دانلود آهنگ شهاب مظفری دارم میرم

    کاربران عزیز می توانید ترانه دارم میرم را با صدای شهاب مظفری به همراه دو کیفیت دانلود کنید

    Exclusive Song: Shahab Mozaffari – “Daram Miram” With Text And Direct Links In UpMusic

    cxv دانلود آهنگ شهاب مظفری دارم میرم

    ♪♪♫♫♪♪♯

    شعر و آهنگسازی : شهاب مظفری / تنظیم کننده : آرش حسینی

    UpMusicTag دانلود آهنگ شهاب مظفری دارم میرم

    ترانه دارم میرم با صدای شهاب مظفری جهت تکمیل آرشیو آپ موزیک …

    ♪♪♫♫♪♪♯

    قسمتی از متن ترانه :

    دارم ميرم خيلي پـره دلم ازت
    چيزي نگو خيلي شکست دلم ازت

    ديگه چيزي نمونده بين من و تو
    دارم ميرم

    حرفي نمونده نگفته باشي
    به من و اين دل فهمونده باشي
    بايد بريم از پيش تو

    شهاب مظفری دارم میرم

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ شهاب مظفری دارم میرم

    دانلود آهنگ شهاب مظفری دارم میرم

    کاربران عزیز می توانید ترانه دارم میرم را با صدای شهاب مظفری به همراه دو کیفیت دانلود کنید

    Exclusive Song: Shahab Mozaffari – “Daram Miram” With Text And Direct Links In UpMusic

    cxv دانلود آهنگ شهاب مظفری دارم میرم

    ♪♪♫♫♪♪♯

    شعر و آهنگسازی : شهاب مظفری / تنظیم کننده : آرش حسینی

    UpMusicTag دانلود آهنگ شهاب مظفری دارم میرم

    ترانه دارم میرم با صدای شهاب مظفری جهت تکمیل آرشیو آپ موزیک …

    ♪♪♫♫♪♪♯

    قسمتی از متن ترانه :

    دارم ميرم خيلي پـره دلم ازت
    چيزي نگو خيلي شکست دلم ازت

    ديگه چيزي نمونده بين من و تو
    دارم ميرم

    حرفي نمونده نگفته باشي
    به من و اين دل فهمونده باشي
    بايد بريم از پيش تو

    شهاب مظفری دارم میرم

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ شهاب مظفری دارم میرم

    سرزمین فلسطین و پیامبران الهی
    در رابطه با فرمانروایی حضرت سلیمان (ع) انجیل چنین نقل می‌کند که : هنگامی که سلیمان با یک شاهزاده مصری ازدواج کرد ، فرعون مصر دهی به نام ” الجرار ” را در نزدیکی شهر رمله که از شهرهای فلسطین بود به او بخشید . از همین قضیه استفاده می شود که دولت یهود در دوران سلیمان صرفا جنبه سمبلیک داشته و تحت سرپرستی مصر بوده ، و به جهت نبودن عوامل مناسب برای پیشرفت در جنبه های داخلی و خارجی نمی توانسته یک دولت مستقل و نیرومند باشد زیرا دولت یهودی که در کنعان به وجود آمد پس از مدت کوتاهی حدود هفتاد سال یا کمی بیشتر ، به سبب نیرومند شدن مصر ، فروپاشید .

     

    تمدن فلسطین باستان (2)

    در همین هنگام، قرارداد‌های حضرت سلیمان و پادشاه ” حیرام” بسته شد و طبق آن هر دو می‌توانستند از دریای مدیترانه و دریای سرخ برای رفت و آمد کشتیهایشان استفاده کنند. گفته شده است که او در امور سیاسی نیز از هوش و فراست برخوردار بوده است . سلیمان برای اداره مملکت و اجرای برنامه های تشریفاتی و تجملاتی اش مجبور بود از مردم مالیاتهای سنگین بگیرد . این وضعیت سبب نارضایتی مردم شده بود . به همین دلیل بعد از فوتش ، هنگامی که پسرش خواست سیاست او را ادامه دهد ، مردم علیه وی اعتراض کرده دست به شورش زدند . ادامه درگیریها و شورش سبب شد که کشور فلسطین به دو قسمت شمال و جنوب تجزیه شود . قسمت شمال که به اسرائیل معروف شد تحت فرماندهی یکی از شورشیان به نام ” یربعام ” قرار گرفت . یربعام پایتخت خود را در ” ساماریا ” قرار داد . قسمت جنوب ” یهودا ” ( یهودیه ) نام گرفت و ” رحبهلم ” فرزند سلیمان فرمانروایی آنجا را به عهده گرفت . اورشلیم نیز به عنوان پایتخت باقی ماند . البته باید گفت که اسرائیل نسبت به یهودا از وسعت و ثروت بیشتری برخوردار بود .
    نزاع، جنگ و خونریزی، بعد از تجزیه فلسطین بین شمال و جنوب شروع شد. . استمرار جنگ و درگیری در این دو منطقه منجر به تضعیف هر دو کشور گردید . با این حال هنوز در شمال و جنوب یک خدای واحد به نام ” یهوه ” ستایش می شد .در نتیجه تضعیف دولت اسرائیل و یهودا ، هنگامی که ” تیگلات پلاسر سوم ” پادشاه آشور ، دمشق را تصرف کرد توانست اسرائیل و یهودیه را نیز شکست دهد و آنها را وادار به پرداخت جزیه ای سنگین نماید .

     

    تمدن فلسطین باستان (2)

     

     

    بعد از آنکه اسرائیلیان پس از گذشت ۱۰ سال علیه آشوریان شورش نمودند، پایتخت اسرائیل توسط ” شروکین دوم ” ( سرجون دوم ) پادشاه جدید آشور نابود شد. و اهالی آنجا را به سوی نواحی دیگر و آن سوی فرات فرستاد . ولی یهودا تا چند سال بعد باقی بود . عبرانیهایی که توسط پادشاه جدید آشور اخراج شدند به ” قبایل مفقود یهود ” معروف شدند و پس از مدتی با مردم آن مناطق یکی شدند . زمینهای شورشیان اسرائیل به مهاجران ساحل دجله و فرات داده شد و اسرائیل جزو یکی از ایالات امپراتوری آشور گردید .

    آنطور که پژوهشگران می‌گویند، مدتی بعد حکومت آشوریان سقوط کرد اما در اوضاع فلسطین هیچگونه تغییری حاصل نشد. . زیرا فقط فرمانروایان تغییر کرده بودند . در سال ۵۹۷ قبل از میلاد به دنبال نیرومند شدن دولت و امپراتوری بابل ، ” بخت النصر ” پادشاه بابل به فلسطین حمله کرد . سپاهیان بخت النصر اورشلیم را تصرف کردند و بخت النصر حاکم یهودا و عده ای از سردارانش را اسیر کرد و به بابل فرستاد . در سال ۵۸۶ قبل از میلاد سپاهیان بخت النصر به علت تمرد و سرکشی فرماندار اورشلیم از حکومت بابل ، بار دیگر به فلسطین حمله کرد و این بار اورشلیم را با خاک یکسان نموده هیکل سلیمان را تخریب و بقیه مردم را اسیر کرده به بابل فرستاد و تنها مردم فقیر و بیچاره را باقی گذاشت . از آن به بعد فلسطین جزو یکی از ایالات بابل شد .
    ۵۰ سال اسارت و تبعید عبرانیها به درازا کشید و همین مدت طولانی باعث شد تا علاقه و وابستگی آنها نسبت به یکدیگر بیشتر شده و به ویژه علایق خانوادگی ، تحکیم و تشدید یابد . بهره دیگری که از این اسارت نصیب عبرانیها گشت این بود که دریافتند ” یهوه ” خدای یگانه را می توانند همه جا پرستش کنند چه در بند اسارت و تبعید و چه در قلمرو مملکت خویش .

     

    تمدن فلسطین باستان (2)

    در سال ۵۳۶ قبل از میلاد یعنی بعد از اینکه ۵۰ سال از اسارت بنی اسرائیل گذشت ، ارتش پارس ، امپراتوری بابل را شکست داد و کوروش پادشاه ایران بابل را فتح کرد . کوروش عبرانیان را به سرزمین اصلی شان فلسطین بازگردانید . بنی اسرائیل در مقابل کوروش ابراز اطاعت و فرمانبرداری کردند و پذیرفتند که به ایران جزیه بپردازند . کوروش نیز به آنها اجازه داد اورشلیم را بازسازی کنند و هیکل سلیمان را از نو بسازند . بدین وسیله اورشلیم دوباره از ویرانی رهایی یافت ولی فلسطین به عنوان یکی از ایالات امپراتوری ایران باقی ماند .
    پس از آنکه ارتش و حکومت ایران از پادشاه یونان یعنی اسکندر مقدونی شکست خورد و مغلوب آن شد، سوریه را فتح کرد و به فلسطین رفت . از آن به بعد ، گردونه تاریخ فلسطین را جزو توابع دولت یونان درآورد . بعد از مرگ اسکندر فلسطین بین جانشینان او تقسیم گشت .در سال ۳۱۲ق . م به دنبال نیرومند شدن مصر ، ارتش آن کشور راهی دیار فلسطین شد و آنجا را تصرف کرد . جنگهای زیادی بین مصر و یونان درگرفت ولی تصرف فلسطین باعث خاتمه یافتن حکومت یونان نگشت این مسأله نشان می دهد که مصر و یونان در آن زمان از نظر توازن قوا در یک سطح بوده اند به همین جهت در طول سالهای درگیری ، فلسطین گاهی تحت سلطه مصر و گاهی تحت نفوذ یونان بود .

    تمدن فلسطین باستان (2)

    در سال ۲۰۰ قبل از میلاد ” مکابیان ” علیه سردار سلوکی اسکندر به نام ” آنیوخوس اپی فان ” شورش کردند . اپی فان یکی از سلاطین سلوکی بود که مدت ۲ سال بر مصر حکمرانی می کرد . ولی در برابر رومیان شکست خورد و مکابیان بعد از ۲۰۰ سال مبارزه توانستند سلسله ای مشهور به ” اسمونی ” را تأسیس کنند ولی در اثر اختلافات درونی متلاشی شد .

    سرانجام در سال ۶۳ق . م ارتش روم به قصد تسخیر فلسطین عازم آنجا شد و ” پمپه ” سردار رومی توانست آنجا را اشغال کند و به صورت ایالت تحت الحمایه روم درآورد و یهودیان را وادار به پرداخت جزیه کند .

    پس از این واقعه یهودیان علیه پمپه شورش کردند ولی شورش آنها سرکوب شد . در دوران حکومت ” نرون ” قیصر روم ، یهودیان علیه عده ای از مأموران شورش کردند و چند تن از آنان را به قتل رساندند . شورش یهودیان این بار نیز سرکوب شد و معبد ” بارکوشبا ” توسط رومیان ویران گردید . همین مسأله سبب شد که یهودیان دوباره تحت تسلط رومیان درآیند . آنها در زمان تسلط بر فلسطین ، یهودیان را مورد آزار و اذیت قرار دادند . و آنها مجبور شدند فلسطین را ترک کنند و در عراق ، مصر ، یمن و سوریه پراکنده شوند . از آن زمان به بعد حیات سیاسی آنان از بین رفت .

    دانلود آهنگ جدید ایمان غلامی خبرم کن

    هم الان دانلود کنید از سرور های قدرتمند آپ موزیک ترانه‌ی جدید ایمان غلامی بنام خبرم کن همراه با تکست

    Exclusive Song: Iman Gholamii – “Khabaram Kon” With Text And Direct Links In UpMusic

    Khabaram Kon دانلود آهنگ ایمان غلامی خبرم کن

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    هر موقع حس کردی دلت تنهاست
    ♩♬

    خبرم کن دستات اگه دست منو میخواست خبرم کن

    ♩♬
    هر گوشه ی دنیا اگه روزی دلت لرزید

    ♩♬

    بدون یکی به یاد تو اینجاست خبرم کن

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    ایمان غلامی خبرم کن

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ ایمان غلامی خبرم کن

    دانلود آهنگ حمید هیراد دیر کردی

    موزیک جدید و بسیار شنیدنی با سبک همیشگی و سنتی حمید هیراد بنام دیر کردی همراه با متن آهنگ

    Exclusive Song: Hamid Hiraad – “Dir Kardi” With Text And Direct Links In UpMusic

    hamid hirad دانلود آهنگ حمید هیراد دیر کردی

    ترانه سرا و آهنگسازی : حمید هیراد

    متن ترانه دیر کردی از حمید هیراد

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    دیر کردی مرا عاشقی پیرم کرد

    ♩♬♫♪♭

    دیر کردی مرا عشقت زمین گیرم کرد

    ♩♬♫♪♭
    دیر کردی حسرتت هر لحظه بر بادم داد

    ♩♬♫♪♭

    دیر آمد در برم تا گقتم ای داد ای داد

    ♩♬♫♪♭
    من میرم امشب تازه میفهمی دلت گیره

    ♩♬♫♪♭

    من میرم امشب فکر تو آروم نمیگیره

    ♩♬♫♪♭
    من میرم امشب تازه میفهمی دلت گیره

    ♩♬♫♪♭

    من میرم امشب فکر تو آروم نمیگیره

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    حمید هیراد دیر کردی

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ حمید هیراد دیر کردی

    ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی

     

    تاریخ ایرانی: از قرار معلوم والتر شل به تازگی آن هم در میان بیابان و از داخل یک شهر خیمه‌ای خالی از سکنه، کارهای زیادی برای اقتصاد جمهوری فدرال آلمان انجام داده است. رئیس‌جمهور آلمان فدرال به هنگام بازدید رسمی خود از ایران که در آوریل سال جاری صورت گرفت، با اصرار شاه به دیدار شهرکی مجلل رفت که چندین سال پیش و برای جشن‌هایی که به مناسبت ۲۵۰۰-مین سالگرد نظام پادشاهی برگزار می‌شد در کنار پرسپولیس باستانی ساخته شده است. جالب آن که سلف شل یعنی گوستاو هاینه مان، رئیس‌جمهور پیشین آلمان غربی در سال ۱۹۷۱ و به مناسبت همین جشن‌ها به ایران دعوت شد اما به دلیل بیماری چشم، دعوت شاهنشاه مستبد را نپذیرفت و از آن سفر خودداری کرد.

     

    به باور افراد نزدیک به دولت بن [پایتخت آلمان غربی سابق] دیدار شل از آن شهر خیمه‌ای که هفت سال پس از آن جشن‌های شاهانه نیز به خوبی از آن مراقبت می‌شود، می‌تواند به گرمی روابط دو کشور کمک کرده و دیدگاه‌های سران ایران و آلمان را به یکدیگر نزدیکتر کند؛ و شاید بی‌دلیل نیست که اخیرا سیاستمداران بن به نیت خیر اعلیحضرت باور آورده‌اند! زیرا در محاسبات استراتژیک بن، ایران یعنی همان کشوری که با رهبری شاه و به کمک درآمدهای میلیاردی حاصل از فروش نفت در عرض چند سال به کشوری صنعتی بدل شد، به عنوان یک فاکتور ثبات در خلیج [فارس] نقشی تعیین‌کننده و اصلی ایفا می‌کند. به باور آلمان غربی، خلیج [فارس] با منابع نفتی‌اش شریانی حیاتی برای کانون‌های صنعتی غرب است و صد البته شاه با پول و سلاح‌های خود این صنایع را تضمین می‌کند.

     

    پاول فرانک، مشاور امور دولت پرزیدنت شل بر این باور است که چنانچه ایران به مسیر شرق [شوروی] بیافتد آنگاه است که مهم ترین دولت نفتی خلیج [فارس] یعنی عربستان سعودی توان ادامه وضعیت فعلی را نخواهد داشت و در این صورت دنیا برای اروپای غربی شکل و شمایل دیگری پیدا می‌کند. از سوی دیگر البته امکانات و چشم‌اندازهای تجاری برای اقتصاد در آینده نزدیک بسیار روشن و خوب است. اگر شاه از تصمیم‌های خود منصرف نشود، آلمان در سال‌های آینده قراردادهای زیادی برای پروژه‌های عظیم با ایران به امضا خواهد رساند…

     

    در این صورت تنها سازندگان آلمانی نیروگاه‌ها و صنایع وابسته به آن می‌توانند تا سال‌ها از این راه و به لطف ایران زندگی خود را بگذرانند. حاکم قدرتمند ایران برای طرح‌های جاه‌طلبانه توسعه کشور خود نیاز به انرژی دارد و قراردادهایی که به زودی منعقد می‌شود در راستای همین نیاز به شمار می‌آید.

     

    در حال حاضر اتحادیه نیروگاه‌های آلمان در قبال دریافت ۱۱ میلیارد مارک، در حال ساخت دو نیروگاه هسته‌ای به قدرت ۱۳۰۰ مگاوات در نزدیکی شهر بندری بوشهر است؛ پروژه‌ای که حقوق و مزایای ۱۲ هزار کارمند و کارگر را برای شش سال تضمین می‌کند. شرکت مشهور براون باوری (BBC) نیز در کنار سواحل دریای خزر یعنی در شهر نکا در حال ساخت یک نیروگاه بادی به قدرت در مجموع ۱۷۶۰ مگاوات است.

     

    البته در حال حاضر نیز اتحادیه نیروگاه‌های آلمان در حال مذاکره برای ساخت چهار نیروگاه اتمی دیگر در ایران است و قیمت این قرارداد بالغ بر ۲۰ میلیارد مارک خواهد شد. اگر همه چیز خوب پیش برود به باور بسیاری از کارشناسان آلمانی، یکی از بزرگترین قراردادهای غیرنظامی در تاریخ اقتصادی جهان منعقد خواهد شد. البته افزون بر BBC دو شرکت دیگر فعال در امور نیروگاه‌های هسته‌ای نیز در این مناقصه حضور دارند اما از قرار معلوم BBC شانس به مراتب بیشتری دارد.

     

    در کنار همه این‌ها البته شاه برای تکمیل شبکه حمل و نقل هوایی ایران نیز برنامه‌های زیادی دارد و همین حالا شش فروند هواپیمای ایرباس سفارش داده است و طبق قرارداد ایران می‌تواند سه فروند دیگر نیز به آن اضافه کند و مبلغ این قرارداد نیم میلیارد مارک آلمان غربی است. این در حالی است که به گفته بانکدارانی که اخیرا با شاه مذاکره کرده‌اند، نیاز ایران به هواپیما چند برابر بیشتر از این است و بالطبع شمار این هواپیماهای سفارشی می‌تواند چند برابر بیشتر از قرارداد فعلی شود.

     

    کشتی‌سازان آلمانی هم می‌توانند روی این مساله حساب کنند که بابت برنامه‌های شاه برای نیروی دریایی ایران، سود خوبی نصیبشان خواهد شد. شاه در نظر دارد که با خرید شمار زیادی زیردریایی، ناوچه، قایق‌های مین‌روب و همین‌طور قایق‌های تندرو، ظرفیت و توان نیروی دریایی ایران را به صورت قابل ملاحظه‌ای افزایش دهد. شرکت هوالد در شهر کیل که بزرگترین کارخانه کشتی‌سازی آلمان غربی محسوب می‌شود، پیش از این هم قراردادی برای تحویل شش زیردریایی با ایران منعقد کرده و ارزش این سفارش یک میلیارد مارک آلمان غربی است. افزون بر آن شرکت‌های آلمانی برای انعقاد قرارداد در حوزه پتروشیمی ایران نیز از شانس خوبی برخوردارند.

     

    رقم حاصل از مجموع این پروژه‌ها تقریبا ۴۰ میلیارد مارک خواهد شد و به همین خاطر می‌توان از ایران به عنوان یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری آلمان غربی در خارج از این کشور یاد کرد. اما در همان حال که در خلال سفر اخیر شل به تهران، مذاکرات تجاری برای ساخت چهار نیروگاه جدید جریان داشت، یکی از بزرگترین مشکلات در مسیر این تجارت خارجی پرسود نیز خود را نشان داد؛ زیرا ایرانی‌ها اعلام کردند ترجیح می‌دهند قیمت همه این قراردادها را با نفت بپردازند.

     

    نباید فراموش کرد دورانی که هرگونه پیشنهاد نفتی با خوشحالی مورد قبول قرار می‌گرفت سپری شده است؛ زیرا امروزه این ماده خام با ارزش به اندازه کافی در بازار جهانی عرضه می‌شود و قیمت آن نیز در حال کاهش است. افزون بر آن حجم نفتی که به جای مبلغ قرارداد نیروگاه‌های اتمی (۲۰ میلیارد مارک) تحویل داده شود زیادتر از آن است که بتوان به راحتی آن را انبار کرد.

     

    افزون بر آن نگرانی مهم‌تر شرکت‌های آلمانی این است که شرکت دولتی هرمس چنین قراردادهای عظیمی را ضمانت نمی‌کند، ضمانتی که بتوان با تکیه بر آن نسبت به خطرات سیاسی موجود اطمینان خاطر بیشتری داشت. یادآوری می‌شود که شرکت بیمه هرمس به غیر از بیمه‌های عادی، ضمانت‌نامه‌هایی را نیز جهت معاملات شرکت‌های تجاری با خارج صادر می‌کند و البته تعرفه این ضمانت‌ها بر اساس نوع تجارت و نه منطقه‌ای که این معامله در آن صورت می‌گیرد متفاوت است. متاسفانه در این مورد نیز با کشور خوش‌نامی مانند ایران مثل اتحاد شوروی رفتار می‌شود و تهران هم کاندیدای غیرمطمئنی به حساب می‌آید که تجارت‌های میلیاردی و غیرمیلیاردی با آن به راحتی از سوی هرمس ضمانت نمی‌شود؛ نتیجه این که اتحادیه آلمانی سازندگان نیروگاه‌ها برای کسب این ضمانت باید رقمی میلیاردی را به حساب هرمس واریز کند.

     

    وزرای تجارت و اقتصاد آلمان نیز حاضر به صدور مجوزی ویژه در این مورد نیستند زیرا از این بیم دارند که در صورت پیش‌آمد وضعیتی غیرعادی و پرداخت ضمانت از سوی هرمس، این شرکت بر خلاف رویه‌اش تا به امروز با کسری بودجه مواجه شود و به سراغ خزانه دولت بیاید. صدراعظم و کابینه او نیز بر این باورند که تا به امروز آنچه که از دستشان برآمده برای تحقق این قراردادها انجام داده‌اند. اگرچه ایران با پروژه‌های تقریبا هشت میلیارد مارکی در صدر جداول ضمانت‌های هرمس قرار دارد اما دولت آلمان در پایان سال گذشته اعلام کرد که بی‌تردید ارقام میلیاردی مربوط به این نیروگاه‌ها تضمین خواهد شد. در عین حال شاه این رفتارهای دولت آلمان را نشانه‌ای سیاسی می‌داند که به آدرس دولت ایران ارسال می‌شود.

     

    شاه ایران البته با توجه به نرخ پایین رشد و نرخ بالای بیکاری در کشورهای صنعتی در موقعیت خوبی قرار گرفته و خواسته‌هایش را افزایش داده است. او مایل است که شخص هلموت اشمیت صدراعظم آلمان غربی به خط خود نامه‌ای نوشته و در آن از رفتارها و انتقادهای مطبوعات کشورش در رابطه با مناسبات با ایران عذرخواهی کند. شاه گفته است ترجیح می‌دهد که اشمیت نیز مانند ژیسکاردستن رئیس‌جمهور فرانسه از روابط اقتصادی و قراردادهای کشورش با ایران حمایت کند.

     

    تا اینجای کار البته صدراعظم آلمان از نوشتن چنین نامه‌ای خودداری کرده است. افزون بر آن هلموت اشمیت چندی پیش دعوت شاه برای حضور در ویلای سنت‌موریس را نیز به سردی رد کرد. البته در عوض پیشنهاد داد که این ملاقات به جای ویلای شاه در مکانی بی‌طرف انجام پذیرد. تا این لحظه البته این ملاقات صورت نگرفته است.

     

     

    منبع: اشپیگل، شماره ۲۲، سال ۱۹۷۸

    دانلود آهنگ ندیم عشق اینه

    موزیک زیبا و شنیدنی خواننده ندیم بنام عشق اینه همراه با دو کیفیت عالی و لینک مستقیم

    Exclusive Song: Nadim – “EshQ Eine” With Text And Direct Links In UpMusic

    Nadim Eshgh Ineh دانلود آهنگ ندیم عشق اینه

    متن آهنگ عشق اینه ندیم

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    عشق اینه که چشام فقط تورو میبینه

    ♫♪♭

    کنار تو زندگی شیرینه تب تو به دل میشینه

    ♫♪♭
    انگاری تو فقط تو قلب من جا داری

    ♫♪♭

    میخوامت تو خواب و تو بیداری

    ♫♪♭
    نمیخوای که دست از این عشق برداری

    ♫♪♭
    نگو چرا عاشق شدی عاشقم

    ♫♪♭

    بیخودی عشقت آخه دلم رو تا اینجا کشونده

    ♫♪♭
    مال منه احساس تو همه چیم واسه تو

    ♫♪♭

    هیچی واسه خودم نمونده

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ ندیم عشق اینه

    محمد معماریان

     

    همراه تاریخ: در تاریخ معاصر، روابط ایران و روسیه فرازونشیب‌های بسیاری را طی کرده است که ریشه‌های تاریخی آن را می‌توان تا دورۀ قاجار و مواجهات جدی ایران با همسایۀ پهناور شمالی‌اش رصد کرد. آنچه در دورۀ قاجار مابین دو کشور گذشت، تا مدت‌ها بسترساز روابط آتی طرفین بود و اثر ماندگار آن بر خاطرۀ تاریخی ایرانیان را می‌توان همچنان رصد کرد. کتاب «ایران و امپریالیسم روسی: آنارشیست‌های ایده‌آل‌گرا، ۱۹۱۴-۱۸۰۰» (انتشارات راتلج، ۲۰۱۵) یکی از آثاری است که با تکیه بر آرشیوهای روسیه و سایر منابع موجود، زوایای واقعیت تاریخی روابط آن دورۀ ایران و روسیه را کاویده است. موریتز دویچمن، مؤلف این اثر، دکترای خود را از مؤسسۀ دانشگاه اروپایی در فلورانس گرفته و در زمان نگارش این اثر محقق فوق‌دکترای مؤسسۀ پژوهش تاریخی لندن بوده است. برای کندوکاو دربارۀ ایده‌های دویچمن، «همراه تاریخ» با او گفت‌وگویی کرده‌ که متن آن را در ادامه می‌خوانید.

     

    ***

     

    دربارۀ سفرهای ناصرالدین‌شاه قاجار به اروپا زیاد شنیده‌ایم. اما از کمیت و کیفیت دیدارهای او از روسیه چندان صحبتی در منابع عمومی موجود نیست، جز اینکه می‌گویند روس‌ها او را تحقیر می‌کردند که با آداب اروپایی آشنا نیست و امثالش. لطفاً قدری دربارۀ این دیدارها توضیح بدهید.

     

    در قرن نوزدهم میلادی، سفر حاکمان غیراروپایی به اروپا برای دیدار دولتی و رسمی، پدیدۀ جدیدی بود. لذا دیدارهای شاه هم رویداد عمومی مهمی بود که کنجکاوی و توجه رسانه‌ای زیادی را برمی‌انگیخت. درست است که گاهی با تکبر و تحقیر با او رفتار می‌شد چون آداب تشریفات اروپایی را بلد نبود ولی دیدارهای او اثر مثبتی هم داشت: در برخورد با تزار و دیگر شاهان اروپایی، شاه قاجار همتای آن‌ها و ایران همچون یک دولت مستقل در جامعۀ بین‌المللی تصور می‌شد. عطف به اینکه آن دوره اوج امپریالیسم اروپایی بود و بسیاری از دولت‌ها تحت حکومت استعمارگران بودند، این تصور چیزی نبود که به صورت پیش‌فرض وجود داشته باشد.

     

    در این میان، روسیه نقش مهمی داشت. از یک جهت، شاه در هر سه سفرش به اروپا (در سال‌های ۱۸۷۳، ۱۸۷۸ و ۱۸۸۹) از روسیه دیدار کرد. از جهت دیگر، به نظر بسیاری از افراد در اروپای غربی و حتی در خود روسیه، روسیه در اواخر قرن نوزدهم یک کشور کاملاً اروپایی حساب نمی‌شد. روس‌ها خوب می‌دانستند اینکه اروپایی‌ها آن‌ها را از لحاظ فرهنگی فرودست بدانند یعنی چه و برخی از آن‌ها با شاه ایران ابراز همدلی می‌کردند. آن‌ها مرتباً او را با پتر کبیر مقایسه می‌کردند که در اوایل قرن هجدهم سعی کرد روسیه را در مسیر اروپا اصلاح کند. گرچه این مقایسه جای تردید باقی نمی‌گذاشت که ایران در مقایسه با امپراتوری روسیه «عقب‌مانده» است اما عطف به برجستگی پتر کبیر در تاریخ روسیه، مقایسه‌ای خوشایند بود.

     

     

    در تاریخ روابط ایران و روسیه، یک واقعۀ مهم که در خاطرۀ جمعی ما ایرانیان مانده آنجایی است که یک کلنل روسی پارلمان را به توپ بست. انگیزۀ روس‌ها در این‌گونه حمایت از محمدعلی‌شاه قاجار چه بود؟

     

    به بمباران مجلس، یعنی اولین پارلمان ایران در سال ۱۹۰۸ توسط بریگاد قزاق ایران اشاره می‌کنید که یک افسر روس به نام ولادیمیر لیاخوف فرماندۀ آن بود. این واقعه و کلا نگاه روسیه به جنبش مشروطه‌خواهی در ایران، عمیقاً متأثر از انقلاب سال ۱۹۰۵ در روسیه بود. در حقیقت، جنبش‌های انقلابی در ایران و روسیه پیوند تنگاتنگی داشتند: مثلاً انقلابی‌های گرجی و ارمنی، وقتی که انقلاب در امپراتوری روسیه سرکوب می‌شد، در ایران پناه می‌گرفتند. بنا به منابعی که خوانده‌ام، گویا بمباران مجلس یک تصمیم فی‌البداهه بود که افسران نظامی در میانۀ ماجرا گرفتند. حکومت مرکزی در سن‌پترزبورگ دربارۀ چنین مداخله‌های تندوتیزی در امور ایران مردد بود. بسیاری از افراد در شورای وزرای روسیه می‌خواستند روی مسائل داخلی روسیه تمرکز کنند و مایل نبودند وارد «ماجراجویی‌های خارجی» شوند یا اتحاد نوپدید روسیه با بریتانیای کبیر را تهدید کنند. به همین خاطر است که پس از واقعۀ مجلس، روسیه تقاضاهای شاه قاجار برای حمایت را نادیده گرفت و کمک چندانی برای جلوگیری از سقوط او نکرد، جز آنکه محل مناسبی در اودسا (در اوکراین امروزی) برای تبعید او فراهم کرد. در حقیقت، منتقدان این سیاست (از جمله لیاخوف) در سال ۱۹۰۹ به تندی گفتند که روسیه به قاجارها خیانت کرد.

     

     

    طبعاً ماجرای دو شکست ویرانگر ایران در جنگ با روسیه هم یکی از فصل‌های مهم دوره‌ای است که بررسی کرده‌اید. نگرش و فهم روس‌ها از این دو جنگ، جز آنکه دشمنشان را تحقیر کردند، چه بود؟

     

    آنچه جرقۀ دو جنگ مابین روسیه و ایران در اوایل قرن نوزدهم را زد، ادعاهای متقابل دو دولت دربارۀ حکومت بر قفقاز جنوبی بود. امپراتور روسیه، کاترین کبیر، بسیار متأثر از تصور تفوّق فرهنگی اروپاییان بر مردم آسیا بود که در آن زمان تصور رایجی بود. غارت تفلیس توسط یک دسته از ارتش ایرانیان در سال ۱۷۹۵، او را به شدت تحریک کرد. لذا دیدگاه آن‌ها در ابتدا بسیار خشن و درشت بود: تا پیش از عهدنامه گلستان (۱۸۱۳) روسیه قاجارها را که هنوز سلسلۀ جدیدی بودند به عنوان حاکمان ایران نمی‌پذیرفت. حتی پس از آن هم مثلاً با بی‌احترامی به آیین‌های تشریفات ایرانی،‌ تلاش‌هایی برای تحقیر شاه ایران می‌شد. طرف ایرانی هم تلافی کرد که مشهورترین نمونه‌اش قتل فرستادۀ روسیه الکساندر گریبایدوف در سال ۱۸۲۹ بود. ولی در جریان دو جنگ با ایران، روس‌ها تدریجاً به این فهم رسیدند که قاجارها یک نیروی سیاسی گریزناپذیر در منطقه‌اند. با دو معاهدۀ صلح گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۹)، تداوم سلسلۀ قاجار هم برای روسیه به یک منفعت استراتژیک تبدیل شد چون بدون قاجارها، قلمروهای تازه‌ تصاحب‌شدۀ روسیه در قفقاز هم در معرض هجوم‌های مداوم از آن سوی مرز قرار می‌گرفتند. وقتی سفارت دائمی روسیه در دهۀ ۱۸۳۰ تأسیس شد، نهایتاً زبان دیپلماسی بر روش‌های نظامی غالب شد. اکثر مقامات روسی، ایران را عقب‌مانده و فرودست می‌دانستند، ولی قاجارها تدریجا به برجسته‌ترین متحد روسیه در آسیا تبدیل شدند که بهترین مقایسه شاید با عثمانی‌ها باشد که در قرن نوزدهم بارها با روسیه جنگیدند.

     

     

    برخی می‌گویند که آن نواحی ایران که طی دو جنگ به روسیه ضمیمه شدند، تحت کنترل کامل اقتدار حکومت ایران نبودند. نظر شما چیست؟

     

    امروزه معمولاً فکر می‌کنیم که هر دولتی متناظر با یک قلمرو خوش‌تعریف روی نقشه است؛ اما در قرن نوزدهم، این تصور دربارۀ نواحی وسیعی از دنیا صدق نمی‌کرد. برخلاف مردم در دولت – ‌ملت‌های مدرن، اجتماعات روستایی عمدتاً احساس نمی‌کردند «ایرانی» یا «روس» هستند. اقتدار دولت در نواحی مرزی مابین روسیه و ایران هم بسیار ضعیف‌تر از آنی بود که امروزه تصور می‌کنیم: دولت‌های منطقه بسیار کم قادر به کنترل مرزها، مالیات گرفتن یا مهار آن حاکمان محلی‌ای بودند که برای حفظ صلح اغلب به آن‌ها وابسته بودند. در زندگی اکثر مردم، اهمیت چندانی نداشت که تحت کدام دولت زندگی کنند، چون اصولاً چندان تماسی با آن دولت نداشتند. از این منظر، منطقۀ قفقاز هرگز کاملاً «تحت اقتدار حکومت ایران» نبود. اما با فتح آن نواحی توسط روسیه هم کاملاً «روسی» نشد. البته طبعاً مقامات و حضور نظامی روس‌ها در آنجا شکل گرفت، اما حکمرانی روسیه عمدتاً وابسته به همکاری نخبگان محلی از قبیل اشراف گرجی ماند. اقلیت‌های وسیعی هم مثل ارمنی‌ها بودند که در ایران و همچنین روسیه و امپراتوری عثمانی حضور داشتند. مسلمانان شیعۀ باکو همچنان برای زیارت به ایران و امپراتوری عثمانی می‌رفتند و مجلات فارسی یا آذری بر افکار عمومی مسلمانان روسی اثر می‌گذاشتند. لذا گرچه نمی‌خواهم نقش تغییرات قلمرو را کمرنگ نشان بدهم، اما قفقاز تا جنگ جهانی اول بیشتر مکان اتصال و مبادله بود تا اینکه مرزهای صلب قلمروهای دولتی باشد. با شکل‌گیری شوروی و شکاف جنگ سرد بود که این وضعیت تغییر کرد.

     

     

    ایران هرگز رسماً مستعمره نشد و این نکته برای برخی از تحلیلگران عجیب است چون ایران می‌توانست مستعمره شود. چه چیزی مانع از آن شد که روسیه سرزمین ایران را مستعمرۀ خود کند؟

     

    اکثر تاریخ‌نگاران، از جمله مورخان ایرانی، استدلال کرده‌اند که ایران توانست استقلالش را از طریق به ‌اصطلاح «بازی بزرگ» حفظ کند. آن‌ها استدلال می‌کنند که رقابت مابین امپراتوری‌های روسیه و بریتانیا موجب شد ایران به یک «دولت ضربه‌گیر» بین دو امپراتوری تبدیل شود. به نظرم این توضیح، در بهترین حالت، اگر درست هم باشد ناکافی است؛ و همین عبارت «بازی» هم که خاستگاه آن بافت استعمارگری بریتانیا است، اصلاً امروزه به درد نمی‌خورد. یکی از اهداف اصلی کتابم آن است که تبیین بهتری بر اساس محتوای موجود در آرشیوهای روسیه ارائه بدهم. در پاسخ به این سؤال، به نظرم به ‌جای مسائل ژئوپلتیک رقابت بریتانیا – روسیه، باید روی این تمرکز کرد که گروه‌های مختلف در جامعۀ قاجاری چگونه استقلال کشور را حفظ کردند. قاجارها در دوره‌ای طولانی، عناصر سنتی سلسله‌های پادشاهی ایرانی را با اقتباس تدریجی ایده‌های خارجی، ترکیب کردند. تنها پس از مرگ ناصرالدین‌شاه بود که شباهت فرهنگی این سلسله به بیگانگان، مثلاً استخدام معلمان و آموزگاران روسی، در سقوطشان نقش‌آفرینی کرد.

     

    اجتماع‌های بازرگانی شهری در جذب و هضم نفوذ اقتصادی بیگانه، بسیار موفق بودند. درآوردن بازارها از چنگ آن‌ها بسیار دشوار از آب درآمد که مایۀ سرخوردگی شدید ناظران روسی شد. در اوایل قرن بیستم که بالاخره آن‌ها موفق شدند بازارها را به دست آورند، این بازرگانان (مثلاً تبریزی‌ها) حامیان مشروطه‌خواهی و جنبش نوپدید ملی‌گرا شدند. در نهایت، تداوم قدرت گروه‌های کوچ‌نشین موجب می‌شد که اِعمال کنترل بادوام روی نواحی گسترده‌ای از ایران (بویژه نواحی مرزی) دشوار شود. تا جنگ جهانی اول، مرزهای ایران چنان سرکش ماندند که به سادگی حتی تحت سلطۀ ارتش روسیه درنمی‌آمدند. این افتراق گروه‌های مختلف گرچه مانع آن شد که ایران در قرن نوزدهم به یک دولت – ‌ملت قوی تبدیل شود، اما مانعی بسیار مؤثر در برابر نفوذ بیگانگان در این کشور بود. این همان میراث تاریخی دورۀ قاجار و روابط با روسیه در آن بُرهه است؛ سکه‌ای که دو رو دارد.

     

     

    برخی از امتیازاتی که از زمان قاجار تا پهلوی به روسیه داده شد، ماهیت استثماری داشتند. شاهان ایران و تزارهای روسی چه نگاهی به این امتیازات داشتند؟

     

    از دید طرف ایرانی، مطمئناً منفعتی مالی در اعطای این امتیازات بود. امروزه این رفتار را «فساد» می‌نامیم اما باید توجه داشت که در ایران در قرن نوزدهم میلادی، چندان تفکیک روشنی بین منافع خصوصی و عمومی وجود نداشت. مقامات قاجار اغلب دستمزد ثابت نمی‌گرفتند، لذا برای پول درآوردن به فروش خدماتشان تکیه داشتند. منابع روسی نشان می‌دهند که همۀ حقوق حاصل از آن امتیازها به سادگی اِعمال و کسب نمی‌شدند. شاه اغلب قول‌هایی به خارجی‌ها می‌داد که توان عمل به آن‌ها را نداشت؛ یعنی بازرگانان محلی اغلب اهمال‌کاری داشتند و ادعاهای روس‌ها و سایر خارجی‌ها را نادیده می‌گرفتند و فاصلۀ شاه از آن‌ها هم بیشتر از آن بود که کاری بکند. بایگانی‌های کنسول‌های روس در ایران، پُر از مشاجره‌های حقوقی طولانی و مفصل دربارۀ امتیازات و کلاً حق و حقوق تبعه‌های روس در ایران هستند. بسیاری از تبعه‌های روسیه در ایران، که عمدتاً مسلمانان شیعۀ اهل قفقاز جنوبی بودند، سعی می‌کردند دعاوی خود را از طریق دادگاه‌های معمول ایران پیش ببرند به جای آنکه به کنسول‌ها یا آن امتیازات تکیه کنند.

     

     

    در نهایت، مایلم دربارۀ سیستم سیاسی روسیه در آن زمان قدری بیشتر بدانم. عطف به قلمرو وسیع آن کشور، نظام سیاسی‌شان در آن دوره چقدر متمرکز بود؟ آیا سن‌پترزبورگ همۀ امورات با ایران را اداره می‌کرد، یا مقامات محلی هم در تصمیمات روسیه نفوذ داشتند؟

     

    روی کاغذ، سیستم نظامی روسیه به ‌واسطۀ نقش تزار و حکومت مطلقه‌اش بسیار متمرکز بود. با این حال، عملاً بسیاری از تصمیمات لاجرم در سطوح محلی (مثلاً توسط حاکمان منطقه) گرفته می‌شدند، که علتش هم کاملاً روشن است: اینکه برای هر کاری نظر سن‌پترزبورگ را بپرسند، خیلی زمان می‌گرفت. این نکته دربارۀ مناطق مرزی امپراتوری روسیه و لذا دربارۀ سیاست آن در قبال ایران هم صدق می‌کرد؛ مثلاً در مسائل مرزی یا تجارت با ایران، نایب‌السلطنۀ روسیه در قفقاز نقش بسیار مهمی بازی می‌کرد. ارتش در قفقاز و حتی بیش از آن در آسیای مرکزی، نفوذ بسیار زیادی بر سیاست روسیه در قبال ایران داشت. گسترش امپراتوری روسیه در این دو منطقه، تا حد زیادی نتیجۀ تصمیمات فرماندهان نظامی محلی بود. در کل، ارتش به دست‌اندازی‌های بیشتر به قلمرو ایران میل داشت و گاهی به مرزهای ایران هم تعدی می‌کرد تا مثلاً قبایل کوچ‌نشین مثل ترکمن‌ها در آسیای مرکزی را تحت کنترل بگیرد. دیپلمات‌ها در وزارت خارجۀ روسیه و سفارت روسیه در تهران، گاهی با این رویکرد مخالف بودند؛ آن‌ها ایران را یک دولت کوچکتر و ضعیف‌تر می‌دانستند، اما با این حال سعی می‌کردند با سیستم قاجارها همکاری کنند.

    کاش در اولین بازی به تور هلند نمی‌خوردیم. ایران با یک برنامه تدارکاتی بسیار وسیع راهی آرژانتین شده بود. به عنوان تنها نماینده آسیا و با گذشتن از سد کره و استرالیا و کویت. در برنامه تدارکاتی ایران بازی با باشگاه‌هایی مثل پاری‌سن‌ژرمن، ‌اف‌سی بروژ و تیم‌های ملی مثل بلغارستان و ولز و فرانسه گنجانده شده بود. اما با تمام این احوال نام هلند هنوز برای ایران رعب‌آور بود. یادتان باشد که تا میانه دهه ۷۰ آژاکس حاکم مطلق باشگاه‌های اروپا بود و در جام جهانی ۱۹۷۴ هلند تنها با بدشانسی فینال را به آلمان غربی واگذار کرده بود. هلندی‌های بلندقامت و سریع و جاذبه توتال فوتبال، ذهن بازیکنان ما را سحر کرده بود. ارنست هاپل بلژیکی سرمربی هلند بود و وارث سنت بازی تهاجمی رینوس میشل. 

     

    ترس ایرانی‌ها را از سخنان به جا مانده از علی پروین در رختکن قبل از بازی می‌توانید حدس بزنید. وقتی مطمئن بود که کمتر از شش تا نخواهند خورد. بازی سختی شد. سه هیچ باختیم و اگر ناصر حجازی در روز خوبش نبود،‌‌ همان شش گل پیش‌بینی علی پروین به حقیقت می‌پیوست. دوتا ضربه پنالتی و یک ضربه سر که هر سه ‌تا را رابی رنسن برینگ مهاجم بزرگ هلندی به ثمر رساند. خط آتش هلند در آن جام رنسن برینگ و جانی رپ بودند و آری هان و نیسکنس و ویلی واندرکرکوف در خط هافبک بودند. دیدن آن بازی بین ایران و هلند حتی بعد از گذشت این‌ همه سال رقت‌برانگیز است. هلندی‌ها با ایران بازی موش و گربه راه انداخته بودند و خط هافبک ایران توانایی ایجاد هیچ فرصت گلی نداشت. در فقدان حسن روشن نیمه ‌مصدوم و نیمه‌آماده، ‌حشمت‌خان دوتا مهاجم یک شکل یعنی حسین فرکی و غفور جهانی را در خط حمله گذاشته بود که هیچ کدامشان قدرت حفظ توپ چندانی نداشتند. پشت سر این‌ها هم ابراهیم قاسمپور سوگلی حشمت‌خان بازی می‌کرد که درخشش خاصی نداشت. در چنین ترکیب هجومی غیرقابل درک، ‌هلند ایران را به راحتی سلاخی کرد و همان‌طور که گفتم باید شکرگزار ناصرحجازی باشیم که گل‌های بیشتری نخوردیم. پنالتی‌ها را آندرانیک اسکندریان و ناصرحجازی دادند. 

     

    جالب است بدانید که هلند در ‌‌نهایت تا فینال هم پیش رفت و نایب قهرمان جهان شد، اما کارنامه‌اش در این جام چندان درخشان نبود. آن‌ها سه پیروزی به دست آوردند مقابل ایران، ‌اتریش و ایتالیا. دو بار شکست خورند مقابل اسکاتلند و آرژانتین و دو تساوی هم به دست آوردند مقابل آلمان و پرو. سه پیروزی‌، ‌دو تساوی و دو باخت و نایب قهرمانی جهان! هلند در این جام طی ۷ بازی ۱۰ بار دروازه‌اش گشوده شد و البته ۱۵ گل هم به ثمر رساند. بهترین بازیکن هلند در این رقابت‌ها آری هان هافبک شوتزنشان بود که دو گل خارق‌العاده و از فواصل ۲۵ و ۳۰ متر به دو دروازه‌بان مشهور دنیا زده بود. گل‌هایی که وارد دروازه دینو زوف و سپ مایر شده بود. 

     

    در بازی بعدی این گروه، ایران به ملاقات اسکاتلند رفت. اسکاتیش‌ها در بازی اول به شکل تحقیرکننده‌ای سه بر یک به پرو بازی را واگذار کرده بودند اما خط حمله رویایی‌شان شامل کنی دالگلیش و جو جوردن آن‌ها را به آینده امیدوار نگه داشته بود. می‌گویند قبل از بازی با ایران اسکاتیش‌های بی‌بندوبار حسابی باده‌گساری کرده بودند و روز بازی با ایران هنوز خمار بودند. مهاجرانی، این‌ بار هم زوج فرکی و جهانی را جلو قرار داده بود و در دو طرف با دانایی‌فرد در سمت راست و قاسمپور در سمت چپ ظاهر شده بود و در وسط هم با ترکیب صادقی و علی پروین. در واقع یک لوزی کلاسیک. 

     

    یک گل به خودی دردناک از آندرانیک اسکندریان موجب شد بازی خوب نیمه اول ایران مقابل اسکاتلند ناکام بماند اما در نیمه دوم ایران شروع به یک بازی هجومی کرد و در ‌‌نهایت ایرج دانایی‌فرد با تکنیک در خور توجه خود و یک شوت زمینی از فاصله هشت متری گل تساوی را به دروازه اسکاتلند دوخت تا ایران با یک تساوی باورنکردنی امیدهای خود را حفظ کند. در بازی دیگر گروه هلند صفر بر صفر مقابل پرو متوقف شد. 

     

    در بازی سوم تیم ملی ایران به دنبال یک معجزه بود. تفاضل گل پرو مثبت دو بود و ایران منفی سه. یک پیروزی با اختلاف سه گل می‌توانست تفاضل ایران را صفر کند و تفاضل پرو را منفی یک! ایران با چنین سودایی بازی را آغاز کرد. ایران دو تغییر بزرگ داشت. حسن روشن از‌‌ همان ابتدا به جای غفور جهانی در کنار حسین فرکی قرار گرفته بود و در دفاع هم جواد الله‌وردی جانشین آندرانیک اسکندریان شده بود. آندرانیک در بازی اول یک پنالتی داده بود، در بازی دوم یک گل به خودی زده بود و در بازی سوم هم به خاطر دو اخطاره بودن غایب بود تا در مجموع بازیکن بسیار مفیدی برای تیم ملی باشد! 

     

    برگ برنده پرو، ‌تئوفیلو کوبیلاس بود. یکی از بهترین ستارگان فوتبال در آمریکای جنوبی. کوبیلاس در بازی اول دو گل به اسکاتلند زده بود و در بازی با ایران هم هت‌تریک کرد تا در دور مقدماتی با زدن ۵ گل پیشتاز رده‌بندی گل‌زن‌ها باشد. تیم ملی در این بازی دوتا پنالتی دیگر هم تقدیم حریف کرد و در ‌‌نهایت با نتیجه ۴ بر یک به حریف باخت و با دو گل زده و ۸ گل خورده از رقابت‌ها کنار رفت. در حالیکه از این ۸ گل، ‌۴ گل را از نقطه پنالتی دریافت کردیم و یک گل هم خودمان به خودمان زدیم! 

     

    منصفانه بگوییم بازی ایران مقابل پرو حتی از بازی ایران مقابل اسکاتلند هم بهتر بود اما حرفه‌ای‌گری حریف موجب شد تا ما شکست غیرمنصفانه سنگینی را متقبل بشویم. جالب اینکه در بازی دیگر این گروه اسکاتلند هم یک مأموریت غیرممکن داشت یعنی شکست دادن هلند با اختلاف سه گل. جالب اینکه در بازی، در دقیقه ۶۰ اسکاتلند سه بر یک از هلند پیش افتاده بودند و سایه حذف بر روی هلند افتاده بود که هلند یک گل می‌زند و بازی در ‌‌نهایت با نتیجه سه بر دو به نفع اسکاتلند به پایان رسید. 

     

    جالب است بدانید که بازی با ایران موجب شد دو فوروارد پرو و هلند با هت‌تریک‌های خود، ‌مدعیان اصلی آقای گلی مسابقات باشند. رابی رنسن برینگ و تئوفیلو کوبیلاس. در ‌‌نهایت هردو با ۵ گل زده به طور مشترک در جایگاه دوم قرار گرفتند و ماریو کمپس آرژانتینی با شش گل زده آقای گل مسابقات شد. ۴ گل از ۵ گل رنسن برینگ روی ضربات پنالتی به دست آمده بود. 

     

    جالب‌تر اینجاست که پرو با صلابت قهرمان این گروه شد. با دو برد و یک تساوی و ۷ گل زده و دو گل خورده. اما در مرحله دوم سه شکست تقبل کردند و بدون گل زده و با ده گل خورده با جام جهانی وداع کردند. بخصوص ۶ گلی که در یک بازی بودار از آرژانتین دریافت کردند تا برزیل از راهیابی به فینال محروم شود. 

     

    شکست‌خورده‌های مهم ایران در این سه بازی مطمئنا آندرانیک اسکندریان و ناصرحجازی بودند. بخصوص مرحوم حجازی که در ایران در حد یک قهرمان ملی و قابل رقابت با بزرگترین دروازه‌بان‌های جهان ارزیابی می‌شد ولی جام را با ۸ گل خورده ترک کرد. و البته حشمت‌خان مهاجرانی که با تعصب روی نظریه جوانگرایی‌اش چند چهره با تجربه به‌دردبخور را از جام جهانی محروم کرد و نتایج خوبی هم نگرفت. در همین جام جهانی ۷۸، ‌نماینده آفریقا یعنی تونس توانست سه بر یک مکزیک را شکست دهد و یک تساوی بدون گل مقابل آلمان مدافع عنوان قهرمانی به دست بیاورد. اما ایران نتوانست به موفقیت چندانی برسد. غلامحسین مظلومی، ‌علیرضا عزیزی، ‌قلیچ‌خانی، ‌صفر ایرانپاک و رضا عادلخانی از غایبین تیم ملی در این جام بودند که خب هر کدامشان به دلایلی از ترکیب دور ماندند. 

     

    مثلا عادلخانی مصدوم شده بود و قلیچ‌خانی هم بعد از آزادی از زندان به آمریکا رفته بود و تمایل مهاجرانی برای بازگشت او به تیم ملی با مخالفت پروین و حجازی روبه‌رو شده بود. مهاجرانی بیش از حد لزوم روی سه کشف اصلی خود یعنی حسن نظری، ‌ابراهیم قاسمپور و حسن روشن قمار کرده بود اما روشن با مصدومیت دست به گریبان بود و نظری و قاسمپور هم در هیاهوی جام جهانی درخشش خاصی نداشتند. تیم ملی ایران در جام جهانی ۷۸، ‌نیمکت مطمئنی نداشت. شجاعی، ‌قشقاییان، بشکار، ‌فریبا، ‌مجدتیموری، ‌نورایی، کربکندی و… از چهره‌های نیمکت ایران بودند که هیچ ‌کدامشان توانایی درخشش احتمالی در این مسابقات را نداشتند. مهاجرانی بعد‌ها با حسرت از سرمایه فوتبال ایران در دهه ۸۰ میلادی یاد می‌کند که دیگر دسترسی به آن‌ها نداشت. بازیکنانی مثل محمدخانی، ‌درخشان، ‌ابطحی، ‌چنگیز، ‌ علیدوستی، ‌پنجعلی و… ستاره‌های نسل بعدی فوتبال ایران که خب پای تحریم‌ها و تصمیم‌های غلط مدیران سوختند.

     

     

    منبع: فرهنگستان فوتبال 

    دانلود آهنگ جدید بهنام بانی قرص قمر

    سوپرایز ویژه آپ موزیک ♫ ترانه بسیار زیبای قرص قمر از بهنام بانی با متن و دو کیفیت 320 و 128

    آهنگسازی و تنظیم کننده : حامد برادران / شعر: فرجام خیرالهی

    Exclusive Song: Behnam Bani – “Ghorse Ghamar” With Text And Direct Links In UpMusic

    photo 2018 02 04 11 58 48 دانلود آهنگ جدید بهنام بانی قرص قمر

    متن آهنگ قرص قمر بهنام بانی

    ♪♪♫♫♪♪♯

    عاشق و در به درم تویی قرص قمرم زده امشب به سرم که دلت را ببرم ♪♪♫♫♪♪♯
    تویی طناز دلم محرم راز دلم بس که دل بردی ازم دلبر و ناز دلم
    عاشق و در به درم تویی قرص قمرم زده امشب به سرم که دلت را ببرم ♪♪♫♫♪♪♯
    تویی طناز دلم محرم راز دلم بس که دل بردی ازم دلبر ناز دلم
    دل دل شده دیوونه و مست

    UpMusicTag دانلود آهنگ جدید بهنام بانی قرص قمر

    ♪♪♫♫♪♪♯

    behnam دانلود آهنگ جدید بهنام بانی قرص قمر

    بهنام بانی قرص قمر

    توضیحات تکمیلی بهنام بانی در اینستاگرام :

    با خدا باش،پادشاهي كن

    تيزر ويديويي آهنگ جديدم به نام “قُرصِ قَمَر” كه به اميد

    خدا در تاريخ ١٥ بهمن ماه،با مجوز رسمي اداره فرهنگ و

    ارشاد اسلامي از همه سايتهاي معتبر موسيقي پخش

    ميشه،اميدوارم كه خاطرات خوب و شادي رو بسازيد

    از ١٨ بهمن هم انشاالله تو كنسرت برج ميلاد اجراي

    صحنه اي اين قطعه رو رونمايي ميكنيم اميدوارم

    مثل هميشه حمايتم كنيد،عاشقتونم،سالن بالا

     

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ جدید بهنام بانی قرص قمر

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت همراه تاریخ محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس