همراه تاريخ

معرفي و بررسي فيلم

همراه تاریخ
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
کتابخانه همراه تاریخ
جستجوگر پیشرفته




لینک فایل آپلود



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 3

:: بازدید : 603
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم , کشفیات باستان شناسی ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [جمعه 19 ارديبهشت 1393 ] [ 22:46]
تاریخ
 ابوعلی سینا در سینمای غرب با فیلم

فرهنگ ما مرزها را می شکافد . فیلم پزشک ، داستانی درباره ابوعلی سینا پزشک مشهور ایرانی .


بارها شده که فرهنگ ایران برای سینمای غرب سوژه های متعددی را برای ارائه به ارمغان داشته است . تاریخ ایران پر شده است از افرادی که با اقدامات خود الگوهای تربیتی - اخلاقی مهمی را به جهان عرضه نمودند .

ابوعلی سینا در 359 هجری در شهر بخارا متولد شد و در سال 416 در شهر همدان در گذشت . حدود 450 تا کتاب در زمینه های مختلف نوشته و آثر پزشکی مهمی به نام کتاب قانون از خودش به جای گذاشته است .



اطلاعات در مورد فیلم مدیکوس :


فیلم «پزشک»، محصول آلمان داستان یک پزشک انگلیسی است که طبابت را در شرق و با شاگردی ابوعلی سینا می آموزد.

فیلم در قرن یازدهم میلادی رخ می دهد و ماجراهای جوانی انگلیسی به نام راب کول و سفرش از اروپا به ایران برای آموختن پزشکی در زمانی است که علم پزشکی در اروپای قرون وسطی، هنوز دوران کودکی را می گذراند.


فیلم بر اساس رمان «پزشک» نوشته نوآ گوردون، نویسنده آمریکایی ساخته شده است. کتاب «پزشک» در سال 1986 میلادی در آمریکا منتشر شد، اما در اروپا موفقیت بیشتری کسب کرد و بویژه در آلمان و اسپانیا ترجمه و بارها به چاپ رسید.



ترکیب بازیگران فیلم چند ملیتی است و شامل راب کولین و بن کینگزلی بریتانیایی، الیور مارتینز بازیگر فرانسوی، اما ریگبی بازیگر انگلیسی و استلان اسکارسیارد بازیگر سوئدی است. فیلم «پزشک» در آلمان و اسپانیا در اکران است .


فیلمنامه «طبیب» را یان برگر بر اساس رمان «طبیب» اثر نوا گوردون نویسنده آمریکایی نوشته که سال ۱۹۸۶ منتشر شد و بیش از ۲۱ میلیون نسخه از آن در دنیا به فروش رسید.


فیلم سینمایی پزشک محصول مشترک آمریکا – انگلستان و آلمان دارای صحنه‌ای است که ابوعلی سینا، حکیم و پزشک ایرانی، که نقش او را بن کینگزلی بازی می‌کند، وارد دربار علاء‌الدوله، حاکم آن دوران اصفهان، می‌شود و به افتخار ورودش نوازندگان و رامشگران قطعه‌ای را می‌نوازند. این قطعه را امیرعباس زارع، آهنگساز جوان ایرانی در آلمان، ساخته است.


 این فیلم جزء معدود فیلم هایی است،  که در مقابل اروپای طاعون زده و فقیر،  ایران را کشوری به غایت ثروتمند،  متمدن و با فرهنگ نشان می‌دهد.  فیلم بر ایران و ایرانی بودن ابن سینا و زبان فارسی تاکید خاصی دارد،  که شنیدن زبان فارسی حین فیلم برای بیننده فارسی زبان خالی از لطف نیست.  بن کینگزلی که پیش از این نیز در فیلم خانه ای از شن و مه،  در نقش سرهنگی ایرانی بازی کرده بود،  این بار نیز در نقش بزرگترین طبیب جهان قدیم،  "ابن سینا"  خوش درخشیده است.  اولویه ماریتنز،  در نقش شاه ایران نیز با کمک گرفتن از جذابیت ظاهریش،  و نقش پر زرق و برقش، پر ابهت ظاهر می‌شود.  علاوه بر داستان فیلم،  که به برهه ای از تاریخ ایران زمین می‌پردازد،  برای تماشاگر ایرانی جذابیت های فراوانی دارد.  دانستن اینکه اولین بیمارستان جهان،  اولین مدرسه پزشکی جهان،  اولین عمل آب مروارید چشم،  و اولین عمل آپاندیس جهان،  در ایران انجام گرفته است،  و دیدن همه آنها بر پرده عظیم نقره ای،  یسیار غرور آفرین است.




:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

:: بازدید : 441
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 29 بهمن 1392 ] [ 22:27]
تاریخ
فرمانروايي يا پادشاهي يا امپراتوري بهشت .  Kingdom of Heaven
فیلم قلمرو بهشت (به انگلیسی: Kingdom of Heaven) اثر ریدلی اسکات محصول ۲۰۰۵ کشور آمریکا است. فیلم داستانی تخیلی برگرفته از حوادث تاریخی دوران جنگ‌های صلیبی و زندگی بالین ایبلین است.حمید دباشی، استاد ایرانی دانشگاه کلمبیا از مشاورین آکادمیک فیلم بوده‌است. فیلم اگر چه به وقایعی می‌پردازد که پیش آمده‌اند و از شخصیت‌هایی استفاده کرده که وجود داشته‌اند اما از دقت برخوردار نیست. این اثر از معدود فیلم‌های ساخته شده در مورد جنگ‌های صلیبی است که دیدی یک‌سویه ندارد و هر دو سوی جنگ را انسان نشان می‌دهد.داستان فیلم حول زمان سقوط اورشلیم و فتح آن به دست صلاح الدین ایوبی پادشاه کرد تبار و موسس سلسلهٔ ایوبیان است که در آن زمان هنوز سردار سپاه بود. او بزرگ‌ترین قهرمان پیروز جنگ‌های صلیبی است که در نهایت توانست فاطمیان را از مصر براند و خود در آن جا حاکم شود.آهنگساز این فیلم حسین علیزاده از آهنگسازان و نوازندگان مطرح ایرانی میباشد .(ويكي پديا) .



درباره فیلم:

اين فيلم محصول سال 2005 است. بازيگران اصلي اين فيلم "اورلاندو بلوم" ، "اوا گرين" و "جرمي آيرونس" هستند."ريدلي اسكات" كارگردان هفتاد ساله ، اين اثر تاريخي/ حماسي را از وقايع جنگ هاي صليبي در قرن دوازدهم ساخته است. اين فيلم مربوط به شهر "اورشليم"(بيت المقدس) ميشود ، كه بخاطر آن بين مسلمانان و مسيحيان جنگ درگرفته ميشود.آنچه در سالهاي اخير باعث شده كه نام "ريدلي اسكات" بر سر زبانها بيفتد ، سعي وي براي احياي ژانر مرده تاريخي/ حماسي است، كه با "گلادياتور" آن را آغاز كرده واينك به "امپراتوری بهشت" رسيده است.


نقد كوتاه:
فیلم با صحنه تاریک و پر از نگون بختی به خاک سپردن همسر "بالیان" آغاز می شود که نشان دهنده سرنوشت دورانی است که قهرمان فیلم در آن زندگی می کند.در همین سکانس آغازین به تم اصلی فیلم اشاره می شود. زنی خودکشی کرده و از این رو طبق رسوم کاتولیک ها تشیع نمی شود. راهبی او را گناهکار و دوزخی اعلام می کند و امر به بریدن سرش و سپس به خاک سپردن او می کند."باليان" ، از طرفی فقدان خانواده و مرگ همسر بر روح و جانش چنگ انداخته و از طرفی دل نگران آخرت همسر است.راه نجات از این حرمان توسط پدری ناشناس (تا آن لحظه) به او عرضه می شود : سفر به سرزمین مقدس و در پیش گرفتن زندگی سلحشوری و شوالیه گری.نقطه شروع این سفر جغرافیایی که بعد تبدیل به سیر و سلوکی درونی هم می شود ، عذاب است و آن چه قرار است "باليان" به آن برسد ایمان و آرامش روحی و هم چنین نجات روح همسرش از سوختن در میان شعله های آتش دوزخ است."بالدوین چهارم" ، کسی که برای حفظ صلح میان مسلمانان و مسيحيان از هر راهی وارد می شود. او و "صلاح الدین" ؛ سلحشوران با تجربه تری هستند که لزوم همزیستی مسالمت آمیز را دریافته اند و آن گاه که جنگی ناگزیر پیش آید ، باز به اصول انسانی خود در برخورد با جنگجویان و اسرا وفادار می مانند.امپراطوری بهشت فیلمی با اهمیت است و بر خلاف نامش که پیش داوری هایی را نیز بر می انگیزد ، درآن تبلیغی برای مسیحیت یا اسلام دیده نمی شود.

نکات حاشیه ای:

- لوكيشن هاي اين فيلم در مراكش و اسپانيا بوده است و در اين دو كشور تصويربرداري شده است.- اين فيلم امتياز 7 از 10 را درimdb)) گرفته است. (forum.98ia.com/t191449.html )

توضیحات درباره فیلم :

داستان فیلم از حدود یک قرن پس از تسخیر فلسطین و شهر قدس دست لشگر صلیبی آغاز می‌شود. در اواخر قرن دوازدهم میلادی، یعنی زمانی که اروپا در ظلم و جهل قرون وسطایی به سر می‌بَرَد، کشور صلیبی فلسطین از طریق مراوده با جهان اسلام و برخورداری از ثروتهای منطقه، برای اروپائیان مانند یک بهشت تجسم می‌شود. به علاوه، گناهکاران برای طلب بخشش به زیارت مکانهای مقدس فلسطین می‌روند.

بِیلیانِ آهنگر که پسر یک سردار ثروتمند صلیبی به نام گادفری است از زادگاه خود، فرانسه، عازم فلسطین می‌شود تا میراث دار پدرش گردد. کشتی ایتالیایی حامل بِیلیان، غرق می‌شود ولی او خود را به قدس پایتخت صلیبیان می‌رساند. بِیلیان که به سفارش پدر، طرفدارِ صلحِ موجود بین مسیحیان و مسلمانان  است از پادشاهِ میانه‌روِ مسیحیان حمایت می‌کند.

اما یک گروه از سرداران صلیبی به رهبریِ دوتن از شوالیه‌های تندرو به نام«رِینالد» و «گی» با نقض عمدی قرارداد صلح، خواهان جنگ با صلاح‌الدین، رهبر کشور همسایه و مسلمان هستند. پادشاه که به دلیل بیماری جُذام، صورت خود را از همه مخفی می‌کند، می‌داند که در صورت جنگ با مسلمانان، کشور صلیبی به ورطه نابودی خواهد افتاد. او دستور بازداشتِ رِینالد و گی را صادر می‌کند تا مانع انتقام مسلمین از شبیخونهای سرداران صلیبی شود.


اما پادشاه می‌میرد و خواهراش سیبِلا جانشین او می‌گردد. سیبِلا نیز همسرش گی را پادشاه جدید اعلام می‌کند. قتل و غارت علیه مسلمین بالا می‌گیرد و در نتیجه سپاه مسلمین، آماده جنگ می‌شود. لشکر صلیبی، خود به استقبال جنگ می‌رود ولی در نبرد تاریخیِ حَطّین تار و مار می‌شود.

صلاح‌الدین پس از اسیر کردن گی و رینالد به سوی قدس حرکت می‌کند. بِیلیان که فرمانده مدافعین شهر است،  مردمِ عادی را آماده جنگ می‌کند. سپاه مسلمین پس از گلوله باران دیوار شهر، نقطه ضعفِ مدافعین را شناخته و موفق به فروریختن بخشی از دیوارِ محافظِ مسیحیان می‌شود.

بِیلیان با تلفات سنگین، ایستادگی می‌کند ولی صلاح‌الدین با پیشنهاد صلح خود، او را وادار به تسلیم شهر می‌کند، زیرا صلیبیان می‌دانند که در صورت ادامه جنگ، نابود خواهند شد. صلاح‌الدین با جوانمردی با مسیحیان رفتار می‌کند و به آنها اجازه می‌دهد به وطن خود در اروپا باز گردند. بِیلیان به آهنگری خود در فرانسه باز می‌گردد. ولی اکنون ریچارد پادشاه انگلستان در تدارک یک جنگ جدید صلیبی برای حمله دوباره به قدس است.(forum.zeyroon.com/topic/835 )



.....................
منابع:
ويكي پديا.
انجمن نودهشتيا .
تالار گفت و گوي زيرون .



:: امتیاز: نتیجه : 5 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

:: بازدید : 1771
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [شنبه 19 بهمن 1392 ] [ 12:59]
تاریخ
شهر باستاني تروا و فيلم ساخته شده در مورد آن

يكي ديگر از فيلم هاي تاريخي كه توسط كشور آمريكا و به كارگرداني ولفگانگ پترسن و با بازي براد پيت در نقش آشيل ساخته شده و در سال 2004 از سينماي غرب پخش شد ، فيلم تروا هست. تروا كه فيلم آن توسط آمريكايي ها ساخته شده است نام شهری باستانی در ترکیه امروزی است. تروآ مهاجرنشینی یونانی بود که در محل آناتولی واقع بود. هاینریش شلیمان، باستان‌شناس آلمانی، به سال ۱۸۷۰ به حفاری در محل پرداخت و چندین شهر بنا شده بر روی یکدیگر یافت. گمان می‌رود شهری که تروآی ۸ نام گرفته محل رخداد جنگ تروآ نقل شده در حماسهٔ ایلیاد اثر هومر باشد. یک تیم از باستان‌شناسان بین‌المللی که  مشغول کاوش در شهر تاریخی «تروی» در کشور ترکیه بودند ، روز  موفق به کشف ده‌ها اثر تاریخی شدند. باستان‌شناسان تاکنون موفق به کشف چندین ستون مرمرین و صدها اثر تاریخی دیگر شده‌اند که نشان می‌دهد ستون‌های کشف شده بخشی از ساختمان یک معبد و یا یک کاخ بوده‌اند.

شهرت تروی که یکی از مهم‌ترین محوطه‌های تاریخی جهان است و در سال 1998 میلادی نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده، به‌دلیل وقوع جنگ‌های بزرگ در قرن‌های 12 و 13 پیش از میلاد بین اسپارتان‌ها و آتنی‌ها شهرت یافت.


تروی در سال‌های دور، بندری بوده است که کشتی‌هایی که قصد ورود به دریای سیاه را داشتند، به امید وزش باد در سواحل آن توقف می‌کردند. در جریان تنها فصل کاوش شهر تروی، آثار تاریخی ارزشمندی کشف شدند که از آن جمله می‌توان به گنجینه‌ی مشهور «پریام» اشاره کرد.

 بلغاری ها موفق شدند در پی حفاری های خود در اطراف شهر صوفیه، گنج بزرگی را که به شهر باستانی تروي متعلق بوده پیدا کنند. در این حفاری ها 15 هزار قطعه زیور آلات گران بها که احتمالا به اواخر هزاره سوم قبل از میلاد بر می گردد در روستایی به نام دابن پیدا شد. این زیور آلات که احتمالا به شهر افسانه ای تروی متعلق بوده، شامل حلقه‌ هاي طلايي است كه بروي آنها كارهاي مينياتوري انجام شده می شود.

 باستان‌شناسان آلمانی كه از سال‌ها پیش، مشغول كاوش در شهر تاریخی تروی (Troy) هستند، موفق به كشف بقایای اسكلت یك زن و مردم همراه ده‌ها شیء‌ شدند كه به احتمال زیاد حدود 3200 سال پیش و در زمان نبرد مشهوری كه هومر آن را جاودانه كرد، كشته و كنار استحكامات این شهر دفن شده‌اند.
مدیر این پروژه‌ی باستان‌شناسی  بیان كرد، كشف این اجساد را می‌توان سندی برای اثبات فرضیه‌هایی دانست كه براساس آن‌ها، وسعت بخش پایینی این شهر بسیار بیشتر از آن چیزی است كه تاكنون تصور می‌شده است.
وی این زن و مردم را قربانیان نبرد تاریخی تروجان (Trojan) می‌داند و بر این باور است كه برای تعیین دقیق قدمت آثار كشف‌شده باید روی آن‌ها آزمایش رادیو كربن انجام داد.
البته او معتقد است كه این اجساد حدود چهار قرن پس از نبرد تروجان دفن شده‌اند.
شهر تاریخی تروی یكی از قطب‌های گردشگری تركیه و سالانه میزبان میلیون‌ها گردشگر از سراسر جهان است.


طبق بررسی‌های باستان‌شناسی هنوز بخش قابل توجهی از این شهر زیر خاک است و روی آن با پوششی از گیاهان دارویی پوشیده شده است.(1)



داستان فيلم تروآ (Troy )


هکتور (اریک بانا) و پاریس (اورلاندو بلوم) شاهزادگان تروی در ایالت اسپارتا مهمان هستند.شاه اسپارتا ملنوس (برندان گلسون) دختری زیبا به نام هلن (دیان کروگر)دارد که پاریس جوان را عاشق خود کرده است. آنها هر شب در اتاق هلن با هم دیدار میکنند ولی هکتور به این ارتباط پی برده است.


موقع برگشتن به تروی ، معلوم میشود پاریس کار خود را کرده و هلن را از قصر فراری داده است. هکتور در کشتی با پاریس دعوا میکند و این کار او را نوعی اعلان جنگ به اسپارتا میداند. ولی عشق این حرفها را نمیفهمد.


آنها به تروی میرسند و پدرشان پیریام (پیتر اوتول ) همراه با همسر هکتور آندرو ماخ (سافرون باروز) و خواهر کوچک این دو برسیس (رز بایرن) ، اسقتبال شایسته ای از هلن میکنند.هکتور موقع شب به پدرش هشدار میدهد تا دیر نشده بهتر است هلن به اسپارتا بازگردانده شود. ولی پدر پس از مشورت با منجم خرافاتی خود به این نتیجه میرسد که حتی اگر اسپارتا به آنها حمله کند، دیوارهای بلند شهر مانع از ورود نیروهایشان میشود و عملا کاری از پیش نمیبرند.

از آن سو عموی هلن آگامنون (برایان کوکس) که سالهاست در آرزوی تصرف تروی به سر میبرد ، فرصت را غنیمت میشمارد و نیروهای خود را به همراه ارتش راهی تروی میکند.


آشیل (براد پیت) سردار همیشه فاتح یونان با آنها میانه خوبی ندارد و درخواست همکاری را رد میکند. اما دوستش اودیسئوس (شون بین) با وعده هایی خیال انگیز بالاخره او را عازم تروی میکند. کینه عمیقی بین آگامنون و آشیل وجود دارد ولی هدف مشترک آنها را آرام میکند.


بالاخره آنها به تروی میرسند و آشیل با یک اقدام غیر منتظره با یاری ۵۰ مرد خود ،معبد آپولو تروی را تصرف میکند. غافل از اینکه دختر پادشاه تروی برسیس برای عبادت آمده است. هکتور شجاعانه پیش می آید و آشیل را به مبارزه دعوت میکند. ولی آشیل مغرورانه به او میگوید که امروز برای کشتن یک شاهزاده ، زود است. به هنگام شب معاون آشیل به او خبر میدهد که برسیس گروگان آنهاست.آشیل پیش او میرود تا صحبت کند ولی دختر با گستاخی جواب او را میدهد.


آگامنون ، آشیل را به پیش خود میخواند و از اینکه او سرخود حمله را آغاز کرده ، ابراز نارضایتی میکند و برای اینکه کاملا حالش را بگیرد،دستور میدهد برسیس را نزد او بیاورند تا شبی را خوش باشد. آشیل دیوانه میشود و نیروهای خود را از آنها جدا کرده و از ادامه حمله سرباز میزند.صبح فردا جنگ اصلی آغاز میشود ولی هکتور یک تنه ، نیروهای اسپارتا را مجبور به عقب نشینی میکند.آگامنون که اوضاع را وخیم میبیند، دستور میدهد آشیل را بیاورند .ولی به او گفته میشود که آشیل به خاط اذیت دختر ، حاضر به همکاری نیست . آگامنون با برسیس هیچ کاری نکرده ولی از حرصش او را به سربازان شکست خورده سپرده تا کمی خوش باشند.  برسیس مشغول مبارزه با سربازان است که آشیل سر میرسد و او را نجات میدهد. دختر کمی با آشیل مهربان میشود و دلیل جنگ او را با تروی میپرسد و آشیل در پاسخ میگوید خودش هم نمیداند و فقط برای جنگ زائیده شده است. شب هنگام برسیس به خیال اینکه آشیل خوابیده با چاقو به او حمله میکند.اما آشیل بیدار شده و او را شرمنده میکند. برسیس  میگوید اگر تو را نکشم، فردا هزاران مرد را میکشی و آشیل اجازه میدهد این کار را انجام دهد. ولی عشق دستان برسیس  را سست میکند و…

از آن سو پاریس که از کشته شدن هموطنان خود ناراحت است، تصمیم میگیرد که منلوس را به مبارزه تن به تن دعوت کند تا هر که پیروز شد، هلن را با خود ببرد. در روز مبارزه پاریس کم میاورد و به هکتور پناه میبرد. هکتور مجبور به کشتن ملنوس میشود و آتش خشم سپاهیان او را بر می انگیزد.


پسر عموی آشیل پاتروکلوس که با وجود سن کم در محضر او به جنگجوئی دلیر تبدیل شده ، تا امروز اجازه جنگ نداشته است.او به آشیل اعتراض میکند تا دست از این کار بردارد و به جنگ بازگردد ولی او قبول نمیکند.موقع شب که آشیل در چادرش با برسیس مشغول است ، عموزاده اش با پوشیدن لباسهای او به افراد آماده باش میدهد و ناغافل به تروی حمله میکنند. هکتور که دل خوشی از آشیل ندارد به تصور او با پسر درگیر میشود و او را میکشد.ولی با برداشتن کلاه خود ، همه چیز آشکار میشود.خبر به آشیل میرسد و او خشمگین به تنهائی به نزدیک دروازه رفته و هکتور را به مبارزه میخواند. آندروماخ التماس میکند که نرود ولی چاره دیگری وجود ندارد.


آشیل پس از مبارزه ای جانانه هکتور را میکشد و جنازه اش را به ارابه میبندد و با خود میبرد. شب پیریام برای بردن جنازه پسرش به نزد آشیل می آید و به پای او می افتد تا جنازه هکتور را پس بدهد. آشیل درمانده قبول میکند. برسیس ناگهان پدر را میبیند. پیریام که فکر میکرده او را کشته اند، خوشحال میشود. آشیل به برسیس اجازه رفتن میدهد.اما او هر چند از کشته شدن هکتور ناراضی است، حاضر به رفتن نیست ولی از پدر شرم دارد و مجبور به رفتن میشود. پس از روزها انتظار بالاخره نیروهای اسپارتا ناامید از نفوذ به قلعه، تصمیم به بازگشت میگیرند. اما ناگهان جرقه ای در ذهن اودیسئوس روشن میشود و پیشنهاد ساختن اسب چوبی را میدهد.


صبح فردا اهالی تروی، با منظره ای عجیب رو به رو میشوند. آگامنون با سربازانش رفته و یک اسب چوبی عظیم برای آنها به یادگار گذاشته است. پاریس به پدر میگوید بهتر است آن را بسوزانیم.ولی دوباره این خرافات گریبان مردم را میگیرد و آنها خوشحال از اینکه خدایان به مناسبت پیروزی به آنها هدیه داده است، با شکوه فراوان اسب را به داخل میبرند.غافل از اینکه سربازان زیادی در داخل آن کمین کرده اند. سربازان از تاریکی شب و غفلت نگهبانان استفاده کرده و تروی را به آتش میکشند.آشیل که این چنین میبیند به تنهائی به دنبال برسیس میرود. آگامنون،پیریام را میکشد و برسیس نیز طی یک درگیری، آگامنون را میکشد و فرار میکند.او و آشیل همدیگر را می یابند ولی پاریس غافلگیرانه به آشیل تیراندازی میکند.التماس برسیس سودی ندارد و آشیل کشته میشود.


سرانجام تروی سقوط میکند ولی کسی زنده نیست تا بر آن حکومت کند. پاریس به همراه برسیس ، هلن ، همسر هکتور و پسر او از راه زیرزمینی که هکتور نشان داده بود، فرار میکنند.(2)


دوبله كنندگان فارسي فيلم :(3)

اطلاعات دوبله:
راوی ابتدای فیلم: زنده یاد عطاالله کاملی
منلائوس: زنده یاد خسرو شایگان
پادشاه تروی : احمد رسول زاده
آگاممنون: حسین عرفانی
آکیلیس: سعید مظفری
هکتور: کیکاووس یاکیده
پاریس: افشین زینوری
هلن: زهره شکوفنده
گلاکوس: پرویز ربیعی
سردار سپاه آگاممنون: جواد پزشکیان
همسر هکتور (و پسر بچه اوایل فیلم): آشا محرابی


اطلاعات فيلم :(4)  


تهیه کننده : ولفگانگ پترسن و کولین ویلسون
کارگردان : ولفگانگ پترسن
نویسنده : دیوید بینیوف
موزیک متن : جیمز هورنر
تدوین : پیتر هونس
فیلم بردار: راجر پرات
ژانر: تاریخی . درام
تاریخ نمایش: 14 می 2004
بودجه ساخت فیلم : 175 میلیون دلار

فروش فیلم : 500 میلیون دلار 


بازیگران :

براد پیت : اشیل
اریک بانا : هکتور
ارلاندو بلوم : پاریس
برایام کوکس: آگاممنون
دیان کروگر : هلن
شون بین : ادیسه


اطلاعات دیگر:


ژانر: اکشن، هیجان انگیز، درام

تاریخ نمایش: 13 می 2004 آلمان
درجه نمایش: R
زمان نمایش: نسخه سینمائی 163 دقیقه - نسخه کات کارگردان 189 دقیقه - نسخه کات کارگردان 196 دقیقه
محصول کشورهای : ایالات متحده، انگلستان، مالت
بودجه ساخت: 175 میلیون دلار
فروش کل: 497 میلیون دلار
7 IMDB Rate از بین 129094 رای

افتخارات و جوایز:

نامزد اسکار برای بهترین طراح لباس و صحنه برای باب رینگوود در سال 2004
نامزدی در20 بخش مختلف در جشنواره های مختلف
و برنده شدن 3 جایزه از این 20 بخش به خوس جایزه بهترین موزیک متن



شخصیت های اصلی فيلم :

پریام: پادشاه پیر و منفعل تروا. او مظهر کسانی است که قدرت تصمیم گیری ندارند. در زمان پادشاهی پدرش _ یک بار هرکول به تروا حمله کرد و پدرش را که مزد خدمت او را نداده بود، کشت. پریام هم با حمایت بیجا از پسرش، کشور خود را به تباهی کشید. در پایان جنگ، او و همه فرزندانش کشته شدند.
پاریس: نماد سقوط؛ او در جوانی چنان پهلوان درستکاری بود که الهه‌های کوه المپ برای قضاوت پیش او می‌آمدند. اما از وقتی که هلن را ربود، به موجودی تبدیل شد که برای سود خودش همه کار می‌کرد. پاریس چند بار از میدان جنگ فرار کرد اما به کمک آفرودیت _ یکی از همان الهه‌ها _ به راز آشیل پی برد و با هدف گرفتن پاشنه او، آشیل را کشت. هومر با نشان دادن الهه‌هایی که طرفدار مردی مثل پاریس هستند، در واقع خدایان یونانی را مسخره کرده است.
هکتور: شاهزاده بزرگ تروا و قهرمان آرمانی از نگاه هومر. او نقطه مقابل آشیل است. با این که ابتدا موافق اخراج پاریس است اما وقتی که اهالی تروا به حمایت از او و جنگ با یونان رأی می‌دهند. فرماندهی جنگ را به عهده می‌گیرد و با این که می‌داند حریف آشیل نخواهد شد، هیچ وقت از برابر او فرار نمی‌کند. هکتور به دست آشیل کشته می‌شود و بعدها پسرش هم به دست پسر آشیل می‌میرد. درباره او: «ایلیاد» داستان کشته شدن هکتور است. سرنوشت همسر او را هم سنکا (همان فیلسوف معلم و مشاور نرون) در نمایشنامه«زنان تروا» آورده
هلن: زیباترین زن روی زمین و مظهر بی وفایی؛ پدرش تیندار دوست هرکول بود و برادرانش اسطوره‌های دریانوردی. تیندار وقتی خواستگاران متعدد هلن را دید، با خواستگارها شرط کرد که حامی‌ کسی باشند که هلن انتخاب می‌کند. همین قول خواستگارها بعدا ً دلیل جنگ تروا شد.
آگاممنون: پادشاه کرت و نماد جاه طلبی؛ سعی داشت خودش را پادشاه کل سپاه یونانی‌ها بکند. به خاطر همین بارها با اودیسه و آشیل درگیر می‌شود و همین باعث طولانی شدن جنگ است. در پایان جنگ با کاساندرا ازدواج می‌کند و آخرین جاه طلبی، کار دست او می‌دهد؛ همسرش که خواهر هلن هم هست، او را می‌کشد.

آژاکس: پسر تلاون پادشاه تالامیس و خواهر زاده پریام؛ آژاکس درشت هیکل‌ترین و شجاع‌ترین مرد یونان بود که زره هرکول را به تن می‌کرد و به قول هومر «سنگر یونانی‌ها» بود. وقتی آشیل کشته شد، سران سپاه سر این که بین او و اودیسه چه کسی پهلوان بزرگ‌تری است، رأی به برتری اودیسه داندند. آژاکس دلش شکست و از سپاه رفت. شب گله‌ای از گوسفندان را به خیال دشمن کشت و صبح از این رسوایی چنان ناراحت شد که خودش را کشت. آژاکس مردی بود که فرق خوب زیستن با زیرکانه زیستن را نمی‌دانست.
آشیل: قوی‌ترین و زیباترین پهلوان جنگ تروا که خشم و خودخواهی‌اش سبب هلاکتش می‌شود. برخلاف اودیسه که همواره قهر می‌کند و یونانی‌ها را تنها می‌گذارد. وقتی که به جنگ برمی‌گردد، هکتور را می‌کشد تا این که پاریس به تنها نقطه بدنش که رویین تن نیست، ضربه می‌زند. آشیل پسر پلیوس بود که در حمله هرکول به تروا، او را همراهی کرد. در یونان هنوز هم این ضرب‌المثل رایج است: «اودیسه باشیم، نه آشیل». درباره او: کل داستان «ایلیاد» داستان خشم آشیل است.


منابع مطلب :


1. سايت ويكي پديا - خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - سايت جام جم .jamejamonline.ir - روزنامه هموطن سلام hamvatansalam.com - سايت سيمرغ seemorgh.com -


2. e-pedian.com -


3. سايت پرشين بكس forum.persianbax.ir .


4. سايت سينما سنتر forum.cinemacenter.ir .






:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

:: بازدید : 7443
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [جمعه 04 بهمن 1392 ] [ 12:29]
تاریخ
عكس هاي  اسپارتاكوس ( قيام برده ها) . گالري  يك

قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها قيام برده ها


...................

اطلاعات در مورد اين سريال


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

:: بازدید : 1175
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [پنجشنبه 03 بهمن 1392 ] [ 13:52]
تاریخ
سريال اسپارتاكوس   SPARTACUS

داستان فيلم اسپارتاكوس .  SPARTACUS


در هنگامي كه در روم باستان برده ها در رنج و عذاب به سر مي بردند و مجبور بودند هر نوع عملي را كه صاحبانشان به آن ها دستور مي دادند انجام دهند ، برده اي با افكار جديد و متفاوت از عقايد سايرين، به فكر آزادي و رهايي مي افتد . او كه رنج هاي بسيار ديده و از سوي اربابان خود متحمل انجام همه نوع كار پستي شده است ، برده هاي ديگر را تحت تاثير افكار خود قرار مي دهد و آن ها را بر عليه اربابانشان مي شوراند . شورش بزرگ مي شود و افراد زيادي به اسپارتاكوس مي پيوندند و خون بسياري از سرداران و اربابان و اشراف رومي را بر زمين مي ريزند و كينه و نفرتي كه ساليان سال از رومي ها داشتند را به شدت بر سر آن ها خالي مي كنند . دولت روم كه در زمان شورش برده ها ، در نواحي مرزي با حكومت مهرداد سوم پادشاه اشكاني كشور پنت و دزدان دريايي درگير است نمي تواند جنبش برده ها را به زودي سركوب كند و قيام مدت ها ادامه پيدا مي كند . تا اينكه در بين برده ها اختلاف پيدا ميشه و اتحاد سابق را از دست مي دهند . اين تفرقه و اختلاف زماني هست كه يه اشراف زاده رومي به نام كراسوس قدرت را در روم بدست مي گيرد. كراسوس به همراهي دو زمامدار ديگر روم ، ژوليوس سزار و پمپي ، لشكري را جمع آوري مي كنند و با فرستادن پول براي دزدان دريايي ، مانع كمك به اسپارتاكوس مي شوند و در نتيجه او كه با حمله در دو جبهه مواجه شده است ، شكست مي خورد و كشته مي شود .



نتيجه گيري


هرچند قيام اسپارتاكوس سبب شد كه برده هاي زيادي به او بپيوندند و غلامان اربابان خود را بكشند و به فكر آزادي باشند اما اين حركت بعد از مرگ او ادامه پيدا نكرد و با اينكه ما در طول تاريخ شاهد آن هستيم كه قيام هاي مردمي يا به عبارتي قيام هايي كه براي حمايت از مظلمومان و براي آزادي بوده است به دنبال خود يه يك رشته تكاپوها و قيام ها را به دنبال خود داشتند اما در قيام اسپارتاكوس ، اين تكرار قيام را بعد از او نميبينم و اين شايد به اين علت باشد كه بعد از جنبش اسپارتاكوس افرادي مثل سزار قدرت را در روم به دست گرفتند كه لياقت و شجاعت و سياست زيادي داشتند و با برنامه ريزي كارهاي خود را پيش مي بردند . همچنين مي توان تقويت ارتش روم را نيز عامل به وقوع نپيوستن شورش هاي مجدد دانست . برده هايي كه در روم به كار مشغول بودند معمولا از ملت ها و مناطق مختلف با زبان و فرهنگ متفاوت بودند و به همين جهت امكان اتحاد بين آن ها بدون وجود يك فرمانده لايق با اهداف مشخص ، وجود نداشت .


بررسي فيلم

سريال اسپارتاكوس را مي توان از جهت ساختار محيطي و جلوه هاي ويژه و انتخاب بازيگراني كه از نظر جسمي تنومند و داراي عضلات زيادي هستند ، سريال موفقي دانست . فرياد هاي برده ها در جنگ با دشمنان ، ياري رساندن آن ها به همديگر و اهداف مشترك ، نقشه ها و تاكتيك هاي جنگي اسپارتاكوس و روحيه او با وجود از دست دادن همسرش و دوستانش و پيگيري هدفي كه از ابتدا به دنبال آن بود ، تعداد زياد سياهي لشكرها و رنج و عذابي كه بر برده ها از سوي رومي ها وارد مي شد و در نهايت خوشگذراني اشراف رومي و اهميت ندادن آن ها به اينكه برده هم يك انسان است و نبايد براي سرگرمي گروهي كشته شود ، از مواردي هستند كه مخاطبان را جذب اين سريال كرده اند . همچنين در اين سريال مي توان به دسيسه ها يا همان سياست بازي شديد ارباب برده ها و همسرش پي برد كه براي قدرت همه كاري از جمله خيانت به يكديگر را انجام مي دهند . انتخاب بازيگراني كه به خوبي با نقش خود سازگار هستند و با نقش خود خو گرفته اند از مزاياي ديگر اين فيلم هست .

اين فيلم به علت صحنه هاي غير اخلاقي و خشونت بار و حرف هاي ركيك مناسب كودكان نخواهد بود . ساختن سریال‌های تاریخی شاید مشکل‌تر از هر سریال دیگری باشد، چرا که باید نویسنده و کارگردان، در عین وفاداری نسبی به شخصیت و تاریخ، داستان سریال را همیشه جذاب نگه دارند و ضرب‌آهنگ روایی را حفظ کنند. آنها برای این کار مجبورند گاهی با افزودن شخصیت‌ها و یا داستان‌های کوتاهی، کمی «ادویه» به دست‌پختشان اضافه کنند.

برای مردمانی که اصولا این روزها کتاب نمی‌خوانند، همین سریال‌های تاریخی، گاهی تنها منبع برای آشنایی با تاریخ می‌شوند، درست به همین خاطر است که شاید ما تا آخر عمر هر زمان که نام «اسپارتاکوس» را بشنویم به جای کتاب یا مستندی در مورد او، یاد سریال پخش‌شده از شبکه Starz بیفتیم.

صحنه هاي فيلم اسپارتاكوس تاثير زيادي بر روي مخاطب خود مي گذارد و با تماشاي اين فيلم نوعي نفرت از كراسوس سردار رومي كه اسپارتاكوس را مغلوب كرد در انسان ايجاد مي شود . كراسوس فردي بود كه مدتي بعد در جنگ با لشكريان ايران تحت فرماندهي سورنا ، شكست سختي خورد و كشته شد. سر او را بريدند به خدمت پادشاه اشكاني فرستادند . روش نوین جنگی سورنا، شیوه جنگ و گریز بود. این سردار ایرانی را پدیدآورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان می‌دانند. ارتش او دربرگیرنده زره‌پوشان اسب‌سوار، تیراندازان، نیزه داران، شمشیرزنان و پیاده‌نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود. نبردي كه سركوب كننده كراسوس قاتل اسپارتاكوس بود در تاريخ به نبرد حران مشهور است .


ساخت فيلم هاي تاريخي ايراني


با اينكه تاريخ ايران سرشار از موضوعات و سرشار از شخصيت هاي آزادي طلب همانند اسپارتاكوس هست اما ما هيچگاه به دنبال آن نيستيم كه اثري همپايه آثاري كه دولت هاي غربي درباره شخصيت هاي تاريخي خود مي سازند ، بسازيم . اگر نوعي همكاري بين كارگردانان و نويسندگان و فيلم نامه نويسان ما به وجود مي آمد ما مي توانستيم آثار خوبي از شخصيت هاي تاريخي كشورمان بر بروي پرده هاي سينما به نمايش عموم بگذاريم و شاهد آن نباشيم كه دشمنان ايران به ساخت فيلم هاي ضد ايراني بپردازند .


درباره سريال


سریال Spartacus در سال ۲۰۱۰ به کارگردانی Michael Hurst، Jesse Warn و … و نویسندگی Steven S. DeKnight ساخته شده است و ستارگانی همچون Andy Whitfield، Lucy Lawless و Manu Bennett در آن ایفای نقش می کنند. این سریال محصول کشور آمریکا بوده و به زبان انگلیسی می باشد. مدت زمان این سریال ۶۰ دقیقه است.


سرنوشت شخصيت هاي سريال در تاريخ


از سرداراني كه در سركوب قيام اسپارتاكوس نقش داشتند ، كراسوس در لشگركشي به ايران از حكومت اشكاني در زمان پادشاهي ارد و به سرداري سورنا شكست خورد و كشته شد و سر او را بريدند ، پسرش نيز در اين جنگ كشته شد .  . پمپي در جنگ با سزار شكست خورد و زماني كه به كشور مصر عقب نشيني كرد به دستور فرعون مصر براي جلب دوستي سزار ، كشته شد و سرش را بريدند . ژوليوس سراز در مجلس سنا با توطئه كشته شد .


عكس هاي سريال اسپارتاكوس . گالري يك


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 3

:: بازدید : 1981
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [پنجشنبه 03 بهمن 1392 ] [ 12:46]
تاریخ
معرفي و آشنايي با فيلم حضرت نوح . noah

فيلم حضرت نوح در حالت ساخت .


نوح (به انگلیسی: Noah) نام فیلمی حماسی مذهبی است به کارگردانی دارن آرونوفسکی و بازی بازیگرانی همچون راسل کرو، جنیفر کانلی، داگلاس بوث، لوگن لرمان، اما واتسون، آنتونی هاپکینز و ری وینستون که قرار است در ۲۸ مارس ۲۰۱۴ اکران شود


نوح نوح نوح نوح نوح نوح نوح نوح نوح نوح نوح گلادياتور .




بازیگران
    راسل کرو در نقش نوح
    جنیفر کانلی در نقش همسر نوح
    آنتونی هاپکینز در نقش متوشالح، جد نوح
    لوگان لرمان در نقش حام پسر نوح
    داگلاس بوث در نقش سام پسر نوح
    اما واتسون در نقش دخترخواندهٔ نوح
    کوین دوراند در نقش عوج، فرشته‌ای یاری‌رسان به نوح و خانواده‌اش
    داکوتا گویو در نقش نوج در جوانی


نظر كارگردان فيلم در مورد بازسازي كشتي نوح


دارن آرانوفسکی 30 ساله (کارگردان فیلم سینمایی «حضرت نوح») پیش از این درباره بازسازی کشتی حضرت نوح گفته بود: از زمانی که 13 ساله بودم، آرزو داشتم روزی این کار را انجام بدهم.
آرونوفسکی پیش از این درباره کارگردانی فیلم سینمایی «حضرت نوح» نیز گفته بود: از زمان کودکی تا به امروز، داستان حضرت نوح همیشه روی من تاثیر گزار بوده است. نسل های زیادی این فیلم حماسی را در آینده تماشا خواهند کرد و امیدوارم که بتوانم این داستان را به زیبایی هرچه تمام تر روی پرده نقره ای سینماها ببرم.
بنابر اظهارات مسئولان سازنده فیلم سینمایی «حضرن نوح»، این پروژه در تاریخ 28 مارس2014 میلادی (بهار سال 1393) روی پرده سینماهای سراسر جهان می رود.


آشنايي با بازيگران اين فيلم


راسل کرو؛ بازیگر فیلم های سینمایی «گلادیاتور» (Gladiator)، «استاد و فرمانده: سمت دور دنیا» (Master and Commander: The Far Side of the World) و «رابین هوود» (Robin Hood) در فیلم سینمایی «حضرت نوح» در نقش این پیامبر بازی می کند و آنتونی هاپکینز؛ بازیگر فیلم های سینمایی «هانیبال» (Hannibal)، «اژدهای سرخ» (Red Dragon)، «مرد فیلنما» (The Elephant Man) و «ثور» (Thor)نیز در این پروژه در نقش «متوشالح» بازی می کند.
«متوشالح» از شخصیت های اساطیر سامی، پسر خنوخ و پدر لمک و جد اعلای حضرت نوح است. طوفان نوح همزمان با مرگ او رخ داد و «متوشالح» در سن 969 سالگی مرد. او در بین شخصیت های عهد عتیق بیشترین عمر را کرده است.
جنیفر کانلی؛ بازیگر فیلم های سینمایی «رکوئیم برای یک رویا» (Requiem for a Dream)، «یک ذهن زیبا» (A Beautiful Mind) و «هالک» (Hulk) نیز دیگر بازیگری است که در فیلم سینمایی «حضرت نوح» ایفای نقش می کند.
علاوه بر آنتونی هاپکینر، راسل کرو و جنیفر کانلی، چهره های سینمایی دیگری مانند ری وینستون، اما واتسون، لوگان لرمن، داگلاس بوث و ری وینستون دیگر بازیگرانی هستند که تا به امروز حضورشان در فیلم سینمایی «حضرت نوح» قطعی شده است.
جان لوگان؛ فیلمنامه نویس فیلم های سینمایی «آخرین سامورایی» (The Last Samurai)، «گلادیاتور» (Gladiator) و «خلبان» (The Aviator) به همراه آرونوفسکی و آری هندل فیلمنامه فیلم سینمایی «حضرت نوح» را براساس کتاب مقدس «انجیل» می نویسند.
فیلم های سینمایی «مرثیه ای برای رویا» (Requiem for a Dream)، «کشتی گیر» (The Wrestler) و «قوی سیاه» (Black Swan)از جمله آثار برجسته ای هستند که آرونوفسکی پیش از این ساخت آن ها را برعهده داشته است.
دارن آرونوفسکی و اسکات فرنکلین نیز تهیه کنندگان فیلم سینمایی «حضرت نوح» هستند و شرکت های فیلمسازی «پارامونت پیکچرز» و «نیو رجنسی» مسئولیت اکران این فیلم سینمایی در آمریکای شمالی و سایر کشورهای جهان را برعهده دارند.


در خلاصه داستان آمده :
خداوند به حضرت نوح علیه السلام دستور ساخت کشتی را می‌دهد. چرا که عذاب قریب الوقوع است.
این فیلم یک تولید عظیم از هالیوود است و خیلی‌ها معتقدند که یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های قرن جدید تاکنون است. توقع ندارید که از دیدگاه اسلام به داستان حضرت نوح علیه السلام پرداخته باشند؟ کارگردان آن آرانوفسکی است که یکی از شناخته شده‌ترین کارگردانان یهودی هالیوود است و سابقه تبلیغ اعتقادات کابالا را در «پی» دارد. طبیعتا اصلیترین منبع این فیلم کتاب مقدس است. در این فیلم راسل کرو در نقش پیامبر خدا ظاهر شده است. جالب است بدانید که هیچ حیوانی در طول ساخت فیلم استفاده نشده و همگی حیواناتی که در فیلم دیده خواهند شد جلوه‌های ویژه هستند. کارگردان نامزد یک جایزه اسکار ، نوح را به عنوان ششمین کار بلندش پس از پی، مرثیه برای یک رویا، چشمه، کشتی گیر و قوی سیاه انتخاب کرده است که در آغاز فصل بهار اکران می‌شود.

...


راسل کرو در این فیلم نقش حضرت نوح (ع) را بازی میکند و اما واتسن، جنیفر کانلی، لوگان لرمن، ری وینستون، آنتونی هاپکینز و داگلاس بوث دیگر بازیگران فیلم هستند.
فیلمنامه «نوح» را آرونوفسکی، آری هندل و جان لوگان («هوگو») نوشتهاند.
این پروژه تا پیش از آنکه به مرحله فیلمبرداری برسد، پنج سال در هالیوود منتظر ماند. گفته میشود آرونوفسکی پیش از آنکه کرو برای بازی در نقش حضرت نوح (ع) قرارداد امضاء کند، این نقش را به کریستین بیل و میشائل فاسبندر پیشنهاد کرده بود.
فیلم 125 میلیون دلاری «نوح» (Noah) پارسال فیلمبرداری شد و اکنون در مرحله پس از تولید به سر میبرد. درمورد نسخه نهایی فیلم بین آرونوفسکی و مسئولان پارامونت اختلاف نظر هست.


منابع مطالب :

سايت ويكي پديا.

سايت نودهشتيا به آدرس http://www.forum.98ia.com/t628619.html

سايت ايران انيميش به آدرس http://iraniananimation.com


منابع عكس ها:


سايت هاي انگليسي زبان خارجي .




:: امتیاز: نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

:: بازدید : 7539
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [چهارشنبه 02 بهمن 1392 ] [ 13:4]
تاریخ
معرفي و بررسي فيلم
داستان فيلم افسانه هركول . the legend hercules

این فیلم که داستانی اکشن و ماجرایی دارد، داستان حماسی هرکول را روایت می کند و کلان لاتز نقش هرکول، اسطوره یونانی و پسر زئوس، را بازی می کند.
هرکول که نیمه خدا نیمه انسان است قدرت خارق العاده و فرازمینی دارد و پدرخوانده اش یعنی پادشاه به او خیانت کرده و او را تبعید می کند. او بخاطر عشق ممنوعه اش به یک برده دار فروخته می شود و باید با قدرت افسانه ای اش در مبارزات شرکت کند و حق خود برای پادشاهی را پس بگیرد.

اكران فيلم

اکران فیلم سینمایی "افسانه هرکول" (The Legend of Hercules) روز نهم ژانویه 2014 آغاز شد. کمپانی Summit Entertainment یا Lionsgate تولید آن را انجام داده، رنی هارلین آن را کارگردانی کرده و فیلمنامه اش را شان هود و دنیل جایت نوشته اند.

چكيده

نام فیلم : افسانه هرکول (The Legend of Hercules)

کارگردان: Renny Harlin

فیلمنامه :Daniel Giat، Renny Harlin

ژانر :اکشن           

درجه بندی سنی : PG-13 (مناسب برای افراد بالای 13 سال)

کشور : آمریکا

زبان : انگلیسی


داستان اساطيري هركول(1)

هرکول (به لاتین: Hercules) نام رومی او، یا هراکلس، نام قهرمان اسطوره‌ای یونان و روم باستان فرزند خدای زئوس و آلکمنه است. دشمن اصلی هرکول هرا بود. هنگام کودکی هرا دو مار را در گهوارهٔ هرکول قرار داد اما او با قدرت زیادی که داشت آن‌ها را خفه کرد. او بالاخره هرکول را دیوانه کرد. به سبب بی عقلی، هرکول همسره خود مگارا (Megara) و سه فرزندشان را بقتل رساند. او بسیار غمگین بود و بمحض بهبود یافتن و برای جبران کار خود با پیشگوی معبد آپولون مشورت و از او سوال کرد چگونه می‌تواند آن شرف و عزت خود را باز بیابد. پیشگو به او گفت نزد ائوروستئوس پادشاه میسینی (Mycenae) برو و به مدت دوازده سال به او خدمت کن. ائوروستئوس هیچ کار دشواری به ذهنش نمی‌رسید که پسره قدرتمند زئوس از پس آن بر نیاید، بنابراین هرا از کاخ خود در المپ پایین آمد تا به او کمک کند. با همکاری یکدیگر دوازده وظیفه را برای ناپسری فناپذیر هرا در نظر گرفتند که به دوازده خان هرکول معروف است. این دوازده خان عبارت بودند از:

۱- کشتن شیر نیمیان (Nemean Lion)، هرکول آن را بدون هیچ دردسری خفه کرد.

 شیر نیمیان (به یونانی:Λέων της Νεμέας، به انگلیسی: Nemean Lion )، در اساطیر یونان یک هیولای بدسگال که در نیمیا می‌زیست و سرانجام به دست هراکلس کشته شد.

اولین خان هرکول، خلاص شدن از دست جانوری بزرگ و بی نهایت وحشی به نام شیر نیمیان بود. این جانور بزرگ جثه فرزند تایفون (دارای ۱۰۰ سر) و اکیدنا (هیولای مؤنث نیمه پری و نیمه مار) و برادر اسفینکس (Sphinx) بود. در بعضی از تفسیرات گفته شده که شیر نیمیان زادهٔ سلنه الههٔ ماه و در تفسیرات دیگر او توسط هرا پرستاری می‌شود.

هراکلس مجهز به تیر و کمان (در برخی از تفسیرات معمولاً در دورهٔ کلاسیک او همچنین دارای یک شمشیر برنزی نیز بود) و گرز او (ساخته شده از چوب درخت زیتونی که او آن را از ریشه کنده بود) شروع به جستجوی هیولا کرد، که در سرزمین آرگولیس پرسه می‌زد. با جستجو در جنگل‌های نیمیا سعی در پیدا کردن لانهٔ شیر را داشت که ناگهان با شنیدن غرش ترسناکی جستجویش را متوقف کرد. هراکلس برگشت و شیر بزرگی را دید که به سمت او در حال یورش است. مانند برق کمان خود را کشید و تیری رها کرد اما به شیر آسیبی نرسید. هیولا بر روی هراکلس افتاد، او به سرعت تیره دیگری رها کرد و دوباره به شیر آسیبی نرسید، سره از جنس برنز آن را خم کرد تا بتواند با سنگ سفتی به او ضربه بزند؛ تیزترین سلاح قادر به نفوذ در پوست این جانور نبود. شیر با چنگال خود حمله کرد، اما هراکلس با گرز سنگین خود ضربه‌ای به او وارد، و او را گیج کرد.

با دانستن اینکه هیچ سلاحی قادر به کشتن هیولا نیست، تمام سلاح‌های خود را کنار گزاشت و با دست‌های خالی به جنگ هیولا رفت. با قدرت باورنکردنی ای که داشت، بازوهایش را به دور گردن شیر پیچاند و گلوی آن را فشورد و او را کشت. بعد از اینکه هیولای بزرگ مرد، هراکلس شروع به کندن پوست آن جانور کرد، اما پوست بسیار محکم بود و او نمی‌توانست آن را ببرد یا پاره کند. در این هنگام او پنجه‌های بزرگ که بسیار تیز بودند را امتحان کرد، و این بار به داخل پوست نفوذ کرد و هراکلس غنیمت و نشان ظفر خود را برداشت. با دانستن اینکه پوست آن غیر قابل رسوخ است آن را به عنوان جامه‌ای بر تن کرد، سر آن را به عنوان کلاه خود بر روی سر خود انداخت و حتی از پوست آن به عنوان زره‌ای استفاده کرد که آن را قدرتمندتر ساخت. از آن موقع به بعد پوست شیر نیمیان به همراه گرز از جنس چوب زیتون یکی از نمادهای هراکلس شدند.

در هنر معمولاً پهلوانان پوست شیر نیمیان را به تن می‌کنند، آروارهٔ او نوک کلاه خود را تشکیل می‌دهد، در حالی که چنگال‌های او بر روی سینه آمده و مانند روپوشی عمل می‌کند.

۲- کشتن مار نه سر هایدرا (Hydra). وقتی یک سره هایدرا بریده می‌شد دو سره جدید به جای آن می‌رویید و یکی از سرهای آن جاودانه بود و با هیچ سلاحی آسیب نمی‌دید. هرکول ۸ سره آن را سوزاند و سره جاودانه را زیره تخته سنگی قرارداد.

 هیدرا (به یونانی:Λερναία Ὕδρα )، (به انگلیسی: Lernaean Hydra) یک هیولای وحشتناک که مانند شیر نیمیان فرزند اکیدنا (هیولای مؤنث نیمه پری و نیمه مار)، و تایفون (دارای ۱۰۰ سر) بود.

او در مردابی نزدیک به شهر باستانی لرنا در آرگوس می‌زیست. هیدرا دارای بدنی شبیه به مار و سرهای فراوان بود (تعداد سرهای او از پنج تا صد متغیر هستند اما عموماً تعداد نه سر برای او پذیرفته شده)، وقتی یک سره هیدرا بریده می‌شد یک سره جدید به جای آن می‌رویید (در بعضی از تفسیرات دو سره جدید روییده می‌شد)، و یکی از سرهای آن جاودانه بود و با هیچ سلاحی آسیب نمی‌دید. همچنین بوی زنندهٔ نفس هیدرا کافی بود تا یک انسان یا جانور را بکشد. (در تفسیرات دیگر به مانند یک زهر کشنده است). وقتی هیدرا از مرداب بیرون می‌آمد به گله‌های روستاییان محلی حمله می‌کرد و آنها را با سرهای بیشمار خود می‌بلعید.

هرکول با یک ارابهٔ تندرو همراه با پسر برادرش Iolaus برای یافتن هیدرای وحشتناک به دریاچه لرنا سفر کردند. بالاخره وقتی آنها به مخفیگاه هیدرا رسیدند، هرکول به Iolaus گفت کنار اسب ها بماند تا او بتواند هیولا را بوسیلهٔ تیرهای آتشین از سوراخ خود بیرون بکشد. این کار باعث بیرون آمدن هیولای مخوف شد. هرکول دلیرانه به هیولا حمله کرد، و تک تک سرهای او را با شمشیر برید (در بعضی از تفسیرات با داس)، اما به زودی متوجه شد وقتی یک سر بریده می‌شد، سری دیگر جایگزین آن می‌شد. هرکول از Iolaus تقاضای کمک کرد، و از او خواست برایش یک مشعل آتشین بیاورد و وقتی هرکول سرها را یکی پس از دیگری قطع می‌کند، Iolaus هم با مشعل جای زخم سره بریده شده را بسوزاند و از رشد مجدد آن جلوگیری کند. هرکول تقریباً داشت بر اثر نفس سمی هیدرا خفه می‌شد، اما سرانجام، با کمک Iolaus، هرکول توانست تمام سرها را جدا کند به غیر از یکی. سری که مانده بود جاودانه بود و با هیچ سلاحی آسیب نمی‌دید، بنابراین او گرز سنگین خود را برداشت، و یک ضربه محکم به آن زد، سپس به سرعت با دست های عریان سره آن را بلند و در اعماق زمین دفن کرد و تخته سنگ بزرگی را بر روی آن قرار داد. بعد از کشتن هیدرا، هرکول نوک پیکان های خود را به خون هیدرا آغشته کرد، که به شدت سمی بود و آنها را مرگبار ساخت، (هرکول بعدها از این تیرهای سمی برای کشتن نسوس "Nessus" استفاده کرد).

در تفسیرات دیگر آمده وقتی هرکول در حال نبرد با هیدرا بود، هرا یک خرچنگ غول پیکر را به سوی آنها فرستاد که به پای هرکول حمله کرد. این افسانه از روی خطاطی های برجسته بر روی سنگ مرمری با تاریخ قرن دوم پیش از میلاد مسیح در شهر باستانی لرنا پیدا شده است، که نشان می‌دهد هرکول در حال حمله به هیدرا است و در کنار پای او یک خرچنگ بزرگ وجود دارد. کشتن هیدرا دومین خان هرکول به حساب می‌آمد.

۳- گرفتن گوزن "Ceryneian". پس از چند ماه تعقیب و گریز بالاخره آن را در تله انداخت.

۴- کشتن گراز وحشی اریمنتوس (Erymanthus). یک جدال وحشیانه، اما فوق العاده آسان: هرکول برنده شد.

۵- تمیزکردن اصطبل شاه آوگیاس (Augeas). او بوسیلهٔ وصل کردن رودی در نزدیکی اصبل موفق به شستن آن شد.

آوگیاس (به یونانی:Αυγείας، به انگلیسی: Augeas )، در اسطوره‌های یونان، پادشاه الیس است.

در فارسی اوژیاس نیز نامیده می‌شود. اصطبلی بزرگ با سه هزار گاو داشت که به مدت سی سال تمییز نشده بود که هرکول (هراکلس) به عنوان پنجمین شاهکار خود در طی یک روز با منحرف کردن آب دو رودخانه آن را تمیز کرد.

اصطلاح طویله اوژیاس براى اشاره به مراکز و ادارات دولتى در بعضى کشورها که پر از فساد هستند نیز به‌کار می‌رود.

۶- کشتن پرندگان گوشت‌خوار در استیمفالوس.

این پرندگان به مردم ناحیه ستومفالوس در آرکادیا حمله می‌بردند و با پرهای لبه فولادی خود آنان را می‌کشتند و محصولات را از بین می‌بردند. ششمین شاهکار هراکلس از بین بردن این پرندگان با میله‌ای بود که از هفایستوس گرفته بود.

۷- کشتن گاو وحشی واقع در کریت.

۸- گرفتن جادوگر آدم‌خوار دایامیدیس.

۹- بدست آوردن کمربند هیپولیتا (Hippolyta)، ملکه آمازون‌ها (که در حقیقت کاره آسانی نبود).

هیپولیتا (به انگلیسی: Hippolyte یا Hippolyta ) یک زن با نام‌های بسیار که یکی از ملکه‌های آمازون بود. آمازون‌ها زنان سلحشور و بلند قامتی بودند که از نوادگان آرس، خدای جنگ بشمار می‌رفتند. آنها بعضی مواقع برای بقای نسل با مردهای قوم‌های دیگر ملاقات می‌کردند، اما آن‌ها فقط دخترها را بزرگ، و پسرها را می‌کشتند.

هیپولیتا در افسانه‌ها برای اولین بار وقتی ظاهر شد که توسط تسئوس ربوده شد. تسئوس کسی بود که یا در حال همراهی کردن هرکول در خان نهم او بر علیه آمازون‌ها بود و یا خسته شده و به دنبال کاری می‌گشت تا او را سرگرم کند، (عموماً این نظریه به این صورت تصویب شده که تسئوس راه خودش را درپیش داشته‌است).

وقتی تسئوس وارد سرزمین آمازون شد، آنها از او نفرت نداشتند، بنابراین هیپولیتا همراه با هدایایی به کشتی او رفت. به محض اینکه سوار کشتی شد، تسئوس بادبان‌ها را به سمت آتن بالا کشید و ادعا کرد ملکه عروس اوست.

این حرکت تسئوس مانند جرقه‌ای باعث شعله ور شدن جنگ "Amazonomachy" شد، یک نبرد بزرگ میان آتنی‌ها و آمازونی‌ها. بیشتر پهلوانان اساطیر یونان در این جنگ حضور داشتند، و تسئوس هم از این نبرد جا نماند.

با وجود اینکه هیپولیتا پسری با نام هیپولیتوس برای تسئوس به دنیا آورد، او را بیرون انداختن هنگامی که تسئوس به فائدرا نظر پیدا کرد. هیپولیتای تحقیر شده به آمازون بازگشت، حال آنکه هیپولیتوس مشکلاتی با مادر ناتنی خود داشت. (در برخی منابع تسئوس را در نور مطلوبی نقاشی کرده اند، و گفته اند هیپولیتا قبل از اینکه تسئوس و فائدرا با هم ازدواج کنند مرده بود.)

۱۰- گرفتن گلهٔ "Geryon" جیریان.

۱۱- بدست آوردن سیب‌های زرین از باغ هسپریدس (Hesperides)، که همیشه بوسیله اژدهای صدسر لادون "Ladon" نگهبانی می‌شد. هرکول اطلس را با پیشنهاد نگه داشتن زمین فریب داد تا سیب‌ها را برایش بیاورد. وقتی او با سیب‌ها بازگشت، هرکول از او خواست که زمین را برای چند لحظه نگه دارد تا او بتواند بالینی برای درد شونه‌هایش بیاورد. اطلس این کار را کرد، و هرکول با سیب‌هایش آنجا را ترک کرد.

۱۲- آوردن سربروس، سگ سه سره هادس، بر روی سطح زمین.

سربروس (Cerberus) یکی از موجودات افسانه‌ای در اساطیر یونان باستان بوده‌اند.

سربروس هم یکی دیگر از فرزندان تایفوئیوس و اکیدنا است و سگی سه سر، با ماری به جای دم است. این هیولا نگهبان جهان مردگان بوده است. او به مردگان اجازه ورود می‌داده و مانع خروج آنها از جهان زیر زمین می‌شده است. تنها چند تن از افراد زنده موق شدند به طریقی از این سد بگزرند و به دنیای مردگان رفته و بازگردند. یکی از این افراد اورفئوس (Orpheus) بود که توانست با خواندن آواز او را خواب کند و به نجات همسرش ائورودیکه برود. هرکول نیز، در آخرین ماموریت خود موفق شد سربروس را از جایگاه خود خارج کند و به شاه یوریستئوس (Eurystheus) پیشکش کند.

بالاخره، بعد از دوازده سال و دوازده خان، هرکول یک انسان آزاد بود. همچنین او بعد از دوازده خان به آرگونوت‌ها برای پیدا کردن پشم زرین پیوست.

هرکول به روستای (Thebes) رفت و با دیانیرا (Deianira) ازدواج کرد. او فرزندان زیادی برایش به دنیا آورد. مدتی بعد یک سانتور مرد (Centaur) "حیوان افسانه‌ای با بالا تنهٔ انسان و پایین تنه اسب" به نام نسوز (Nessus) دیانیرا را ربود، اما هرکول با پرتاب یک تیره زهرآلود به نسوز او را آزاد کرد. نسوز هنگام مرگ به دیانیرا گفت قسمتی از خون او را نگه دارد و هنگامی که حس کرد هرکول را دارد از دست می‌دهد از آن به عنوان داروی عشق بر روی هرکول استفاده کند. بعد از گذشت چندین ماه دیانیرا فکر کرد زن دیگری وارد زندگی او و هرکول شده است، بنابراین دیانیرا یکی از لباس‌های هرکول را با خون نسوز شست و به او داد تا به تن کند. نسوز به او دروغ گفته بود و خون به مانند یک زهر بر روی هرکول اثر کرد، بعد از این ماجرا هرکول به المپ برده شد و به او وعده زندگی ابدی دادند و با دیگر خدایان زندگی کرد. او در المپ با هبه الههٔ جوانی، فرزند زئوس و هرا ازدواج کرد.


1. منبع: http://gameofgodofwar.mihanblog.com/post/43


عكس هاي اين فيلم

1. عكس اول
2.عكس دوم
3.عكس سوم
4.عكس چهارم
5.عكس پنجم
6.عكس ششم
7.عكس هفتم

مشاهده قسمتي از اين فيلم

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

:: بازدید : 457
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [چهارشنبه 02 بهمن 1392 ] [ 12:24]
تاریخ
عكس هاي فيلم گلادياتور

گلادياتور گلادياتور گلادياتور گلادياتور گلادياتور گلادياتور گلادياتور گلادياتور


اطلاعات در مورد اين فيلم


:: امتیاز: نتیجه : 1 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 4

:: بازدید : 1545
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 01 بهمن 1392 ] [ 17:23]
تاریخ
معرفي و بررسي فيلم گلادياتور . Gladiator 2000


داستان فيلم گلادياتور .  Gladiator 2000


ارتش روم به رهبری ژنرال ماکسیموس بر آخرین گروه بربرها غلبه می‌کند و روم را نجات می‌دهد. امپراتور مارکوس اورلیوس در بستر مرگ بدون توجه به پسر مکارش کومودوس از ماکسیموس می‌خواهد تا زمام امور را بدست گیرد و یک جمهوری مستقل پدید آورد کومودوس پدر را به قتل می‌رساند و دستور اعدام ماکسیموس و خانواده او را در اسپانیا صادر می‌کند. ماکسیموس از مرگ می‌گریزد اما قادر به نجات خانواده اش نمی‌شود. یک تاجر برده او را اسیر می‌کند و به پراکسیمو می‌فروشد که کارش تعلیم گلادیاتور است بدین ترتیب ماکسیموس راز و رمز گلادیاتوری را می‌آموزد و لیاقت خود را ثابت می‌کند.

از طرفی کومودوس پس از چند سال نبردهای گلادیاتوری را احیا می‌کند تا شاید محبوبیتی میان مردم کسب کند بی توجهی کومودوس به امور مملکتی خشم سناتور گراکوس را بر می‌انگیزد و طبیعت خون خواه امپراتور خواهرش لوسیلا را نیز سخت آشفته می‌کند زیرا قرار است لوسیوس پسر لوسیلا پس از کومودوس به امپراتوری برسد.

ماکسیموس و سایر گلادیاتورها نبردهای موفقی را در روم انجام می‌دهند کومودوس از اینکه او را زنده میابد بسیار خشمگین می‌شود اما هراس از برانگیختن نفرت مردم او را از صدور فرمان قتل ماکسیموس باز می‌دارد لوسیلا و گراکوس پنهانی با ماکسیموس قرارهایی برای رهبری ارتش و برپایی جمهوری می‌گذارند، اما کومودوس به نقشه پی می‌برد در نتیجه تنی چند از سناتورها را به قتل می‌رساند و گراکوس را بازداشت می‌کند. کومودوس تصمیم می‌گیرد تا در ملا عام با ماکسیموس بجنگد در انتها ماکسیموس او را به قتل میرساند و انتقام خانواده اش را از او می‌گیرد. ماکسیموس زخمی، پیش از مرگ قدرت را به گراکوس تفویض و چند گلادیاتور باقی‌مانده را آزاد می‌کند و پس از مرگ به اجداد و خانواده اش ملحق می‌شود.


عكس هاي اين فيلم را ميتوانيد از اينجا ببينيد.


توضيحات فيلم


گلادیاتور (به انگلیسی: Gladiator) فیلمی به کارگردانی ریدلی اسکات عرضه شده در سال ۲۰۰۰ و به بازیگری راسل کرو و یواکین فینیکس است.این فیلم از بهترین فیلم های تاریخی سینما محسوب میشود.موسیقی این فیلم توسط آهنگساز بزرگ سینما هانس زیمر ساخته شده است و از بهترین موسیقی های متن ساخته شده در تاریخ سینما محسوب میشود.بازی زیبای راسل کرو در نقش گلادیاتوری زخم خورده که همسر و بچه اش به دست پسر پادشاه کشته شدند بسیار تاثیر گزار بود و جایزه اسکار را برای او به ارمغان آورد. این فیلم برنده پنج جایزه اسکار شد.


    برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
    برنده جایزه اسکار بهترین جلوه‌های ویژه
    برنده جایزه اسکار بهترین طراحی لباس
    برنده جایزه اسکار بهترین فیلم
    برنده جایزه اسکار بهترین صدابرداری


........................

منبع مطلب : ويكي پديا.



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

:: بازدید : 351
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 01 بهمن 1392 ] [ 15:56]
تاریخ
عكس هاي فيلم

قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور قيام امپراتور


اطلاعات در مورد اين فيلم


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

:: بازدید : 399
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 30 دي 1392 ] [ 23:41]
تاریخ
معرفي و بررسي فيلم ضد ايراني
معرفي و بررسي فيلم ضد ايراني " قيام يك امپراتور " rise of an empire . قيام خشايار شا .

كشور ايران از همان اوايل تشكيل آن و مستقر شدن تمدن ها و امپراتوري ها در آن ، همواره همانند مرواريدي در بين ملل ديگر جلوه كرده است . اين سرزمين با وجود موقعيت مهمي كه در منطقه از قرون باستان تا زمان حال داشته است ، چشم دشمنان بر روي آن متمركز بوده است و به دفعات پاي خود را به حركت واداشتند و از تمام امكانات خود براي حمله و تسخير آن بهره بردند . اما دلاوري و شجاعت و هوش مردم ايران سبب مي شد كه در اهداف دشمنان اين كشور ، شكست وارد شود . هرگاه كه نمي توانستند از لحاظ نطامي روياروي ايران قرار بگيرند ، يا دست در جيب مي كردند و نفراتي را فريب مي دادند و در مقابل مردم ايران قرار مي دادند و يا تبليغات مي كردند و سعي مي كردند با تاثير بر روي افكار انسان هاي وطن دوست ، آنان را از عشق و علاقه اي كه به ميهن خود داشتند جدا كنند. سكه ها آن ها گاهي مي توانست براي مدتي موفقيت را برايشان به ارمغان بياورد اما ذهن بيدار ايراني ها در طول تاريخ سبب مي شد كه ضربه هاي زيادي از اين ملت بخورند . از اينرو آن ها كه نمي توانستند محبوبيت ايراني ها و قدرت ما را در طول تاريخ ببينند از همه نوع روشي استفاده مي كردند تا بتوانند اتحاد اين مردم را از بين ببرند از جمله فرستادن جاسوس تحت عناوين گردشگر و محقق و بدست آوردن اطلاعات ارزشمند در مورد منابع و راه ها و توان نظامي ايران . در ادامه كوشش هاي دشمنان ايران ما اكنون چندين سال است كه شاهد ساخت فيلم هاي ضد ايراني در سينماي غرب هستيم . آن ها سرمايه و فكر خود را بر روي اين روش كه تاثير بيشتري دارد در تغيير افكار ساده دلان ، گذاشته اند . فيلم جديدي كه اخيرا آن ها در حال ساخت آن هستند ، فيلم قيام يك امپراتور يا رستاخيز يك امپراتور نام دارد كه همينك تبليغات آن را شروع كرده اند . اين فيلم در ادامه فيلم 300 هستش . فيلم 300 در مورد لشكركشي خشايار شا هخامنشي پس از شكست داريوش بزرگ در نبرد ماراتون هستش . داريوش بزرگ پس از شكست در نبرد ماراتون از يوناني ها ( مردم شهر آتن ) به تهيه لشكري براي جبران اين شكست پرداخت ولي درگذشت او مانع لشكركشي دوباره او به يونان و جبران شكست قبلي شد.  از اينرو جانشينش خشايار شا فرماندهي لشكر را بدست گرفت و راهي يونان شد . شهر آتن را تسخير كرد و يوناني ها را شكست داد . اما پيش از تصرف آتن ، 300 تا يوناني ( گروهي باقي مانده از هفت هزار آتني و اسپارتي كه لئونيداس را تنها نگذاشتند ) تحت فرماندهي لئونيداس كه يكي از دو پادشاه اسپارت بود . در تنگه اي جلوي ارتش او را گرفت ( دقيقا همانند آريو برزن كه وقتي اسكندر به ايران حمله كرد با گروهي از يارانش جلوي او ايستادگي كردند و با خيانت كشته شدند ) . خشايار شا مدتي را به جنگ با گروه لئونيداس پرداخت و حتي ده هزار محافظ او كه معروف يه سپاه جاويدان بودند نيز در اين ميان كشته هاي بسياري دادند. لئونيداس پس از فتح آتن ( چون لشكرش بزرگ بود و نمي شد آذوقه اين سپاه بزرگ را تامين كرد و هدفش هم فقط تنبيه يوناني ها بود) به ايران بر مي گرده و يكي از فرماندهايش را براي ادامه جنگ ها در يونان باقي ميزاره . داستان سري دوم فيلم 300 از اينجا شروع ميشه كه فرمانده ايراني كه در يونان باقي مانده بود از يوناني ها در نبرد دريايي سالاميس شكست مي خوره و در اين نبرد يك زن به نام آرتميس كه از حاكمان محلي تحت سلطه ايران بوده با چند كشتي به نيروي دريايي ايران مي پيونده و جنگ دريايي بر عليه لشكر يونان  را فرماندهي ميكنه در حالي كه گروهي از گارد جاويدان هم از او حفاظت مي كنند . در رابطه با شكست ايراني ها در جنگ سالاميش ، مورخان بزرگي كشتي هاي ايران عامل اين امر ميدانند . كه يوناني ها كشتي هاي كوچك داشتند كه با سرعت بيشتر قادر به حركت و حمله بودند اما ايراني ها كشتي هاي بزرگي داشتند كه حركت آن ها به آهستگي بود و نمي توانستند در معبر هاي تنگ به راحتي حركت كنند و فرمانده ارتش يونان - تميستوكل - هم از نقطه ضعف استفاده مي كنه و نيروي دريايي شاهنشاه را شكست مي دهد . در فيلم جديدي كه توسط غربي ها در حال ساخت هست و پوسترها و قسمتي از آن انتشار داده شده ، ما باز طبق معمول شاهد شجاعت و دلاوري و رزم آوري يوناني ها و بر عكس اون ضعف و وحشي بودن و زشت بودن سربازان ايران هستيم . يوناني ها در اين فيلم انسان هايي آزاد نمايش داده مي شود و ما ايراني افرادي استعمار گر و قدرت طلب . اگر ما دست ها را بسته نگه داريم و فيلم سازان ما تقابل فرهنگي و ساخت فيلم هايي را در برابر با اين تهديدات فرهنگي غرب انجام ندهند باز شاهد ساخت چنين فيلم هاي ضد ايراني در سينماي غرب بايد باشيم .
این فیلم در ابتدا «300: نبرد آرتمیشیا» نام داشت ولی کمی بعد به «300: قیام یک امپراطوری» تغییر نام یافت. فیلم «قیام یک امپراطوری» را «نوآم مارون»، کارگردان فیلم «یک روز خوب برای مرگی سخت»، کارگردانی کرده است .

در فیلم جدید 300، همچون قسمت قبل، «رودریگو ساناتورو» نقش خشایارشا را به عهده دارد.دیگر بازیگرانی که در این فیلم ایفای نقش می‌کنند، عبارتند از: «اوا گرین»، «جک اُکونل»، «اندرو تیرنان» ، «کالان مالوی»، «اندرو پلیوین».هر دو قسمت فیلم ضد ایرانی «300» محصول کمپانی صهیونیستی «برادران وارنر» است.
آنچه که بیش از هر چیز در رسانه ها حاشیه ساز شده است بیان این نکته است که توافقات سياسي ميان ايران و امريكا اگرچه بر جشنواره‌ها و همايش‌هاي ضد امريكايي سينمايي ايران همچون افق نو و هاليووديسم سايه انداخت و منجر به تعطيلي آنها شد، اما اين توافقات به هيچ وجه به منزله آتش‌بسي براي ساخت فيلم‌هاي ضد ايراني نبوده است. این فیلم قرار است ۶ میدان جنگی متفاوت را به تصویر بکشد اما نبردهای دریایی بیشتر مورد توجه سازندگان بوده است . عكس هايي از اين فيلم و قسمتي از آن در زير گذاشته مي شود .


مشاهده عكس هايي از اين فيلم


مشاهده قسمتي از اين فيلم (300_ Rise of the Empire ).


فيلم با فرمت flv هست .


:: امتیاز: نتیجه : 1 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

:: بازدید : 299
:: ارسال شده در: معرفي و بررسي فيلم ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 30 دي 1392 ] [ 22:48]
تاریخ
اگر مطلبی برای وب ما فرستادید در

اینجا قرار خواهد گرفت .

مطالب شما

عنوان: آتشکده نیاسر .

قدمت: دوره ساسانی .

محل جغرافیایی : شهر نیاسر.

عکس تاریخی

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 1179
کل نظرات کل نظرات : 465
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 9
تعداد اعضا تعداد اعضا : 2912

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 1,247
باردید دیروز باردید دیروز : 2,522
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 160
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 530
بازدید هفته بازدید هفته : 13,212
بازدید ماه بازدید ماه : 6,319
بازدید سال بازدید سال : 635,533
بازدید کلی بازدید کلی : 2,161,583

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.211.5.239
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir

;