کریسمس جشن سال جدید در میان مسیحیان است. بسیاری از پژوهشگران و مورخان، مبدا و سرچشمه این جشن بزرگ را در آیین مهر میدانند ، کیش رومیان پیش از گرویدن به مسیحیت بود، می‌دانند. کریسمس، جشنی که هر ساله نوید آغاز سال نو میلادی را به جهانیان می‌دهد، یک جشن مذهبی برای مسیحیان است که در طول تاریخ خود، دگرگونی‌های بسیاری را تجربه کرده است. آن‌گونه که از تاریخ برمی‌آید، کریسمس در قرن چهارم میلادی که امپراتوری روم (بیزانس) به‌طور رسمی آیین مسیحیت را پذیرفت، در دنیای غرب رایج شد و به مرور زمان، نشو و نما گرفت. مورخان می‌گویند این جشن گرچه متعلق به مسیحیان است اما در اصل از ایران باستان و آیین «مهر» (میترائیسم) گرفته شده و به همین دلیل، با دی و شب یلدای ایرانی همزادی و اشتراکات فراوان دارد.

    مهرپرستی و کریسمس

    در میان شاخه‌های مختلف مسیحیت اعم از ارتدوکس، کاتولیک و پروتستان‌ها، زمان کریسمس متفاوت است و هریک مبنایی را برای آن تعیین کرده‌اند؛ گرچه همگی به سالروز تولد «مهر»، (میترا) در ایران باستان نزدیکند.

    طی گذشت قرن‌ها آداب و رسوم جشن کریسمس تغییرات فراوانی را متحمل شده است. و برگزاری کریسمس در کشورهای مختلف مسیحی بنابه سنت و رسم و رسوم آنان، تفاوت‌هایی نیز با یکدیگر دارد. ظاهرا هدیه‌دادن در شب کریسمس و خوردن شیرینی‌های متنوع و رنگارنگ، در قرن نوزدهم میلادی توسط تاجران یهودی در اروپا رایج شد.عده بسیاری نیز معتقدند «بابانوئل»، شخصیت افسانه‌ای که مسیحیان را در ایام کریسمس با هدایای خود، خوشحال می‌سازد، در واقع از «عمو نوروز» ایرانی الهام گرفته و در ابتدا، لباسی سبز بر تن داشته است. یکی از ویژگی‌های جشن نوئل (کریسمس) این است که فرصتی ویژه و مناسب را برای جمع شدن تمامی اعضای خانواده فراهم می‌کند.

    مهرپرستی و کریسمس

    روش اجرا و برگزاری جشن کریسمس در کشورها و مناطق مختلف متفاوت است. البته برخی از سنت‌ها مانند نصب درخت نوئل در داخل خانه که با هدایای کوچک، لامپ‌های رنگی و دیگر وسایل تزئین شده است، صرف شام دسته جمعی خانوادگی و حکایت داستان‌های بابانوئل و افسانه‌های دیگر در شب جشن نوئل در اغلب کشورها مشابه است؛ اما چند روز بعد از جشن کریسمس، سال نو میلادی آغاز می‌شود. نام نخستین ماه سال میلادی، ژانویه است.

     

    ایالت های مانائیان
    لشکرکشی‌های آشوریان به شرق در دهه دوم قرن هشتم یعنی در سال های ۷۲۰ پیش از میلاد به صورت موقت قطع شد. در حدود سال ۷۲۰ وضع سیاسی کشور مانا به قرار زیر بود: اقصای شمال، آنسوی دریاچهٔ اورمیه تحت تصرف اورارتو قرار داشت؛ و به تقریب باقی سرزمین آذربایجان کنونی ایران بطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت حکومت ایرانزو پادشاه مانا بود؛ ولی در مرزهای آن پادشاهی متصرّفات فرمانفرمایان نیمه مستقلی قرار داشتند که برای موجودیت مانا خطرناک بودند این‌ها به ایالات زیر تقسیم می‌شدند:
    زیکرتو: در ناحیهٔ میانه کنونی
    آندیا: در بخش سفلای درّهٔ قزل اوزن، سفیدرود و سرزمین دیاکو به احتمال قوی در بخش علیای همین درّه
    سوریگاش: ناحیهٔ سقز کنونی.
    مسی: بخش علیای زرینه رود.
    اوئیش دیش: ناحیهٔ مراغه در کرانهٔ شرقی دریاچه اورمیه.
    آرسیانشی:
    ایزیرتا یا ایزیرتو: منطقهٔ بوکان
    ارشته یانا: و غیره که همهٔ این‌ها تابع ماننا بودند.

     

    حکومت آلابریا و کارالا که در بالای زاب کوچک و در مرز میان آشور و مانا بودند، کمی تابع حکومت آشور شده بودند. در نقاط جنوبی‌تر و شرقی‌تر ماننا کماکان ولایات بسیار کوچک و مستقل وجود داشتند که با ماننا یا آشور مربوط بوده یا بالکل مستقل بودند و بیشتر آن‌ها مشمول مفهوم سرزمین مادای یعنی اتحادیه قبایل ماد می‌شدند ولی اتحادیهٔ مزبور در آن زمان به هیچ گونه اظهار وجود نمی‌کرد. از میان آن‌ها فقط پادشاهی الی پی نزدیک کرمانشاه کنونی به سبب مجاورت با مرزهای دولت بزرگی چون شوش تا اندازه‌ای ممکن بود خود را از تعرّض آشور مصون بداند و به این علّت نسبتاً قوی و مهم به‌شمار آید.

     

    ایالت های مانائیان
    آنطور که محققان از شواهد فهمیده اند، در راس این ایالت حکام و جانشینان در راس این ایالت قرار داشته اند. به ظن قوی حدود ایالات مزبور همان حدود قلمرو قبایل بود. «کدخدایان یا صاحبان دهکده‌ها از سیماهای خاص اداره‌ای ماننا به‌شمار می‌رفتند و در اتحادیه قبایل ماد نیز از ویژگی‌های مهم آن شمرده می‌شدند. بدین سبب دربارهٔ این اصطلاح عجالتاً بدین اکتفا می‌شود که مقصود پیشوای قبیله یا رئیس جماعت عشیرتی یا عرضی است. .

    بحث روزه

    بحث روزه

    به این مطلب امتیاز دهید!

    اخیرا توضیحی از آقای ترکاشوند درباره حدود روزه در ماه رمضان در شبکه­‌های اجتماعی پخش شده است که با بررسی نویی درباره محتوای آیات روزه به این بحث پرداخته است. آنچه را که من از سخن ایشان برداشت کرده ام را در این قسمت ذکر می کنم و البته کمی دامنه بحث را گسترده تر کرده و پرسش­هایی را مطرح می کنم.

    بحث ناظر بر آیات ۱۸۳ تا ۱۸۷ بقره است که به موضوع روزه پرداخته است. این بخش از سوره بقره ار ایات ۱۶۹ تا ایات … به بررسی و ارائه احکام پرداخته شده است. مسائلی هم­چون: بحث درباره طعام و حدود و حرمت آن (۱۶۸تا۱۷۶)، بحث درباره قصاص (۱۷۸تا۱۷۹)، بحث درباره وصیت (۱۸۰تا ۱۸۲)، بحث درباره روزه (۱۸۳تا۱۸۵)، بحث درباره همبستری در ضمن عبادات (۱۸۷و ۱۹۷)، بحث درباره مصرف اموال و دارایی بین افراد (۱۸۸)، پرسش درباره أَهِلَّه (۱۸۹)، بحث درباره جهاد (۱۹۰تا۱۹۳)، بحث درباره ماه­های حرام (۱۹۴)، بحث درباره انفاق (۱۹۵)، بحث درباره حج (۱۹۶تا۲۰۳) و …

    این تفکیک در آیات به فهم ما از کلیت مطالب کمک خواهد کرد که در ادامه توضیح بیشتری خواهم داد.

    آیات مربوط به بحث روزه بدین قرار است: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ۱۸۲* أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ۱۸۳* شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ۱۸۴)

    سخن از مکتوب شدن روزه بر مسلمین است همچنان که بر قبل از ایشان نیز این عمل به انجام رسیده. این روزه مکتوب «أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ» طبق سخن آقای ترکاشوند سه روز است. به قرینه این ترکیب در آیه ۲۰۳ بقره که درباره حج است (۱۱ـ۱۳ ذیحجه) به سه روز اشاره کرده است. این ترکیب در سه آیه قرآن ذکر شده است: ۱) أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ـ بقره۱۸۳؛ ۲) وَاذْکُرُواْ اللّهَ فِی أَیَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَیْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ـ بقره۲۰۳؛ ۳) ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّامًا مَعْدُودَاتٍ ۖ وَغَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ مَا کَانُوا یَفْتَرُونَ ـ آل­عمران۲۴٫ تنها آیه­ای که از طریق قرینه می­توان به حدود این ترکیب جمع پی برد، مربوط به حکم حج در آیه ۲۰۳ است و ناظر بر سه روز می­باشد. (در قران لفظ معدودات بصورت جمع تنها در همین سه آیه ذکر شده و بصورت مفرد (معدوده) در آیه ۸۰ بقره و هود ۸ و ۱۰۴برای مدعای یهود و اقامت کوتاه در جهنم و ارزان فروشییوسف توسط برادران (یوسف۲۰) ذکر شده است. درباره «ایام» و اوردن عدد همراه ان در قران چهار نوع عدد همراه این واژه امده است: عدد شش برای بیان آفرینش عالم، عدد سه برای بیان احکام (بقره۱۹۶ درباره حج؛ آل­عمران۴۱ درباره حکم منع تکلم برای زکریا؛ مائده۸۹ درباره کفاره شکستن پیمان؛ هود۶۵ درباره مکس سه روزه قوم صالح پس از پی کردن ماده شتر)، عدد چهار برای بیان آفرینش مواد خوراکی (فصلت۱۰) و عدد هشت برای بیان عذاب قوم عاد (حاقه۷) ذکر شده است. این نکته جالبی است که در قران در بیان احکام در ترکیبات عدد و واژه ایام تنها از عدد سه استفاده کرده است.

    نکته دیگر مقایسه ترکیب «ایاما معدودات» با ترکیب «أَیَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ» (حج۲۸) است. واژه «معلوم» برای کاربرد زمانی در قران در آیات حجر۳۸، حج۲۸، شعرا۳۸ و ۱۵۵، ص۸۱ و واقعه۵۰ است. تنها کاربرد جمع آن درباره بحث حج و در آیات بقره۱۹۷ و حج۲۸ است. تنها ایه ای که فهم صریحی از حدود این واژه را ارائه می کند نیز همین دو آیه است و نشان می دهد که بازه زمانی معلوم کاملا مشخص است. حال یا اگاهی درباره آن برای همه ممکن است مانند حج، و یا آگاهی از ان تنها برای خداوند مشخص است مانند دیگر آیات. به عبارت دیگر جایگاه و مختصات زمانی مشخص را بیان می­کند. در برابر معدودات که جایگاه و مختصات را تعیین نمی کند و فقط حدود و مدت را بیان می­کند.

    نتیجه آنکه ایاما معدودات که بر مسلمین نوشته شده (در تفسیر فرض شده) ناظر بر سه روز نامشخص است و مختصات دقیق ندارد. البته تا انتهای آیه ۱۸۳ بقره. البته درک تاریخی به ما کمک می­کند و می­گوییم این سه روز گویا در همه ماه­ها به وقوع می پیوسته و افراد سه روز را در هر ماه روزه می­گرفتند. البته این سخن نیازمند تحقیق جدی در فرهنگ عرب است. هم­چنین در همین آیه ۱۸۳ بقره ذکر می­شود که اگر برای انجام روزه ایاما معدودات مریض باشید یا در سفر باشید، به همان میزان در روزهای دیگری روزه بگیرید و البته کسانی که توانایی مالی دارند می توانند به مسکینی طعام دهند. البته پرسشی در اینجا مطرح می شود که آیا حکم اطعام مسکین برای توانمندان مابه ازاء موضوع جایگزینی برای نگرفتن روزه ایاما معدودات بدلیل مریض بودن یا در سفر بودن است یا اینکه مابه ازاء کلیت امر روزه در ایاما معدودات است. البته گمان می کنم اگر بگوییم ما به ازاء موضوع روزه به شکل عام است، با «کتب علیکم الصیام» که بطور عام مطرح شده هم­خوانی ندارد.

    آیه بعد تصور می­شود که کیفیت طرح شده در ایه ۱۸۳ را مقید و مشخص می­کند. به این صورت که زمان ناملوم را از حیث مختصات زمانی با اشاره به ماه رمضان مقید می­سازد. البته تفاوتهایی بین دو آیه وجود دارد که در ادامه خواهد آمد. آیه ۱۸۴ با ذکر ماه رمضان و ویژگی خاص ان یعنی نزول قران و ویژگی قران که همان هدایت است آغاز می­شود. در ادامه ذکر می­شود که هرکه این ماه را دریابد (به این ماه برسد) باید آن را روزه بگیرد (فَلْیَصُمْهُ). اولا شرط می کند که هرکه این ماه را درک کند تا نشان دهد زمان مقید و مختصلت دقیق مدنظر است و این موضوع با روزه در هر روز سال متفاوت است. در ادامه جمله (فَلْیَصُمْهُ) را می­گوید. حال سوال مطرح می شود که ایا (هُ) در این جمله که به رمضان بر می­گردد ناظر بر این است که این ماه را تماما روزه بگیرد یا ناظر بر این است که این ماه را روزه بگیرد با همان توصیف که در ایه قبل آمده است. یعنی ایاما معدودات این ماه را روزه بگیرد؟ به عبارت دیگر آیا حکم ایاما معدودات برای روزه بر مسلمین نوشته شده (فرض شده) و این اصل حکم است و این آیه مختصات زمانی مقید ان را بیان می­کند؟ یا اینکه این آیه می گوید روزه ماه رمضان به تمامه فرض شده بر مسلمین؟ البته بازه زمانی و حدود ان ضرورتا از (فَلْیَصُمْهُ) استنباط نمی­شود و این امرنیاز به دلایل دقیق­تری است.

    در ادامه به ویزگی صوم در ماه رمضان در مقایسه با آیه قبل اشاره می کند و ان این موضوع است که اگر کسی مریض باشد یا در سفر باشد باید به هملن میزان که روزه نگرفته در روزهای دیگری روزه بگیرد اما به این موضوع شاره نمی کند که افراد متمکن می­توانند عوض روزه رمضان مسکین غذا دهند. در ادامه نیز می گوید قصدش در این معین کردن مختصات زمانی و جایگزین­های آن اسانی و راحتی است و نه سختی.

    گمان می­کنم بر همین اساس آقای ترکاشوند حکم روزه تخییری و تعیینی را بیان کرده است. البته چند احتمال هم می­توان داد که ممکن است بسیار ضعیف باشد. یک احتمال انکه ایه ۱۸۳ بقره ناظر بر حکم روزه بصورت کلی است که تا قبل از تعیین مختصات دقیق زمانی رواج داشته و حکم جدید علاوه بر تعیین مختصات بر لزوم روزه ولو بصورت کفاره تاکید میی کند و بحث اطعام را کنار گذاشته. البته این موضوع با کلیت تعالیم اسلامی کمی ناسازگار به نظر می رسد. احتمال دیگر ناظر بر نوشته شدن روزه بصورت ایاما معدودات است و تفصیل آن به این صورت است که روزه گرفته شود و اگر بخاطرر مریضی یا سفر امکانش میسر نشد، عوض ان روزهای دیگری را روزه بگیرند. هم­چنین اطعام عوض نگرفتن روزه بخاطر تمکن ناظر بر کلیت روزه گرفتن نیست و ناظر بر کفاره است که چون در یک آیه ذکر شده در آیه دیگر اشاره نشده است. یا درباره تعیین مختصات دقیق زمانی در ایه ۱۸۴، قصد شارع تأکید بر روزه گرفتن بوده و لذا برای بار دوم به این امر اشاره نکرده است. احتمال دیگر ناظر بر دو سطح از روزه داری است که در یکی به زمانی نامتعین اشاره کرده که می توان عوض نگرفتن ان در روزهای دیگر روزه بگیریم و یا اگر تمکن داریم، عوض کفاره نگرفتن به مسکینی طعام بدهیم (آیه ۱۸۳) و در دیگری اشاره به زمانی متعیین و دقیق شده (ماه رمضان) که در ان حتما روزه می گیریم و عوض ان نیز باید روزه بگیریم و کفاره ای در کار نیست. این تأکید در بخشی از آیه ۱۸۴ بقره مشهود است (وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ). بر این اساس، اگر در ماه های دیگر روزه نمی گیریم بخاطر سفر یا مریضی و نمی خواهیم روزه بگیریم، باید اطعام کنیم و این امر لزوم دارد. در مورد دوم نیز باید روزه گرفته شود. فقط اینجا مطرح می­شود که برخی اساسا توانایی روزه ندارند و لذا اجبار به روزه تکلیف مالایطاق است.

    گمان می کنم ناتوانی در قرآن برای انسان در غالب مریضی تصویر شده است زیرا شروط روزه گرفتن در این دو آیه منوط به اقامت داشتن و ثبات مکانی و توانایی داشتن وسلامت بدنی شده است. لذا می­توان عدم سلامت بدن مادامی که برقرار باشد، حکم روزه از وی ساقط است حتی اگر فرد در همین فرایند چندین سال بماند و بمیرد. کهولت سن نیز می تواند نوعی کاستی بدنی و بیماری در این دستگاه تلقی شود. هم­چنین است حکم آسیب رسانی به بدن که منجر به بیماری است. شرط ثبات مکانی را نیز می توان درارتباط با سلامت تفسیر کرد، هرچند که می تواند به دلایل گسترده تری هم­چون امنیت و آسایش و .. تعمیم یابد. این مطلب از ادامه آیه به خوبی فهمیده می شود (یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ).

    به گمانم اگر این دو آیه را دو حکم روزه بگیریم، باید هر دو را بر حکم آیه ۱۸۲حمل کنیم (کتب علیکم الصیام) و لذا با دو مقوله روزه داری واجب روبرو خواهیم بود. اما می­توان دو آیه ۱۸۳ و ۱۸۴ را یکی دانست و اشاره کرد که در یکی (آیه۱۸۳) کمیت زمانی (سه روز) وکیفیت (جایگزینی بدل روزه نگرفتن) را بیان کرده و در دیگری (آیه۱۸۴) مختصات زمانی را بیان کرده حدود مطرح در آیه قبل را به ان افزوده و معنا را کامل کرده است. البته در آیه ۱۸۳ به اطعام بواسطه توانگری اشاره کرده اما در ایه ۱۸۴ بدان اشاره نکرده است و این موضوع برای من نکته مبهم است و شاید تنها دلیل دوگانه انگاری برای دو نوع روزه تلقی شود.

    البته محل نزاع به این تفاوت ختم نمی شود و نکته مهم درباره تعداد روزهای روزه گرفتن ناظر بر جمله (فَلْیَصُمْهُ) باقی می­ماند. زیرا ضمیر هُ اشاره به ماه رمضان دارد و عده ای معتقدند که اشاره به روزه گرفتن در کل ماه را دارد. هرچند تصور من این است که صرف این دلیل نمی تواند به ما قطعیتی بدهد در اینکه این ضمیر حدود زمانی روزه را تعیین می کند و درآیه ۱۸۲ بعد از مکتوب شدن روزه (فرض شدن) صریحا اشاره به حدود زمانی ان (ایاما معدودات) شده است. مگر انکه دلایل دیگری اقامه شود. البته من تصور می کنم که دوگانه انگاری روزه (تخییری و تعیینی) نمی تواند دقیق باشد و حکم ناظر بر یک امر روزه به شکل مفروض است و فقط باید درباره احکام ناظر بر آن در دو آیه ۱۸۳ و ۱۸۴ دقت بیشتری کرد و تکلیف بحث اطعام را مشخص کرد. مگر اینکه اقای ترکاشوند دلایل بیشتری در این دو نوع انگاری اقامه کند. هم­چنین در این سخن که روزه گرفتن در جهت تجربه درد و رنج گرسنگان و تشنگان است، من شدیدا مخالفم و این را ضعیف ترین نوع دلیل می دانم که بحث مفصلی است.

    جدول توصیفی آیات بحث روزه

    حکم (آیه ۱۸۲ بقره) کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ
    دلیل صدور حکم (آیه ۱۸۲ بقره) لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ
    مخاطب انجام حکم (آیه ۱۸۲ بقره) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا
    مدت اجرای حکم (آیه ۱۸۳ بقره) أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ
    زمان دقیق اجرای حکم (آیه ۱۸۴ بقره) فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ [رمضان] فَلْیَصُمْهُ
    شروط لغو یا شروط لازم برای انجام حکم (مشترک در دو ایه ۱۸۳ و ۱۸۴ بقره) مَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ (آیه ۱۸۳)

    مَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ (آیه۱۸۴)

    کفاره روزه نگرفتن به دلیل نبود شروط (آیه ۱۸۳ بقره) فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ
    کفاره روزه نگرفتن به دلیل نبود شروط (آیه ۱۸۴ بقره) فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ
    تأکید بر انجام فریضه روزه (آیه ۱۸۳بقره) وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ
    تأکید بر انجام فریضه روزه (آیه ۱۸۴بقره) وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ
    دلیل تأکید بر انجام فریضه روزه (آیه ۱۸۳بقره) إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ
    دلیل تأکید بر انجام فریضه روزه (آیه ۱۸۳بقره) وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
    تلطیف تأکید بر لزوم روزه گرفتن (آیه ۱۸۴ بقره) یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ

    از این آیات فهمیده می­شود که:

    ۱_ دلیل حکم روزه تحقق تقوا در (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا) است که مخاطب حکم می باشند و در قرآن ۸۹ مرتبه محل خطاب واقع شدند.

    ۲_ ایاما معدودات ناظر بر کاربردهای مشابه در قران دلالت بر سه روز دارد.

    ۳_ ترکیب ایاما معدودات از طریق مقایسه با ترکیب ایاما معلومات به این صورت معنا می شود که اشاره بر زمانی نامتعیین و بدون مختصات دقیق دارد.

    ۴_ تعیین زمان متعیین و دقیق روزه در ماه رمضان است.

    ۵_ دو شرط لازم و کافی برای روزه گرفتن عدم بیماری و در سفر نبودن است.

    ۶_ جایگزین روزه تکرار ان در روزهای دیگر است. هم­چنین اطعام مساکین نیز برای تانگران ذکر شده است.

    ۷_ تأکید عمده بیشتر روزه گرفتن است تا اطعام دادن. هم­چنین در بحث از تعیین زمان دقیق به اطعام اشاره نشده و تدکید بر روزه با ذکر خیرخواهی خداوند تلطیف شده است.

    ۸_ تأکید بر روزه گرفتن به گونه ای است که اگر (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا) فکر کنند به آن یا درستی آن پی می برند و شاید که از این طریق روزه شکرگذار شوند.

    امید آنکه با ارائه تحقیق جامع اقای ترکاشوند، این مسائل به صورت دقیق تری بحث و بررسی شود.

    .


    .

    بحث روزه

    سید حمید رئوف

    ۲۰/۳/۹۷

    .


    .

    سازمان و تشکیلات قبیله ای تا حدی در میان مانایی ها باقی مانده بود. همواره در شواهد و متن های باقی مانده اورارتویی این دولت کشور مانا نامیده شده اما در متون و منابع آشوری آن را کشور ماننا خطاب می‌کردند. آثار باقیه از آشوریان، گذشته از مانناییان از بسیاری قبایل دیگر نیز که جزو کشور ماننا بودند نام می‌برند از قبیل تئورلی‌یان، مسیّ‌یان، دالی‌ییان، سونبی‌یان، کوموردیان .

    جوامع مانایی ها
    از زندگی و رسم و رسومات جمعی مانائیان آثار فراوانی مانده است. مردم مانا، در فعالیت های اجتماعی بسیار شرکت می‌کردند. بعدها، چنان‌که به نظر خواهد رسید، در ماننا مردم علیه یکی از شاهان آن کشور شورش کردند و این در تاریخ مشرق زمین – درآن عصر و دوران – پدیده‌ای بی‌نظیر بود زیرا آنچه غالباً در آنجا وقوع یافت تبّدلات درباری توأم با اعمال زور و توطئه‌های حرم یا عصیان بزرگان و لشکریان بود نه شورش مردم. مطالبی نیز دربارهٔ شورش‌های مردم علیه ستمگران بیگانه در دست است. اما برافراشتن عَلم عصیان علیه ستمگران خودی حاکی از چنان فعالیت اجتماعی و تعاون درونی عامٔ مردم است که دیگر اقوام، به سبب برخی شرایط «جامعهٔ بنده‌داری شرقی»، در آن زمان فاقد آن بودند.

    جوامع مانایی ها

    یکی از خصوصیات و البته فضیلت های دولت مانا عدم فشار بر آزادمردان بوده است به این صورت که پادشاه مستبد نبوده است و فعال مایشاء نبود بلکه قدرت شورای شیوخ محدودش می‌نمود. طبق متن نبشتهٔ سارگون دومشاه مانا شخصاً به اتفاق بزرگان و شیوخ و مشاوران و خویشاوندان و حکّام و سرانی که کشور وی را اداره می‌کردند در مرز به پیشواز او آمد. آنگاه شاه ماننا پیش از آنکه سارگون دوم عملیات جنگی را آغاز و حرکت کند تقاضا کرد که بخاطر توهین‌هایی که به وی شده انتقام گرفته شود و در این مورد هم تقاضای خویش را «به اتفاق مشاوران بزرگ کشور خود» به عمل آورد.
    آنچه که از آن به عنوان سازمان دولتی که در ابتدای دوران جامعه طبقاتی وجود داشته و و «شورای شیوخ» نامیده می‌شده و از بقایای سازمان جماعت بدوی بوده، ولی واقعاً چون سلاحی برای اعمال فشار و تجاوز طبقه‌ای بر طبقهٔ دیگر از آن استفاده می‌شده و سلف بوله یونانیان و سنای رومیان شمرده می‌شده. متن سارگون دوم دربارهٔ ترکیب سازمان مزبور نیز توضیح وافی می‌دهد، زیرا که «مشاوران کشور او» که در مورد ثانی مذکور است مسلماً همان «شیوخ و مشاوران و خویشان و حکّام و سرکردگان» هستند که در مورد اول ذکر شده‌است. «بزرگان» یعنی اعیان کشور ماننا که در شورای شیوخ عضویت داشتند عبارت بودند از متشخّصان اصیل و پیشوایان و سران محلّی و کسان و خویشاوندان شاه و حکّام، که البته از میان اعیان اصیل محلّی و کسان شاه انتخاب می‌شدند.

    جوامع مانایی ها
    به همین خاطر می‌توان گفت که حکومت مانا اولین جامعه طبقاتی بوده است که شاه و شورای شیوخ – مرکب از بزرگان اصیل – متفقاً آن را اداره می‌کردند و عامهٔ مردم آزاد که با حکومت خاندان‌های عمده در مبارزه بودند، هنوز فعالیت قابل ملاحظه‌ای ابراز می‌داشتند.
    در سارگون بارها گزارش هایی در مورد مناطقی که اورارتو و مانا با هم درباره آن نزاع داشتند سخن به میان آمده است.در تورات از نوعی گندم  یاد شده‌است بنام «می‌نیت» که می‌توان مانایی تعبیر کرد. گرچه ممکن است این کلمه از نام جماعت «می‌نیت» در ماوراء اردن مشتق باشد در شهر صور که از بلاد فنیقی بوده این نوع گندم داد و ستد می‌شده و آن را در سرزمین یهود و اسرائیل می‌خریدند.

    هوری ها یا هوریانی ها مردمی بودند که در منطقه میان رودان از کوه‌های زاگرس تا سوریه در دوران باستان سکونت داشتند. تاریخچه این مردمان به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد.اطلاعات بسیار کمی از هوریانی‌ها نسبت به سایر تمدن‌های خاور نزدیک در دست می‌باشد. لیکن این تمدن از مهم‌ترین و تأثیر گذارترین تمدن‌های کهن خاور نزدیک می‌باشد. نام‌های هندو آریایی سلسله‌ها و سرکرده‌های این اقوام هویت هندو آریایی آنان را آشکار می‌سازد. به نظر می‌رسد مهاجرین هندو آریایی از شمال شرق این منطقه به آن وارد شده و پس از تضعیف دولت‌های سامی در سده پانزدهم پیش از میلاد از طریق حکومت میتانی در شمال میانرودان به قدرت سیاسی دست یافتند.

     

    زبان و زیستگاه هوریان
    از منابع کتبی مربوط به سومریان و اکدی چنین استنباط می‌شود که در مناطقی که بعد ها در آنجا مادها سکونت گزیدند، قبایلی همچون هوریان، لولوبیان،کوتیان و قبایل دیگری که با عیلامیان قرابت داشتند، زندگی می‌کردند.

    سایه پادشاهی میتانی همواره بر تمدن هوری ها در هزاره سوم و در آناتولی شرقی افکنده شده بود و آن‌ها بزرگ‌ترین و بانفوذترین ملت پادشاهی میتانی محسوب می‌شدند. هوری‌ها عملاً در هزاره دوم ق.م. در همه قسمت‌های میانرودان باستانی ساکن گشتند و نقش اساسی در تاریخ هیتیان بازی کردند و این سرزمین‌ها معروف بود به سرزمین هوری‌ها. با بسط سرزمین‌شان، هوریان در اواخر قرن ۱۵ پ.م. رقیبی برای بابل و مصر شدند.

    زبان هوریان

    به نظر می‌رسد که زبان هوریان بیشتر به زبان گرجی و قفقازی شباهت داشته باشد. این زبان شباهتی به زبان هندواروپایی و سامی نداشت.این موضوع بیشتر از الواح میخی به دست آمده از خاتوشا Hattusha، پایتخت هیتیان، که تمدن‌اش بیش‌تر از هوریان تأثیر پذیرفته بود، دانسته و تشخیص داده شده‌است. هوریان فاقد یک امپراتوری بودند اما بیش‌تر جمعیت پادشاهی نیرومند میتانی (۱۴۰۰–۱۵۵۰ پ. م) را هوریان تشکیل می‌دادند.

    زبان و زیستگاه هوریان
    محل زندگی هوریان
    طی هزاره دوم پیش از میلاد، هوریان اغلب در میانرودان شمالی و تا حدی در سوریه در سراسر فلات ارمنستان پراکنده بودند. اینان تا اواسط هزارهٔ یکم پ.م. در کنار قبایلی که منشأ دیگر داشتند باقی ماندند. زبان هوریان با اورارتوییان خویشاوندی نزدیک داشت. نبشته‌ای به خط اکدی و به زبان هوریانی از شخصی به نام تیشاری پادشاه اورکیش و ناوار از ربع سوم هزارهٔ سوم پیش از میلاد در دست است. محل اورکیش مشخص نیست و مورد بحث می‌باشد. ولی ناوار مسلماً مکانی است که بعدها نامار یا نامرو خوانده شد.
    ثابت شده است که در هزاره سوم پیش از میلاد هوریان در شرق دجله و خاک آشور زندگی می‌کردند. و در هزاره دوم پیش از میلاد نیز ایشان در ناحیه کرکوکمی‌زیسته‌اند. مدارک متقنی دربارهٔ نفوذ هوریان به نقاط شرقی‌تر در دست نیست. گرچه بعضی‌ها حدس زده‌اند نواحی آذربایجان و زنجان تا هزارهٔ یکم پ.م. ویژگی‌های هوریان را واجد بوده‌اند. برخی از هوریان احتمالأ از زمان قدیم در ناحیه دریاچه ارومیه (غربی) می زیسته اند و بخشی نیز شاید پس از استعمار آنجا توسط اورارتو در پایان قرن نهم و آغاز قرن هشتم پیش از میلاد، به آن نواحی کوچانده شده باشند.


    اشتراک‌گذاری


    در زمان وایکینگ‌ها نیاز شدیدی به مدیریت مسائل اقتصادی وجود داشت. مدیریت مسائل اقتصادی و مالی وایکینگ‌ها توسط گروهی به نام فلاگ انجام می‌شد. این گروه در حقیقت شبیه به شرکت‌های مالی امروزی است که مدیریت مسائل اقتصادی را بر عهده دارد.

    فلاگ در زبان وایکینگی به معنای همکاری و یاری است. در متون باستانی وایکینگی بیش از شانزده بار به نام فلاگ‌ها اشاره‌شده است و از آن‌ها به‌عنوان تاجرانی بسیار موفق یادشده است. کاپانگ‌ها گروهی از وایکینگ‌ها بودند که با مردمان دریای شمال تجارت می‌کردند.

    در آن دوران تجارت برای وایکینگ‌ها کمی گران و سخت بود اما گروه فلاگ این امر را برای وایکینگ‌ها و همسایگان شمالی آن‌ها بسیار آسان کرده بود. در این سفرها یک وایکینگ به‌عنوان رهبر گروه انتخاب می‌شد

    اما سایر وایکینگ‌ها نیز مورداحترام بودند و همه از فروش کالاها سود می‌بردند. اگر یکی از اعضای فلاگ از دنیا می‌رفت، ثروت او توسط سایر اعضای گروه محافظت می‌شد تا به خانواده‌اش برسد.




    اشتراک‌گذاری
    مقاله‌ی قبلیآیا ماشین زمان اختراع شده است؟

    دانلود آهنگ های علیرضا طلیسچی در خندوانه 97

    دانلود آهنگ های خوانده شده علیرضا طلیسچی در برنامه خندوانه جدید با حضور رامبد جوان

    alireza rambod دانلود آهنگ های علیرضا طلیسچی در خندوانه 97

    طبق اعلام علیرضا طلیسچی در صفحه شخصی خود:

    همکاری جدیدی بین رامبد جوان و این خواننده خوش صدای کشور آغاز شده و به احتمال زیاد علیرضا طلیسچی در یکی از برنامه های جدید خندوانه حضور خواهد یافت.

    اطلاعت کامل تر از این قسمت خنودانه به زودی در همین صفحه…

    قسمتی از متن آهنگ ای داد بر من :

    من قلبم مث تو سنگ نیس که

    ♫♫♫♫

    تو بری وایمیسه به خدا وایمیسه

    ♫♫♫♫
    ای داد بر من فرداست که حالیم

    ♫♫♫♫

    میشه نیست الان که گرمم

    ♫♫♫♫
    دیوونه کردم هر کی که دورم بود

    ♫♫♫♫

    علیرضا طلیسچی خندوانه

    منبع ( source ) : دانلود آهنگ های علیرضا طلیسچی در خندوانه 97

    مردم ایران از گذشته‌های دور شادی را از موهبت های اهورایی و غم را از اهریمن میدانستند. به همیت خاطر برای جلوگیری از ایجاد غم جشن های زیادی برپا می‌کردند. شب یلدا نیز یکی از این موارد است. در دوران کهن، شب مظهر تاریکی و تباهی و وحشت بوده و اغلب سعی می کردند که شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پلیدی و تباهی در آن راه نیابد. شب یلدا طولانی ترین شب ها است. یعنی تسلط تاریکی بر زمین از تسلط نور خورشید و روشنایی می کاهد. و چون فردای این شب روشنایی بر ظلمت غالب و روز طولانی می شود، ایرانیان تولد دوباره خورشید را که مظهر روشنایی است جشن می گیرند.

    آیین مهر و شب یلدا

    ایرانیان شب چله یا یلدا را شب تولد ایزد مهر (میترا) و خدای روشنایی می‌دانند . در این شب میترا از دل سنگی درون غاری به دنیا میآید. در هنگام تولد تنها یک کلاه بر سر دارد و شمشیر و تیروکمان در دست . برخی زاده شدن مهر از درون سنگ را استعاره از فروغ ناشی از برخورد دو سنگ به هم میدانند. میترا به هنگام تولد کره ای در دست دارد و دست دیگرش را بر دایره بروج گرفته است.

    مردم ایران شب چله را مبارک دانسته و آن در آن شب جشن برپا می‌کنند. .ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند. و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند.آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را «میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند.

    آیین مهر و شب یلدا

    جشن شب یلدا از مراسم هایی است که آن را پیروان آیین مهر از هزاران سال پیش از زرتشت اجرا می‌کردند. بسیاری بر این باورند که ریشهٔ پاس‌داشت شب چله میراث قوم کاسپی است.کاسپی‌ها قوم نیرومندی بودند و تمدن توانمندی را پایه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زیگورات چغازنبیل، آسیاب‌ها و قنات‌های دزفول و شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد. هم‌چنین پل‌های بسیاری با نام آناهیتا در سراسر ایران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هایی توانستند انحراف ۲۳ درجهٔ مدار زمین در گردش به دور خورشید را اندازه‌گیری کنند. کاسپ‌ها با استفاده از این ابزار به تقویمی دقیق دست یافتند و دریافتند که پس از آخرین شب پاییز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود.

    جشن شب چله در ماه «دی» برگزار می‌شود. دی به معنی تولد دوباره خورشید است. همچنین دی نام آفریدگار پیش از زرتشتیان است که بعدها او را آفریننده نور نامیدند. واژهٔ روز (DAY) در زبان انگلیسی (که همریشه با زبانهای کهن آریایی است) نیز از نام این ماه برگرفته شده‌است. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن.

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت همراه تاریخ محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس