه اختلاف در امامت اسماعیل بن جعفر صادق با برادرش موسی بن جعفر بوده‌است. اسماعیلیان معتقدند که پس از مرگ جعفر صادق(در قرن هشتم میلادی) امامت به پسر بزگتر وی می‌رسید؛ اما چون پسرش اسماعیل پیش از پدر درگذشته بود، امامت به محمد بن اسماعیل منتقل شد که سابع تام است و دور هفت با او تمام می‌شود و پس از او امامت در خاندان وی باقی ماند. آنها در میان اهل سنت به «باطنیان»مشهورند و شیعه هفت امامی نیز نامیده می‌شوند. اسماعیلیه به دو فرقه مستعلوی و نزاری تقسیم می‌شوند.

شیوه حکومت اسماعیلیه

    * ترور‌های انجام شده

    * مخالف با خلفای عباسی

    * درگیری با اهل تسنن

ادب فارسی در نزد اسماعیلیان اهمیت بسیاری داشت و به خاطر اینکه بیشتر پیروان آنان از مردمان عام بودند بیشتر کتاب‌های خود را به فارسی می‌نوشتند. از آنها نوشته‌ها و شعرهایی به زبان فارسی بر جای مانده‌است. بزرگترین شاعر و نویسندهٔ اسماعیلی ناصرخسرو است که در قرن پنجم هجری می‌زیست. از دیگر شخصییت های ادبی پیرو فرقه ی اسماعیلیه؛ حکیم سعدالدین بن شمس الدین نزاری بیرجندی قهستانی (نیمه ی دوم سده هفتم و آغاز قرن هشتم هجری قمری)است که متاسفانه به همین علت پیرو اسماعیلیه بودنش؛ به هیچ عنوان از او در ایران معاصر نامی آورده نشده و کمتر کسی از این شخصیت ادبی گمنام؛ نام و نشانی شنیده است.


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

:: بازدید : 1587
:: ارسال شده در: اسماعيليان ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [چهارشنبه 08 آذر 1391 ] [ 1:26]
تاریخ
اگر مطلبی برای وب ما فرستادید در

اینجا قرار خواهد گرفت .

مطالب شما

عنوان: آتشکده نیاسر .

قدمت: دوره ساسانی .

محل جغرافیایی : شهر نیاسر.

عکس تاریخی

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 1179
کل نظرات کل نظرات : 465
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 4
تعداد اعضا تعداد اعضا : 2917

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 974
باردید دیروز باردید دیروز : 2,541
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 66
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 580
بازدید هفته بازدید هفته : 13,629
بازدید ماه بازدید ماه : 24,245
بازدید سال بازدید سال : 653,459
بازدید کلی بازدید کلی : 2,179,509

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.211.120.181
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir

;