همراه تاريخ

مطالب تاریخی مختلف

همراه تاریخ
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
کتابخانه همراه تاریخ
جستجوگر پیشرفته



گاهشماری وقایع تاریخ اسلام گاهشماری وقایع تاریخ اسلامگاهشماری وقایع تاریخ اسلامگاهشماری وقایع تاریخ اسلام گاهشماری وقایع تاریخ اسلام گاهشماری وقایع تاریخ اسلام

:: امتیاز: نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 5

:: بازدید : 1249
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [شنبه 10 آبان 1393 ] [ 21:26]
تاریخ
اینجانب علی مقدمی نسب کارشناس بیومکانیک ، وب همراه تاریخ را از آقای حمزه نژادی خریدم و این وب از این به بعد با مطالبی که من خواهم گذاشت ادامه خواهد یافت . من  علاوه بر بیومکانیک به تاریخ هم علاقه دارم و برای همین این وب را خریدم . اظلاعاتم در مورد تاریخ کم هست و پس اگر سوالی پرسیدید و جواب ندادم ، از من خرده نگیرید و انتقاد نکنید . فقط نظراتی در وب منتشر می شود که مورد پسند من واقع شود و سایر نظرات یا مطالب را حذف خواهم کرد . 

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 275
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [چهارشنبه 26 شهريور 1393 ] [ 16:30]
تاریخ
روز پنجشنبه 30 مرداد سال جاری مأموران پلیس 110 از کشف مهمات در یک ساختمان نیمه کاره واقع در خیابان فاطمی باخبر شدند. مأموران پلیس با اطلاع یافتن از این ماجرای عجیب بلافاصله خود را به خیابان شهید فکوری رساندند و با یک کارگر افغان روبه‌رو شدند که در هنگام حفر چاه با زاغه عجیبی پر از مهمات رو به رو شده بود.
 
حالا سه روز از آن کشف می‌گذرد. خیابان فاطمی با وضعیتی امنیتی رو به رو شده است، ساکنان خیابان دیدار که سال‌ها روی مهمات زندگی می‌کردند، خانه‌های خود را ترک کرده و در هتل مستقر شده‌اند. کارشناسان تاریخی همچون خسرو معتضد، احمد محیط طباطبایی و...در برابر پرسش رسانه‌ها نظراتی در مورد این کشف ارایه کرده‌اند.
 
مسئله اینجاست که تا کنون این پرسش به ذهن مسئولان سازمان میراث فرهنگی تهران چرا خطور نکرده است. با اینکه حراست اداره میراث فرهنگی تهران گزارشی مبنی بر کشف این مهمات به اداره میراث فرهنگی ارایه داده اما با توجه به گفته‌های مسئولان میراث تهران تا کنون هیچ کارشناسی برای بررسی به این محل اعزام نشده است.
 
به نظر می‌رسد، این کشف بزرگ چندان از نظر مسئولان سازمان میراث فرهنگی نیازی به بررسی و مطالعه ندارد، اگر چه این کشفیات همانقدر می‌توانند مهم باشند که حفاری‌های علمی باستان شناسی.
 
هرچند اسکندر مختاری، استاد دانشگاه و یکی از تهران‌شناسان به نام تهران در گفت و گو با CHN می‌گوید که کارشناسان میراث فرهنگی به دلیل اینکه با کالبد مواجه نیستند نمی‌توانند هیچ سند تاریخی در این زمینه ارایه کنند.
 
با این وجود این مهمات همچون بسیاری از اشیاء تاریخی می‌تواند گویای بخش مهمی از تاریخ ایران باشد و رازهایی از زندگی مردم در 79 سال پیش را افشا کند.
 
مختاری می‌گوید که برای اثبات اینکه این منطقه محدوده نظامی بوده هیچ گونه سندی وجود ندارد و تنها با ارجاع به متون تاریخی می‌توان نظراتی در مورد این کشف داد و احتمالاتی را عنوان کرد.
 
به گفته او، این نظرات تاریخی به دلیل اینکه این کشفیات در تونلی زیر زمین بوده و سازه معماری ندارد باید تنها با خواندن متون تاریخی در موردشان اظهار نظر کرد. از طرف دیگر حتما باید از نزدیک این مهمات مشاهده و بررسی شود.
 
این در حالی است که تا کنون تنها می‌توان به اطلاعات سردار «ساجدی‌نیا» رئیس پلیس پایتخت در تشریخ خبر مربوط به کشف گلوله‌های مستهلک اکتفا کرد: بررسی‌های کارشناسان نشان می‌دهد که این مهمات متعلق به سال 1935 یعنی 79 سال پیش است. از این ساختمان نیمه‌کاره 20 گلوله مرمی و 44 گلوله توپ کشف شده است. با توجه به بررسی‌های صورت گرفته احتمال می‌رود این منطقه زاغه مهمات در جنگ جهانی دوم بوده است و تحقیقات پلیسی برای کشف چرایی و یافتن گلوله‌های احتمالی دیگر ادامه دارد.
 
خسرو معتضد، کارشناس و محقق تاریخ اما در گفت و گو با رسانه‌ها عنوان کرده که تولید آین مهمات در خط مونتاژ امریکایی‌ها در زمان جنگ جهانی دوم را گزینه‌ای نزدیک به واقعیت دانست.
 
این کارشناس تاریخ با اشاره به سابقه تاریخی محل کشف این گلوله‌‌های توپ، ساخت این گلوله‌ها را به نخستین روزهای وارد شدن امریکا به عرصه جنگ جهانی دوم مربوط دانسته: در منطقه فاطمی و امیرآباد، در زمان قاجاریه یک میدان اسب‌سواری بزرگ قرار داشت که به نام «اسپیریس جلالیه» مشهور بود. احتمال این وجود دارد که زاغه مهماتی هم در اعماق خاک پیش‌بینی شده باشد و بخشی از مهمات ذخیره ارتش، در آن مکان باشد.
 
به گفته او، پس از ورود امریکا به جنگ جهانی دوم، بنا به درخواست بریتانیا، امریکا 30 هزار سرباز را به ایران روانه می‌کند؛ سربازهایی که البته نظامی نبودند و در واقع فقط وظیفه مونتاژ کردن سلاح و مهمات را به عهده داشتند. آن‌ها توپ و تانک و سایر سلاح ها و مهمات را مونتاژ می‌کردند و از طریق راه‌آهن و جاده به شوروی می‌رساندند. امریکایی‌ها شرکتی به نام «UKCC» را تأسیس کردند و با استفاده از خطوط ریلی و اجاره کردن 4 هزار کامیون، حمل سلاح را از این طریق انجام دادند. در همان سال‌ها بود که امریکایی‌ها به تهران هم آمدند. حدود 5 هزار امریکایی در تهران ساکن بودند چرا که در طرح ستاد کل ارتش آلمان، حمله به ایران هم پیش‌بینی شده بود و امریکایی‌ها در تهران حالت نظامی داشتند. امریکایی‌ها و ارتش ایران در شمال تهران زاغه مهمات داشتند و یکی از این زاغه‌ها در همین میدان اسب‌دوانی جلالیه بود.
 
خسرو معتضد  به یک احتمال تاریخی دیگر نیز اشاره کرده است: در آن سال‌ها، ارتش ایران از آلمان، سوئد و اشکودا (چک و اسلواکی) هم سلاح و مهمات خریداری می‌کرد. این احتمال وجود دارد که این گلوله‌های توپ کشف شده، مربوط به خرید‌های ارتش از آن کشورها بوده باشد.
 
احمد محیط طباطبایی، تهران‌شناس معاصر نیز در گفت و گو با رسانه‌ها با اشاره به اینکه تا نوع بمب‌ها را ندانیم نمی‌توانیم تحلیل دقیقی برای مالکیت آنها پیدا کنیم، گفت: «باید ابتدا بدانیم نوع این بمب‌ها چیست و کجایی است. به‌عنوان مثال اگر آلمانی باشند می‌توانیم این تحلیل را ارائه دهیم که ماجرا برمی‌گردد به جنگ جهانی دوم و هدف از پنهان کردن این مهمات این بوده که از دست متفقین پنهان بماند.»
 

او همچنین با تاکید بر اینکه الان نمی‌توان تحلیل قطعی ارائه کرد و فقط فرضیاتی مطرح است، ادامه داد: «نام خیابان فاطمی در قدیم خیابان نظامی بوده و منطقه فاطمی نیز نظامی بوده است. به همین دلیل ممکن است برای یکی از پادگان‌ها باشد. حدود سال 1314 رضاشاه بخشی از اراضی شمال دانشگاه تهران را که به تپه‌های «جلالیه» معروف بود به‌منظور تاسیس پادگان و زاغه مهمات در اختیار ارتش قرار داد. خیابان فاطمی و شهید فکوری بخشی از تپه‌های سابق جلالیه است.»

..................

منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 619
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 03 شهريور 1393 ] [ 23:15]
تاریخ




اولین دوره مسابقه داستان نویسی با موضوع تاریخی - تخیلی و تاریخی در انجمن همراه تاریخ برگزار می شود .


موضوعات مسابقه :

- خلق حکومت ها و پادشاهان

- خلق سرداران و فرماندهان

- خلق پهلوانان و قهرمانان

- داستان نویسی بر اساس شخصیت های تاریخی ایران و جهان

- الگوگیری از داستان ها و حماسه های ایرانی و خارجی و خلق یک داستان نو


* علاقمندان می توانند آثار خود را تا پانزدهم بهمن 1393 ، در قالب فایل ورد، به ایمیل سایت به نشانی hamrahetarikh@yahoo.com ارسال نمایند.

شرایط مسابقه :

داستان های ارسالی در حیطه داستان های بلند و در فایل ورد باشد .

داستان باید در قالب موضوعات مطرح شده باشد .

داستان های ارسالی با حداقل 4 هزار کلمه، نباید پیش از این در هیچ رسانه مکتوبی منتشر شده باشد.


مشخصات نویسنده در ابتدای هر داستان ذکر گردد .



داوران مسابقه :

سه تن از اساتید تاریخ و دو نفر از اساتید ادبیات فارسی ، درباره داستان ها داوری خواهند کرد و سه نفر به عنوان برندگان نهایی مشخص خواهند شد .


جوایز مسابقه :

رتبه نخست: مبلغ 10.000.000 ریال

رتبه دوم: مبلغ 6.000.000 ریال

رتبه سوم: مبلغ 2.000.000 ریال



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 3

:: بازدید : 357
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 21 مرداد 1393 ] [ 13:9]
تاریخ


فتح با نام كامل جنبش آزادی بخش میهنی فلسطین یكی از مهمترین سازمان های سیاسی و نظامی فلسطینی است كه درسال 1959 توسط «یاسر عرفات» و «خلیل الوزیر» (ابوجهاد) با هدف آزادی فلسطین از سیطره رژیم اشغالگر اسرائیل از طریق مبارزات چریكی بنیان گذاری شد.

فتح مهمترین و بزرگ ترین گروه در كنفدراسیون احزاب فلسطینی موسوم به سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) است و رویكردی ناسیونالیستی و تا حدی سوسیالیستی دارد.

پس از مرگ عرفات در سال 2004 محمودعباس جانشین او در سمت رهبری این سازمان شد، عباس ریاست تشكیلات خودگردان فلسطین را نیز به عهده گرفت.

انتخابات ژانویه سال 2006 مجلس قانونگذاری فلسطین برای اولین بار اكثر كرسی های این مجلس را از دست فتح خارج كرد و جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) را حزب حاكم پارلمان و تشكیل دهنده كابینه ساخت.

ایده بنیادین جنبش فتح كه فلسطینیان بایستی خودشان امر آزادسازی سرزمین های فلسطین نشین را به دست گیرند به میانه دهه 1950 باز می گردد. این تفكر نخست در میان مهاجران فلسطینی ساكن كشورهای منطقه خلیج فارس، آوارگان فلسطینی مقیم نوار غزه و دانشجویان فلسطینی در قاهره و بیروت شكل گرفت.

ایدئولوژی این سازمان مبنی بر آزادسازی فلسطین توسط مردم فلسطین در مقابل تبلیغات ناسیونالیسم عربی آن هنگام به رهبری جمال عبدالناصر قرار داشت كه بر اتحاد جهان عرب برای نیل به این هدف تاكید می كرد.

عرفات و یارانش فتح را در قاهره شكل داده و در كویت ادامه دادند. آنها درسال 1963 یك ساختار تكاوری منظم را در كرانه باختری رود اردن ایجاد كردند و در دسامبر 1964 نخستین عملیات نظامی خود را با انفجار یك كارخانه تصفیه آب در اسرائیل به انجام رساندند.

چریك های فتح مهمترین هدف نیروهای اسرائیلی در تهاجم 21 مارس 1968 به روستای كرامه در اردن بودند.دراین نبرد حدود 30 سرباز اسرائیلی، 100 تا 200 چریك عضو سازمان آزادی بخش فلسطین و 40 تا 80 سرباز اردنی كشته شدند و درگیری با عقب نشینی سریع نیروهای اسرائیلی خاتمه یافت. به همین دلیل از این نبرد در جهان عرب به عنوان یك پیروزی درخشان یاد می شود كه پس از شكست سنگین اعراب درجنگ شش روزه ارزشی مضاعف پیدا كرد.

با وجود تلفات بیشتر اعراب، سازمان آزادی بخش فلسطین كه فتح بزرگترین و مهمترین گروه عضو آن بود خود را فاتح نبرد كرامه می دانست چرا كه قوای اسرائیل به سرعت از منطقه عقب نشینی كردند.

به این ترتیب نبرد كرامه تبدیل به یك پیروزی اسطوره ای برای فلسطینیان شد كه ادعاهای ملی آنان را تثبیت می كرد.

این نبرد برخلاف انتظار رژیم اسرائیل نه تنها فتح را تضعیف نكرد بلكه قدرت مضاعفی به آن بخشید و توجه بین المللی را به مسئله فلسطین برانگیخت. به ادعای مقامات فتح فقط در 48 ساعت اول پس از پایان جنگ 5000 فلسطینی تقاضای عضویت در این سازمان را دادند.

نبرد كرامه در ابتدا موجب اتحاد پادشاهی هاشمی اردن و فلسطینیان شد اما خیلی زود با قدرت گرفتن چریك های فلسطینی دراین سرزمین به درگیری خونین دولت اردن و فتح در سپتامبر 1970 انجامید.

از سال 1969 بیشتر عملیات نظامی فلسطینیان علیه نظامیان رژیم صهیونیستی از داخل خاك اردن آغاز می شد، اما با پذیرش قطعنامه 242 از سوی شاه حسین پادشاه اردن مبنی بر برقراری صلح پایدار در منطقه كه در آن همه كشورها دارای حق حیات باشند و دادن چراغ سبز اردن به رژیم صهیونیستی برای كشتیرانی درخلیج عقبه و دیگر امتیازها روابط فلسطینی ها با اردن تیره شد و همین مسئله باعث شد كه ارتش اردن در چهارم سپتامبر 1970 مقر كمیته مركزی سازمان آزادی بخش فلسطین را مورد حمله نظامی قرار داد.

از سوی دیگر، ارتش دلیل این حمله را سوء قصد به شاه حسین در روز اول سپتامبر اعلام كرد.

بعداز این تاریخ اوضاع وخیم تر شد و دولت اردن در روز 16 سپتامبر همان سال با تشكیل یك كابینه نظامی عملا به ساف اعلان جنگ كرد.

درهمین وضعیت 30 تا 40 هزار چریك فلسطینی تحت فرماندهی یاسر عرفات، آرایش نظامی به خود گرفتند و سرانجام درسال 1970 ارتش اردن با حمله همه جانبه به مراكز تجمع چریك های فلسطینی در اردن طی 10 روز به كشتار فلسطینیان پرداخت.

پادشاه اردن پس از این كشتار دستور اخراج تمام اعضای فتح و سازمان آزادی بخش فلسطین از كشور اردن را صادر كرد و ارتش اردن آنها را به زور داخل خاك سوریه روانه ساخت. این واقعه به «سپتامبر سیاه» معروف شد چرا كه تلفات و خسارات عظیمی بر فلسطینیان وارد آمد.

پس از این واقعه یك گروه نظامی افراطی به نام «گروه سپتامبر سیاه» در فتح ایجاد شد، این گروه مدتی بعد با كشتن 11 ورزشكار اسرائیلی در المپیك مونیخ توجه جهانیان را به خود جلب كرد.

سوریه با وارد شدن فلسطینی ها به خاك خود آنها را به لبنان فرستاد و اعضای فتح در جنوب لبنان مستقر شدند و ساختار خود را دوباره شكل دادند.

سیر نزولی فتح پس از مرگ یاسر عرفات رهبر تاریخی فلسطینیان در سال 2004 سرعت یافت و با پیروزی حماس در انتخابات سال 2006 این روند همچنان ادامه پیدا كرد، حماس فتح را در سال 2007 از غزه بیرون راند و قدرت فتح از آن زمان فقط به كرانه باختری رود اردن محدود شده است.

بسیاری از فلسطینیان، فتح را مسئول فساد و بی نظمی حاكم بر سرزمین های فلسطینی می دانستند به همین دلیل در انتخابات به این جنبش رأی ندادند.

عباس نیز كه پس از عرفات رهبری این جنبش را برعهده گرفته است به این مسئله اذعان كرده كه مرتكب اشتباهاتی شده كه به شكست در برابر حماس منجر شده است.

وی از اعضای جنبش خود خواسته كه برای تقویت این جنبش از حماس درس بگیرند. در روز شنبه 17 مرداد سال جاری نیز نخستین كنگره فتح پس از 20 سال تشكیل جلسه داد و شركت كنندگان در ششمین كنفرانس فتح در بیت لحم دوباره محمودعباس را به عنوان ریاست تشكیلات خودگردان انتخاب كردند.

با اینكه شمار زیادی از نمایندگان شركت كننده در این كنگره عباس را مسئول شكست های این جنبش عنوان كردند اما به گفته آنان در شرایط كنونی فقط انتخاب دوباره عباس امكان پذیر است چرا كه دیگر رهبران فعلی ممكن است جای خود را به نسل های جدیدتر واگذار كنند.

عباس پس از اعلام انتخاب به ریاست فتح متعهد شد تا سرزمین های اشغالی فلسطین را آزاد كند و كشور فلسطین را تشكیل دهد ولی تاكنون گام های عملی و مؤثری برای ادعاهای خود برنداشته و همین مسئله علت اصلی مخالفت جنبش حماس با وی شده است.

حماس محمود عباس و كابینه او را غیرقانونی می داند و معتقد است كسانی كه همدست رژیم صهیونیستی در اعمال جنایت علیه ملت فلسطین هستند. نمی توانند نماینده واقعی مردم فلسطین باشند، به همین دلیل عباس و نیروهای امنیتی تشكیلات خودگردان دائما در حال دستگیری و زندانی كردن حماس و طرفداران این جنبش هستند.

تشكیلات خودگردان فلسطین به رهبری عباس تا آنجا پیش رفته كه رژیم صهیونیستی وظیفه خود را در سركوب اعضای حماس به این ساختار فلسطین سپرده است.

آمریكا نیز در همدستی با رژیم صهیونیستی اعلام كرده كه تا زمانی كه تشكیلات خودگردان و محمود عباس كنترل كرانه باختری را برعهده دارند خیال ما از این منطقه راحت است و باید تمام توجه ها به غزه و حماس باشد.

در هر صورت جنبش حماس اعلام كرده كه تا زمانی كه تشكیلات دست از بازداشت، شكنجه و زندانی كردن اعضای حماس برندارد هیچ گونه همكاری و هماهنگی با این جنبش وجود ندارد.

.........................

منبع : سایت تبیان


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 421
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 20 مرداد 1393 ] [ 15:44]
تاریخ

http://www.wanacenter.ir/images/docs/000002/n00002678-b.jpg

جنبش مقاومت اسلامی حماس در سال 1987 توسط شیخ احمد یاسین پایه گذاری شد. ایدئولوژی حماس ریشه در اخوان المسلمین مصر دارد. در سال 1973، یاسین ابتدا «الجماعه الاسلامی» را برای همكاری با فعالیت های سیاسی اخوان المسلمین در غزه پی ریزی كرد.

جنبش مقاومت اسلامی حماس در سال 1987 توسط شیخ احمد یاسین پایه گذاری شد. ایدئولوژی حماس ریشه در اخوان المسلمین مصر دارد. در سال 1973، یاسین ابتدا «الجماعه الاسلامی» را برای همكاری با فعالیت های سیاسی اخوان المسلمین در غزه پی ریزی كرد.


وی سپس جنبش حماس را به عنوان بازوی سیاسی و منطقه ای اخوان المسلمین در دسامبر 1987 به دنبال آغاز انتفاضه اول در سرزمین های اشغالی بنیان نهاد. عمده شهرت حماس بیشتر به دلیل انجام حملات شهادت طلبانه علیه اهداف و نیروهای اسرائیلی است.

این جنبش ابتدا دنباله رو مدل اخوان المسلمین بود به این معنا كه به عنوان یك «نهاد رفاه اجتماعی» عمل می كرد هر چند در حال حاضر، همچنان به فعالیت های رفاهی و اجتماعی خود ادامه می دهد، اما با وارد شدن به فاز مسلحانه بیشتر فعالیت خود را در حوزه مبارزه با اسرائیل متمركز ساخته است.

حماس، ستیز اعراب- اسرائیل را به مثابه ستیز اسلام و یهودیت تلقی می كند كه تنها با نابودی اسرائیل می توان این مسئله را حل و فصل كرد.

نگرش ها، باورها


برخی بر این باورند كه دو نگرش حماس «ناسیونالیسم فلسطینی» و «بنیادگرایی اسلامی» درهم آمیخته است. این گروه خود را به «نابودی اسرائیل»، «هویت صهیونیستی» و «جایگزینی حكومت خودگردان فلسطین با یك دولت اسلامی» و «افراشتن بیرق الله در وجب به وجب خاك فلسطین» متعهد می داند.این جنبش فلسطین را سرزمین اسلامی می داند كه از سوی غیرمسلمانان به اشغال درآمده است.

حماس، «جهاد» را تنها راه حل مسئله فلسطین و خارج ساختن فلسطین از كنترل اسرائیل را وظیفه مذهبی تمام مسلمانان می داند. حماس، برخلاف سازمان آزادیبخش فلسطین كه در سال 1988 اسرائیل را به رسمیت شناخت، نه تنها مخالف مشروعیت این رژیم است بلكه خواهان نابودی آن و مخالف ماهیت وجودی اسرائیل است.

حماس معتقد به تشكیل دولت اسلامی و پیاده ساختن تمام ابعاد اسلامی و تمام جوانب زندگی است.

جنبش مقاومت همچنین علاوه بر اینكه مقاومت را وظیفه یك یك مسلمین می داند، معتقد به نقش های انقلابی برای تمام افراد جامعه اعم از زن و مرد، معلم و دانشجو و غیره است.

فعالیت ها و اقدامات رفاهی حماس


از جمله دلایل معروفیت و حسن شهرت حماس در فلسطین اقدامات رفاهی و خدمات اجتماعی است كه ارائه می دهد. حماس از بدو تأسیس خود در سال 1987، اقدامات گسترده اجتماعی، سیاسی و حتی نظامی انجام داده است.

از جمله آنها می توان به ساخت مدارس و بیمارستان ها اشاره كرد. بخشی از بودجه سالانه تقریبا 70میلیون دلاری حماس صرف اقدامات ذیل می شود: بسط شبكه خدمات اجتماعی، اجرای برنامه های آموزشی و رفاهی، تأمین مدارس و یتیم خانه ها و مساجد، كلینیك های بهداشتی، مكان های اطعام فقرا و مكان های ورزشی؛ چنان كه یك دانشمند یهودی به نام «روون پاز» معتقد است: «تقریبا 90درصد كار جنبش مقاومت در فعالیت های اجتماعی، رفاهی، فرهنگی و آموزشی خلاصه می شود.»

در واقع، با فراهم آوردن این اقدامات وفعالیت هاست كه حماس موفق شده تا در میان مردم محبوبیت كسب كرده و وفاداری سیاسی مردم را به دست آورد. این جنبش همچنین كمك های مالی و بورسیه به دانشجویانی می دهد كه خواهان ادامه تحصیل در عربستان یا غرب هستند.

افزون بر این، حماس خدمات بهداشتی و درمانی پزشكی ارزان یا رایگان را به مردم ارائه می دهد. این گروه همچنین مؤسسه های خیریه اسلامی، كتابخانه ها و مراكز آموزش برای زنان می سازد. ضمن اینكه توانسته در زمینه ساخت كودكستان ها و شیرخوارگاه ها فعالیت هایی انجام داده و مدارس مذهبی ای را تأسیس كند كه غذای رایگان به كودكان می دهد.

از نظر استراتژی مبارزه، جنبش حماس معتقد است كه بهترین شیوه و راهكار برای پیشبرد درگیری و كشمكش با دشمن صهیونیستی بسیج توانمندی های ملت فلسطین برای برافراشتن پرچم جهاد و مبارزه برضد حضور نامشروع صهیونیستی در فلسطین به هر وسیله ممكن است و اینكه تا زمان تكمیل شدن شرایط تعیین سرنوشت نبرد با دشمن صهیونیستی شعله مبارزه روشن بماند.

حماس با توجه به قداست فلسطین و جایگاه اسلامی آن معتقد است كه تحت هیچ شرایطی نمی توان ذره ای از خاك فلسطین را نادیده انگاشت و یا اشغال آن از سوی صهیونیسم را به رسمیت شناخت و همین مسئله یكی از مهمترین اختلافات این جنبش با تشكیلات خودگردان فلسطین است.

فعالیت نظامی یكی از ابزارهای راهبردی جنبش حماس در رویارویی و مقابله با پروژه صهیونیستی محسوب می شود.

این ابزار با توجه به نبود طرح جامع عربی، اسلامی برای آزادسازی و رهایی فلسطین بسیار اهمیت دارد و راهكاری بنیادین برای جلوگیری از تلاش های مذبوحانه اسرائیل به حساب می آید.

فعالیت نظامی همچنین به مثابه ابزاری بازدارنده برای بازداشتن صهیونیست ها از هدف قراردادن امنیت ملی فلسطین است و كارایی خود را به خوبی به اثبات رسانده است.

در همین راستا است كه شاخه نظامی جنبش حماس به نام گردان های شهید عزالدین قسام شكل گرفت.

فعالیت مبارزاتی گردان های قسام از اواخر دهه80 یعنی از زمان به اسارت گرفتن دو سرباز صهیونیستی در مارس و مه 1989 شكل گرفت.

در این گردان ها اعتقاد بر این است كه سرزمین تاریخی فلسطین توسط دشمن صهیونیستی اشغال شده و هیچ فرقی میان اراضی اشغالی 1348 یا 1367 وجود ندارد و صهیونیست های غاصب در هر كجای فلسطین كه باشند باید مورد هدف قراربگیرند. چرا كه آنان هیچ گونه حق تاریخی یا قانونی در مورد حضور دراین سرزمین مبارك ندارند و باید با هر غاصب برخورد كرد و مقابله یا قتل آن حق قانونی مبارزان حماس است.

به اعتقاد مبارزان قسام فلسطین یك سرزمین موقوفه اسلامی است و هیچ احدی حق ندارد كه از یك وجب آن چشم بپوشد و اگر هم كه امت اسلام در ضعف و سستی به سر ببرد مبارزان باید با فعالیت های مبارزاتی خود سرزمین شان را از لوث وجود اشغالگران پاك سازند و ملت فلسطین را به سرزمین مادری شان بازگردانند.

به رغم اندك بودن مجموعه سلاح هایی كه مبارزان قسام در جهت مقابله با دشمن صهیونیستی در اختیار دارند. ولی به واسطه تلاش های شبانه روزی آنان، تجهیزات نظامی این گردان ها روز به روز درحال پیشرفت است و دستیابی به موشك ضدتانك كه حجم مواد منفجره آن كمتر از 35 كیلوگرم است دلیلی بر این تلاش ها است



.....................................
منبع : سایت تبیان


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 375
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 20 مرداد 1393 ] [ 15:28]
تاریخ
غول های اساطیری ایران ، ( قلمرو اهریمن )

غول های اساطیری ایران ، ( قلمرو اهریمن )

 سردیوان ( کمالگان یا کماریگان )

سرکردگان دیوان هستند و در رده نخست موجودات بد مینوی قرار دارند . آن ها شش سردیو و به قولی هفت سردیو ( حرف ر ساکن است ) مقابل امشاسپندان ( فرشتگان ) هستند که به ترتیب عبارتند از :

اکومن ( اکه منه ) : دشمن بهمن است و نمادی است از بداندیشی و آشتی ناپذیری . او پیام آور اهریمن است .

اِندَر / ایندَر / ایندره : دشمن اردیبهشت است . در آثار ودایی نام خدایی بسیار نیرومند است و بیشتر صفات او به ایزد بهرام و تعدادی از صفاتش به مهر منتقل شده است و خود در باورهای ایرانی  به صورت دیوی درآمده است که آفریدگان را از نیکویی کردن باز می دارد . او ضد نظم و ترتیب است . تحت تاثیر تفکرات روحانیان ساسانی ، این صفت را هم به او نسبت داده اند که مانع کستی بستن می شود .

سارول ( سَروَه ) : دشمن شهریور است و نمادی از شهریاری بد و ستمکاری احتمالا همان رودرَه سَروه ، خدایی از تبار دَیوَ ه های هندی بوده است که در ایران ، شهریاری بد و ظلم را تجسم می بخشد .


ناهیه ( نانگهیثیه ) : دشمن سپندارمد که آفریدگان را از قانع بودن باز می دارد و آنان را ناراضی می سازد . او نیز احتمالا تجسم ناستیه ، خدایی از تبار دَیوه های هندی است . گاهی ترومد را که یکی از دیوان نشاندهنده غرور و نخوت است بدلی از ناهیه دانسته اند .

تَیریز ( تئیری ) : دشمن خرداد که گیاهان و دامها را به زهر می آمیزد .

زَیریز ( زئیری ) : دشمن امرداد که زهر می سازد .

گاه خود اهریمن و گاه اَئِشمه ( دیو خشم) را بر شش دیو فوق می افزایند تا رقم هفت گانه شود .

دیوان و دروجان

 

علاوه بر سَردیوان ، همه جلوه های زشت و صفات پلید نیز به صورت دیوان و دورجان در برابر ایزدان شخصیت می یابند . دروج در آغاز نامی برای ماده دیوان بوده است . ولی سپس کلمه ای می شود مترادف دیو . دیوها نیز مانند ایزدان سلسله مراتب دارند و از نظر اهمیت و قدرت عمل در مقام های بالا و پایینی قرار می گیرند ، ولی شخصیت وجودی آن ها به اندازه ایزدان روشن و واضح نیست . تعداد دیوزنان به نسبت دیوان مذکر محدود است . ولی در کل ، جنسیت دیوان کمتر از ایزدان مشخص است . تعدادی از این دیوان عبارتند از :

جِه / جَهی : دیو زنی که نقش تخریبی عمده ای در آغاز آفرینش دارد . نماد همه پلیدی ها و آلودگی های زنانه و نماد روسپی گری است . او در متنها هم زن و هم اهریمن به شمار آمده است . اوست که اهریمن را به یورش دوم بر جهان می انگیزد . چون اهریمن بر می خیزد ، بر سر جَهی بوسه می زند و آلودگی های زنانه از این راه پدیدار می شود . پس از آفرینش ، در اسطوره ها دیگر از جَهی نشانی نیست ، جز اشاره ای کوتاه در هزاره اوشیدر و اوشیدرماه .

سهمناکترین دیوها ، دیوهایی هستند که با مرگ ارتباط دارند ، این دیو ها که به دیوهای مرگ معروفند عبارتند از :

اَستویداد / استوِهات : دیوی که مفهوم نام او در هم شکننده و از هم جدا کننده استخوانهاست . او دارای کمندی است که آن را بر گردن قربانی مورد نظر خود می اندازد . اوست که برای نخستین بار مرگ را بر کیومرث ، پیش نمونه انسان ، مستولی می کند . دیوی است که چون دست بر مردم زند ، خواب آورد و چون سایه بر آنان افکند ، تب چون دیده بر آنان دوزد ، مرگ .

 

ویزَرِش : همکار استویداد دیو است که با روان گذشتگان در آن سه شبانه روزی که هنوز در گیتی هستند نبرد می کند و آنان را می ترساند . او نیز بر دوزخ می نشیند و روان گناهکاران را با زنجیر تا پل چینود می کشد .

وایِ بد : بخشی از فضا را در اختیار دارد که روان درگذشتکان از آن می گذرد . اوست که جان را از تن جدا می کند . ( نک ایزد وای )

نَسو / نسوش : دیوی است که به بدن انسان ، در حالی که هنوز زنده است ، یورش می برد و آن را می گنداند و چون بدن فاسد و گندیده شد ، روان دیگر نمی تواند در آن بماند . در حقیقت نخستین عامل مرگ این دیو است . اثری از تانیث در نام این دیو دیده می شود .

بوشاسب ( بوشیانستا) : دیو خواب مفرط و تنبلی است . احتمالا دیو زن است و به دارنده دست های دراز موصوف است . هنگامی که خروس در بامداد می خواند او همه کوشش خود را به کار می برد که جهان را در خواب نگه دارد . سحرگاهان پلک ها را سنگین می کند و بدینسان مردم را از برخاستن و رفتن به سرکار باز می دارد .

خشم (اَئِشمَه) : دیوی است که با نیزه خونین ظاهر می شود او نیز از پیام آوران اهریمن است . دیو خشم و دیو آز دو دیوی هستندکه با اهریمن به پایان جهان می رسند و سروش دیو خشم را از میان می برد و به قولی ، دیو آز او را می بلعد . دیو خشم رقیب و دشمن سروش است .

آز : دیوی است که صفت سیری ناپذیر دارد و در پایان جهان ، اهریمن او را می بلعد .

 

سیج / سیز : دیو درد و بلاست . فریب دهنده است و کار خود را پنهانی انجام می دهد . هیز ( هیچه ) : دیو قحطی و خشکسالی و نایابی است .

اپوش ( اَپوشه ) : دیو خشکی و خشکسالی است که تیشتر با او نبرد می کند نام او به معنی دارنده آب است .

اسپنجَروش / سپَنجَروش / سپنجگر ( سپَنجغریه ) : همکار اپوش دیو است .

سِپَزگ دیو : دیو سخن چینی و غیبت است . دیو بدکاره ای که در دوزخ به جای پیش رفتن ، پس می رود .

وَرَن : دیو شهوت است و همراه با دیو آز در متون اخلاقی از بزرگترین دیوان به شمار می رود .

چشمَک : دیوی است که موجب گردباد ، زمین لرزه و ویرانی می شود . در اسطوره زندگی زردشت نقش این دیو این است که شهر و ده را ویران می کند و درختان را درهم می شکند تا مایع مقدسی را که فروَهر و گوهر تن زردشت در آن است از میان ببرد .

زَرمان : دیو پیری است و صفت بد نفس دارد و به عبارت دیگر ، نفس مردمان را بد می کند .

بوت / بود : دیوی است که نماد بت پرستی است و از مخالفان سرسخت زردشت / . در بندهشن آمده است که او را در هندوستان می پرستند .

مَلکوس / مرکوس : دیوی است که سرما و زمستان سخت را در پایان هزاره اوشیدر به وجود خواهد آورد .

میتوخت : دیوی است که نماد گفتار نادرست است و به قولی ، نخستین آفریده اهریمن به شمار می رود و بدگمانی می آورد . او دیو مقابل ایزد گفتار مانسرسپند یا مارسپند است .

اَکَه تَش : دیو انکار است که مردمان را وادار می کند که هر چیز خوبی را انکار کنند .

اَشموغ / اَهلَموغ : دیو بدعت است . از منفورترین دیوان است که سوشیانس در پایان جهان سپاهی بر می انگیزد و به کارزار او می رود و سرانجام او را به سوراخی فرو می کند .

اودَگ : دیو زنی است که به قولی هفت سَردیو ( کماریگان ) و ضحاک را به وجود می آورد . او جمشید را به سوی لذت های دنیوی می راند و مردم را به سخن گفتن در جایی که باید سکوت کرد وامیدارد .

ترومد / ترومت / ترومتی : دیو زنی است که نخوت و تکبر و گستاخی می آفریند ، درست بر عکس سپندارمد که نماد تواضع است . این دیو به دست سپندارمد از میان خواهد رفت . برخی این دیو را با دیو ناهیه که یکی از سر دیوان است یکی دانسته اند .

پریمتی : دیو زن تکبر است . او نیز دشمن سپندارمد به حساب می آید و همکار ترومد است .

پِنی ( پِنیه ) : دیو خسّت است که مردمان را وادار می کند که انبار کنند و نخورند و به کس ندهند .

رشک : به مفهوم حسد ، دیوی است که کینه و بدچشمی می آورد .

اِناست : دیو تباهی است .

اَگاس / اگاش : دیو شورچشمی است که مردمان را چشم می زند .

کوند : دیوی است از دشمنان سروش که بدون ماده سکر آور مست است و مونث آن به صورت کوندیره آمده است .

در این فهرست که متعلق به دیوان مینوی است ، نام دیوانی که در رویدادی های زمینی نقش دارند و همچنین (( پری )) ها ، یعنی ماده دیوانی با ظاهر زیبا که غالبا به فریب دادن قهرمانان در دوران گیتی می پردازند نیامده است .

 

..........................................

منبع : کتاب تاریخ اساطیری ایران ، دکتر ژاله آموزگار ، ص 37 تا 42 ، انتشارات سمت ، 1387 .


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 8

:: بازدید : 1943
:: ارسال شده در: دوران باستان , اساطير , مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده : mobina
تاریخ : [سه شنبه 07 مرداد 1393 ] [ 15:3]
تاریخ
کتیبه ای که باستان شناسان کشف کردند

هفته گذشته در پی انجام عملیات گودبرداری و حفر چاه‌های جذب آب های سطحی، برای احداث پل زیر گذر در میمه استان اصفهان، چند کتیبه تاریخی از دل خاک بیرون آمد. رییس نمایندگی میراث فرهنگی و مدیر موزه میمه در گفت و گو با chn این خبر را تایید کردند .

اگرچه شنیده شده است که این کتیبه ها مربوط به 1300 سال پیش است با این حال روی این کتیبه‌های گلی نقوش برجسته به شکل محراب و نوشته هایی به خط کوفی تزیینی به چشم می خورد. کارشناسان میراث فرهنگی میمه اعلام کردند که تا مطالعات در این زمینه تکمیل نشود، اطلاعاتی منتشر نخواهد شد.
 

بنا بر گفته مسئولان میراث فرهنگی میمه، پس از بررسی و تکمیل پژوهش بر این آثار اطلاعات دیگری از آن در اختیار رسانه ها قرار بگیرد.

.........................

منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی




:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 341
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف , خطوط باستانی ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [پنجشنبه 02 مرداد 1393 ] [ 18:49]
تاریخ
بافت‌ تاریخی کرمان در بحران . اعزام کارشناسان میراث فرهنگی به کرمان
گودبرداری‌ به عمق 12 متر در حریم کاروانسرای وکیل و محدوده بازار از یک سو و توافق میراث‌فرهنگی با شهرداری  برای تخریب 40 خانه در بافت قدیم کرمان سبب شد که معاون میراث‌فرهنگی، مدیر دفتر بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی سازمان‌میراث‌فرهنگی را به‌همراه تعدادی کارشناس به استان کرمان اعزام کند.
 
«محمد حسن طالبیان» در رابطه با اتفاقات و تخریب‌های اخیری که در بافت تاریخی کرمان صورت گرفته و همچنین اعزام کارشناسان به این استان به خبرگزاری CHN گفت:« صبح روز پنج‌شنبه سیاوش صابری مدیر دفتر بافت‌های تاریخی سازمان به‌همراه چند کارشناس برای بررسی وضعیت بافت تاریخی به کرمان اعزام شدند».
 
معاون میراث‌فرهنگی گفت: درحال‌حاضر منتظر گزارش کارشناسان و نظر نهایی مدیر دفتر بافت‌های تاریخی پس از بررسی‌ها هستیم.
 
او تاکید کرد: «تمامی اقدامات برای جلوگیری از تخریب‌ بافت تاریخی، پس از اعلام نظر کارشناسان صورت می‌گیرد و اگر کارشناسان وضعیت این بافت را در معرض خطر اعلام کردند، فعالیت‌ها و ثبت اضطرای در اولویت قرار می‌گیرد
 
این درحالی است که بیش از یک ماه است توافقات میراث‌فرهنگی با دادستانی و شهرداری برای تخریب 40 خانه در بافت قدیم کرمان به انجام رسیده اما با این وجود هنوز هیچ اطلاعی از فهرست بناهای در معرض تخریب در دست نیست. این توافق سه جانبه میان دستگاه‌ها که سبب طرح سوالات و حتی شائبه‌های بسیاری میان کارشناسان و دوستداران میراث‌فرهنگی شده اکنون زمینه‌ساز بحران جدی در بافت تاریخی کرمان شده است. چراکه هم‌اکنون تعداد بسیاری خانه تخریب شده که عامل اصلی این خانه‌ها مشخص نیست.
 
فعالان میراث‌فرهنگی پیشتر اعلام کرده بودند که این خانه‌ها با هدف جمع‌آوری معتادان و اراذل و اوباش تخریب‌ شده‌اند. اما تاکنون هیچ کارشناسی تاریخی بودن یا نبودن بناها را تایید نکرده است. آن‌ها می‌گویند، احتمال آنکه در میان این خانه‌ها، بنایی یافت شود که واجد ارزش‌های تاریخی بوده بسیار زیاد است اما از آن‌جایی که هیچ کارشناسی هیچگونه بررسی در این رابطه انجام نداده و استعلامی هم از میراث‌فرهنگی گرفته نشده نمی‌توان نظر قطعی راجع به ارزشمند بودن خانه‌ها داد.
 

از سوی دیگر ساخت و سازهای غیراصولی و حضور ماشین‌آلات شهرداری برای حفر بیش از 12 متر از عمق زمین در بافت تاریخی کرمان  در حریم کاروانسرای وکیل و محدوده بازار کرمان سبب شده که  آسیب‌های جدی به کالبد بازار کرمان وارد شود.


...........................................

منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 257
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [شنبه 28 تير 1393 ] [ 20:23]
تاریخ
آغاز دور جدید کاوش آبراهه های تخت جمشید
سرپرست مجموعه جهانی تخت جمشید از آغاز دور جدید کاوش آبراهه های تخت جمشید خبر داد و گفت: در فصل نخست این دوره از کاوش‏ها که در سال 91 به انجام رسید، با کاوش امتداد مسیر خروجی آبراهه های تخت جمشید در جنوب تخت گاه ، مسیر خروجی آب مجموعه کانال‏های زیرزمینی باز شد و این امر مشکل چندین دهه اخیر آبگرفتگی کاخ ها و کانالها ی تخت جمشید در مواقع بارندگی را حل کرد.
 
«مسعود رضایی منفرد»، سرپرست مجموعه تخت جمشید گفت: فصل دوم کاوش آبراهه های زیرزمینی با مجوز پژوهشکده باستان شناسی به مدت 2 ماه آغاز شده است.
 
در بخش دیگری از این گزارش، علی اسدی سرپرست گروه کاوش ، با اشاره به موفقیت آمیز بودن کاوش آبراههای تخت جمشید در فصل نخست گفت: در آن دوره از کاوش ها مشخص گردید که در زمان هخامنشیان و در تعبیه ی سیستم دفع آب کاناهای زیر زمینی، به جز خروجی فعلی آبراهه ها که مورد کاوش قرار گرفت، مجموعه خزانه تخت جمشید نیز از یک خروجی منحصر به فرد برخوردار باشد که کاوش امتداد مسیری که به احتمال فراوان به خروجی خزانه منتهی گردد از اهداف این دور از فعالیت های کاوش به شمار می رود .
 
اسدی اهداف فصل دوم کاوش آبراهه ها را ، علاوه بر خزانه ، متمرکز بر دو نقطه دیگر از تخت جمشید دانست که یکی شامل کاوش امتداد مسیری از آبراههاست که از حاشیه شرقی دروازه ناتمام به سمت شمال امتداد دارد که ضمن کاوش در این بخش ، مشخص خواهد شد بخش انتهایی این آبراه به کجا ختم شده و اساساً به چه منظور ساخته شده است.
 
همچنین بخش نهایی در دور جدید کاوش ها به کانال حیاط جنوبی کاخ تچر اختصاص دارد که با کاوش این کانال ، علاوه بر شناخت بهتر از وضعیت آبراه در این قسمت، مشکل آبگرفتگی حیاط جنوبی کاخ تچر نیز مرتع خواهد شد.
 
اسدی ، سرپرست گروه کاوش، انجام مطالعات کلی بر روی کانالها و نقشه برداری دقیق آنها را نیز از اهداف جانبی کاوش بر شمرد و گفت : عملیات کاوش در حال حاضر در خزانه تخت جمشید آغاز شده است و با پیشرفت کار، کانالهای دروازه نا تمام و کاخ تچر نیز مورد بررسی و کاوش قرار خواهد گرفت.
 

گفتنی است تیم کاوش تخت جمشید متشکل از 4 کارشناس باستان شناس، 2 کارشناس مرمت و ده نیروی کار ، به همراه سرپرست کاوش ، فعالیت خود را آغاز نموده است.

.......................................................

منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 257
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [شنبه 28 تير 1393 ] [ 20:16]
تاریخ

اين حمام در روستاي نظام آباد در فاصله 10 کيلومتري از رزن در مرکز روستا واقع شده است. داراي 4 ستون اصلي از جنس ساروج در رختکن و طاق ضربي مي باشد.مساحت بنا حدود 500 متر مربع مي باشد.مصالح به کار رفته در آن آجر،خشت،گل و سيمان مي باشد. در سال 86 بازسازي آن صورت گرفته و اکنون نيز در حال استفاده عمومي با کاربري حمام مي‌باشد.

حمام نظام آباد


............................................

منبع : سایت سیری در ایران



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 189
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 17 تير 1393 ] [ 19:4]
تاریخ

این بنا در شهر دمق در فاصله 22 کیلومتری از رزن واقع شده است.دارای 400 متر مربع مساحت بوده و مصالح به کار رفته در آن آجر،خشت،گل و ساروج می باشد.در رختکن قسمت های مختلفی از جمله عروس نشین،شاه نشین،دختر نشین و غیره تعبیه شده است.

این حمام بدون ستون بوده که بعد از اجرای پی و دیوار به صورت طاق ضربی درآمده است.در گذشته آب حمام از قناتی که از قسمت بالای شهر نشأت می گرفته و از داخل حمام عبور می کرده تأمین شده و از طرف دیگر خارج می شد.

به گفته اهالی و بزرگان این بنا حدود 250 سال قدمت دارد.

در سال 89 مرمت اثر، توسط میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری قسمت بیرونی بنا و پس از آن مرمت قسمت داخلی و بندکشی دیوارها صورت گرفته است.

حمام دمق


..................

منبع : سایت سیری در ایران


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

:: بازدید : 231
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 17 تير 1393 ] [ 19:3]
تاریخ

اين اثر در روستاي درجزين در 5 کيلومتري رزن واقع شده است.داراي 4 ستون اصلي از جنس ساروج در رختکن و طاق ضربي مي باشد.مساحت بنا حدود 400 متر مربع مي باشد.مصالح به کار رفته در آن آجر،خشت و سيمان مي باشد.

حمام درجزین

حمام درجزین


...............................

منبع : سایت سیری در ایران


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 171
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 17 تير 1393 ] [ 19:2]
تاریخ

حمام سیبه نام گرمابه‌ای تاریخی در روستای کوخرد (مركز بخش كوخرد) واقع در بخش کوخرد شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان، از آثارهای تاریخی و از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است.

پیشینه

پیشینه این گرمابه به پیش از اسلام برمی‌گردد و بدست مردم بومی زرتشتی (گبرها)ساخته شده‌است. این بنای تاریخی به دوره ساسانیان بر می گردد.
شهرسیبه

بنا به نظر عامیانه مردمان شهر قدیمی و بزرگ سیبه در پی سیلی که از آبراه‌های کوه‌های شمال سیبه یعنی درواه شمو به راه افتاده بود ناچار به ترک سیبه شدند و بازماندگان آنان دهستان کوخرد را بنیاد نهادند. گرمابه سیبه نیز از آثار همان مردمان است.

حمام سیبه

حمام سیبه

حمام سیبه

حمام سیبه

حمام سیبه

حمام سیبه

حمام سیبه


.....................................

منبع : سایت سیری در ایران


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 219
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 17 تير 1393 ] [ 18:39]
تاریخ

تاریخ خبر: ۱۳۹۳/۰۴/۱۷ – اهواز- ایرنا- مدیرکل میراث فرهنگی خوزستان با بیان این که محوطه تاریخی شوش در آستانه ثبت در فهرست آثارجهانی است افزود: برنامه حفاظتی و مرمت کاخ خشتی آپادانا در این محوطه تاریخی به پیشرفت فیزیکی 90 درصدی رسیده است.

ˈ افشین حیدریˈ سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: محوطه تاریخی شوش همچنان در دست مرمت است، طبق برنامه ای که اعلام شده بود مقرر بود اواخر تیر ماه جاری این محوطه ثبت جهانی شود که تاریخ ثبت به دو ماه آینده موکول شده است.

وی گفت: در صورتی که محوطه تاریخی شوش به استاندارد های جهانی جهت ثبت جهانی نرسد، ثبت میراث تاریخ هفت هزارساله ایرانیان در شوش، در صف طولانی 48 اثر در انتظار ثبت قرار خواهد گرفت.

این در حالی است که هر کشور در هر سال تنها یک اثر را می تواند به عنوان میراث تاریخی به رای اعضای سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو) بگذارد.

محوطه تاریخی شوش واقع در استان خوزستان یکی از قدیمی ترین سکونت گاه های شناخته شده جهان و کهن ترین شهر در ایران است که بقایای آن به جای مانده است.

مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان خوزستان در تشریح اقدامات انجام شده برای سامان دهی محوطه تاریخی شهر شوش گفت: برنامه حفاظت و خوانا سازی عرصه باستانی مشهور به شهر پانزدهم در محوطه تاریخی شوش به مراحل نهایی خود نزدیک می شود.

حیدری بیان داشت: درجریان طراحی این مسیر برنامه حفاظتی منسجمی برای روستای هخامنشی واقع در محوطه تاریخی شوش اجرا شده و همچنین قلعه فرانسوی ها مورد مرمت و سامان دهی قرار گرفته است.

وی همچنین از عقد قرارداد با پیمانکار حصار این محوطه تاریخی خبر داد و تاکید کرد: فعالیت های پایگاه میراث فرهنگی شوش به عنوان مسوول پروژه ثبت جهانی محوطه تاریخی شوش به طور منظم و پیگیرانه در حال انجام است.

ثبت جهانی شوش پس از ثبت شهر سوخته در سال 2014 نخستین اولویت ایران در ثبت آثار جهانی است. استان خوزستان تاکنون معبد چغازنبیل و سازه های آبی شوشتر را در فهرست میراث جهانی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) به ثبت رسانده است.

مرمت کاخ خشتی آپادانا در محوطه تاریخی شوش90 درصد پیشرفت دارد

...........................

منبع: http://seeiran.ir


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 225
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 17 تير 1393 ] [ 18:5]
تاریخ
.ا

جملاتی از کتاب انجیل متی انجیل متی ( بخش سوم ) : 

راه رسیدن به خدا فقط با عبور از در تنگ می توان به حضور خدا رسید . جاده ای که به طرف جهنم می رود خیلی پهن است ، و دروازه اش نیز بسیار بزرگ ، و عده زیادی به آن راه می روند و به راحتی می توانند داخل شوند . اما دری که به زندگی جاودان باز می شود ، کوچک است و راهش نیز باریک ، و تنها عده کمی می توانند به آن راه یابند . از پیامبران دروغین برحذر باشید که در لباس میش نزد شما می آیند ولی در باطن گرگ های درنده می باشند . همانطور که درخت را از میوه اش می شناسند ، ایشان را نیز می توان از اعمالشان شناخت . شما یقینا فرق درخت انگور و خار بیابان ، و فرق انجیر و بوته خار را می دانید . درخت سالم میوه خوب می دهد و درخت فاسد میوه بد . درخت سالم نمی تواند میوه بد بدهد ؛ درخت فاسد هم میوه بد نمی دهد . درخت هایی که میوه بد می دهند ، بریده و در آتش انداخته می شوند . بلی به اینگونه می توانید پیامبران دروغین را از اعمالشان بشناسید . گمان نکنید که هر که خود را مومن نشان دهد ، به بهشت خواهد رفت . ممکن است حتی عده ای مرا « خداوند » خطاب کنند ، اما به حضور خدا راه نیابند . فقط آنانی می توانند به حضور خدا برسند که اراده پدر آسمانی مرا بجا آورند . در روز قیامت بسیاری نزد من آمده خواهند گفت : « خداوندا ، خداوندا ، ما پیغام تو را به مردم دادیم و با ذکر نام تو ارواح پاک را از وجود افراد بیرون کردیم و معجزات بزرگ دیگر انجام دادیم . ولی من جواب خواهم داد : من اصلا شما را نمی شناسم ، از من دور شوید ای بدکاران . هرکه احکام مرا می شنود و آنها را به جا می آورد ، شخصی داناست ، او مانند آن مرد عاقلی است که خانه اش را بر صخره ای محکم بنا کرد . هرچه باران و سیل آمد ، و باد و طوفان بر آن خانه وزید ، خراب نشد چون روی صخره ساخته شده بود . اما کسی که احکام مرا می شنود و از آنها پیروی نمی کند نادان است ، درست مثل مردی که خانه اش را بر شن و ماسه ساخت . وقتی باران و سیل آمد و باد و طوفان بر آن خانه وزید ، آنچنان خراب شد که اثری از آن باقی نماند . نترسید از کسانی که فقط می توانند بدن شما را بکشند ولی نمی توانند به روحتان صدمه ای بزنند ، از خدا بترسید که قادر است هم بدن و هم روح شما را در جهنم هلاک کند . قیمت دو گنجشک چقدر است ؟ خیلی ناچیز . ولی حتی یک گنجشک نیز بدون اطلاع پدر آسمانی شما بر زمین نمی افتد . تمام موهای سر شما نیز حساب شده است . پس نگران نباشید در نظر خدا شما خیلی بیشتر از گنجشک های دنیا ارزش دارید . اگر کسی نزد مردم اعتراف کند که به من ایمان دارد ، من نیز از او نزد پدر آسمانی خود تعریف خواهم نمود ولی اگر کسی پیش مردم مرا رد کند ، من هم نزد پدر آسمانی خود او را رد خواهم کرد . گمان مبرید که آمده ام صلح و آرامش را بر زمین برقرار سازم . نه ، من آمده ام تا شمشیر را برقرار نمایم . من آمده ام پسر را از پدر جدا کنم ، دختر را از مادر ، و عروس را از مادر شوهر . به طوری که دشمنان هر کس اهل خانه خود او خواهند بود . اگر پدر و مادر خود را بیش از من دوست داشته باشید ، لایق من نیستید و اگر پسر و دختر خود را بیش از من دوست بدارید ، لایق من نیستید . اگر بخواهید صلیب خود را بردارید و از من پیروی کنید ، لایق من نمی باشید . اگر بخواهید جان خود را حفظ کنید ، آن را از دست خواهید داد ، ولی اگر جانتان را به خاطر من از دست بدهید ، آن را دوباره بدست خواهید آورد . هرکه شما را بپذیرد ، مرا پذیرفته است و کسی که مرا پذیرفته در واقع خدایی که مرا فرستاده ، پذیرفته است . هرکه پیامبری را به عنوان پیامبر قبول داشته باشد خود نیز پاداش یک پیامبر را خواهد گرفت و هر که شخص صالحی را به خاطر صالح بودنش بپذیرد ، پاداش یک آدم صالح را خواهد گرفت . و اگر کسی به یکی از کوچکترین شاگردان من به خاطر اینکه شاگرد من است ، حتی یک لیوان آب خنک بدهد ، او به خاطر این کارش پاداش خواهد یافت . ای پدر ، مالک آسمان و زمین ، شکرت می کنم که حقیقت را از کسانی که خود را دانا می پندارند پنهان ساختی و آن را به کسانی که همچون کودکان ساده دلند ، آشکار نمودی . بلی ای پدر خواست تو چنین بود . پدر آسمانی همه چیز را به دست من سپرده است . فقط پدر آسمانی است که پسرش را می شناسد و همینطور پدر آسمانی را فقط پسرش می شناسد وکسانی که پسر بخواهد او را به ایشان بشناساند . ای تمام کسانی که زیر یوغ سنگین زحمت می کشید ، نزد من آیید و من به شما آرامش خواهم داد . یوغ مرا به دوش بکشید و بگذارید من شما را تعلیم دهم ، چون من مهربان و فروتن هستم و به جان های شما راحتی خواهم بخشید . زیرا باری که من بر دوش شما می گذارم سبک است . ای اورشلیم ، ای اورشلیم ، ای شهری که پیامبران را کشتی و رسولان خدا را سنگسار کردی . چند بار خواستم فرزندان تو را جمع کنم همانطور که مرغ جوجه های خود را زیر بال خود می گیرد ، اما تو نخواستی و حال خانه شما بر شما ویران می ماند . این را نیز به شما بگویم که دیگر مرا نخواهید دید تا وقتی که آماده باشید کسی را که خدا برای شما می فرستد بپذیرید .


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 273
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [جمعه 13 تير 1393 ] [ 23:37]
تاریخ

final donya


قسمتی از انجیل متی که درباره به پایان رسیدن دنیا مطالبی را آورده است :


 مواظب باشید کسی شما را فریب ندهد چون بسیاری آمده خواهند گفت که مسیح هستند و عده زیادی را گمراه خواهند کرد . از دور و نزدیک خبر جنگ ها به گوشتان خواهد رسید اما پریشان نشوید زیرا جنگ ها اتفاق خواهند افتاد اما آخر دنیا در آن زمان نیست . قوم ها و ممالک جهان با یکدیگر به ستیز برخواهند خاست . در جایهای مختلف قحطی و زمین لرزه روی خواهد داد ولی این ها پیش درآمد بلاهای بعدی است . آنگاه شما را شکنجه داده و خواهند کشت و تمام دنیا از شما متنفر خواهند شد ، زیرا شما پیرو من می باشید . بسیاری از ایمان خود برخواهند گشت و یکدیگر را تسلیم کرده ، از هم متنفر خواهند شد . بسیاری برخاسته خود را نبی معرفی خواهند کرد و عده زیادی را گمراه خواهند نمود . گناه آنقدر گسترش پیدا خواهد کرد که محبت بسیاری سرد خواهد شد . اما فقط کسانی نجات خواهند یافت که تا به آخر طاقت بیاورند . سرانجام هنگامی که مژده انجیل به گوش همه مردم جهان رسید و همه از آن باخبر شدند ، آنگاه دنیا به آخر خواهد رسید . پس وقتی آن چیز وحشتناک را که دانیال نبی درباره اش نوشته است ، ببینید که در جای مقدس برپا شده است . آنگاه کسانی که در یهودیه هستند به تپه های اطراف فرار کنند و کسانی که روی پشت بام می باشند ، به هنگام فرار حتی برای برداشتن چیزی داخل خانه نروند و همینطور کسانی که در مزرعه هستند برای برداشتن لباس به خانه برنگردند . وای به حال زنانی که در آن زمان آبستن باشند یا طفل شیرخوار داشته باشند . دعا کنید که فرار شما در زمستان یا روز شنبه که دروازه های شهر بسته است ، نباشد . چون در آن روزها مردم به چنان مصیبتی دچار خواهند شد که دنیا آنرا تا بحال ندیده است و هرگز نخواهد دید . در واقع اگر خدا آن روزهای سخت را کوتاه نکند ، هیچ انسانی جان سالم بدر نخواهد برد ، ولی خدا محض خاطر برگزیدگان خود ، آن روزها را کوتاه خواهد کرد . در آن روزها اگر کسی به شما بگوید که مسیح به فلان جا آمده است ، یا او اینجا یا آنجاست ، باور نکنید ، چون از این مسیح ها و پیغمبران دروغین زیاد خواهند آمد و حتی معجزات حیرت انگیز خواهند کرد ، به طوری که اگر ممکن بود حتی برگزیدگان خدا را هم گمراه می کردند . من از ابتدا اینها را گفتم تا مواظب باشید . پس اگر بیایند و به شما بگویند که مسیح در بیابان دوباره ظهور کرده ، به سخنانشان اهمیت ندهید و اگر بگویند نزد ما مخفی شده باور نکنید . چون آمدن من یعنی مسیح ، مانند برق آسمان خواهد بود که در یک لحظه از شرق تا غرب را روشن می سازد . هر جا لاشه ای باشد ، لاشخورها نیز در آنجا جمع می شوند

.

بازگشت مسیح در آخر الزمان

پس از آن مصیبت ها خورشید تیره و تار شده ، ماه دیگر نور نخواهد داد . ستارگان فرو خواهند ریخت و نیروهایی که زمین را نگاه داشته اند ، به لرزه در خواهند آمد . و سرانجام نشانه آمدن من در آسمان ظاهر خواهد شد . آنگاه مردم در سراسر جهان عزا خواهند گرفت و تمام دنیا مرا خواهند دید که در میان ابرهای آسمان ، با قدرت و شکوهی خیره کننده می آیم . و من فرشتگان خود را با صدای بلند شیپور خواهم فرستاد تا برگزیدگان مرا از گوشه و کنار زمین و آسمان گرد آورند . حال از درخت انجیر درس بگیرید . هر وقت شاخه های آن جوانه می زند و برگ می آورد ، می فهمید که تابستان به زودی فرا می رسد . همینطور نیز وقتی تمام این نشانه ها را ببینید ، بدانید که پایان کار بسیار نزدیک شده است . مطمئن باشید این نسل خواهند ماند و همه اینها را به چشم خود خواهند دید . آسمان و زمین از بین خواهد رفت اما کلام من تا ابد باقی خواهد ماند . اما هیچکس نمی داند چه روزی و چه ساعتی دنیا به آخر خواهد رسید ، حتی فرشتگان هم نمی دانند ، فرزند خدا نیز از آن بی خبر است . فقط پدرم خدا آن را می داند . در آن زمان ، مردم دنیا سرگرم عیش و نوش ، مهمانی و عروسی خواهند بود ، درست همانطور که در زمان نوح قبل از آمدن طوفان بودند . در آن وقت کسی باور نمی کرد که واقعا طوفانی در کار باشد ، تا آنکه طوفان آمد و همه آنان را برد ، آمدن من نیز چنین خواهد بود . آنگاه از دو نفر که در مزرعه با هم کار می کنند ، یکی برده شده دیگری خواهند ماند و از دو زن که خانه داری می کنند ، یکی برده شده دیگری خواهد ماند . پس آماده باشید چون نمی دانید خداوند شما چه روزی باز می گردد . اگر صاحب خانه می دانست که دزد در چه ساعتی می آید ، بیدار می ماند و نمی گذاشت دزد وارد خانه اش شود . به همان ترتیب شما نیز برای آمدن ناگهانی من ، همیشه آماده باشید تا غافلگیر نشوید . آیا شما خدمتگزاران دانا و وفادار خداوند هستید ؟ آیا می توانید از اهل خانه من مواظبت کنید و به ایماندارانم هر روز خوراک دهید ؟ خوشابحال شما اگر وقتی باز می گردم ، شما را در حال انجام وظیفه ببینم . من اختیار تمام دارایی خودم را به چنین خدمتگزاران وظیفه شناس خواهم سپرد . ولی اگر شما خدمتگزاران بی وفایی باشید و بگویید خداوندمان به این زودی نمی آید و به همقطارانتان ظلم کنید و به عیاشی و میگسازی بپردازید آنگاه در لحظه ای که انتظار ندارید ، خداوندتان خواهد آمد و شما را به سختی تنبیه خواهد کرد و به سرنوشت ریاکاران دچار خواهد ساخت و به جایی خواهد انداخت که گریه و ناله و فشار دندان بر دندان باشد .


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

:: بازدید : 281
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [جمعه 13 تير 1393 ] [ 23:29]
تاریخ


کشف خط میخی بر دیواره قنات بم

کشف لوحی با خط میخی مربوط به دوران هخامنشی بر دیواره یک قنات در بم در کنار کوره‌های متعدد نای‌سازی مهر تائیدی بر دستیابی به فن آوری حفر قنات با قدمتی معادل 2500 ساله است فن آوری که پس از گذشت سال‌ها همچنان آب مورد نیاز نخلستانهای بم را در اداوار مختلف تاریخ تامین کرده است.

به گزارش خبرنگار مهر، بدون شک قنات یکی از مظاهر حیات در شهرهای کویری کشور است در استان کرمان نیز که در پهنه شمالی خود کویر لوت را در برگرفته است تامین آب از دیر باز تا کنون یکی از مهمترین دغدغه های مردممان کویر بوده است اما این دغدغه هیچ زمان نتوانسته که جلوی ایجاد و توسعه تمدنها را سد کند.

در خشک‌ترین و گرمترین شرایط آب و هوایی و آنجا که دیگر هیچ جانداری امکان حیات ندارد مردمان کویر نشین استان کرمان از دیر باز می‌زیسته‌اند.

مهر تائید این مطلب نیز وجود محوطه تاریخی خبیص در شهداد است، مکانی که هم اکنون نیز با وجود پیشرفت فن آوری به دلیل شدت گرمای هوا و کمبود آب بسیاری از موجودات امکان زیست ندارند، اما پنج هزار سال قبل کویر نشینان تمدنی غنی شکل دادند.

اسرار حیات در این مناطق تنها یک رمز دارد و آن نیز وجود قنات است.

شکل گیری تمدن بر ستونهای استوار قنات ها

هر چند کرمان از وجود سد بسیار کم بهره است و با وجود خشکسالی شدید و کمبود آب تکمیل و احداث این سدها برای رفع مشکل تامین آب مردمان این قرن کاری دشوار به نظر می رسد، اما سالها قبل مردم کویر با سخت کوشی و ابتکار با همین سدهای زیر زمینی آب مورد نیاز خود را تامین می کردند.

هم اکنون نیز هر شهر و روستایی که در استان کرمان شکل گرفته است بر روی ستونهای استوار قناتهایی تکیه زده که پس از گذشت سال‌ها همچنان مهمترین منبع تامین کننده آب شرب و کشاورزی هستند و شاید دور از ذهن نباشد که مسئولان فعلی نیز به جای اجرای طرحهای انتقال آب بار دیگر به شیوه های هزار سال قبل باز گردند و با حفر قنات مشکل تامین آب استان کرمان را حل کنند.

شهر بم در شرق استان کرمان نیز که به دروازه تمدن شرق شهرت یافته است و ارگ 2500 ساله اش نشان از قدمت و اصالتش دارند نیز رمز بقای خود را با همین سازه آبی وابسته است.

کشفی که در روزهای اخیر در این منطقه انجام شده است موجب تحولی در تاریخ تمدن و داشته های تاریخی این شهر کهن دارد.

بم به واقع یکی از نخستین سکونتگاههای بشری بوده است و نامش در قدیمترین نقشه‌ها و کتب موجود یافت می‌شود. اما شاید کسی تا کنون به این نکته پی نبرده باشد که مردمان این منطقه هزاران سال قبل عمل حفر قنات، انتقال و شبکه توزیع آن را همانند مردمان امروزی می دانسته‌اند.

محققان و باستانشناسان بر روی نای های یکی از قناتهای مشهور شهرستان بم در منطقه فراز کتیبه‌ای را کشف کرده‌اند که با خط میخی مربوط به دوران هخامنشی جملاتی بر روی آن حفر شده است.

هر چند که هنوز متن این کتبیه باز خوانی نشده است اما این کتیبه و اکتشافات اخیر در زمینه وجود چندین کوره ساخت نای و تجهیزات احداث قنات نشان از توانایی بالای علمی مردمان این تمدن در زمانی معادل 2500 سال قبل داشته است.

نکته قابل توجه اینکه همچنان همین قنات‌ها هستند که دلیل اصلی ادامه حیات در دشت بم محصول می‌شوند و آب مورد نیاز مردم در زمینه شرب و کشاورزی و حتی در برخی موارد صنعت را تامین می‌کنند.

و شاید فردی که 2500 سال قبل چنین قناتی را حفر کرده تصور هم نمی کرد پس از گذشت سالها همچنان آیندگانش از همین قنات خود را سیرآب کنند.

این در حالی است که برخی از قناتهای بم آنچنان پر آب هستند که به رودخانه ای می مانند که از دل خاک بیرون آمده باشد.

کشف کتیبه 2500 ساله در یکی از قناتهای منطقه فراز بم

پروفسور شهریار عدل، باستانشناس در خصوص کشف این کتیبه به خبرنگار مهر گفت: بم بیشتر به دلیل داشتن ارگ تاریخی این شهر مورد توجه قرار دارد اما شواهد نشان از وجود محوطه های تاریخی قابل توجه در این شهرستان است طی سالهای اخیر بررسی هایی نیز در زمینه قنوات در محوطه های تاریخی اطراف شهر بم انجام شده است که شواهد قابل توجهی در بررسیهای اخیر به دست آمده است.

وی تصریح کرد: کشف کتیبه ای در یکی از این قنات‌ها در منطقه فراز بم که قدمتی معائل 2500 سال دارد از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

وی عنوان کرد: این کتیبه بر روی نای یکی از قنات‌ها پیدا شده است و نشان از دانش بالای مردم آن زمان دارد.

پروفسور عدل ادامه داد: این کشف نشان می دهد دانش افرادی که این قناتها را حفر کرده‌اند کامل بوده است و نای را در کارگاهها تولید و در کوره هایی که هم اکنون آثارشان به جای مانده است می پخته اند.

این باستانشناس افزود: با کشف این کتیبه به صورت مشخص می توان ارتباط بین قنات‌ها و کوره‌ها را اثبات کرد و نشان داد که مردم دوران هخامنشی از چه توانمندی بالایی برخوردار بودند.

رمزگشایی و بررسی خط کتیبه در حال انجام است

وی در خصوص رمزگشایی و بررسی خط گفت: این کار در حال حاضر در حال انجام می باشد اما آن چیزی که اهمیت دارد وجود تمدنی پیشرفته و قابل توجه از نظر تاریخ دانان در این منطقه است.

پروفسور عدل ادامه داد: آنچه که با اهمیت است این است که این آثار نشان از گستردگی تمدنی بوده که در این منطقه در حال حیات بوده اند و نشان از تسلط آنها داشته است و هیچ جای ایران شاهد چنین گسترده ای نیستیم.

وی از کشف سفال‌های مربوط به دروان هخامنشی خبر داد و گفت: بررسی‌ها و کاوش‌ها در منطقه همچنان ادامه خواهد داشت.

پروفسور عدل به این نکته نیز اشاره کرد که این قناتها همچنان توسط مردم در حال استفاده است.

قنات‌ها داشته‌های ارزشمند تاریخی استان کرمان

معاون سازمان میراث فرهنگی استان کرمان نیز با اشاره به اینکه بسیاری از قناتهای موجود در بم از اهمیت تاریخی فوق‌العاده برخوردار هستند به خبرنگار مهر گفت: برخی از قناتها ثبت ملی هستند و جزو داشته های ارزشمند تاریخی استان کرمان و شهرستان بم محسوب می‌شوند.

محسن موحدی ادامه داد: یکی از مهمترین قناتهای بم قنات پاکم است که از پر آب ترین و قدیمیترین قنات‌های کشور محسوب می شود و پیگیری‌های لازم برای ثبت جهانی این قنات آغاز شده است.

وی به اهمیت بم در تاریخ ایران اشاره کرد و گفت: حفاظت و نگهداری از قناتهای این شهرستان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و یکی از جاذبه‌های گردشگری استان کرمان محسوب می‌شوند ضمن اینکه اهمیت این قنات‌ها همچنان برای ادامه زیست در منطقه بسیار برجسته است، بطوریکه آب بسیاری از روستاها و نخلستان‌های شهرستان بم از همین قنات‌ها تامین می‌شود و بدون شک رمز ایجاد و تداوم تمدن در منطقه تاریخی بم بوده اند.

این مسئول افزود: تمدنی که در بم شکل گرفته است یکی از غنی‌ترین تمدن‌های بشری بوده است که مطالعه و بررسی مظاهر این تمدن بسیار با اهمیت است.

............

منبع خبر : خبرگزاری مهر


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 415
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 16:4]
تاریخ

هیات باستان‌شناسی شهر سوخته بالاخره آمادگی خود را پس از 4 سال وقغه پیدا کرد تا پس از 22 فصل کاوش توسط هیات‌های ایرانی و ایتالیایی دوباره راهی محوطه 5 هزارساله‌ شهر سوخته شوند. محوطه‌ای که باستان‌شناسان توانسته‌اند بخشی از مهمترین اطلاعات و دستاوردهای باستان‌شناسی  را از دل آن بیرون بکشند و به دنیای امروز معرفی کنند. حالا قرار است در قالب گروه‌های باستان‌شناسان، متخصصان ژئوفیزیک، پالئوپاتالوژیک، گیاه‌شناسان و جانورشناسان به بازسازی زوایای مختلف جامعه باستانی شهر سوخته بپردازند

.

 آتش سوزی شهر سوخهخته
«سید منصور سجادی» سرپرست هیات باستان‌شناسی شهر سوخته و دهانه غلامان است که از سال 1376 سرپرستی اولین هیات حفاری ایرانی را در شهر سوخته به‌عهده گرفت. او که مهر ماه سال جاری راهی سایت شهر سوخته می‌شود در رابطه با ساختار هیات باستان‌شناسی و اهداف این فصل از کاوش می‌گوید: «طی مذاکراتی که با روسای پژوهشگاه و پژوهشکده باستان‌شناسی صورت گرفت قرار شد مهرماه امسال با مساعدتی که قرار است توسط جلیل گلشن رییس پژوهشگاه و حمیده چوبک رییس پژوهشکده باستان‌شناسی انجام بگیرد فصل جدید کاوش‌ها‌ در شهر سوخته با هدف بازسازی جامعه باستانی شهر سوخته آغاز شود».
 
سرپرست هیات باستان‌شناسی شهرسوخته و دهانه غلامان با تاکید بر اینکه فصل جدید کاوش‌های شهر سوخته‌ با تکیه بر مطالعات میان‌رشته‌ای ادامه پیدا می‌کند گفت: «با توجه به اینکه 22 فصل کاوش در شهر سوخته انجام گرفته و پیشتر نیز گروه‌‌های ایتالیایی در 9 فصل کاوش فعالیت‌های دقیق و گسترده‌ای انجام داده‌اند بنابراین ضروری است هیات باستان‌شناسان ایرانی به‌عنوان وارثان کاوش‌های شایسته گذشته گروه‌های ایتالیایی، فعالیت‌های دقیق و هدفمندی را جهت پیشبرد اهدافشان داشته باشند.»
 
او می‌گوید: «به‌همین منظور یکسری فعالیت‌ها از ابتدای حفاری‌ها تاکنون مورد توجه قرار گرفته هم‌اکنون نیز ادامه فعالیت‌های میان‌رشته‌ای و استفاده از گروه‌های متخصص پزشکی جهت مطالعه جمجه‌ها مدنظر قرار دارد.»
 
سجادی همچنین به مطالعات انسان‌شناسی و پالئوپاتالوژی به‌عنوان مهمترین وجوه فعالیت‌های باستان‌شناسی اشاره کرد و گفت: «باستان‌شناسی وجوه مختلفی دارد و حفاری در یک محوطه باستانی تنها یک قسمت از کار باستان‌شناس محسوب می‌شود. به همین دلیل است که از سال 76 و در آغاز حفاری‌های شهر سوخته، مطالعات انسان‌شناسی یکی از وسیعترین فعالیت‌های هیات را تشکیل داد و مطالعات پالئوپاتالوژی به‌عنوان فعالیتی که هرگز در ایران توسط هیات‌های ایرانی انجام نگرفته بود آغاز شد.»
 
او معتقد است، هدف گروه باستان‌شناسی شهر سوخته و دهانه غلامان پیدا کردن کاسه و کوزه نیست چراکه این کار را حفاران غیرمجاز و کارگران بسیار بهتر و دقیق‌تر از باستان‌شناسان انجام می‌دهند. بنابراین در کنار حفاری‌، بازسازی جامعه باستانی یکی از اهداف اصلی مطرح می‌شود که برای بازسازی اش باید از علوم مختلف کمک گرفت.
 
سجادی تاکید کرد: «درحال‌حاضر در کنار استخراج اطلاعات بیشتر، آموزش و به‌کارگیری نیروهای جوان در محوطه از جمله مهمترین اقدامات این فصل کاوش شهر سوخته به‌شمار می‌رود همچنین امسال جدای از حفاری در سطح شهر تعداد ترانشه‌ها در گورستان شهر سوخته نسبت به سالهای گذشته کمتر خواهد بود و قرار است چند گمانه وسیع و بزرگ در دو نقطه شهر سوخته ایجاد ‌شود که احتمال می‌رود به اهدف این فصل از کاوش‌ نزدیک‌تر باشد و ما را به نتایج دقیق‌تری از بازسازی جامعه باستانی شهر سوخته برساند.»
 
نمونه‌برداری از 400 اسکلت
سرپرست هیات باستانی شهر سوخته و دهانه غلامان با بیان اینکه امسال قرار است از گروه متخصص پزشکی برای نمونه برداری و مطالعه 400 اسکلت بهره گرفته شود ادامه داد: «درحال‌حاضر درحال‌حاضر 1200 اسکلت در شهر سوخته کشف شده که نزدیک به 250 اسکلت در زمان کاوش‌ هیات ایتالیایی به دست آمده و بالغ بر 850 اسکلت نیز مربوط به کاوش‌های هیات ایرانی می‌شود. در این فصل از کاوش قرار است با همکاری تیمی از اساتید متخصص دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران 400 اسکلت نمونه‌برداری و مطالعه شود.»
 
به‌گفته سجادی، نمونه‌برداری اسکلت‌ها و جمجه‌ها تاکنون انجام نشده، اما مطالعات فصل جدید می‌تواند بسیاری از گره‌های کور و امراضی که جامعه باستانی با آن مواجه بوده را آشکار کند.
 
این درحالی است که در کنار فعالیت‌های باستان‌شناسان که در دو بخش حفاری در مناطق مسکونی و حفاری در بخش گورستان که هر کدام سرپرست ویژه‌ای دارد، مطالعات ژئوفیزیک، گیاه‌باستان‌شناسی، انسان‌شناسی و پالئوپاتالوژیک که به آسیب‌شناسی باستانی و تشخیص امراض مردم باستانی می‌پردازند، فعالیت‌های خود را انجام می‌دهند.
 
او همچنین تاکید کرد: «با توجه به وقفه‌ای که در این سالها داشتیم از گروه ایتالیایی برای بخش گیاه شناسی دعوت نمی‌شود اما امیدواریم گروه جانورشناسی را به‌سرعت تشکیل دهیم.»
 
انتشارات شهر سوخته آماده چاپ
سجادی همچنین در بخش دیگر از صحبت‌های خود به انتشارات و چاپ مجموعه مقالات و کتاب‌های مربوط به شهر سوخته پرداخت و به CHN گفت: «همواره یکی از اهداف اصلی هیات باستان‌شناسی شهر سوخته و دهانه غلامان انتشار گزارش‌ها پس از کاوش‌ها بوده است. درحال‌حاضر درتلاش هستیم که در 10 جلد از گزارش‌های شهر سوخته را آماده کنیم که مربوط به گورستان و بخش‌های صنعتی و یادمانی این شهر باستانی می‌شود.
 
او معتقد است، به همان میزانی که شهر سوخته از وسعت و گستردگی برخوردار است طبیعتا تولید و اطلاعات هم افزایش پیدا می‌کند. تعداد ما نهایتا 30 نفر است که پس از هر کاوش نمی‌توان همه اطلاعات را یک مرتبه تبدیل به کتاب کرد. در نوشتن گزارش باید هر گونه دقت بکار گرفته شود با این وجود تمامی این گزارش‌ها چاپ شده چراکه معتقدم درصورت عدم چاپ گزارش‌ها از بین می‌روند.
 

سجادی گفت: چاپ گزارش‌ و کتاب، مجموعه مقالات، بولتن‌ها و مقالات جداگانه انتشارات ما محسوب می‌شود که برخی از آن‌ها در نوبت چاپ و برخی دیگر منتشر شده‌اند. هم‌اکنون نزدیک به 80 مقاله به فارسی و انگلیسی و دیگر زبان‌های مختلف قرار است به چاپ برسد و تاخیر در چاپ گزارش‌ها به دلیل حجم اطلاعاتی که وجود دارد.


.......................

منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 231
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 19 خرداد 1393 ] [ 11:25]
تاریخ

اسکلت‌های چندهزارساله هنوز قربانی می‌شوند
کشف 23 اسکلت انسانی در یک گور و قطعه قطعه شدن جسد 4 زن در یکی از گورکان‌های سکایی درحالی از بزرگترین قربانگاه انسان در ایران خبر می‌دهد که علم باستان‌شناسی امروز ایران هنوز نتوانسته به چرایی این نوع تدفین جمعی که زنان و حیوانات بزرگترین قربانی آن بوده‌اند، پاسخی مشخص دهد.
 
 «حامد وحدتی‌نسب» دیرینه‌شناس، در رابطه با یافته‌های اخیر گورستان سد خرم‌آباد اردبیل می‌‌گوید: مهمترین داده گورستان اسکلت درون گورها است و مطالعات اسکلت‌ها در حیطه تخصصی انسان‌شناس جسمانی است. اما در حفاری یکی از مهمترین گورستان‌های باستانی جای انسان‌شناس جسمانی را خالی می‌بینید. موضوعی که سبب شده پاسخ بسیاری از سوالات در ابهام باقی بماند. 
 
 او می‌گوید: در مقاله گورستان سد باستانی خرم‌آباد اردبیل صرفا به مهره‌ّها، ظروف گاهنگاری شده که هیچ مبنای مقایسه‌ای ندارد پرداخته می‌شود، حتی در مورد اسکلت‌های حیوانی نیز با شک و تردید صحبت می‌شود. این درحالی است که استخوان اسب، گاو و سگ بسیار شاخص است و براحتی تشخیص داده می‌شود.
 
وحدتی‌نسب ادامه می‌دهد، در باستان‌شناسی ایران گویی عرف شده که اسکلت‌های انسانی نادیده گرفته شود. این درحالی است که اسکلت‌ها می‌توانند مهمترین اطلاعات راجع به تغذیه‌، رژیم غذایی، بیماری، نسبت جوامع با یکدیگر، نحوه همسر گزینی و روابط اجتماعی انسان‌ها و حتی چگونگی قربانی شدن بدهند که نمی‌توان از روی سفال و سنگ به آن اطلاعات دست پیدا کرد.

............
برگرفته از خبرگزاری میراث فرهنگی


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 271
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [پنجشنبه 08 خرداد 1393 ] [ 14:28]
تاریخ

در هفته‌ای که گذشت خبر کشف خانه‌های شخصی هخامنشیان خبرساز شد. خبرگزاری میراث‌فرهنگی گزارشی را منتشر کرد که از تحقیقات گسترده ای توسط تیمی از باستان شناسان ایرانی در دهانه غلامان سیستان و بلوچستان خبر می‌داد.

 
در این تحقیقات مشخص شد که دهانه غلامان تنها سایت هخامنشی در معماری پارس و آسیای مرکزی است که برگرفته از معماری خاص و منحصربه فرد و دارای خانه های شخصی مردم عادی است.
  
باستان شناس ها در ادامه پژوهش های باستان شناسی خود به این نتیجه رسیدند که 50 ساختمان بزرگ در دهانه غلامان وجود داشته که در بین آن ها جدای از ساختمان های اداری، مذهبی و صنعتی، ساختمان های شخصی مردم عادی نیز وجود داشته است.
 
محمدخانی در این رابطه می گوید: دهانه غلامان تنها سایت هخامنشی کشف شده تا به امروز است که در آن خانه های شخصی مردم عادی نیز به چشم می خورد و این خانه ها تنها در دهانه غلامان به دست آمده است.
 
او در ادامه به ساختار ساختمان شماره 28 اشاره می کند که در بررسی های ژئوفیزیک یافت شده است. به گفته محمدخانی، ساختمان شماره 28 ساختار اشرافی حکومتی داشته که به نظر می رسد مرکز ساتراپی بوده است.
  
کوروش محمدخانی، متخصص ‍‍ژئوفیزیک، ادامه می دهد: با توجه به شواهد به دست آمده دهانه غلامان یک شهر هخامنشی بوده چون ممکن نیست یک روستا از یک مرکز ساتراپی شهری با حکومت قدرتمند برخوردار باشد.
 
این باستان شناس و متخصص ژئوفیزیک معتقد است: با پاسخ دادن به سوالات مطرح شده در مورد شهر هخامنشی واقع در دهانه غلامان باستان شناسان توانستند ثابت کنند که این سایت باستانی در دوره هخامنشی یک شهر بوده است.

..............
برگفته از خبرگزاری میراث فرهنگی


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 271
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [پنجشنبه 08 خرداد 1393 ] [ 14:26]
تاریخ

فهرست نشریات نامعتبر خارجی . سال 1392 .


http://up.hamrahetarikh.ir/up/hamrahetarikh/Pictures/363677301.pdf




:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 573
:: ارسال شده در: دکترای تاریخ , مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [جمعه 02 خرداد 1393 ] [ 23:57]
تاریخ
استاد مطهری ره دو حوزه ی عقیده و تفکر را از یکدیگر تفکیک می کند و حکم آزادی را در هر یک متفاوت می شمارد. به نظر وی تفکر در اسلام نه تنها آزاد است بلکه از واجبات تلقی می گردد لذا در نظام اسلامی هر کس باید فکر و قلمش آزاد باشد و تنها در چنین صورتی است که انقلاب اسلامی راه صحیح پیروزی را ادامه خواهد داد.

استاد شهید مرتضی مطهری (ره) آزادی را یکی از نیازهای اساسی می داند و با توجه به تاریخ اروپا گوشزد می کند که در صورت تعارض آزادی و دین، جامعه از دین روی گردان خواهد شد:

از نظر روانشناسی مذهبی یکی از موجبات عقب گرد مذهبی این است که اولیای مذهب میان مذهب و یک نیاز طبیعی، تضاد برقرار کنند، مخصوصاً هنگامی که آن نیاز در سطح افکار عمومی ظاهر شود. درست در مرحله ای که استبداد و اختناق در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه ی این اندیشه بودند که حق حاکمیت از آن مردم است، کلیسا یا طرفداران کلیسا و با اتکاء به افکار کلیسا این فکر عرضه شد که مردم در زمینه ی حکومت فقط تکلیف و وظیفه دارند نه حق. همین کافی بود که تشنگان آزادی و دمکراسی و حکومت را بر ضد کلیسا بلکه بر ضد دین خدا به طور کلی برانگیزد.

بدین ترتیب در نظر شهید مطهری با پیوندی که ارباب کلیسا و برخی از فیلسوفان اروپایی میان اعتقاد به خدا از یک طرف و سلب حقوق سیاسی و تثبیت حکومت های استبدادی از طرف دیگر، برقرار کردند، نوعی ارتباط میان دمکراسی و حکومت مردم بر مردم و بی خدایی فرض شد:

چنین فرض شد که یا باید خدا را بپذیریم و حق حکومت را از طرف او تفویض شده به افراد معینی که هیچ نوع امتیاز روشنی ندارند تلقی کنیم و یا خدا را نفی کنیم تا بتوانیم خود را ذی حق بدانیم[1]

 .................. ادامه مطلب را ببینید .


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 357
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 15 ارديبهشت 1393 ] [ 18:26]
تاریخ


جملات ( بخش دوم ) :  28

. مراقب باشید که اعمال نیک خود را در انظار مردم انجام ندهید ، تا شما را ببینند و تحسین کنند  ، زیرا در اینصورت نزد پدر آسمانی تان اجری نخواهید داشت .

29.هرگاه به فقیری کمک می کنی ، مانند ریاکاران که در کنیسه و در بازار از خود تعریف می کنند تا مردم به آن ها احترام بگذارند ، درباره کار نیک خود داد سخن سر نده ،چون به این ترتیب  ، اجری را که می بایست از خدا بگیری ، از مردم گرفته ای .

30 . اما وقتی به کسی صدقه ای می دهی ، نگذار حتی دست چپت از کاری که دست راستت می کند ، آگاه شود . تا نیکویی تو در نهان باشد . آنگاه پدر آسمانی که امور نهان را می بیند ، تو را اجر خواهد داد . 

31. و اما درباره دعا ، هرگاه دعا می کنی ، مانند ریاکاران نباش که دوست دارند در عبادگاه ها یا در گوشه و کنار خیابان ها نماز بخوانند تا توجه مردم را به خود جلب کنند و خود را مومن نشان دهند . مطمئن باش اجری را که باید از خدا بگیرند ، همین جا از مردم گرفته اند . 

  32. اما تو هرگاه دعا می کنی ، در تنهایی و در خلوت دل ، پدر آسمانی را دعا عبادت نما و او که کارهای نهان تو را می بیند ، به تو پاداش خواهد داد . وقتی که دعا می کنید مانند کسانی که خدای حقیقی را نمی شناسند ، ورد های بی معنی تکرار نکنید ، ایشان گمان می کنند که با تکرار زیاد ، دعایشان مستجاب می شود  . اما شما این را به یاد داشته باشید که پدرتان قبل از اینکه از او چیزی بخواهید ، کاملا از نیازهای شما آگاه است . 


33 . شما اینگونه دعا کنید : ای پدر ما که در آسمانی ، نام مقدس  تو گرامی باد ، ملکوت تو برقرار گردد ، خواست تو آنچنان که در آسمان مورد اجراست ، بر زمین نیز اجرا شود . نان روزانه ما را امروز نیز به ما ارزانی دارد . خطاهای ما را بیامرز چنانکه ما نیز آنان را که به ما بدی کرده اند را می بخشیم .

   34 . ما را از وسوسه ها دور نگاه دار و از شیطان حفظ فرما . زیرا ملکوت و قدرت و جلال تا ابد  از آن توست . آمین . 

35. پدر آسمانی ، شما را به شرطی خواهد بخشید که شما نیز آنانی را که به شما بدی کرده اند ، ببخشید . 



36.

و اما درباره روزه ، وقتی روزه می گیرید ، مانند ریاکاران خود را افسرده و ناتوان نشان ندهید ، ایشان با این کار می خواهند به مردم بفهمانند که روزه گرفته اند . مطمئن باشید که ایشان تمام اجر خود را به همین صورت از مردم می گیرند . اما تو وقتی روزه می گیری ، سر و صورت خو را تمیز و مرتب کن . تا کسی متوجه نشود روزه گرفته ای . آنگاه پدر آسمانی تو که از همه چیز آگاه است تو را اجر خواهد داد .


  37 .

ثروت خود را بر روی این زمین نیندوزید زیرا ممکن است بید یا زنگ به آن آسیب رساند و یا دزد آن را برباید . ثروتتان را در آسمان بیندوزید ، در جایی که از بید و زنگ و دزد خبری نیست . اگر ثروت شما در آسمان باشد ، فکر و دلتان نیز در آنجا خواهد بود  .  38

. چشم چراغ وجود انسان است . اگر چشم تو پاک باشد ، تمام وجودت نیز پاک و روشن خواهد بود ولی اگر چشمت با شهوت و طمع تیره شده باشد ، تمام وجودت هم در تاریکی عمیقی فرو خواهد رفت ، چه تاریکی وحشتناکی . 

39. نمی توانی به دو ارباب خدمت کنی ، باید فقط یکی از آن ها را دوست داشته باشی و فقط به یکی وفادار بمانی . همچنین نمی توانی هم بنده خدا باشی و هم بنده پول .

  40 . پس نصیحت بنده این است که برای خوراک و پوشاک غصه نخورید . برای همین زندگی و بدنی که دارید شاد باشید . آیا ارزش زندگی و بدن ، بیشتر از خوراک و پوشاک نیست ؟

41. به پرندگان نگاه کنید . غصه ندارند که چه بخورند  ، نه می کارند ، نه درو می کنند ، و نه در انبارها ذخیره می کنند ، ولی پدر آسمانی شما خوراک آن ها را فراهم می سازد . آیا شما برای خدا خیلی بیشتر از این پرندگان ارزش ندارید ؟ آیا غصه خوردن می تواند یک لحظه عمرتان را طولانی تر کند ؟  42. چرا برای لباس و پوشاک غصه می خورید ؟ به گل های سوسن که در صحرا هستند ، نگاه کنید . آن ها برای لباس غصه نمی خورند . با این حال به شما می گویم که سلیمان هم با تمام شکوه و ثروت خود ، هرگز لباسی به زیبایی این گل های صحرایی نپوشید . پس اگر خدا در فکر گل هایی است که امروز هستند و فردا از بین می روند ، چقدر بیشتر در فکر شماست ، ای کم ایمانان .

  43. پس غصه خوراک و پوشاک را نخورید چون بی ایمانان درباره این چیزها دائما فکر می کنند و سخن می گویند ، شما با ایشان فرق دارید ، پدر آسمانی شما کاملا می داند شما به چه نیاز دارید .


44. اگر شما قبل از هر چیز ، به ملکوت و عدالت خدا دل ببندید ، او همه این نیازهای شما را برآورده خواهد ساخت . پس غصه فردا را نخورید ، چون خدا در فکر فردای  شما نیز می باشد . مشکلات هر روز برای همان روز کافی است ، لازم نیست مشکلات روز بعد را نیز به آن بیفزایید .  

45. از کسی ایراد نگیرید تا از شما نیز ایراد نگیرند . زیرا هر طور که با دیگران رفتار کنید ، همانگونه با شما رفتار خواهند کرد .

  45 . چرا پر کاه را در چشم برادرت می بینی ، اما تیر چوب را در چشم خودت نمی بینی ؟ چگونه جرات می کنی بگویی : اجازه بده پرکاه را از چشمت درآورم . در حالی که خودت چوبی در چشم داری ؟ ای متظاهر ، نخست چوب را از چشم خود درآور تا بهتر بتوانی پرکاه را در چشم برادرت ببینی . 

46 . مروارید های خود را نزد خوک ها میندازید چون قادر به تشخیص ارزش آن ها نمی باشند ، آن ها مروارید ها را لگد مال می کنند  و برگشته ، به شما حمله ور خواهند شد. به همین ترتیب چیزهای مقدس را در اختیار انسان های بدکار مگذارید . 

  47 . بخواهید تا به شما داده شود . بجویید تا بیابید . در بزنید تا به روی شما باز شود . زیرا هر که چیزی بخواهد بدست خواهد آورد و هر که بجوید خواهد یافت . کافی است در بزنید ، که در برویتان باز می شود . اگر کودکی از پدرش نان بخواهد ، آیا پدرش به او سنگ می دهد ؟ اگر از او ماهی بخواهد ، آیا به او مار می دهد ؟ پس شما که اینقدر سنگدل و گناهکار هستید ، به فرزندانتان چیزهای خوب می دهید ، چقدر بیشتر پدر آسمانی تان برکات خود را به شما خواهد بخشید ، اگر از او بخواهید . پس آنچه می خواهید دیگران برای شما بکنند ، شما همان را برای آنها بکنید این است خلاصه تورات و کتب انبیاء .


...................

منبع : انجیل متی . گردآوری : همراه تاریخ



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 329
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ] [ 23:34]
تاریخ

فرقه ایزدی یا یزیدی :

اولین اعتراضی که بر علیه شاه اسماعیل از لحاظ انتخاب آئین تشیع به عنوان مذهب رسمی ایران به عمل آمد ، از طرف کردهای یزیدی بود که در بین النهرین و نواحی غرب ایران سکونت داشتند . موسس این فرقه ، شاهد بن جراح است که خود را منسوب به یزید بن معاویه می دانست . بعضی عقیده دارند که عقاید آن ها متاثر از آئین زرتشت است و کلمه یزید را از یزتا اوستایی و یزد پهلوی مشتق می دانند ، عقاید این فرقه مخلوطی از افکار زردشتی ، مانوی ، مسحیت و اسلام است . لعن کردن در طریقت آن ها ممنوع است ، حتی شیطان را نمی توان لعن کرد و به همین جهت بعضی آن ها را فرقه شیطان پرستان نامیده اند ، آن ها برای اشیاء و رنگ ها معانی خاصی قائلند و برای انجام نماز مراسم دیگری دارند . طرفداران این فرقه در سال 913 ه .ق به رهبری شیر صام بر علیه شاه اسماعیل قیام کردند ، شاه اسماعیل با قشون خود به سرکردگی بایرام بیگ قهرمانی با آنها به جنگ پرداخت و آن ها را متواری نمود. (تاجبخش ، 1372، ص 62)

 

********************************************************

منبع : تاجبخش ، احمد (1372) ، تاریخ صفویه ، چاپ اول ، شیراز : انتشارات نوید

:: امتیاز: نتیجه : 3 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 2

:: بازدید : 12989
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [چهارشنبه 03 ارديبهشت 1393 ] [ 23:7]
تاریخ

جملاتی از انجیل متی :

 

1.  خوشا به حال آنان که که نیاز خود را به خدا احساس می کنند ، زیرا ملکوت آسمان از آن ایشان است  .

 

 

2.  خوشا به حال ماتم زدگان ، زیرا ایشان تسلی خواهند یافت .

 

3.  خوشا به حال فروتنان ، زیرا ایشان مالک تمام جهان خواهند گشت .

 

4.  خوشا به حال گرسنگان و تشنگان عدالت ، زیرا سیر خواهند شد .

 

5.  خوشا به حال آنان که مهربان و با گذشتند ، زیرا از دیگران گذشت خواهند دید .

 

6.  خوشا به حال پاک دلان ، زیرا خدا را خواهند دید .

 

7.  خوشا به حال آنان که برای برقراری صلح در میان مردم کوشش می کنند ، زیرا ایشان فرزندان خدا نامیده خواهند شد.

 

8.  خوشا به حال آنان که به سبب نیک کردار بودن آزار می بینند ، زیرا ایشان از ملوکت آسمان بهره مند خواهند شد  .

 

9.  هرگاه به خاطر من شما را ناسزا گفته ، آزار رسانند و به شما تهمت زنند ، شاد باشید . بلی خوشی و شادی نمایید ، زیرا در آسمان پاداشی بزرگ در انتظار شماست . بدانید که با پیامبران گذشته نیز چنین کردند .

 

10.                    شما نمک جهان هستید و به آن طعم می بخشید اما اگر شما نیز طعم خود را از دست دهید ، وضع جهان چه خواهد شد؟ در اینصورت ، شما را همچون نمکی بی مصرف دور انداخته ، پایمال خواهند ساخت .

 

11.                    شما نور جهان می باشید ، شما همچون شهری هستید که بر تپه ای بنا شده و در شب می درخشد و همه آن را میبینند . چراغ را روشن نمی کنند تا آنرا  زیر کاسه بگذارند ، بلکه روی چراغدان ، تا کسانی که در خانه هستند از نورش استفاده کنند . پس نور خود را پنهان مسازید ، بلکه بگذارید نور شما بر مردم بتابد ، تا کارهای نیک شما را دیده ، پدر آسمانی تان را تمجید کنند .

 

12.                    گمان مبرید که آماده ام تا تورات موسی و نوشته های سایر انبیاء را منسوخ کنم . من آمده ام تا آن ها را تکمیل نمایم و به انجام برسانم .

 

13.                    به راستی به شما می گویم که از میان احکام تورات ، هر آنچه که باید عملی شود ، یقینا همه یک به یک عملی خواهند شد . پس اگر کسی از کوچکترین حکم آن سرپیچی کند و به دیگران نیز تعلیم دهد که چنین کنند ، او در ملکوت آسمان  از همه کوچکتر خواهد بود . اما هرکه احکام خدا را اطاعت نماید و دیگران را نیز تشویق به اطاعت کند ، در ملکوت آسمان بزرگ خواهد بود .

 

14.                    این را نیز بگویم تا شما بهتر از علما و پیشوایان دین یهود نشوید محال است بتوانید وارد ملکوت آسمان گردید .

 

15.                    گفته شده است هرکس مرتکب قتل شود ، محکوم به مرگ می باشد . اما من می گویم که حتی اگر نسبت به برادر خود خشمگین شوی و بر او فریاد بزنی ، باید تو را محاکمه کرد ؛ و اگر برادر خود را « ابله » خطاب کنی باید تو را به دادگاه برد ؛ و اگر به دوستت ناسزا گویی ؛ سزایت آتش جهنم می باشد .

 

16.                    پس اگر نذری داری و می خواهی گوسفندی در خانه خدا قربانی کنی ، و همان لحظه به یادت آید که دوستت از تو رنجیده است ، گوسفند را همانجا نزد قربانگاه رها کن و از دوستت عذرخواهی نما و با او آشتی کن ، آنگاه بیا و نذرت را به خدا تقدیم کن .

 

17.                    هرگاه کسی از تو شکایت کند و تو را به دادگاه ببرد ، کوشش کن پیش از آنکه به دادگاه برسید و قاضی تو را به زندان بیندازد ، با شاکی صلح کنی و گرنه در زندان خواهی ماند و تا دینار آخر را نپرداخته باشی ، بیرون نخواهی آمد .

 

18.                    گفته شده است که زنا مکن . ولی من می گویم که اگر حتی با نظر شهوت آلود به زنی نگاه کنی ، همان لحظه در دل خود ، با او زنا کرده ای . پس ، اگر چشمی که برایت اینقدرعزیز است ، باعث می شود گناه کنی ، آن را از حدقه درآور و دور افکن . بهتر است بدنت ناقص باشد ، تا اینکه تمام وجودت به جهنم بیفتد .

 

19.                    و اگر دست راستت باعث می شود گناه کنی ، آن را ببر و دور بینداز . بهتر است یک دست داشته باشی ، تا اینکه با دو دست به جهنم بروی .

 

20.                    گفته شده است : اگر کسی می خواهد از دست زنش خلاص شود ، کافی است طلاقنامه ای بنویسد و به او بدهد . اما من می گویم هرکه زن خود را بدون اینکه خیانتی از او دیده باشد ، طلاق دهد و آن زن دوباره شوهر کند ، آن مرد مقصر است زیرا باعث شده زنش زنا کند و مردی نیز که با این زن ازدواج کرده ، زناکار است .

 

21.                    باز گفته شده که قسم دروغ نخور  و هرگاه به نام خدا قسم یاد کنی ، آن را وفا کن . اما من می گویم : « هیچگاه قسم نخور ، نه به آسمان که تخت خداست ، و نه به زمین که پای انداز اوست و نه به اورشلیم که شهر آن پادشاه بزرگ است ، به هیچ یک از این ها سوگند یاد نکن . به سر خود نیز قسم مخور ، زیرا قادر نیستی مویی را سفید یا سیاه گردانی . فقط بگو« بلی » یا « نه » . همین کافی است .  اما اگر برای سخنی که می گویی ، قسم بخوری ، نشان می دهی که نیرنگی در کار است .

 

22.                    گفته شده که اگر شخصی چشم کسی را کور کند ، باید چشم او را نیز کور کرد و اگر دندان کسی را بشکند ، باید دندانش را شکست . اما  من می گویم که اگر کسی به تو زور گوید ، با او مقاومت نکن ؛ حتی اگر به گونه راست تو سیلی زند ، گونه دیگرت را نیز پیش ببر تا به آن نیز سیلی بزند .

 

23.                    اگر کسی تو را به دادگاه بکشاند تا پیراهنت را بگیرد ، عبای  خود را نیز به او ببخش .

 

24.                    اگر یه سرباز رومی به تو دستور دهد که باری را به مسافت یک میل حمل کنی ، تو دو میل حمل کن  .

 

25.                    اگر کسی از تو چیزی خواست . به او بده و اگر از تو قرض خواست ، او را دست خالی روانه نکن .

 

26.                    شنیده اید که می گویند با دوستان خود دوست باش ، و با دشمنانت  دشمن ؟ اما من می گویم که دشمنان خود را دوست بدارید ، و هر که شما را لعنت کند ، برای او دعای برکت کنید ، به آنانی که از شما نفرت دارند ، نیکی کنید ، و برای آنانی که به شما ناسزا می گویند و شما را آزار می دهند ، دعای خیر نمایید . اگر چنین کنید ، فرزندان راستین پدر آسمانی خود خواهید بود ، زیرا او آفتاب خود را بر همه می تاباند ، چه بر خوبان ، چه بر بدان ، باران خود را نیز بر نیکوکاران و ظالمان می باراند.

 

27.                    اگر فقط آنانی را که شما را دوست می دارند ، محبت کنید ، چه برتری بر مردمان پست دارید ، زیرا ایشان نیز چنین می کنند . اگر فقط با دوستان خود دوستی کنید ، با کافران چه فرقی دارید ، زیرا اینان نیز چنین می کنند . پس شما کامل باشید ، همانگونه که پدر آسمانی شما کامل است .

منبع : انجبل متی : تهیه شده توسط همراه تاریخ



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 5

:: بازدید : 2495
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [چهارشنبه 03 ارديبهشت 1393 ] [ 22:26]
تاریخ


امام جمعه موقت اصفهان:
مردم اجازه دفن ریچارد فرای در اصفهان را نمی‌دهند
- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930121000731#sthash.7Gdn9lXf.dpuf
امام جمعه موقت اصفهان: مردم اجازه دفن ریچارد فرای در اصفهان را نمی‌دهند



امام جمعه اثفهان

 حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان درباره دفن ریچارد فرای در شهر اصفهان اظهار کرد: معتقدیم همان کار قبلی هم در مورد دفن پروفسور پوپ که حتی سارق آثار ملی ما نیز بوده و در زمان طاغوت رخ داده کار اشتباهی بوده است.  وی با بیان اینکه آیا شخصیت ریچارد فرای مانند شخصیت امثال ملاصدرا، میرداماد یا شیخ بهایی است تصریح کرد: چرا باید چنین فردی که سارق آثار ملی ما در نیویورک بوده است در اصفهان دفن شود.  امام جمعه موقت اصفهان ادامه داد: نمی‌دانم چرا مسئولان دیواری کوتاه‌تر از اصفهان پیدا نکرده‌اند که قصد دارند زباله‌های غربی را در اصفهان و در کنار زاینده‌رود خاک کنند.  وی اضافه کرد: مردم اصفهان اجازه‌ چنین کاری را به مسئولان نخواهند داد که جنازه یک فرد جاسوس سیا در اصفهان دفن شود.  رهبر گفت: من به عنوان فردی که 50 سال کار فرهنگی کرده و 30 سال است از تریبون نماز جمعه برای مردم صحبت کرده و سابقه حضور در مجلس را نیز دارم با صدایی بلند و رسا می‌گویم مردم اصفهان اجازه دفن ریچارد فرای را در کنار زاینده‌رود نخواهند داد .

..................

منبع : خبرگزاری فارس


حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان درباره دفن ریچارد فرای در شهر اصفهان اظهار کرد: معتقدیم همان کار قبلی هم در مورد دفن پروفسور پوپ که حتی سارق آثار ملی ما نیز بوده و در زمان طاغوت رخ داده کار اشتباهی بوده است.

وی با بیان اینکه آیا شخصیت ریچارد فرای مانند شخصیت امثال ملاصدرا، میرداماد یا شیخ بهایی است تصریح کرد: چرا باید چنین فردی که سارق آثار ملی ما در نیویورک بوده است در اصفهان دفن شود.

امام جمعه موقت اصفهان ادامه داد: نمی‌دانم چرا مسئولان دیواری کوتاه‌تر از اصفهان پیدا نکرده‌اند که قصد دارند زباله‌های غربی را در اصفهان و در کنار زاینده‌رود خاک کنند.

وی اضافه کرد: مردم اصفهان اجازه‌ چنین کاری را به مسئولان نخواهند داد که جنازه یک فرد جاسوس سیا در اصفهان دفن شود.

رهبر گفت: من به عنوان فردی که 50 سال کار فرهنگی کرده و 30 سال است از تریبون نماز جمعه برای مردم صحبت کرده و سابقه حضور در مجلس را نیز دارم با صدایی بلند و رسا می‌گویم مردم اصفهان اجازه دفن ریچارد فرای را در کنار زاینده‌رود نخواهم داد.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930121000731#sthash.7Gdn9lXf.dpuf

حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان درباره دفن ریچارد فرای در شهر اصفهان اظهار کرد: معتقدیم همان کار قبلی هم در مورد دفن پروفسور پوپ که حتی سارق آثار ملی ما نیز بوده و در زمان طاغوت رخ داده کار اشتباهی بوده است.

وی با بیان اینکه آیا شخصیت ریچارد فرای مانند شخصیت امثال ملاصدرا، میرداماد یا شیخ بهایی است تصریح کرد: چرا باید چنین فردی که سارق آثار ملی ما در نیویورک بوده است در اصفهان دفن شود.

امام جمعه موقت اصفهان ادامه داد: نمی‌دانم چرا مسئولان دیواری کوتاه‌تر از اصفهان پیدا نکرده‌اند که قصد دارند زباله‌های غربی را در اصفهان و در کنار زاینده‌رود خاک کنند.

وی اضافه کرد: مردم اصفهان اجازه‌ چنین کاری را به مسئولان نخواهند داد که جنازه یک فرد جاسوس سیا در اصفهان دفن شود.

رهبر گفت: من به عنوان فردی که 50 سال کار فرهنگی کرده و 30 سال است از تریبون نماز جمعه برای مردم صحبت کرده و سابقه حضور در مجلس را نیز دارم با صدایی بلند و رسا می‌گویم مردم اصفهان اجازه دفن ریچارد فرای را در کنار زاینده‌رود نخواهم داد.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930121000731#sthash.7Gdn9lXf.dpuf

حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان درباره دفن ریچارد فرای در شهر اصفهان اظهار کرد: معتقدیم همان کار قبلی هم در مورد دفن پروفسور پوپ که حتی سارق آثار ملی ما نیز بوده و در زمان طاغوت رخ داده کار اشتباهی بوده است.

وی با بیان اینکه آیا شخصیت ریچارد فرای مانند شخصیت امثال ملاصدرا، میرداماد یا شیخ بهایی است تصریح کرد: چرا باید چنین فردی که سارق آثار ملی ما در نیویورک بوده است در اصفهان دفن شود.

امام جمعه موقت اصفهان ادامه داد: نمی‌دانم چرا مسئولان دیواری کوتاه‌تر از اصفهان پیدا نکرده‌اند که قصد دارند زباله‌های غربی را در اصفهان و در کنار زاینده‌رود خاک کنند.

وی اضافه کرد: مردم اصفهان اجازه‌ چنین کاری را به مسئولان نخواهند داد که جنازه یک فرد جاسوس سیا در اصفهان دفن شود.

رهبر گفت: من به عنوان فردی که 50 سال کار فرهنگی کرده و 30 سال است از تریبون نماز جمعه برای مردم صحبت کرده و سابقه حضور در مجلس را نیز دارم با صدایی بلند و رسا می‌گویم مردم اصفهان اجازه دفن ریچارد فرای را در کنار زاینده‌رود نخواهم داد.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930121000731#sthash.7Gdn9lXf.dpuf

حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان درباره دفن ریچارد فرای در شهر اصفهان اظهار کرد: معتقدیم همان کار قبلی هم در مورد دفن پروفسور پوپ که حتی سارق آثار ملی ما نیز بوده و در زمان طاغوت رخ داده کار اشتباهی بوده است.

وی با بیان اینکه آیا شخصیت ریچارد فرای مانند شخصیت امثال ملاصدرا، میرداماد یا شیخ بهایی است تصریح کرد: چرا باید چنین فردی که سارق آثار ملی ما در نیویورک بوده است در اصفهان دفن شود.

امام جمعه موقت اصفهان ادامه داد: نمی‌دانم چرا مسئولان دیواری کوتاه‌تر از اصفهان پیدا نکرده‌اند که قصد دارند زباله‌های غربی را در اصفهان و در کنار زاینده‌رود خاک کنند.

وی اضافه کرد: مردم اصفهان اجازه‌ چنین کاری را به مسئولان نخواهند داد که جنازه یک فرد جاسوس سیا در اصفهان دفن شود.

رهبر گفت: من به عنوان فردی که 50 سال کار فرهنگی کرده و 30 سال است از تریبون نماز جمعه برای مردم صحبت کرده و سابقه حضور در مجلس را نیز دارم با صدایی بلند و رسا می‌گویم مردم اصفهان اجازه دفن ریچارد فرای را در کنار زاینده‌رود نخواهم داد.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930121000731#sthash.7Gdn9lXf.dpuf

حجت‌الاسلام محمدتقی رهبر امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در اصفهان درباره دفن ریچارد فرای در شهر اصفهان اظهار کرد: معتقدیم همان کار قبلی هم در مورد دفن پروفسور پوپ که حتی سارق آثار ملی ما نیز بوده و در زمان طاغوت رخ داده کار اشتباهی بوده است.

وی با بیان اینکه آیا شخصیت ریچارد فرای مانند شخصیت امثال ملاصدرا، میرداماد یا شیخ بهایی است تصریح کرد: چرا باید چنین فردی که سارق آثار ملی ما در نیویورک بوده است در اصفهان دفن شود.

امام جمعه موقت اصفهان ادامه داد: نمی‌دانم چرا مسئولان دیواری کوتاه‌تر از اصفهان پیدا نکرده‌اند که قصد دارند زباله‌های غربی را در اصفهان و در کنار زاینده‌رود خاک کنند.

وی اضافه کرد: مردم اصفهان اجازه‌ چنین کاری را به مسئولان نخواهند داد که جنازه یک فرد جاسوس سیا در اصفهان دفن شود.

رهبر گفت: من به عنوان فردی که 50 سال کار فرهنگی کرده و 30 سال است از تریبون نماز جمعه برای مردم صحبت کرده و سابقه حضور در مجلس را نیز دارم با صدایی بلند و رسا می‌گویم مردم اصفهان اجازه دفن ریچارد فرای را در کنار زاینده‌رود نخواهم داد.

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930121000731#sthash.7Gdn9lXf.dpuf

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 283
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [شنبه 23 فروردين 1393 ] [ 14:38]
تاریخ
ما خوش استقبال و بد بدرقه هستیم؛ باید بپذیریم که اینچنین هستیم. اینقدر که در زمان حضور مهمانی ارزشمند در کشورمان از او تعریف و تمجید کرده و در کنار دادن وعده‌های رنگین به وی، با درخواستش موافقت کنیم و بعد زمانش که رسید، همه چیز یادمان می‌رود.

به گزارش «تابناک»، پیکر برجسته ترین ایران شناس معاصر غربی که در هشتمین روز نوروز رخت از جهان بربست، با گذشت یازده روز همچنان بر زمین مانده تا بلکه مجوز انتقالش به ایران برای عمل به وصیتش و دفن در ساحل زاینده رود صادر شود؛ وصیتی که یکبار در نامه نگاری با رئیس جمهور اسبق به آن اشاره شده و قول مساعد برای اجرای آن داده شده بود و بار دیگر در ملاقات وی با رئیس جمهور سابق مورد تاکید قرار گرفته و پاسخ مثبت دریافت کرده بود.

وصیت این دانشمند مهر تایید دو رئیس جمهور را دارد ولی اجرا نمی‌شود!

«ریچارد نلسون فرای»، شرق‌شناس برجسته سوئدی تبارِ مقیم آمریکا بود که سالها پیش به واسطه مطالعاتش درباره بخارا، ترغیب شد تا زبان فارسی را هم به گنجینه زبان‌های آموخته دیگرش، عربی، روسی، آلمانی، فرانسوی، پشتو، ازبکی، ارمنی و ترکی بیفزاید و اینقدر بر شدت عطش درباره ایران باستان افزوده شود که اوستایی، پهلوی و سغدی را هم بیاموزد.

این شدت علاقه به واکاوی تاریخ سرزمین‌مان تا آنجا پیش رفت که مرحوم دهخدا به او لقب «ایراندوست» داد؛ لقبی که تبدیل به امضای این محقق شد و به حق برازنده وی بود چراکه فرای عملا از یک مستشرق، به ایران شناسی تمام قد تبدیل شده بود که تالیفات ارزشمندی در این عرصه به جهان ارائه و نقش به سزایی در معرفی نیک کشورمان به جهانیان ایفا کرده است.

حالا فرای کسی بود که به کشورمان تعلق خاطر کامل داشت و به شکلی عجیب به آن عشق می‌ورزید، تا جایی که می‌توان درک کرد چرا چنین وصیتی کرده و نه زادگاهش و نه وطنی که در آن می زیست را برای مدفن برنگزیده و به جایش هماره می‌خواسته در ایران به خاک سپرده شود و اینقدر به این موضوع می‌اندیشیده که از هر فرصتی برای مطرح کردن درخواستش بهره می‌برده است؛ با نامه نگاری، با طرح در ملاقات حضوری و احتمالا درخواست موکد از همسر ایرانی‌اش برای پیگیری و اجرای آن.

اما ظاهرا هرچه این وصیت بیشتر مورد تاکید فرای قرار گرفته و اجرای آن پیگیری شده، برای عده‌ای بیشتر حساسیت زا شده و به قانون نانوشته، شک برانگیز جلوه کرده است تا جایی که حالا شاهدی مبنی بر اجرای آن در دست نیست و پیگیری‌های مکرر خانواده‌اش هم تاکنون تنها به یک جواب ختم شده است: «هنوز پاسخی به درخواست شما داده نشده است»!

وصیت این دانشمند مهر تایید دو رئیس جمهور را دارد ولی اجرا نمی‌شود!
آرامگاه آرتور پوپ و همسرش فیلیس اکرمن در مجاورت زاینده رود؛ فرای هم وصیت کرده اینجا به خاک سپرده شود

پیکر بی جان پیرمرد 94 ایران دوست در سردخانه موسسه كفن و دفني در شهر واترتان در ايالت «ماساچوست» منجمد شده ولی اندوه بزرگ تر از کوچ وی به جهان ابدیت برای خانواده‌اش، فراهم نشدن شرایط اجرای وصیت مرحوم است که هم دلایل متعددی دارد و هم هیچ دلیلی برای آن بیان نشده است!

این را روزنامه نگاری می‌گوید که برای پیگیری ماجرا به هرجایی سر کشیده است و در آخر دلایل احتمالی ماجرا را این گونه یافته است: آقای فرای مورخ بوده، مستشرق بوده، محقق بوده و به اقتضای شغل خود با افراد زیادی در ارتباط بوده و به باور برخی، به تبع این ارتباطات فراوان، دوستان زیادی داشته و در معرض این گزند هم قرار گرفته که کسانی بخواهند به وی نزدیک شده و یا از وی دوری کنند و همین عامل چه بسا نقش بزرگی در موافقت نکردن با اجرای وصیت وی شده باشد.

علیرضا شاکر می‌افزاید: از سوی دیگر، سابقه طولانی مدت حضور وی در ایران و همکاری وی با برگزاری جشن‌های 2500 ساله پیش از انقلاب نیز سهم زیادی در ماجرا دارد چراکه به باور بعضی، فرای در کوششی ضد اسلامی نقش ایفا کرده است و حتی هستند کسانی که مجموعه عملکرد وی را با برچسب جاسوس بودن وی، منفی ارزیابی می‌کنند.

وصیت این دانشمند مهر تایید دو رئیس جمهور را دارد ولی اجرا نمی‌شود!وی در ادامه می‌گوید: اگر به این موارد، نگرانی از تکرار چنین وصیتی از سوی ایران شناس آمریکایی دیگری را هم اضافه کنیم که ممکن است نزد برخی وجود داشته باشد -هرچند که ریچارد فرای آخرین فرد از ایران شناسان غربی است که در ایران زیسته و به این سرزمین عشق می‌ورزیده،- ممکن است تمامی ملاحظات مخالفان این اتفاق را گردآورده باشیم اما کافی است بدانیم که افرادی از مقامات ایشان را به خاطر خدمات ارزنده شان مورد تقدیر قرار داده‌اند که به همه نکات احاطه داشته‌اند؛ از روسای جمهور گرفته تا آقای محقق داماد، آقای حداد عادل و دیگران. اینجاست که موافقت نکردن با اجرای وصیت آقای فرای عجیب می‌شود.

شاکر با اشاره به درخواست جدید همسر فرای می‌گوید: خانم عدن نبی، همسر ایرانی و آشوری فرای که از پیش قدم شدن تاجیک ها برای دفن همسرش در کشورشان خبر داده بود، امروز پیشنهاد داد که اگر خاکسپاری فرای در اصفهان، در مجاورت زاینده رود و کنار مدفن آرتور پوپ، دیگر آمریکایی ایران شناس ممکن نیست، اجازه دهند تا در نارنجستان شیراز انجام شود و در غیر اینصورت به دوشنبه منتقلش خواهند کرد اما بد نیست ما هم بیاندیشیم که چگونه درباره وصیت فردی که مرکز مطالعات خاورمیانه را در دانشگاه هاروارد تاسیس و در آنجا نخستین برنامه مطالعات ایران شناسی را دایر کرده و در جریاناتی مانند استفاده از نام مجعول برای خلیج فارس، مدافع حقوق کشورمان بوده، اینچنین عمل می‌کنیم.

اینجاست که باید اذعان کنیم گویی اینقدر فراموش کاری به عمق جانمان رسوخ کرده که یادمان نمی‌آید بارها با شنیدن «خوشتر آن باشد که سر دلبران / گفته آید در حدیث دیگران» لذت برده و سری به تایید تکان داده‌ایم اما حالا نه درخواست فردی که عمرش را به معرفی سر دلبران گذرانده برایمان مهم است و نه نگرانیم که حدیث دیگران با این فراموش کاری ما چه خواهد بود؟

شاید فرای از فراموشکاری ما آگاه بود که سعی کرد برای اجرای وصیتش با یک رئیس جمهور مکاتبه کرده و از رئیس جمهور بعد در دیدار حضوری تضمین بگیرد؛ اینجاست که اگر روزی شنیدیم فرای جایی در پاسخ به این ابهام گفته یا نوشته باشد که چرا در دیدار با رئیس جمهور ایران درخواست دیگری مطرح نکردی؟، گفته باشد: «چون می‌دانستم تنها در این صورت ممکن بود وصیتم ذره‌ای قابلیت اجرا پیدا کند!» باید مجسمه وی را ساخته و از او به عنوان دانشمندی یاد کنیم که هم ایران باستان را می‌شناخت و هم با خلق و خوی امروز ایرانیان، حتی بهتر از ما، آگاه بود! .

...................................

منبع : سایت تابناک


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 261
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [پنجشنبه 21 فروردين 1393 ] [ 21:29]
تاریخ
پرچم گروه داعش

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 251
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [پنجشنبه 14 فروردين 1393 ] [ 23:40]
تاریخ
او در نيم قرنی که بار‌ها به ايران سفر کرد، در عرصه بين المللی از نام «خليج فارس» در برابر نام «خليج عربی» که جعلی‌اش می‌خواند، دفاع کرد. علاقه آقای فرای به ايران و حوزه تمدنی آن به حدی بود که علی اکبر دهخدا، اديب و صاحب لغتنامه دهخدا، او را «ايران دوست» می‌ناميد، لقبی که تاپايان عمر، آقای فرای خود را وامدار آن می‌دانست. 



ريچارد فرای که از بنيانگذاران مرکز مطالعات ايرانی در تهران، مشاور کتابخانه پهلوی و از سازمان دهندگان مدرسه مطالعات ايرانی در شيراز بود، نه تنها به زبان فارسی و چند زبان ديگر دنيا مسلط بود، بلکه با زبان‌های اوستايی، پهلوی و سغدی نيز آشنايی داشت. 

درباره دستاوردهای فرهنگی و پژوهشی ريچار فرای، علی دهباشی، پژهشگر حوزه فرهنگ در تهران معتقد است که او از آغازگران شناسايی تاريخ و تمدن ايران در عرصه جهانی است. 

آقای دهباشی می گوید: «شما کتاب تاريخ بخارا يا کتابی که ايشان راجع به بين النهرين نوشته و ديگر آثارشان را مطالعه کنيد، می‌بينيد که ايران‌شناسی بود که حوزه تمدنی ايران را در پژوهشهای خود درنظر داشت. يک زمينه بسيار مهم دکتر فرای، شناخت حوزه تمدنی تاريخ و فرهنگ ايران از ابتدا تاکنون بوده است.» 

علی دهباشی می افزاید «آن چنان که حوزه توجه بعضی کارهای او، فرهنگ، زبان فارسی و ادبيات ايران در ارتباط با تاريخ ايران بود و همچنين مطالعات زبان‌شناسی ايشان، فرهنگ عاميانه ايران، گذشته تاريخی ايران برای پروفسور فرای، جذاب بود. 

در سال‌هايی که به ايران آمده بود، لقب ايران دوست را که خودش هم به کار می‌برد و می‌نوشت، ريچار فرای ايرن دوست، لقبی بود که مرحوم دهخدا به او داده بود.» 

ريچار فرای، ششمين مدير انجمن بين المللی مطالعات ايرانی بود، انجمن بين المللی مطالعات ايرانی سال ۲۰۱۰ ميلادی از ريچارد فرای و ژاله آموزگار به عنوان شخصيت‌های عرصه پژوهش درباره ايران، تجليل کرد. 

آقای فرای سال ۱۹۴۶، دکترای خود را در رشته تاريخ و زبان‌شناسی تاريخی از دانشگاه هاروارد دريافت کرد. 

ريچارد نلسون فرای، نخستين کسی بود که بر کرسی ايران‌شناسی دانشگاه هاروارد، که قديمی‌ترين کرسی مطالعه تاريخ و زبان‌های ايران باستان در آمريکاست، تکيه زد. 
او همچنين بنيانگذار مرکز ايران‌شناسی دانشگاه کلمبيا در نيويورک بود. پيش از ريچارد فرای، آرتور پوپ، مورخ شهير آمريکايی نيز در آغاز قرن بيستم، برای نخستين بار، اطلاعات مفصلی از هنر و تاريخ ايران را به جهان غرب ارايه کرد. 


تورج دريايی، استاد تاريخ باستان در دانشگاه ارواين کاليفرنيا در آمريکا، ميراث برجای مانده از ريچارد فرای را به چند دسته تقسيم می‌کند. 

 «آقای فرای کمک کردند که دو کرسی در آمريکا برپاشود، يکی کرسی ايران شناسی دانشگاه کلمبياست و ديگری، کرسی آقاخان است در دانشگاه هاروارد و به همين دليل ايران‌شناسی در اين دانشگاه‌ها، حالا می‌شود گفت، هميشه خواهد بود که اين يکی از کارهای مهم ايشان است. 

کار مهم ديگر ايشان اين است که آقای فرای يکی از نخستين کسانی بودند که فرهنگ و تاريخ ايران و اين تمدن را شناساندند، مثلا در دهه ۴۰ ميلادی، يکی از اولين مقاله‌هايی که آقای فرای نوشتند درباره دولت سامانی بود که مقاله‌ای بسيار عالی بود. دليل اينکه سامانيان را مورد توجه قراردادند اين بود که برای آقای فرای زبان فارسی و تمدن ايرانی خيلی با يکديگر تنگاتنگ رابطه داشتند و فرای بر اين باور بود که اين تمدن ايرانی از طريق زبان فارسی است که در آسيای ميانه و شبه قاره هند هم تجلی پيدا کرده و نفوذ پيدا می‌کند. 

فرای دوست داشت درباره آنجاهايی که مطالعه می‌کند، حتما آنجا حضور هم داشته باشد، می‌شود گفت که فرای از غرب چين گرفته تا عراق امروزی را يا پياده يا با اسب يا ماشين گشته و ديده است. 

يعنی تاريخ دانی نبود که فقط پشت ميز بنشيند و از راه دور بخواهد درباره يک چيزی به صورت تخيلی، مطلبی بنويسد، با مردم ارتباط داشت و اين يک خاصه تقريبا می‌توان گفت کم نظير مستشرقينی است که در دههای چهل، پنجاه و شصت ميلادی، درباره ايران کار می‌کردند.» 
از آقای فرای، کتاب‌های بسياری درباره تمدن ايران به جا مانده که از اين ميان می‌توان به ميراث باستانی ايران، دوران طلايی ايران و تاريخ ايران باستان اشاره کرد. 

ريچارد فرای در سال ۲۰۰۸ ميلادی، در گفت‌و‌گو با شبکه سی ان ان گفت که آرزو دارد پس از مرگش کنار زاينده رود در اصفهان ايران، دفن شود.

.....................

منبع : بی بی سی

:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 383
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 12 فروردين 1393 ] [ 22:49]
تاریخ
نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 12 فروردين 1393 ] [ 22:28]
تاریخ


ریچارد نلسون فِرای، ایران شناس و شرق‌شناس برجسته آمریکایی، روز پنجشنبه ۲۷ مارس (هفتم فروردین) درگذشت.

او بنیانگذار کرسی مطالعات ایرانی در دانشگاه‌های کلمبیا و هاروارد بود و انتشارات فراوانی در ارتباط با تاریخ ایران داشت.

از او به عنوان "برترین ایرانشناس معاصر جهان" یاد می‌شد.

ریچارد فرای در سال ۱۹۲۰ در ایالت آلاباما از والدینی سوئدی‌تبار به دنیا آمد.

او دکترای تاریخ خود را از دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۴۶ دریافت کرد. رساله دکترای او درباره تاریخ بخارا بود.

ریچارد فرای علاوه بر تسلط بر زبان‌های فارسی، ترکی و عربی، به چندین زبان اروپایی هم احاطه داشت.

او سالها در ایران به مطالعه تاریخ این کشور پرداخت و در نیم قرن گذشته بارها به نقاط مختلف ایران، افغانستان و تاجیکستان سفر کرد.

کتب و مقالات متعدد او درباره تاریخ ایران اغلب به عنوان منابع علمی ایرانشناسی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

آقای فرای چند سال پیش رسما اعلام کرده بود که دوست دارد پس از مرگ در ایران و در حاشیه زاینده رود اصفهان به خاک سپرده شود.

محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری سابق ایران در سال ۲۰۱۰ خانه ای مجلل و تاریخی را در اصفهان برای اقامت مادام العمر به ریچارد فرای هدیه کرد.

آقای فرای که استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد بود، روز پنجشنبه در سن ۹۴ سالگی در شهر بوستون درگذشت.


..............


منبع : bbc




:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 345
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [یکشنبه 10 فروردين 1393 ] [ 23:31]
تاریخ

القاهده

القاعده تشکیلات بین‌المللی نظامی و بنیادگرای اسلامی است که در دوران جنگ شوروی در افغانستان توسط اسامه بن لادن در شهر پیشاور تاسیس شد. این سازمان در قالب شبکه‌های نظامی گوناگون فراملی و به عنوان یک جنبش رادیکال اسلام سنی فعالیت می کند که با آن‌چه که تأثیرات و دخالت‌های غیرمسلمانان بر دنیای اسلام می‌نامند، مبارزه کرده و برای گسترش اسلام در جهان فعالیت می‌کنند. اکثریّت اعضای شبکه القاعده را پیرو مسلک سلفی می‌دانند. این سازمان در فهرست سازمان‌های تروریستی بسیاری از دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی از جمله شورای امنیت ملل متحد، ناتو، اتحادیه اروپا . ایالات متحده قرار گرفته‌است. رهبر این سازمان اسامه بن لادن بود.اکنون نیز به احتمال زیاد ایمن الظواهری رئیس این سازمان است.تشکیلات القاعده در سال ۱۹۸۸ توسط اسامه بن لادن جهت مبارزه (به‌لفظ اسلامی: غزو) با اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان تأسیس شد. القاعده از سازمان «مکتب الخدمة» که هدف آن مسلح‌کردن و آموزش مجاهدین اسلامی برای جنگ با شوروی بود گسترش و پیشرفت یافت. این سازمان از حمایت و پشتیبانی دولت‌های اسلامی به‌ویژه عربستان سعودی و پاکستان و همچنین ایالات متحده آمریکا برخوردار بود. در سال ۲۰۰۰ ایمن ظواهری سازمان جهاد اسلامی مصر را با سازمان القاعده ادغام نمود و به شخص دوم این تشکیلات تبدیل شد. وجه نامگذاری سازمان القاعده برگرفته از توصیف این سازمان در یکی از متن‌های آن است که تشکیلات القاعده را «قاعدة الجهاد» (اساس و بنیان نبرد اسلامی) توصیف می‌کند. این درحالی است که خود اعضا این سازمان آن را «جبهه بین‌المللی جهاد علیه یهودیان و صلیبیان» می‌نامند.در جریان هرج و مرج جنگ داخلی سوریه، گروه های پیکارجوی جهادی، در صف مقدم قرار گرفته‌اند. میان نیروهایی که علیه بشار اسد رئیس جمهوری سوریه می‌جنگند، نبردی میان میانه‌روها و اسلامگرایان تندرو که با القاعده مرتبط هستند، در جریان است. ایمن الظواهری، از جنگجویان القاعده خواسته است که برای تاسیس یک حکومت اسلامی در سوریه تلاش کنند. در آوریل ۲۰۱۳، گروه موسوم به امارت اسلامی عراق، اعلام کرد که با مهمترین گروه جهادی در سوریه موسوم به جبهه نصرت، متحد می‌شود تا یک کشور واحد موسوم به "حکومت اسلامی عراق و سرزمین شام" را تاسیس کنند. جبهه نصرت با این ادغام مخالفت کرد اگر چه همچنان به بیعت خود به القاعده وفادار است.القاعده در شبه جزیره عربستان، در ژانویه ۲۰۰۹ تشکیل شد. شاخه القاعده مستقر درشبه جزیره عربستان سعودی، در ژانویه سال ۲۰۰۹ و در پی ادغام دو شبکه منطقه‌ای پیکارجویان که وابسته به شبکه بین‌المللی پیکارجویان اسلامگرا در یمن و عربستان سعودی بودند، ایجاد شد. این گروه که هدفش سرنگون کردن رژیم پادشاهی عربستان سعودی و دولت یمن و تاسیس خلافت اسلامی است، سوگند خورده که به تاسیسات نفتی، خارجیان و نیروهای امنیتی همچنان حمله کند.القاعده از مدت ها پیش در شرق آفریقا فعالیت داشته است. این منطقه صحنه حمله به سفارتخانه های آمریکا در نایروبی، کنیا، دارالسلام و تانزانیا در اوت ۱۹۹۸ بود. این حملات توسط پیکارجویان مصری، سودانی، کنیایی، تانزانیایی صورت گرفت. پیکارجویانی از عربستان سعودی و کومور نیز در این حمله دست داشتند. برخی از این پیکارجویان در سومالی به طور مخفیانه آموزش دیده بودند و بعد از انجام حملات نیز به این کشور گریختند. بخش‌های روستانشین مرکزی و جنوبی سومالی توسط گروه شورشی اسلامی شباب، کنترل می‌شود. این گروه در فوریه ۲۰۱۲ با القاعده متحد شده بود. گفته می‌شود گروه شباب مسئول دو فقره بمبگذاری انتخاری در کامپالا پایتخت اوگاندا بوده است. در این حملات که در ژوئیه ۲۰۱۰ رخ داد، ۷۶ نفر کشته شدند. این گروه مدعی شد که عملیات به تلافی تصمیم اوگاندا برای فرستادن نیروهای حافظ صلح به سومالی، صورت گرفت. با وجود این که گروه شباب از سال ۲۰۱۱ از شهرهای مهم سومالی بیرون رانده شد، هنوز شماری از شهرهای کوچک‌تر و محدوده‌های وسیعی از مناطق روستایی را کنترل می‌کند.بخش های بزرگی از نواحی بیابانی موسوم به صحرا و ساحل، محل ایده‌آلی برای زورآزمایی جنگجویان مسلح است. ممکن است گروه القاعده در مغرب اسلامی، بیشتر از همه جا در الجزایر فعال باشد ولی فعالیت های این گروه در طول منطقه صحرا تا مالی و نیجر، گسترش یافته است. ریشه های این گروه، به جنگ داخلی الجزایر در دهه ۱۹۹۰، بازمی گردد. این گروه که در ابتدا گروه سلفی برای موعظه و نبرد، خوانده می شد، با اسامه بن لادن متحد شد وسپس نام خود را در سال ۲۰۰۷ تغییر داد. رهبر این گروه ابو مصعب عبد الودود نام دارد. یک شاخه انشعابی این گروه به رهبری مختار بلمختار، در گروگان‌گیری در نیروگاه گاز ان امیناس، در الجزایر دست داشت. در این حمله که در ژانویه ۲۰۱۳ رخ داد ۶۹ نفر جان خود را از دست دادند. در ماه مه ۲۰۱۳، بمبگذاران انتحاری در شمال نیجر، به یک پادگان نظامی و نیز محل یک معدن اورانیوم که توسط فرانسوی ها اداره می شد، حمله کردند. نیروهای فرانسوی در ژانویه ۲۰۱۳ به مالی اعزام شدند تا پیکارجویان اسلامگرا را از شهرهای تیمباکتو، کیدال و گائو در شمال مالی بیرون برانند. در نیجریه، گروهی از جنگجویان اسلامگرا موسوم به بوکو حرام، که نفراتش نیجریه ای هستند، به تدریج به صورت یک گروه جهادی که بیشتر جنبه بین‌المللی دارد، در می‌آیند.در ماه اوت ۲۰۱۳ انفجاری در جنوب بیروت و در محله‌ای شیعه‌نشین و تحت نفوذ حزب‌الله لبنان رخ داد که ٢٧ کشته بر جای گذاشته بود. همچنین یک هفته بعد دو انفجار دیگر در نزدیک دو مسجد در محلات سنی‌نشین لبنان (طرابلس) رخ داد و بیش از ۴۰ کشته بر جای گذاشت. در این رابطه شاخه شمال آفریقای القاعده گفت "به یقین می‌داند" که حزب‌الله مسئول حملات طرابلس است و گفته که "آن گروه فرومایه باید بداند که کیفر کارش را خواهد دید." القاعده مغرب اسلامی در بیانیه خود گفت از حزب‌الله لبنان انتقام خواهد گرفت.حضور القاعده در اروپا مانند سایر نقاط سازمان یافته نیست. مسئولان مبارزه با تروریسم می‌گویند این پیکارجویان از القاعده الهام می‌گیرند ولی همیشه مستقیماً از آن دستور نمی‌گیرند. گفته می‌شود عاملان بمبگذاری در ۷ ژوئیه ۲۰۰۵ در لندن که منجر به کشته شدن ۵۲ نفر شد با القاعده ارتباط داشتند. در سال ۲۰۰۶، یک توطئه مهم برای بمبگذاری در هواپیماها خنثی شد و عاملان آن یک سال بعد محکوم شدند. در ماه آوریل ۲۰۱۱، در آلمان پلیس سه نفر را که ظن آن می رفت از نفرات القاعده باشند و از نظر پلیس یک خطر آنی محسوب می‌شدند، دستگیر کرد. در سپتامبر ۲۰۱۲، منابع سرویس های اطلاعاتی غربی اظهار داشتند که توطئه های گروگانگیری در بریتانیا، فرانسه و آلمان را خنثی کرده‌اند. پس از بمبگذاری در یک قطار در مادرید که موجب کشته شدن حدود ۲۰۰ نفر شد، گروهی که با القاعده ارتباط داشتند مسئولیت این بمبگذاری را به عهده گرفتند. هسته شبکه القاعده که مسئول حملات یازدهم سپتامبر بود، در هامبورگ مستقر بود. در سال ۲۰۱۰ مسجدی در این شهر که گفته می‌شد پاتوق توطئه گران این حمله بود، بسته شد چون گفته می‌شد هنوز محل رفت‌وآمد مسلمانان افراطی است.در این منطقه، اندونزی و فیلیپین پایگاه دو گروهی است که تصور می رود با القاعده ارتباط دارند. جماعت اسلامی، که پایگاهش در اندونزی است، مسئول بمبگذاری در یک کلوپ شبانه در بالی شناخته شده است. در این حمله که در سال ۲۰۰۲ صورت گرفت، بیش از ۲۰۰ نفر کشته شدند. از دیگر حملات این گروه که به دهه ۱۹۸۰ بازمی‌گردد، حمله به مسیحیان و نیز صنعت گردشگری در شرق اندونزی است. دولت آمریکا می گوید گروه ابوسیاف که در جنوب فیلیپین مستقر است، با شبکه القاعده ارتباط دارد و برای باجگیری به چندین فقره آدم ربایی دست زده است. هدف اصلی این گروه تاسیس یک حکومت مستقل اسلامی در جزایر میندانائو و سولو است.شبکه القاعده در بدو امر در سال ۱۹۸۸ در پیشاور پاکستان تاسیس شد. مناطق قبایلی شمال غرب این کشور که با افغانستان هم مرز است، همچنان خط مقدم جبهه در جنگ علیه پیکارجویان اسلامگراست. همکاری القاعده با طالبان سبب شد که قبل از حملات یازدهم سپتامبر در آمریکا، اسامه بن لادن بتواند در افغانستان اسکان یابد. در پی اشغال افغانستان توسط نیروهای آمریکا درسال ۲۰۰۱، اسامه بن لادن ناچار شد افغانستان را ترک کند. نیروهای آمریکایی نهایتاً در سال ۲۰۱۱ به مخفیگاه او در پاکستان رخنه کردند و او را کشتند. پس از آن ایمن الظواهری، که آخرین بار در اکتبر ۲۰۰۱ در افغانستان دیده شده بود، به عنوان رهبر جدید القاعده معرفی شد. در این میان آمریکا همچنان به حمله با هواپیماهای بدون سرنشین به نواحی مرزی شمال غرب پاکستان که با افغانستان هم مرز است، ادامه می‌دهد. این حملات علیه کسانی است که شک آن می رود از رهبران القاعده باشند و با تایید باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا صورت می گیرد. برخی از طرفداران این حملات می گویند این استراتژی موثر بوده و سبب حذف رهبران پیکارجویان از میدان نبرد شده است. گفته می شود متحدان القاعده در پاکستان از جمله لشکر جنگوی و لشکر طیبه، به مخفی شدن پیکارجویان رده بالای القاعده کمک کرده‌اند. حافظ محمد سعید، رهبر لشکر طیبه به اسامه بن لادن در تاسیس شبکه القاعده در سال ۱۹۸۸، کمک کرده بود. گروه تحت رهبری او عامل حملات به بمبئی در سال ۲۰۰۸ بود که منجر به کشته شدن ۱۷۴ نفر شد. شبکه حقانی و سایر گروه های طالبان پاکستانی و جنبش اسلامی ازبکستان نیز از متحدان القاعده هستند. این شبکه مانند القاعده پس از اشغال افغانستان توسط آمریکا به نواحی مرزی شمال غرب پاکستان نقل مکان کرد.تاریخ دقیق شکل‌گیری القاعده در یمن دقیقاً مشخص نیست. اما پایه شکل‌گیری القاعده در یمن را می‌توان در ملحق شدن گروه‌های پیکارجوی یمنی با القاعده عربستان دانست.[۱۰] در ۱۲ اکتبر ۲۰۰۰ در حمله‌ای انتحاری توسط یک قایق به ناو جنگی آمریکا در بندر شهر عدن، ناو جنگی مدل USS Cole DDG-۶۷ نابود شد و ۱۷ نظامی آمریکایی نیز کشته شدند. در سال ۲۰۰۹ و در حین درگیری‌های یمن کشورهای غربی و عربستان سعودی اعلام کرده‌اند که به دلیل درگیری ارتش یمن با شیعیان شورشی این کشور در شمال و سعودی‌های جدایی طلب در جنوب، القاعده می‌تواند با بهره‌برداری از این وضعیت دامنهٔ عملیات خود را در یمن گسترش دهد.[۱۱] در ۲۱ دسامبر ۲۰۰۹ عناصر القاعده در جریان یک تجمع ضدحکومتی در جنوب یمن به اهالی منطقه گفتند که آنان نه علیه ارتش یمن؛ که علیه آمریکا در جنگ هستند.[۱۱] در عملیات هفتهٔ سوم دسامبر که در استان ابیان انجام شد، ۳۰ تن از افراد القاعده کشته شدند. این عملیات قربانیان غیرنظامی نیز به همراه داشت. بنابر گفتهٔ منابع سیاسی و عشیره‌ای، ۴۹ نفر از جمله ۱۷ زن و کودک در این حمله جان باختند و در ۲۴ دسامبر ۲۰۰۹ ۳۴ تن از افراد مظنون به عضویت در شبکهٔ القاعده از جمله چند مسئول آن، در حملهٔ نیروی هوایی یمن در منطقهٔ شبوا، واقع در ۶۵۰ کیلومتری شرق صنعا، کشته شدند. چند سعودی و چند ایرانی نیز در میان کشته‌شدگان بودند. گفته می‌شود شرکت‌کنندگان در این نشست دربارهٔ انجام سوءقصدهایی علیه تأسیسات صنعتی یمن، در واکنش به حملات ارتش در ۱۷ دسامبر، رایزنی می‌کرده‌اند.پس از پایان موفقیت آمیز جنگ عراق برای آمریکا و متحدانش، القاعده عراق تصمیم گرفت پرچم مبارزه با متجاوزان را برافرازد و به قول خود صلیبیون را از بلاد مسلمین بیرون راند. در مدت سال‌های پس از جنگ عراق، این گروه اقدام به حملات تروریستی متعددی علیه مردم عراق و نیروهای امنیتی عراق و نظامیان خارجی کرده که تلفات سنگینی به بارآورده است. این حملات بیشتر از اینکه نیروهای آمریکایی را مورد هدف قرار دهند، نیروهای عراقی و همچنین غیر نظامیان این کشور را به کام مرگ فرستاده است. از دیدگاه القاعده، هرکسی با دولت فعلی عراق یا نیروهای خارجی همکاری داشته باشد خائن است و مستحق مرگ. هدف نهایی القاعده در عراق، تاسیس امارت اسلامی در عراق به عنوان یکی از بلاد مسلمین است. آنچه این گروه از آرمان‌های خود بیان کرده‌اند را بسیار می‌توان همانند برنامه‌های سیاسی طالبان در افغانستان دانست.

.............................................................................  

منبع : سایت ویکی پدیای فارسی.


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 179
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [جمعه 08 فروردين 1393 ] [ 23:20]
تاریخ

 دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی از دیگر شخصیت های بزرگ استان کرمان هست که آثار زیادی به قلم او بر صفحات کاغذ نقش بست . او هم مثل سایر تاریخنگاران جزئی از خاک این کشور شد . کسی که تاریخ را می نوشت و خود نیز به تاریخ پیوست . کتاب های او همیشه در کتابخانه های ما باقی خواهند بود و هر گاه که به سراغ کتاب هایش برویم یادش هم در ذهن ما زنده خواهد شد و به فراموشی سپرده نخواهد شد . او متولد 3 دی 1304 بود برای همین در هنگام مرگ 89 سال داشت . در شهرستان پاریز از توابع استان سیرجان به دنیا آمده بود . این اواخر پیش از اینکه از دنیا بره از بیماری کبد رنج می برد و حدود یک ماهی می شد که این بیماری اونو دربر گرفته بود . تا وقتی که ابتدایی بود در پاریز تحصیل می کرد یعنی تا پایان کلاس ششم ابتدایی . پدرش حاج آخوند پاریزی هم در کسب علم و دانش اندوزی به او کمک می کرد . پس از اینکه ابتدایی را تمام کرد مجبور شد حدود دو سال از تحصیل دور بشه و بعد از اون در سال 1320 بود که دوباره به کسب علم روی آورد و در دانشسرای مقدماتی کرمان به تحصیلات خود ادامه داد . دیپلمش را که گرفت در سال 1325 به تهران رفت تا آنجا به ادامه تحصیل بپردازه . در سال ۱۳۲۶ در دانشگاه تهران در رشتهٔ تاریخ تحصیلات خود را پی گرفت. باستانی پاریزی به گواه خاطراتش از نخستین ساکنان کوی دانشگاه تهران (واقع در امیر آباد شمالی) است.

در ۱۳۳۰ از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و برای انجام تعهد دبیری به کرمان بازگشت و تا سال ۱۳۳۷ خورشیدی که در آزمون دکترای تاریخ پذیرفته شد، در کرمان ماند. او دوره دکترای تاریخ را هم در دانشگاه تهران گذراند و با ارایه پایان‌نامه ‌ای درباره «ابن اثیر» دانشنامه دکترای خود را دریافت کرد. وی کار خود را در دانشگاه تهران از سال ۱۳۳۸ با مدیریت مجله داخلی دانشکده ادبیات شروع کرد و تا سال ۱۳۸۷ استاد تمام‌ وقت آن دانشگاه بود و رابطه تنگاتنگی با این دانشگاه داشت.

شوق نویسندگی وی در دوران کودکی و نوجوانی در پاریز و با خواندن نشریاتی مانند حبل‌المتین، آینده و مهر برانگیخته شد. باستانی، اولین نوشته‌های خود را در سال‌های ترک تحصیل اجباری (۱۳۱۸ و ۱۳۱۹) در قالب روزنامه ‌ای به نام باستان و مجله‌ای به نام ندای پاریز نوشت، که خود در پاریز منتشر می‌کرد و دو یا سه مشترک داشت.

نخستین نوشته او در روزنامه های آن زمان، مقاله‌ای بود با نام «تقصیر با مردان است نه زنان» که در سال ۱۳۲۱ در مجله بیداری کرمان چاپ شد. پس از آن به عنوان نویسنده یا مترجم از زبان‌های عربی و فرانسه، مقالات بی‌شماری در روزنامه‌ها و مجلاتی مانند کیهان، اطلاعات، خواندنی‌ها، یغما، راهنمای‌کتاب، آینده، کلک و بخارا چاپ کرده‌ است.

اولین کتاب باستانی پاریزی، پیغمبر دزدان نام دارد که شرح نامه‌های طنزگونه شیخ محمدحسن زیدآبادی است و برای نخستین بار در سال ۱۳۲۴ در کرمان چاپ شده‌ است. این کتاب تاکنون به چاپ شانزدهم رسیده‌ است. وی بیش از شصت عنوان کتاب تألیف و یا ترجمه کرده‌ است. کتاب‌های باستانی پاریزی برخی شامل مجموعه برگزیده‌ای از مقالات وی هستند که به صورت کتاب جمع‌آوری شده‌اند و برخی از ابتدا به عنوان کتاب نوشته شده‌اند.

از میان نوشته‌های او، هفت کتاب با نام «سبعه ثمانیه» متمایز است که همگی در نام خود عدد هفت را دارند، مانند خاتون هفت قلعه و آسیای هفت سنگ. بعدا کتاب هشتمی با عنوان هشت‌الهفت به این مجموعه هفت‌تایی اضافه شده‌ است. به جز کتب و مقالات، باستانی پاریزی شعر هم می سرود و اولین شعر خود را در کودکی در روستای پاریز و در آرزوی باران سروده بود. منتخبی از شعرهای خود را در سال ۱۳۲۷ در کتابی به نام «یادبود من» به چاپ رسانده‌ است.

بر خلاف عمده کتاب‌های تاریخی‌ که نثری سرد و سنگین دارند، بیشتر نوشته‌های تاریخی باستانی پاریزی پر از داستان‌ها و ضرب‌المثل‌ها و حکایات و اشعاری است که خواندن متن را برای خواننده آسان‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کند. در کشورهای اروپایی تاکنون رساله‌هایی درباره ایشان و شیوه نوین تاریخ‌نگاری وی عرضه شده است.

شاید یکی از علل اقبال مردم به آثار دکتر باستانی، علاوه بر صداقتش در نقل تاریخ و مبارزه با استبداد، جهل و استحمار، این است که ایشان راه نفوذ بین مردم را به درستی پیدا کرده است. هیچ خواننده‌ای هنگام خواندن آثار ایشان احساس خستگی نمی‌کند و خواسته و ناخواسته مسحور قلم ایشان می‌شود که تاریخ را در قالب ادبیات و رمان تاریخی ارائه می‌کند.

خواننده هنوز از لذت خواندن نثر تاریخی دکتر، فراغت نیافته، اشعار نغز و دلنشین و بایسته‌ای را جلوی خود می‌بیند و بلافاصله خاطرات تاریخی، او را مبهوت می‌سازد‌، تا جایی که ناخودآگاه زمان را فراموش کرده و هنگامی به خود می‌آید که کتاب یا حداقل آن فصل از کتاب را مطالعه کرده است. به نظر می‌رسد این اول ماجراست، زیرا خواننده علاوه بر احساس رضایت، به فکر فرو می‌رود و این تفکر و تعقل، باعث شکل‌گیری اندیشه جدیدی در ذهن او می‌شود.


در کویر مطالعاتی ایران زمین در دوران معاصر‌ که بسیاری به دلایل مختلف با کتاب قهر کرده‌اند، هنر دکتر باستانی عرصه را برای آشتی دوبه ارمردم با کتاب فراهم می‌کند، تنها کافی است خواننده به یکی از این آثار دست یابد و بسم‌الله را بگوید، آنگاه باید تا تای تمت، کتاب را همراهی کند و این را می‌توان معجزه دکتر باستانی لقب داد. در گذشته نه‌ چندان دور، آثار بزرگان دیگری این‌ گونه بوده و هر کدام از آنها ـ صرف نظر از اندیشه‌های متفاوتی که داشته‌اند ـ سهم بزرگی در همگام شدن مردم با کتاب ایفا کرده‌اند.

به نظر می‌رسد، اکنون وقت آن فرا رسیده تا بار دیگر ‌آثار گران سنگ دکتر باستانی را بازخوانی کنیم و اگر برخی هم از خواندن این آثار تاکنون غفلت کرده‌اند، فرصت را غنیمت شمرده و برای بار نخست به مطالعه یکی از آثار دکتر بپردازند و دریابند چه گوهر نابی از کف تاریخ و ادبیات ایران زمین رخت بربست.

مراسم تشییع پیکر دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، پنجشنبه از جلو دانشکده ادبیات دانشگاه تهران آغاز خواهد شد.



..................................


منبع : سایت تابناک



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 441
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [جمعه 08 فروردين 1393 ] [ 0:29]
تاریخ
گردن زدن در تاریخ

" چنانچه تبر و یا شمشیری که با آن گردن محکومی را می‌‌زنند بقدر کافی‌ تیز باشد و نخستین ضربه هم با سنگینی‌ و دقت فرود آید، متهم این امکان را می‌‌یابد که مرگی زود رس و کم درد تر را تجربه کند.
در غیر اینصورت جان دادن مقتول بصورت مهیبی درد انگیز تر خواهد شد ". از یادداشتهای یک قاضی در قرن هیجدهم میلادی.

در آنزمان محکومانی بودند که پیش از مرگ به شمشیر تیز کن‌ها و تبرساز‌ها حتی انعام هم میدادند که آلت قتاله را تیز تر کنند و بیشتر صیقل دهند با این امید که هنگام اجرای حکم درد کمتری را متحمل شوند!
گفته میشود که تا اواسط قرن هیجدهم بسیاری از متهمان گردن زدن را به اعدام با طناب ترجیح میدادند . در گوشه و کنار تاریخ چنین آمده است که گردن زدن با شمشیر گویا در قواره اشراف و اعدام با طناب را  تحقیر آمیز و نوعی عوام گرایی میدانسته اند!
در کشور دانمارک تبری که بکار گرفته می‌‌شده دارای چنان وزن سنگینی‌ بوده که شخص جلاد " تنها" می‌‌بایست هدف را که گردن محکوم باشد درست نشانه میرفته است ، چرا که سنگینی‌ خود تبر می‌توانست بفوریت سر را از بدن جدا سازد. در حالیکه در کشور سوئد جلاد ناچار بوده است نخست تبر را درست مثل یک هیزم شکن بالای سر بچرخاند و سپس فرود آورد.
در هر صورت شخص محکوم بخاطر خودش هم که شده می‌بایست در جایش بی‌ حرکت قرار می‌‌گرفت تا ضربه شمشیر یا تبر کارایی فوری داشته باشد. در مواردی هم که ضربه تبر با بی‌ دقتی‌ نواخته می‌‌شده ، بیکباره خون زیادی از سر و گردن مضروب به اطراف فوران می‌‌زده و بدین ترتیب رنج جان دادن هم به درجه‌ای غیر قابل توصیف می‌‌رسیده است.
زمانیکه در سال ۱۵۸۷ حکم اعدام " ماری ستیوارت" ملکه مشهور اسکاتلند انجام شد ، ظاهراً بدلیل همین کم دقتی‌ ، جلاد وی ناچار شد با دو ضربه متناوب دیگر قصد جان وی کند بلکه سر ملکه جوان کاملا از تنش جدا شود .
این حادثه ، صدور حکم مرگ " ماری " که خود یک تراژدی بزرگ بحساب می‌آمد به فاجعه‌ای عظیم تر مبدل ساخت ، چرا که بدین ترتیب ماری با تحمل دردی‌ بی‌ پایان بقتل رسید. نظیر این حادثه چندین بار دیگر هم ، از جمله در سال ۱۷۷۲ میلادی هنگام اجرای حکم اعدام دکتر آلمانی ( یوهان فردریک شتراوس )  پزشگ دربار کریستیان هفتم اتفاق افتاد.
حوادثی اینچنین موجب شدند که سوالی برای مردم آنزمان بطور جدی مطرح گردد و او اینکه، محکومین پس از جدا شدن سر از تنشان چقدر طول می‌کشد که بطور کامل هشیاری خود را از دست بدهند. لذا آزمایشی بر یک تجربه واقعی‌ انجام گرفت.
زمانیکه محکومی بنام " هنری لانگویله " قرار بود ساعت پنج و نیم صبح روز بیست و هشتم ژؤن ۱۹۰۵ گردن زده شود ، مسول این اجرای حکم دکتر " بیورکس " را احضار کردند. آن پزشگ پس از فرود آمدن ضربه و جدا شدن سر از بدن هنری ، به آن سر جدا شده که در حالتی‌ ایستاده هم بود کاملا نزدیک شد تا آثار احتمالی‌ حیات را در آن بازبینی نماید.
دکتر بیورکس مشاهده نمود که هم چشم مقتول و هم لبهایش در چند سایه بهم فشرده میشوند. این البته می‌توانست تنها یک رفلکس باشد اما وقتیکه صورت هنری دوباره آرام گرفت، دکتر با صدایی بسیار بلند مقتول را صدا زد : لااان گوییییی له‌ ه‌ه‌هٔ!
و در آن حالت بود که چشمان مقتول به آرامی گشوده شد و بصورت دکتر خیره ماند! پس از چند ثانیه آن پلک‌ها بهم آمدند و دکتر یکبار دیگر نام لانگویله را فریاد زد و او باز هم آن پلک‌ها را گشود! اما پس از چند ثانیه آن چشم‌ها نه بطور کامل اما برای همیشه بسته ماندند.
دکتر بیورکس نومیدانه برای بار سوم هم نام وی را فریاد زد ، لانگویییله ه ... اما لانگیله دیگر نبود!
در زمان کنونی ما شاید عربستان سعودی یگانه کشوری باشد که محکومین را گردن می‌‌زند ، اما در کشور‌هایی‌ چون بحرین ، قطر و ... هنوز قوانین گردن زنی ملغی نشده است ، گرچه علی‌ الظاهر دیگر اجرا نمی‌‌شود.
علاوه بر آن شاهد بوده ایم که برخی‌ باندهای شرور که اکثراً خود را مسلمان هم میدانند ، در عراق ، افغانستان ، فیلیپین و ... گروگانهای خود را گردن می‌‌زنند.


..............................


منبع : سایت عصر نو


:: امتیاز: نتیجه : 1 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 797
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 27 اسفند 1392 ] [ 12:51]
تاریخ
افسانه گرگ خاکستری (افسانه بوزقورت ) . افسانه ترک ها

افسانه "بوزقورد"یا "گرگ خاکستری" از افسانه های کهن ترکان است و ریشه هزار و پانصد ساله دارد این افسانه در حدود یکصدو نود و یک سال بعنوان ایدئولوژی رسمی امپراطوری "گؤک ترک" یا "ترکان آسمانی" بود و از دریای چین تا دریای سیاه بشکل های گوناگون سینه به سینه نقل می شد و توسط پیکرتراشان بصورت تندیسهای مختلف تراشیده و در شهرهای مختلف نصب م یگردید . بر اساس این افسانه روزی دشمنان به سرزمین ترکان حمله کرده و ترکان در مقام دفاع تا آخرین نفر شجاعانه جنگیده و کشته میشوند که .  آخرین بازمانده زخمی این جنگ مهیب پسرکی بود که توسط گرگی از مهلکه نجات داده می شود . طبق افسانه بر روی زمین غیر از آن پسرک ترکی نمانده بود . پس از چندی “نسل جدید ترک ” از وصلت پسرک ترک با گرگ پا به عرصه وجود می*نهد و در نسل*های بعدی آنها عاقبت امپراطوری عظیم "گؤک ترک" یا “ترکان آسمانی” (ترکهای آبی) را از دریای چین تا دریای سیاه بنا می نهند . برای مستند کردن افسانه، نظریات "تونگ تین" دائره*المعارف و سالنامه نویس مشهور چین را که در سال 801 یعنی حدود یک قرن پیش از اسلام می*زیست در اینجا می*آورم . "تونگ تین" در بین دائره*المعارف 199 جلدی خود، جلد 197 را به تاریخ و منشاء اقوام ترک اختصاص داده و بطور مفصل از آداب و رسوم ترکان آسمانی بحث می کند .


بر طبق نوشته تونگ تین سرزمین آنان (قبایل ترکان آسمانی)توسط همسایه بالای ( hsi -hai)دریاچه ایستی گؤل در آسیای میانه نابود شد . زن و مرد و کوچک و بزرگ همگی قتل‌عام شدند و تنها فرزند ده ساله از آنان باقی‌ماند . بخاطر خردسالی نخواستند او را بکشند ولی دست و پاهایش را قطع کرده و به مرداب بزرگی انداختند . ماده گرگی در آنجا به پسرک گوشت می*آورد و مانع مرگ او می*شد . بعد از مدتی پسرک با گرگ وصلت کرده و گرگ حامله می*گردد . گرگ تا دریای مغرب می*رود .در آنجا کوهی بود . بر فراز کوه می*ایستد . این کوه در شمال غربی سرزمین کائو چونیک (تورفان کوچو در ترکستان فعلی چین) بود . در آنجا غاری بود . در آنطرف غار (در بین کوههای محصور)سرزمین سرسبز وجود داشت، مساحت این سرزمین بیش از 200 لی حدود 200 میل بود . گرگ در اینجا ده فرزند پسرزائید، آنها بعد از بزرگ شدن در خارج منطقه سکونت خود ازدواج کرده و زنانشان حامله می*شدند . این فرزندان قبایلی را بوجود آوردند که بزودی ازدیاد نسل کرده زیاد شدند . بعد از اینکه چند صد عائله شدند در حالیکه چند نسلی از آنها گذشته بود از درون غار بیرون آمدند و به ژوان- ژوان ها پیوستند .

در منابع دیگر از " غار" به منطقه محصور در بین کوههای سربه فلک کشیده با نام "ارکنکون" نام برده می شود که ترکان بعد از چندین نسل ازدیاد چون نمی توانستند از منطقه محصور سر به فلک کشیده خارج شوند به راهنمایی آهنگری که گفته بود این کوهها دارای سنگ آهن است از مقادیر متنابهی پوست حیوانات دم و کوره آهنگری ساخته و با زدن تونلی از میان کوهها خارج گردیده و آنروز چون مصادف با اول ماه حمل (فروردین) بود آنرا "عید ارکنکون" یا نوروز نامیدند که برای اولین بار دوباره ترکان به صحنه جهانی پای نهاده و به راهنمایی "بوز قورد" این بار از بین کوههای سر به فلک کشیده*ی خارج از ارکنکون که گم شده و می رفتند که دوباره نابود شوند با صدای زوزه گرگ به سوی او جلب شده و با راهنمایی گرگ از مهلکه دوباره نجات می*یابند . بعدها این "بوزقورد" در شکل "گؤک بؤری" (گرگ آسمانی) نیز در زمانی که اوغوزخان می*خواست به فتح جهان اقدام کند با ستون نور آبی رنگ بر چادر او وارد شده می*گوید اگر می خواهی در جنگ پیروز شوی هر وقت من پیش رفتم پیشروی کن و هرجا من ایستادم بایست . از آنروز "بوزقورد" پیشاهنگ جنگ ترکان می*شود و با حمله او به دشمنان فتح و ظفر نصیب ترکان می شود .


آنچه از افسانه های فوق الذکر استنباط می شود این است که در طی قرون و اعصار گذشته "بوزقورد" (گرگ خاکستری) بعنوان سمبل الهی نگه دار ترکان و راهنمای آنان تلقی گردیده و در مواردی که می خواستند از یک ترک اصیل و با غیرت و خالص تمثیلی ارایه نمایند او را به بوزقورد تشبیه می*کردند . در نظرترکان بوزقورد فرشته ای از فرشتگان الهی بود که جهت پایندگی نسل ترکان بشکل بوزقورد بر ترکان ظاهر شده بود . به نظر می رسد بعدها بوزقورد یک درجه ارتشی گردیده و به کسانیکه در راه بنای ملت ترک فداکاریهای شایان می کردند عطا می شد . البته غیر از درجه بوزقورد یا مخفف آن "قورد" یک درجه بزرگتری نیز در میان درجات نظامی و اداری ترکان باستان دیده می شود که از همین واژه قورد گرفته شده و آن "آلپاگوت" است . این واژه بشکل های مختلف از قبیل آلپاغوت و آلپاقوت نیز بکار رفته و در ترکی جغتایی معنی " انسان اصیل " را می*دهد. احتمال دارد این واژه مرکب از دو جزء "آلپ" به معنی بزرگ و سترگ و قهرمان و پهلوان و " قورد " به معنی گرگ باشد . این لقب تنها مختص کسانی بود که دوره های مختلف به اصطلاح کماندویی و رنجری وچریکی و دگریلا یی امروزه را با موفقیت گذرانیده و در شکل عملی به رزمندگانی اطلاق می گردید که به تنهایی به لشکریان دشمن حمله کرده، بدون اینکه دستگیر شوند از میان آنان خارج می شدند. واژه قورد بعنوان صفت جانشین موصوف از زبان ترکی وارد زبان فارسی گردیده و در ادبیات فارسی بصورت" گرد" و جمع آن "گردان" بکار رفته است . فردوسی در شاهنامه می گوید: گردان دو صد با درفشی چو باد همیدون به گرگین میلاد داد در ادبیات فارسی به کسانیکه می توانستند در جنگ گردی(قوردی) را دستگیر نمایند لقب "گردگیر" (قوردگیر) می دادند . فردوسی در مورد پهلوانان گردگیر در بعضی از اشعارش سروده : چنین گفت کاین مرد جنگی به تیر سوار کمند افکن و گردگیر  دلیر است و اسب افکن و گردگیر عقاب اندر آرد ز گردون به تیر  دریغ آن هژبر افکن گردگیر دلیر و جوان و سوار و هژیر امروزه نیز در واحدهای ارتش جمهوری اسلامی ایران به جمع چهار یا پنج گروهان، یک "گردان"اطلاق می شود که از حدود 500 -400 نفر سرباز تشکیل می شود و نیز به درجه*ای از درجات نظامی امروزی ایران "سرگرد" اطلاق می شود که بالاتر از درجه سروانی و پائین از درجه سرهنگی است و در حقیقت همان "باشقرد" (باش قورد = قورد باشی) زبان ترکی است . به هر حال دامنه افسانه*ی بوزقورد به درجات نظامی امروزی جمهوری اسلامی نیز کشیده شده و نشان از ریشه دار بودن این افسانه دارد . افسانه‌مان قوردها این افسانه بشکل وسیع در میان ترکان قیرقیز از قدیم الایام بصورت سینه به سینه نقل گردیده تا اینکه در عصر حاضر توسط "چنگیز آیتماتف" نویسنده بزرگ قرقیزی در رمانی به نام "گون وار عصره بدل" (روزی به درازی قرن) انعکاس خود را یافته است . "مان قورد" در حقیقت بعنوان صفت جانشین موصوف به کسانی که فاقد "شعور ملی" بوده و بطور کامل از خود بیگانه گردیده اند اطلاق می شود . مان قورد کسی است که نسبت به ایل و تبار و قوم و خویش خود بیگانه شده و هیچ وابستگی فرهنگی به قوم خود احساس نمی*کند . او به راحتی زبان مادری و حتی مام میهن و مادر حقیقی خود را در جای جای گفتارش به تحقیر و تمسخر می گیرد و فرهنگ خودی را نفی و به فرهنگ بیگانه به دیده احترام فوق*العاده می نگرد و در این کار آنقدر پیش می رود که حتی حاضر می شود طبق افسانه به دستور ارباب، قلب مادر خود را نیز نشانه*ی تیر کند و او را از پای درآورد بدون اینکه خم به ابرو بیاورد یا متاثر گردد . بدین جهت مان قورد یک بی اصل و نسب کامل است که بیشتر به کوبیدن مظاهر و منافع ملی خود می*پردازد . واژه "مان" در ترکی غیر از معنی مثل و مانند در ترکیب ترکمان (ترک مانند) و ائلمان (ائل مانند) معنی عیب و نقص را نیز در خود دارد و مان قورد در حقیقت مفهوم "گرگ ناقص" یا به بیان واضحتر "انسان ناقص" را در ترکان افاده می کند . با توجه با اینکه در این قاموس بوز قورد بعنوان انسان کامل و اصیل است لذا مان قورد بعنوان انسان ناقص تلقی می گردد . به عبارت دیگر مان قورد به معنی "گرگ ننگین" یا "انسان ننگین" است. این ننگ بیشتر گریبان گیر همان بوزقوردهاست که اسیر دشمن شده و بعد از شستشوی مغزی به ننگ ایل و تبار و جامعه و ایدئولوژی خود بدل می شوند .در شکل جدید مان قوردها در رسانه های گروهی وادار به مصاحبه علیه ایدئولوژی قبلی خویش می گردند . افسانه‌مان قورد در مورد منشا و چگونگی مان قورد شدن بوز قوردها سیر مسخ آنان از گرگ کامل (انسان کامل) به گرگ ناقص (انسان ناقص) را به تفصیل چنین بیان می کند .

روز و روزگاری در صحرای "ساری اؤزیه" آسیای مرکزی اقوام مختلف زندگی می کردند . یکی از این اقوام قوم ترک نایمان بود . نایمان ها دشمنانی به نام " ژوان ژوان"ها داشتند . ژوان ژوان ها مبتکر مان قورد گردانیدن اسرای خود بودند . آنها اسیران جوان قبیله نایمان را گرفته و طی شکنجه های سخت و طاقت فرسا حافظ تاریخی آنان را مختل کرده و از آنها فردی بی بند و بار نسبت به قوم و قبیله خود می*ساختند . مان قوردها طوری تربیت می شدند که تنها دستورات ارباب خود را مثل روبوت، و آدم آهنی ها بکار می بستند اگر ارباب مان قورد می گفت پدر و مادرت را بکش در چشم بهمزنی بدون هیچگونه ترحمی آنان را به قتل می رساندند . افسانه می گوید : در منطقه ساری اؤزیه چاههای زیادی وجود داشت و همه جا سرسبز و خرم بود ولی ناگهان قحطی بزرگی اتفاق افتاد و اقوام ساکن در آن صحرا به جاهای دیگر کوچ کردند . قوم ژوان ژوان ها نیز که مبتکر شستشوی مغزی جوانان بودند مجبور به کوچ گردیده بسوی رود ادیل (اتیل)- که همان ولگا باشد- رفتند. آنها چون به لعنت و نفرین الهی به جزای مان قورد کردن جوانان دچار شده بودند موقع گذر از روی آبهای یخ بسته ولگا همگی از کوچک و بزرگ و انسان و حیوان با شکسته شدن یخها به عمق آبها مثل فرعون- فرورفته و از روی زمین محو و نابود شده به جزای خود می*رسند . افسانه در مورد چگونگی مان قورد سازی ژوان ژ وان ها می گوید : ژوان ژوان ها وقتی کسانی را اسیر می گرفتند آنها را به صحرا برده موهای سرشان را از ته می تراشیدند، بعد شتری را سر بریده و از پوست گردن شتر که از سفت ترین قسمت پوست شتر است قطعاتی را جدا کرده و بلافاصله به سر اسیر      چسبانیده ، آنرا محکم می بستند . بعد از این کار دستبند و پای بند اسیران را محکم کرده آنها را در زیر  آفتاب سوزان رها می*کردند . بعد از مدتی موی سر آنها رشد کرده و چون جایی برای رشد خود نمی یافتند برگشته بتدریج داخل مغز اسیر می*شدند . در این موقع بیشتر جوانان تاب تحمل این غذاب را نیاورده فوت می*کردند ولی آنهایی که می ماندند در اثر برخورد موها با سلولهای حافظه تمام خاطرات گذشته خود را از دست داده و تنها مهارت های آنان در تیراندازی می ماند . آنها به دستور ارباب خود هر کس را که دستور می داد بلافاصله تیرباران می کردند . چون از بین ده اسیر یک اسیر مان قورد شده وبقیه می*مردند لذا ارزش یک مان قورد ده برابر یک غلام بود و اگر کسی مان قورد کسی را می کشت مجبور به پرداخت جریمه سنگین می شد. افسانه می گوید: روزی پسر جوانی بنام "ژول آمان" (یول آمان) فرزند پیرزنی بنام "نایمان آنا" برای گرفتن انتقام خون پدر خود از ژوان ژوان*ها که در جنگ با آنان کشته شده بود به اتفاق سایر جوانان قبیله نایمان به ژوان ژوان*ها حمله کرده و بعد از جنگی قهرمانانه اسیر می شود . ژوان ژوان ها او رامان قورد کرده و به چوپانی گله های خود می گمارند ."نایمان آنا" برای نجات پسرش به منطقه ژوان ژوان*ها رفته و پسر خود را می بیند که چوپان گله شده است . مادر به فرزند نزدیک شده و اسمش را می*پرسد . پسر جواب می*دهد که نامش مان قورد است. مادر در میان حسرت و ناامیدی از پدر و مادر و ایل و تبارش می*پرسد . پسر جوان تنها یک جواب دارد آنهم : من مان قورد هستم . مادر سعی می*کند حافظه*ی پسر جوانش را به کار بیندازد . "چنگیز ایتماتف" - نویسنده معروف قرقیزی - در همان رمان "روزی به درازی قرن" بقیه ماجرا را چنین به رشته قلم می*کشد که مادر خطاب به پسرش می*گوید : " اسم تو ژول آمان استمی*شنوی؟ تو ژول آمان هستی . اسم پدرت هم دونن بای (Donan bay) است پدرت بادت نیست؟ آخر او در زمان کودکیت به تو تیراندازی یاد می*داد . من هم مادر تو هستم، تو پسر من هستی، تو از قبیله نایمان هستی متوجه شدی؟ تو نایمان هستی . او (مان قورد) با بی*اعتنایی کامل به سخنان مادرش گوش می*داد . گویی اصلاً این حرفها ربطی به او ندارد . نایمان آنا باز دوباره تلاش کرد که حافظه پسرش را بکار بیندازد لذا با التماس گفت: اسمت را بیاد بیاور . . .ببین اسمت چیست مگر نمی دانی که پدرت دونن بای است؟ اسم تو مان قورد نیست ژول آمان است . برای این اسمت را ژول آمان گذاشته ایم که تو در زمان کوچ بزرگ نایمان*ها بدنیا آمدی . وقتی تو بدنیا آمدی ما سه روز تمام کوچ خود را متوقف کردیم". “نایمان آنا” برای اینکه احساسات پسرش را تحریک کند و او را به یاد کودکی خود بیندازد برایش ترانه و لالایی و بایاتی می*خواند ولی هیچ تاثیری در پسر جوان نمی کند . در این موقع ارباب ژول آمان پیدا شده و نایمان آنا از ترس او پنهان می*شود.ارباب ژول آمان از او می پرسد آن پیرزن به تو چی می گفت؟ ژول آمان می گوید او به من گفت که من مادرت هستم . ارباب ژل آمان می گوید تو مادر نداری تو اصلاً هیچ کس را نداری فهمیدی، وقتی آن پیرزن دوباره پیشت آمد او را با تیر بزن و بکش . او بعد از دادن "حکم تیر" به دنبال کار خود می رود . نایمان آنا وقتی می*بیند او رفت از مخفیگاه خویش خارج شده می خواهد که دوباره حافظه تاریخی و قومی و خانوادگی پسر جوان را بکار بیندازد لذا به او نزدیک می شود . اما ژول امان با دیدن نایمان آنا بدون هیچ ترحمی در اطاعت کورکورانه از دستورات اربابش قلب مادرش را نشانه گرفته و او را از پشت شتری که سوارش شده بود سرنگون می سازد . قبل از اینکه پیکر بی جاننایمان آن به زمین بیفتد روسری او به شکل پرنده ای بنام دونن بای درآمده و پرواز می*کند . گویی این پرنده روح نایمان آنا را در جسم خود دارد. از آن زمان پرنده*ای در صحرای ساری اؤ*زیه پیدا شده و به مسافرین نزدیک گردیده و دایماً تکرار می کند: "به یاد آر از چه قبیله*ای هستی، اسمت چیست؟ اسم پدرت دونن بای است، دونن بای، دونن بای . . ." پیکر بی*جان نایمان آنا در محلی که بعدها بنام او به قبرستان "آنا بیت" معروف گردیده به خاک سپرده می*شود . پسر مان قورد او حتی برای گرامی*داشت خاطره مادر بر سر قبر او نیز حاضر نمی*شود چراکه او خود را بی *پدر و مادر و بی*اصل و نسب می*دانست . ماجرای بوزقوردها و تشکیل امپراطوری بزرگ "گؤک ترک" در رمان بزرگ"Boz Kurtlar" نوشته "atsiz" در کتابی 555 صفحه*ای و ماجرای مان قوردها در کتاب : "KUH Bapecpa bəpabəp" (گون وار عصره برابر) نوشته چنگیز آتیماتف، در 348 صفحه چاپ و منتشر شده است . کتاب اخیر با نام "روزی به درازی قرن" به زبان فارسی و با نام "Gun olur asra bedel" گون اولور عصره بدل به زبان ترکی استانبولی و به نام"گون وار عصره برابر" به ترکی آذربایجان ترجمه شده است ترجمه شده است . بر اساس این رمان مشهور چنگیز آتیمایف در سال 2000 نمایشنامه ای در تئاتر شهر استانبول با نام اصلی" mankurt"(مان قورد) و با نام فرعی "Gun uzar yuz yil olur" (گون اوزار یوز ییل اولور) به صحنه برده شده است . بدین ترتیب دو اثر بزرگ از دو نویسنده سترگ از دو افسانه کهن ترک چاپ ومنتشر شده که در یکی به ماجرای ترکان اصیل و در دیگری به ماجرای تاسف بار ترکان از خود بیگانه پرداخته می شود . باشد که روز و روزگاری دیگر داستانهای کهن ترک بشکل*های هنری از قبیل رمان و نمایشنامه و فیلم درآمده و بازسازی گردد.


................

منبع : ویکی پدیا



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 5

:: بازدید : 2647
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 06 اسفند 1392 ] [ 19:12]
تاریخ
ترکان بنابر تئوری برخی از محققین منشأ اولیه ترکان، قبیلهٔ آشینا، (به انگلیسی: Ashina)، در شمال چین است. از میان قبایل ساکن در شمال چین قبیلهٔ آشینا یا با نام دیگر «پانصد خانواده» را می‌توان نام برد که از امتزاج قبیله‌های گوناگون پدید آمده‌بودند. آنها پس از شکست از هونها در سال ۴۳۹ میلادی، به جنوب کوههای آلتای پناه بردند و در آنجا سکنی گزیدند. در آغاز زبان مغولی را بعنوان زبان مشترک خویش برگزیدند ولی تا اواسط سدهٔ ششم میلادی، افراد قبایل آشینا به زبان ترکی سخن می‌گفتند و طبق اطلاع کتیبه‌ها خود ترک‌ها، خود را تیورک می‌گفته‌اند.

چینیان اتباع خان‌های آشینا را «تو کیو» (突厥، Tūjué / T'u-chüeh) می‌گفتند. این نکته را باید متذکر شد که چینیان در زبان خود مخرج «ر» ندارند. واژهٔ ترک به معنای نیرومند و استوار است.[۵] ترک‌ها نخست برضد قبایل ژاژها یا ژوژان (به انگلیسی: Juan-Juan) که تا آن زمان بر ترک‌ها حکم‌روایی می‌کردند، به محاربه پرداختند و در سرزمین مغولستان و آلتای دولت مقتدری تأسیس نمودند. وسعت بعدی این دولت در اثر اتحادی دولتی بین قبایل آسیای میانه در سال ۵۵۲ میلادی در کشور آلتای، خاقانات ترک بوجود آمد و در تاریخ آسیای میانه نقش مهمی ایفا نمود.  در دوران حکمرانی بومین خان (زمان حکمرانی از ۵۵۳ تا ۵۷۲ میلادی)، دسته‌های جلودار اردوی ترک‌ها به سالاری برادر بومین خان، ایستمی خان تا به سرحد ایران رسیدند و در غرب تا سواحل دریای سیاه را اشغال نمودند. در نتیجه امپراتوری خیلی مقتدر بادیه نشینان عرض وجود نمود که سرزمین عظیمی را از کره تا سواحل دریای سیاه در بر می‌گرفت. در نتیجهٔ منازعات داخلی در ابتدای قرن هفتم میلادی، خاقانات ترک به دو قسمت خاقانات شرقی ترک و خاقانات غربی ترک تقسیم گردید.

تاریخ و زندگی هر قوم و ملتی را باید در گذشته‌های دور و روزگاران کهن جستجو کرد اما تاریخ‌نگاران برای تسهیل در پژوهش‌های خویش کوشیده‌اند تا مبدائی برای تاریخ ملت‌ها عنوان کنند. ترکان نیز از سده‌های دراز در سرزمینهای شمال چین و بخشی از اراضی سیبری می‌زیستند ولی تاریخ‌نگاران مبدأ تاریخ ترکان را سال ۵۴۵ میلادی مطابق با شروع فرمانروایی بومین خان دانسته‌اند. این در حالی است که نوشتهٔ برخی از مورخان پارسی و عرب، به جنگ بهرام گور که از ۴۲۱ تا سال ۴۳۸ میلادی پادشاه ساسانی بود، با ترکان اشاره دارد. بطور مثال طبری نوشته‌است که بهرام گور با ترک‌ها جنگیده‌است. فردوسی هم از شکست ترک‌ها بدست بهرام گور سخن گفته‌است و این در حالی که در زمان بهرام گور هنوز ترکان به این ناحیه نفوذ نکرده بودند، بنابراین دربارهٔ کدام ترک‌ها سخن رفته است؟ بهرام گور به سال ۵۳۹ میلادی، یعنی حدود یکصد و شش سال پیش از این مبدأ تاریخی که برای ترکان در نظر گرفته‌اند، درگذشته است. چگونه ممکن است، بهرام گور با ترکان پیکار کرده باشد؟ استاد واسیلی بارتولد این مسئله را چنین توضیح می‌دهد که نام توران در اوستا آمده‌است و چنین بنظر می‌رسد که تورانیان شاخه‌ای از آریائیان بوده‌اند. میان ایرانیان و تورانیان دشمنی وجود داشت. از سدهٔ ششم میلادی که ترکان به آسیای میانه راه یافتند، شباهت این دو نام سبب شد که بعضی نام توران را با نام ترکان یکی بدانند. حال آنکه رابطه‌ای میان این دو نام موجود نبود. قلمرو هیاطله یا هپتالیان، برای دیدن تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.  باید گفت که به احتمال قوی فردوسی در جنگ بهرام با ترکان روزگار خود را ملاک داوری قرار داده‌است. در روزگار فردوسی غزان و قیچاقها که از قبایل ترکی زبان بودند در ماوراءالنهر سکنی داشتند. پیش از آن نیز ترکان در عهد ساسانیان و نیمهٔ دوم سدهٔ ششم میلادی، به این سرزمین راه یافتند و مردم سغد و خوارزم را تابع خود کردند چون در دشت‌های آسیای میانه زبان ترکی رواج یافته بود، احتمالاً فردوسی چنین پنداشته است که توران و ترکان از یک تیره و یک نژاد هستند.  کریستن سن نظر دارد که بهرام گور در ابتدای پادشاهی خود با اقوام شمالی ایران جنگید. این اقوام را مورخان عرب و ایرانی، بدون تفکیک و امتیاز همه را به نام ترک خوانده‌اند. محتمل است که بهرام با خیانیان جنگیده باشد.  مارکوارت نظر دارد که بهرام گور در واقع با خیانیان جنگیده بود. به قول طبری، بهرام گور در آن زمان یک قسمت از خاک هندوستان را که در آن نقاط ملک کوشانیان وجود داشت، می‌خواست به مملکت خود ملحق کند. تاریخ‌دان ارمنی نیز به نام یگیشه وارداپت خبر می‌دهد که یزدگرد دوم ناگهان به کشور خیانیان تاخت که آنها را کوشانیان هم می‌گویند. خلاصه دو مآخذی که اصلاً هیچ ارتباطی باهم ندارند، خیانیان را با کوشانیان پیوند داده‌اند و این امر ثابت می‌کند که جدا کردن خیانیان از کوشانیان نشاید.  در مآخذ ایرانی نام توران با ترکان و در مآخذ زبان پهلوی و زرتشتی، هیتالیان با خیانیان و در مآخذ عربی، هیتالیان با ترک‌ها و در مآخذ ارمنی، هیتالیان با کوشانیان آمیخته شده‌اند و این یکی از دلایلی است که مطالعه در مورد تاریخ این منطقه را مشکل ساخته‌است .

...............
منبع : ویکی پدیا .


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 515
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [سه شنبه 06 اسفند 1392 ] [ 18:40]
تاریخ
ایل ها : ایل بختیاری ، ایل قشقایی ، ایل شاهسون ، ....

 مقدمه :

در ساختار های ناریخی اجتماع،  ایران بیشترین زمان را در سازمان قبیله ای دارا بود،  تاریخ ایل های کوچنده ایران،  که روزی بیشترین جمعیت ایران را تشکیل می دادند،  بطور واضح و روشن وجود ندارد،  که هیچ،  بلکه شرح و توضیح آنها نیز خیلی کم است.  چون این ایلها در حال از بین رفتن و پاشیده شدن قبیله ها کوچرویی هستند،  باید هر چه زودتر اطلاعات عمیق و قابل ارائه علمی از آنها جمع آوری شود.  کتابها و جزواتی که از شرح آنها دیدم نسبتاً خوب است،  اما خیلی کم می باشد،   لازم است هر چه بیشتر و علمی تر،  اطلاعات شرح حال و تاریخی بدور از دروغ های تاریخی،  بیشتر از پیش،  توسط اشخاص متخصص از ایل های تاریخی ایران تدوین شود.  ادامه دارد و بازنویسی می شود.

  

   ایل بختیاری

       ایل بختیاری یا لر بزرگ،  از مهمترین ایلات کوچ رو ایران کنونی است،  سرزمین آنها در شمال استان کهکیلویه یعنی در زاگرس مرکزی،  میان اصفهان و خوزستان قرار گرفته است.  قلمرو این ایل به نام خاک بختیاری معروف است،  سلسه جبال زاگرس در جهت شمال غربی به جنوب شرقی از میان این قلمرو می گذرد،  و آنرا به دو بخش کوهستانی در شرق،  و جلگه ای در غرب تقسیم می کند.  بخش ییلاق در کوهستان های غرب اصفهان،  و بخش قشلاق در جلگه ها دامنه شرقی زاگرس است،  و تا قسمتی از خوزستان ادامه دارد.  کل محدوده منطقه از طرف شمال به لرستان،  از شرق به اصفهان و چهارمحال،  از جنوب به قلمرو ایلات لرستان منطقه کهکیلویه و بویراحمد و همچنین منطقه ایل قشقایی،  و از غرب به دشت خوزستان.  کار و درآمد آنها بر پرورش دام،  از نوع گوسفند و بز است.  ایل بختیاری در طول سال دارای دو کوچ بزرگ در دو فصل بهار و پاییز است.  اوایل بهار از گرمسیر به ییلاق می کوچند و پاییز بر می گردند،  فاصله میان گرمسیر و ییلاق برحسب طایفه متفاوت است و تا 300 کیلومتر می رسد.  کوچ بختیاری ها بطور منظم صورت می گیرد، هر طایفه از مسیر معینی بنام ایل راه،  که در تاریخ کوچرویی در ایران نوشته ام می گذرد،  تقریبا راه ثابتی است،  در ییلاق هم محل معین دارند،  که دیگر طوایف می توانند از آن استفاده کنند.

      ایل بختیاری به دو نیمه یا بلوک هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم می شود،  گویند این دو بلوک بر اساس مقررات مالیاتی حکومت صفوی شکل گرفته است،  در آن دوره لنگ (نصف جفت) از اصلاحات رایج مالیاتی بود،  که هر کدام در کل قلمرو بختیاری داری سرزمین مشخص بودند. هفت لنگ که همه ساله بین نواحی شرق خوزستان یعنی اندیکا و مسجد سلیمان و شوشتر و ایذه و شهرکرد و بروجن در چهارمحال بختیاری در حرکت و کوچند،  به چهار گروه:  دورکی، بابادی، بختیاروند، دینارانی،  تقسیم می شود،  حدود 220 تش یا تیره دارد.  چهار لنگ نیز عمدتا بین دزفول و ایذه در خوزستان،  و داران در اصفهان و الیگودرز و بروجرد در لرستان،  ییلاق و قشلاق می کنند.  دو طایفه محمد صالحی و طایفه کیان ارثی از آنها می باشند.  در حال حاضر مناطق اصلی اسکان بختیاری ها،  در دو استان چهارمحال بختیاری،  و خوزستان تمرکز یافته است.

   ــ  زنگی = زن = ژن = جان = مولد حیات = الهه برتر + گی = ریشگی و دارندگی = بختیاری و تمام اقوام غربی و جنوب غربی ایران،  و بختیاری همان مکان باختری یا باکتریا است،  به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه شود.

   پیشینه تاریخی ــ  همانگونه که در پیش گفتار نوشتم،  درباره تاریخ ایل های ایران اطلاع  خیلی کم و ناقص و پر از دروغ های تاریخ است،  و دانش تاریخ در آنها وجود ندارد.  هردوت ایونی،  بختیاری را باکتری میداند،  که نام قبیله ای در بلخ تاریخی ایران بود،  و به جنوب مهاجرت کرده و استقرار یافته اند.  گروهی از بختیاری ها نیز خود را از عقاب کی آرش،  برادر کی قباد پادشاه کیانی می دانند،  طایفه ای نیز به نام کیارسی دارند،  که با کی آرش تشابه لغوی دارد.  همچنین گویند در جنگی که بین  شاه عباس اول صفوی با عثمانی ها در گرفت،  گروه کثیری از ایل بزرگ که جزو سپاه شاه بودند،  با دلاوری و شجاعت دشمن را به سختی شکست دادند،  و بدین مناسبت شاه آنان را که از لر بزرگ بودند بختیاری نامید.

   کیان ــ همانگونه که بالا گفتم اطلاعات علمی تاریخی درباره کیان این طایفه فوق العاده کم است،  آنچه که می توان گفت:  بختیاریها یکی از اقوام ایرانی هستند،   که هزاران سال پیش در دامنه های کوه بختیاری در شرق شوشتر و در دو طرف رودخانه کارون مستقر شده اند.

   زبان ــ  گویش بختیاریها یکی از شاخه های زبان پارسی است،  و به خاطر موقعیت خاص جغرافیایی،  که دور از پای بیگانگان بود،  در طول تاریخ معجزه آسا از اختلاط و انتزاج با دیگر زبان ها در امان مانده،  و لغت بیگانه کمتری در آن نفوذ کرده است.  باید بهر شکل و زحمت و کار شده،  این گویش را حفظ نمود،  زیرا تنها وسیله ارتباط ما ایرانیها با دوران باستان است،  اگر کتیبه ای یافت شود،  با کمک این گویش می توان آنها را خواند.

   دین ــ  گویند بختیاری تا قرن 9 هجری پیرو مذهب معتزله بودند،  ولی از قرن 9 به بعد یکی از سادات خوزستان مذهب شیعه را در میان بختیاری ها اشاعه داد و در زمان حکومت صفویه عمومیت پیدا کرد،  در این باره نیز باید تحقیقات مستقل صورت پذیرد.

   پوشاک ــ  لباس سنتی مردان بختیاری کلاه، پیراهن، شلوار، گیوه و چوخا است،  جنس کلاه بختیاری از نمد به رنگ مشکی و به شکل استوانه ای است.  شلوار بختیاری ها بلند، دو لنگه بسیار گشاد دارد،  و معمولا از پارچه های چیت دوخته می شود.  پاپوش بختیاری ها گیوه است،  که گیوه دوزان شهر کردی و بروجنی آن را تولید میکنند. چوخا پوشش اصلی بختیاری هاست،  که زنان بختیاری و چوخا بافان لالی، شوشتر و دزفول آن را تهیه می کنند.  در بین چوپانان استفاده از بلاپوش نمدی گپنگ،  برای حفاظت از باران و سرما رواج دارد.

   پوشاک زنان بختیاری،  شامل لچک، کلاهچه ای که بر لب لچک منجق و الماس دوزی می کنند،  می نا، روسری که به شیوه خاصی دور سر و گردن می پیچیند، و بلندی آن از پشت تا روی زمین میرسد،  و از حریرمی بافند.  چومه جوه، پیراهن بلند و چاکدار. شولار، شلوار حدود 5 تا 6 متر که بالای آن چیندار است،  پاکش، زیر شلواری، بند سیزن، زنجیری همراه با سکه که از دو طرف سر به پشت کمر آویزان است.

   مسکن ــ  مسکن اصلی و سنتی و ساده عشایر سیاه چادر است،  که در اصطلاح محلی به آن بهون می گویند و معمولا از موی بز بافته می شود،  این نوع چادر محکم و زبر و در مقابل رطوبت و سرما مقاوم است.  چادر های ایل بختیاری تا حدودی با سیاه چادر های عشایر جنوب کشور متفاوت است.  امروزه استفاده از چادر های برزنتی و انواع دیگر نیز رواج دارد،  وزن سبک، تنوع رنگ و سهولت حمل و افزایس چادر های برزنتی، نایلونی کتانی، موجب استفاده عشایر از آن ها شده است.

   صنایع دستی ــ  در جامعه عشایر بختیاری صنایع مدرن و کارگاهی وجود ندارد،  و صنعتگران این جامعه به بافت صنایع دستی اشتغال دارند.  اشتغال در جامعه عشایری یک فعالیت جنبی به حساب می آید،  و اوقات فراغت زنان عشایر به این امر اختصاص می یابد.  در بعضی از طوایف به رشته خاصی از صنایع دستی اهمیت داده میشود،  و مثل چوخا بافی که طایفه کیارسی در بافت بهترین نوع آن زبانزدعشایراست.

   مهمترین صنایع دستی عشایر منطقه بختیاری:  قالی بافی، چوخا بافی، کلاه مالی، گیوه دوزی، خورجین بافی، بافت سیاه چادر، خور، برای حمل گندم – آرد - برنج و قند و...، پلاس، نوع زیر انداز که از تکه های پارچه و تار های نخی و پنبه ای می بافند.  کمچه دان، وسیله ای برای نگهداری قاشق و ملاقه های چوبی، جل، بافته ای از خامه سیاه و سفید و بروی چهار پایان می اندازند،  و بر روی آنان بار قرارمیدهند،  و هم در مواقع بارندگی از خیس شدن چهار پایان جلوگیری شود،  وریس، نوعی تسمه بافته شده از ابریشم.

   موسیقی و رقص ــ  موسیقی ایل بختیاری شناسنامه قومی ایل است،  شرح رویداد های کوچک و بزرگ ایل، شرح ناکانی ها و پیروزی ها، غم ها و دلتنگی ها و شادی ها و...،  در جای جای موسیقی ایل منعکس شده است.  طبیعت زندگی ایل، کوه های بلند، دشت های فراخ، چشمه های خروشان و سختی و مشقت زندگی ایلی و دل های پاک و بی آلایش مردم ایل،  هسته اولیه تولید موسیقس ایل بختیاری است.  حیات موسیقی ایل قرن ها است که نسل به نسل از پدر و پسر در گروه توشمال ها یعنی نوازندگان و خوانندگان محلی راه یافته.  توشمال ها همیشه با ایل هستند و شریک در غم و شادی ایل. در ایل بختیاری هر طایفه و تیره ای توشمال مخصوص به خود دارند،  و در مراسم سوگ و شادی آنهاهمراهشان است.  مقام های موسیقی ایل بختیاری به نام بیت خوانی معروف است،  مانند مقام های برزگری، ابوالقاسم خانی، مقام شیرعلی که حدود 25 الی30 مقام است.

      رقص های ایل بختیاری واکنشی احساس و عاطفی از موسیقی ایل است،  رقص در ایل نشای از همبستگی،  اتحاد و عدالت است.  در این ایل رقص فردی وجود ندارد،  اگر رقص هم فردی باشد،  به قصد زور آزمایی است،  مثل چوب بازی که نوعی نشان قدرت و اعتماد است،  که همراه با موسیقی پر تحرک،  یادآور نبرد است.  از رقص های رایج و پرتحرک بختیاری رقص سه پا است،  که زن و مرد باهم می رقصند،  و چون در اجرای آن در هر حرکت سه قدم بر می دارند،  به این نام معروف شده است.  رقص جیران جیران رقص گروهی است،  در آن زن و مزد باهم می رقصند،  و رقص های هی دته و رقص مجسمه،  رقص عروس،  رقص دستمال آرم ،  در مواقع برگزاری جشن ها و سرودها،  رقص های متنوعی اجرا می کنند.

   آداب و رسوم ــ  طلب باران،  چل کچلون،  ختنه سوران.   

   مراسم ازدواج ــ  خواستگاری یا اذن گرفتن نامزد.  کنان (شیرینی خوران یا بله برون)، عقد کنان یاعقد بندان، با روزی یا خرج مطبخ،  حمام دزده و حمام آشکاره عروس، خلعت داماد، حنا بندان، چوب بازی، به تخت نشاندن عروس، مراسم حجله، داماد سلام، تولد نوزاد پسر، نام گذاری نوزاد، روئیدن اولین دندان.

   مراسم عزاداری ــ  پل بریدن یا گیسو بریدن، کوشک ورانیدن (کوشک برپا کردن)، طلسم ورانیدن، کتل درکردن، اختتامیه.

   انواع نان ــ  نان افاق،  نان لواشی نازک و گرد،  نان تست خشک، تنکه، نان شاته، تووه ای یا تابه ای.

   انواع آش ــ  آش اوروش با بلغور گندم، دو برنج با برنج و دوغ کشک لاوی (آش لعابی با گندم).

   غذاها ــ  اووگوشت (آب گوشت)، سیو زمینی (خورش سیب زمینی)، کدی (خورشت کدو)، کوا (کباب)، نیشکو (عدس آب)، کالجوش (کشک و نعناع داغ).


.................

منبع: http://ravid1.blogsky.com/54


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 665
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [چهارشنبه 30 بهمن 1392 ] [ 22:48]
تاریخ
تاریخچه بافور . تاریخ وافور

مصرف تریاک به وسیله وافور در ایران پیشینه زیادی نداشته و از دو قرن تجاوز نمی‌کند.ولی به طور یقین استفاده از وافور در ابتدای سلطنت ناصرالدین‌شاه در ایران رواج داشته‌است.  در دوره رواج تریاک کشی در ایران، برخی قهوه‌خانه‌ها، خدمات منقل و وافور را نیز به مشتریان ارائه می‌دادند. در دوره ناصرالدین‌شاه، برای نخستین بار، تصویر وی بر روی حقه‌های چینی و سرامیکی نقش گردید. این حقه‌ها امروزه عتیقه محسوب شده و با قیمت زیادی خرید و فروش می‌گردند. در آذرماه سال ۱۳۲۵ با فشار سران فرقه دموکرات، دولت قوام‌السلطنه کشت خشخاش در ایران را به کلی ممنوع نمود و به همین مناسبت، جشن «وافورسوزان» نیز برپا گردید. در سال ۱۳۳۴ بساط منقل و وافور از قهوه‌خانه‌ها جمع گردید. گسترش استفاده از وافور در ایران چنان زیاد بود که برخی از اعیان، اتاقی در منزل را به این منظور اختصاص داده و به آن «وافورخانه» گفته می‌شد.

........

منبع: ویکی پدیا




:: امتیاز: نتیجه : 7 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 6

:: بازدید : 14289
:: ارسال شده در: مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [چهارشنبه 30 بهمن 1392 ] [ 20:47]
تاریخ
اگر مطلبی برای وب ما فرستادید در

اینجا قرار خواهد گرفت .

مطالب شما

عنوان: آتشکده نیاسر .

قدمت: دوره ساسانی .

محل جغرافیایی : شهر نیاسر.

عکس تاریخی

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 1179
کل نظرات کل نظرات : 465
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 4
تعداد اعضا تعداد اعضا : 2917

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 999
باردید دیروز باردید دیروز : 2,541
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 66
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 580
بازدید هفته بازدید هفته : 13,654
بازدید ماه بازدید ماه : 24,270
بازدید سال بازدید سال : 653,484
بازدید کلی بازدید کلی : 2,179,534

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.211.120.181
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir

;