گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    منابع مختلف نظرات متفاوتی در مورد آنچه که می تواند ده نقاشی برتر کیم هونگ دو باشد، ارائه می دهند.مهم ترین حقیقت این است که کیم هونگ دو چگونه در تمام ضمینه های نقاشی موفق بوده است.کمیسیون کپی رایت کره ۷۵۷ نقاشی، ۷ خوشنویسی و ۴ قالب سازی را برای کیم هونگ دو لیست کرده است. باید توجه داشت که بعضی نقاشی ها تفسیرهای چند گانه ای دارند ( اغلب یک نسخه سیاه و سفید با یک وضوح خوب ارائه می شود و یک نسخه رنگی با وضوحی پائین تر).

    ۱-  نوزده تائوئیست جاودانه (۱۷۷۶)

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۲- پیامبر هندی (۱۷۷۳)

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۳-گربه ای در زیر درخت بامبوگالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۴-میخواره در زیر یک درخت

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۵-ببری در زیر درخت کاج

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۶-یک گربه و یک پروانه

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۷- چونگ سوک جونگ

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۸-مهمانی برای فرماندار پیونگ یانگ (۱,ناهار)

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۹- کیو جانگ گاک

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۱۰- سالن اصلی یونگ جوسا

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۱۱- سو جانگ ته

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۱۲- معلم و شاگردان

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۱۳- پسری در حال رقص

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۱۴- محل شستشو

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۱۵- آهنگری

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۱۶- چشم اندازی از یک شب در فصل پائیز

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۱۷- طبیعتی بهتر از رتبه های رسمی

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۱۸- مسافر خانه

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۱۹- پرنده و گل ها

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۲۰- صحنه ی افسانه ای

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۲۱- شکوفه ی آلو

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۲۲- صحنه ی گل ها و پرندگان

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۲۳- شاهین

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۲۴- راهبه ی بودایی

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۲۵- چرت زدن در کوهستان اون ته

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۲۶- یک جفت مرغ بهشتی

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۲۷- اجتماع ژی یوان

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۲۸- پرنده و گل ها

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۲۹- تیر اندازی

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۳۰- سسیروم ( نوعی کشتی کره ای)

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۳۱- جامعه استام

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۳۲- کاشی کاری

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۳۳- تیمار اسب

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۳۴- محل شست و شو

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۳۵- در یک چاه

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۳۶- ناهار

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۳۷- پیاده روی ازدواج

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۳۸- ریسندگی

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۳۹- کوهستان

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۴۰- پرنده ها و درختگالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۴۱- قدردانی از یک تصویر

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۴۲- خیش زنی یک زمین برنج

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۴۳- خرمن کوبی برنج

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۴۴- جشن اولین سالگرد تولدگالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۴۵-

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۴۶-

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۴۷-

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۴۸- در کوهستان گوم گانگ

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۴۹-

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۵۰- مردی کهنسال که سوار بر یک الاغ شده است

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۵۱-

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۵۲- لوتوس و سنجاقک

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۵۳- گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۵۴-

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۵۵- ماه و درخت ها

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۵۶- رودخانه ی یونگ لانگ

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    ۵۷-

    گالری نقاشی های کیم هونگ دو

    هرمنوتیک در برابر سکولاریسم: راهبردی به نام روشنفکری دینی

    هرمنوتیک در برابر سکولاریسم: راهبردی به نام روشنفکری دینی

    ۵ (۱۰۰%) ۱ vote

     مسیحیت و مسأله سکولاریسم

    بسیاری سکولاریسم را رخدادی مدرن می دانند که در پسِ رنسانس بر مسیحیت چیره شد و حوزه نفوذ آن را به مقوله های دینی تقلیل داد. به عبارتی دست مسیحیت با این روند از حوزه های قانون گذاری،‌ قضایی،‌ سیاست و امور اجرایی کوتاه و کشیشان مسیحی فقط جهت دخالت در امور دینی و تا اندازه ای فرهنگی مجاز شمرده شدند. چنین باوری بیشتر مربوط به روشنفکران غیر مسیحی و به ویژه مسلمان است. اما اگر بخواهیم به صورت درون متنی مسأله گسترش سکولاریسم در عالم مسیحی را پیگیری کنیم، این رویه برای مسیحیت یک سنت است. این گفته خود مسیح است که «مال قیصر را به قیصر و مال خدا را به خدا دهید». آباء اولیه کلیسا نیز به همین منوال عمل کردند و مسیحیت هیچ گاه ادعای اداره امور سیاسی و زمینی اجتماع انسانی را نداشت. حتی در دوران مقتدرترین پاپهای مسیحی نیز هیچ گاه مسیحیت تشکیل دولت سیاسی جهت انجام امور زمینی نداد و این امور همیشه در ید قدرت پادشاهان باقی ماند. لوتر نیز که در قرن شانزده بانی نهضت پروتستانتیسم و حذف واسطه گری کلیسا بین مردم و خدا گشت، در واقع ادعای بازگشت به مسیحیت اولیه و اصول مسیح و آبای کلیسا را داشت نه یک بدعت جدید؛ دلیل پذیرش گسترده نهضت دین پیرایی لوتر همین سابقه سنتی بود. بنابراین مسیحیت چنین ظرفیتی را از اول داشت و لوتر آن را احیا کرد. نکته دیگر این که مخاطب لوتر کلیسا و جامعه مؤمنان بود نه عموم جامعه. در واقع مدرنیسم از چند رانه­ی متفاوت مانند فلسفه های سوبژکتیو در حوزه های فکری، هنر و عرفانهای اومانیستی در حوزه های هنری و فرهنگی، اقتصاد بورژوازی در حوزه های اقتصادی و سرانجام نهضت اصلاحات مذهبی یا پروتستانتیسم در حوزه دین، در جامعه آن روز تشکیل و تحت بسته یکتایی نمایان شد.

     

    امتناع سکولاریسم مسیحی در اسلام

    روشن است که بین اسلام و یهودیت از یک طرف و مسیحیت از طرف دیگر، تفاوتهایی بنیادی در ریشه ها، خوانشها و رویکردهاست. اسلام و یهودیت ادیانی شریعت محورند و به ویژه اسلام برای زندگی این جهانی برنامه و قاعده دارد. قاعده هایی که پس از رحلت/ غیبتِ نبی/ معصوم، به دلیل نیازهای متنوع زمینی از طریق دستگاه های فقاهتی هر چه بیشتر متورم و بازتولید می شوند. در حالی که مسیحیت یک دین رستگاری محور و غیر شرعی است که در حوزه های این جهانی قاعده های چشمگیری ندارد؛ تا آنجا که یکی از وعده های مسیح به یارانش «برداشتن شریعت از گردن آنهاست». مسیحیت در حوزه های زمینی و این جهانی همان طور که در بند یک آمد، بی ادعا است و این امور را به دولت می سپارد. بناراین، پیاده سازی سکولاریسمی که در غرب بر مبنای مسیحیت انجام گرفته، در جوامع اسلامی یک امر ممتنع است. مسیحیت از قبل منطبق با قالب سکولاریسم بوده است و مدرنیسم تنها این قالب را محقق کرد، در حالی که اسلام به دلیل وجود شریعت همه جا حاضر، فاقد چنین امکانی است. می توان گفت: کسانی که بدون در نظر گرفتن این وضعیت توپولوژیک اقدام به بومی سازی سکولاریسم در کشورهای اسلامی می کنند، بیشتر هزینه های مادی و معنوی بیهوده برای اجتماع ساخته اند تا این که مشکلی از جامعه را حل کرده باشند. تاریخ صد سال گذشته روشنفکری ایرانی مؤید این گفتار است.

     

    از سکولاریسم به سوی هرمنوتیک یا تأویل در روشنفکری دینی

    ۳٫۱- هر منوتیک یا تأویل چیست؟

    هرمنوتیک در ابتدا دانشی بود که از طریق متکلمان و عالمان علوم دینی در جریان تفسیر متون دینی قوام یافت. این دانش در ابتدا قواعد صحیح تفسیر متن به معنای بازگشت به معنای اولیه و اصلی متون یا تأویل متون بود. اما به مرور زمان این علم از حوزه علوم دینی خارج و به علوم انسانی، تحلیل مسأله فهم و حتی ابعاد انتولوژیک جهان انسانی تسری یافت. به همین دلیل چیستی این دانش، روشمندی آن و موضوع آن محل تحلیل ها و جستارهای فلسفی دامنه داری قرار گرفت. برخی نحله های فلسفه قاره ای روشمندی این دانش را نمی پذیرند و یا برخی پست مدرنها بازگشت به معنای اصیل را زیر پرسش می برند و امکان فهم نهایی را قبول ندارند و معتقدند که فهم رخدادی است که در اندیشه مفسر و در زمان حال و نه گذشته، با توجه به وضعیت و شرایط روز شکل می گیرد. برخی دیگر از متفکران انگولاساکسون مانند هرش نیز سعی دارند که دوباره اصالت معنای نهایی و وجه رئالیستی و روشمندی موضوع را با در نظر گرفتن شرایط مفسر احیا کنند.

    اجازه دهید به مسأله بازگردیم. می خواهیم یک راهبرد منطقه ای با استفاده از دانش هرمنوتیک که برخی روشنفکران جهان اسلام در برابر مسأله شریعت، تحت عنوان «روشنفکری دینی» پی ریزی کردند را دنبال کنیم.

    رویگردانی از سکولاریسم با راهبردی هرمنوتیکی: گفتمان روشنفکری دینی

    در بند دوم گفتیم که سکولاریسم بنا به وضعیت توپولوژیک ویژه شریعت اسلامی، در جهان اسلام ممتنع است. تجربه های تاریخی قرن گذشته تأییدی در این راستا هستند. روشنفکری دینی، پس از انقلاب اسلامی واکنشی به این موضوع بود. پیامد این امر، روشنفکران دینی سعی کردند تا با اتخاذ یک رویکرد هرمنوتیکی مناسب شرع اسلامی را با حفظ اصول و روش مناسب با وضعیت روز تطبیق دهند. پروژه هایی مانند «قبض و بسط تئوریک شریعت» تلاشهایی در این جهت بوده است. بدین ترتیب سعی گردید تا با توجه به رخدادهای شناختی مدرن، فهم تازه از شریعت اسلامی ایجاد گردد. این روش مختص ادیان شریعت محوری مانند اسلام است و راهبردی هوشمند در راستای ورود و به روز رسانی فهم دینی در جهان امروز و با حفظ اصول است. این تجربه شکست راهبرد سکولاریزه کردن دیانت اسلامی را در پشت سر داشت و با کنار گذاشتن این روند، سعی کرد تا از طریق القای تفسیرهایی نو اندیشه های دینی را به روز گرداند. به این ترتیب اصول دین ثابتند ولی دست مفسر در تفسیر فروع دین باز بوده و می تواند با استفاده از مقولاتی مانند «شأن نزول آیات» و یا دلیل عقلی وضع حکم، این قواعد را بروز رسانی کند.

    یکی از خطرهایی که این راهبرد را تحدید می کند، عدم خودآگاهی روشنفکران دینی به وضعیت گفتمانی خویش و انحراف به سوی سکولاریسم در اثر مقاومتها و شکستهای طول مسیر است. به هر صورت این روند منتقدان پرقدرتی هم در جبهه سنت گرایان و هم در جبهه سکولارها دارد، اما این دلیل نمی شود تا اصول گفتمانی زیر پا گذاشته شده و جریان به جهت همدلی روشنفکران سکولار، به سمت سکولاریسم منحرف گردد. به نظر می رسد که نظریاتی مانند «رؤیای رسولانه» یک انحراف از مسیر هرمنوتیکی گفتمان روشنفکری دینی به سمت سکولاریسم مسیحی  باشد. در جریان تفسیر بایستی هر دو طرف قضیه یعنی اصول دیانت و وضعیت معاصر پاسداری شود. انحراف به هر یک از دو سمت این جریان را از ریل خارج کرده به سمت بن بستهایی می برد که هم سنت گرایی و هم سکولاریسم در جامعه مذهبی فعلی مدتهاست در انتهای آن نشسته اند.

     

    سخنی با منتقدان سکولار

    به نظر می رسد که بیشترین خطر برای گفتمان روشنفکری دینی از جانب روشنفکران سکولار جامعه امروز ایران است. آنها با اشتباهی فاحش، روشنفکران دینی را رقیب خود می دانند. در حالی که مخاطب روشنفکران دینی طلاب و نخبگبان حوزه های علوم دینی و به عبارتی «جامعه مومنان» هستند. مخاطبی که سکولاریسم در جهان اسلام با توجه به وضعیتی که در بند دو آوردیم، هیچ بسته فکری برایش ندارد و راهی را که در مقابل آنها پیش گرفته است تنها به بن بست و درگیری ها و صف کشی های خونبار اجتماعی می انجامد. در حالی که روشنفکری دینی همواره یک روش جایگزین برای همزیستی مسالمت آمیز شریعت و ملزومات دنیای مدرن باقی می گذارد. توصیه ما به این دسته از روشنفکران آن است که حداقل در این زمینه – با توجه به ادعاهایتان- از غربی ها پیروی کنید و وارد حیطه تخصصی دیگران نشوید. به همان گونه که لوتر و دکارت و گالیله و خاندان مدیچی در غرب مدرن هر کدام به خویشکاری ویژه حوزه خود پرداختند. و البته روشنفکری دینی نیز باید بفهمد که، با توجه با جهان مقدری که پیش روی ماست، مخاطب بسته فکریش طلاب علوم دینی و با اندکی ارفاق «جامعه مومنان» هستند. گوناگونی و جداسری حوزه های مختلف تمدنی از ویژگی های بارز این تقدیر است. هرچند ما معتقدیم که اندیشه ایرانی این توان را دارد که عقلی جهانشمول برای از آن خود کردن و در عین حال پاسداشت این گونه گونی، تقویم کند. این کار را یکبار فارابی در مقابله فلسفه و علوم غربی انجام داده – هرچند نتوانستیم از نتایج آن بهره ببریم- است و چرا دوباره نشود؟

    .


    .

    هرمنوتیک در برابر سکولاریسم: راهبردی به نام روشنفکری دینی

    اسماعیل نوشاد

    دانشجوی دکترای فلسفه

    .


    .

    این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

    دانلود آهنگ علی یاسینی یه ثانیه

    آهنگ زیبا و بسیار شنیدنی علی یاسینی بنام یه ثانیه همراه با متن و دو کیفیت 320 و 128

    شعر و آهنگسازی : علی یاسینی / تنظیم کننده : امیر پدرام

    Exclusive Song: Ali Yasini – “Ye Sanie” With Text And Direct Links In UpMusic

    Ali Yasini Ye Saniye دانلود آهنگ علی یاسینی یه ثانیه

    متن آهنگ یه ثانیه علی یاسینی

    ♪♪♫♫♪♪♯
    صدای تو نمی پیجه تو این خونه کجا رفتی دیوونه باشه نمیگم برگرد اصلا چکاریه

    چقد سخته نبودی کل این هفته از این عطر روی تختت دل نمیکنم حتی یه ثانیه

    چه زودی یادت رفتم نمیدونم دلیلشو همه رفتن یه روزی تو هم با من غریبه شو

    ♪♪♫♫♪♪♯ شعر و آهنگسازی : علی یاسینی ♪♪♫♫♪♪♯

    من همونیم که پای تو زندگیشو جا گذاشت و رفت

    من همونیم که بخاطرت روی دلش پا گذاشت و رفت

    من همونیم که واسه تو زندگیمم میدادم نمیدونم کجایی فقط برس به دادم

    UpMusicTag دانلود آهنگ علی یاسینی یه ثانیه

    تو مقصر بودی گذاشتی جدامون کنن از هم رفتن که مهم نیست من از بعدش میترسم

    از احساسی که رد کردی نمیدونی و بعد کردی از اینکه یه روزی حوس کنی برگردی

    من همونیم که پای تو زندگیشو جا گذاشت و رفت

    من همونیم که بخاطرت روی دلش پا گذاشت و رفت

    ♪♪♫♫♪♪♯ تنظیم کننده : امیر پدرام ♪♪♫♫♪♪♯

    من همونیم که واسه تو زندگیمم میدادم نمیدونم کجایی فقط برس به دادم

    ببین من همونیم که پای تو زندگیشو جا گذاشت و رفت

    من همونیم که بخاطرت روی دلش پا گذاشت و رفت

    من همونیم که واسه تو زندگیمم میدادم نمیدونم کجایی فقط برس به دادم

    ♪♪♫♫♪♪♯

    علی یاسینی یه ثانیه

    برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ علی یاسینی یه ثانیه

    فتحعلی‌شاه قاجار خطاب به سفیرش در استانبول چنین می‌نویسد:

    «در باب فرانسه بررسی خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است یا گروهی و ملکی دیگر است؟ بناپارت نام، کافری که خود را پادشاه فرانسه می‌داند، کیست و چه کاره است؟… درباب انگلستان تحقیق جداگانه و علی‌حده بکن و ببین از چه قماش مردم و از چه قبیل قوم‌اند؟ اینکه می‌گویند در جزیره ‌ای ساکن‌اند، ییلاق و قشلاق ندارند و قوت قالبشان ماهی است راست است یا نه؟ اگر راست باشد چطور ممکن است یکی در جزیره بنشیند و هندوستان را فتح کند؟… همچنین صرف مساعی و اقدام بنما و بفهم در میان انگلستان و لندن چه نسبت است؟ آیا لندن جزئی از انگلستان است یا انگلستان جزئی از لندن؟… (در آخر) ببین که احسن طریق برای هدایت فرنگیان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته (خوردن مردار) و لحم خنزیر (گوشت خوک) کدام است؟»

     

    منابع؛
    از سفرنامه سر جونز هارفورد، همچنین کتاب سرگذشت حاجی بابا اصفهانی نوشته جیمز موریه

    فتحعلی‌شاه قاجار و تصور او از اروپا

    ۴٫۴ (۸۷٫۸۶%) ۲۸ votes

    سوپرگروه تبادل کتاب در تلگرام کانال دانلود کتاب در تلگرام کانال تلگرام همراه تاریخ  كانال تلگرام آقای نویسنده

     

    دریافت یك كتابخانه بزرگ شامل هزاران جلد كتاب تاریخی

     


    اشتراک‌گذاری


    جین لافیت در سال ۱۸۷۰ میلادی در کشور فرانسه به دنیا آمد. او به همراه برادرش به راهزنی و دزد دریایی بودن روی آورد و از این طریق به شهرت رسید. آن‌ها با دزدیدن کشتی‌های اسپانیایی، به قدرت و معروفیت فراوانی رسیدند و از طریق دزدی ثروت هنگفتی عایدشان شد.

    در آن زمان فرماندار محلی آن منطقه تصمیم داشت تا به اعمال کثیف دزدان دریایی خاتمه دهد. او برای سر جین لافیت و. برخی دیگر از دزدان دریایی جایزه گذاشت.

    در خلال جنگ سال ۱۸۱۲، انگلستان با امریکا وارد جنگ شد. انگلیسی‌ها تصمیم داشتند نیو اورلان را تصاحب کنند و از جین لافیت کمک گرفتند. آن‌ها حتی به جین لافیت پیشنهاد دادند که در نیروی دریایی بریتانیا مشغول به کار شود و حتی به خاطر خدماتش به بریتانیا، ۳۰۰۰۰ دلار پاداش دادند. جین لافیت ماجرا به آمریکایی‌ها لو داد و از آن‌ها پول خواست اما فرماندار آن منطقه معامله با راهزنان را نمی‌پذیرفت. در عوض آمریکایی‌ها به کشتی‌های جین لافیت حمله کردند و هشتاد نفر از افراد او را دستگیر کردند.

    فرماندار برای سر جین لافیت ۵۰۰ دلار جایزه گذاشت. اما جین لافیت که به‌شدت از دست فرماندار عصبانی بود تصمیم گرفت تا از او انتقام سختی بگیرید. او گفت اگر کسی سر فرماندار را برایش ببرد، ۵۰۰۰ دلار به او پاداش خواهد داد. اما هیچ‌کسی این کار را انجام نداد.




    اشتراک‌گذاری
    مقاله‌ی قبلیتئودورها: جنایات و مجازات‌ها

    با این که ابهامات زیادی دربارۀ خاستگاه قومی کوروش بزرگ وجود دارد، باید پذیرفت که شهرتِ والایی که او از خود برجای گذاشت تا حد زیادی مرهون نوآوری‌های فرهنگی و سیاسی خود او بود. در زمانه‌ای که خشونت سنت رایج و جاافتاده در خاور نزدیک بود، او تلاش کرد تا زمانی که به طور حتم نیاز به خشونت نباشد از آن استفاده نکند و تا حدی که امکان داشت، مشکلات را با رفتاری مسالمت‌آمیز حل کند. او با ملل فراوانی که در مقابل او سرِ تسلیم فرو آوردند، با نکویی رفتار کرد، به سنت‌های محلی احترام گذاشت و به جای فاتحی خارجی، خود را به‌سانِ فرمانروایی بومی به مردم معرفی کرد که از سوی خدایانِ همان مردم برای رهبری‌شان برگزیده شده است.

    نمونۀ بارز این رفتارِ بی‌سابقه در استوانۀ معروف کوروش منعکس شده است. متن این استوانه، به رغم مضمون کلی آن که یادآور متون مشابه از فرمانروایان قدیم‌تر بین‌النهرینی است، در جزئیاتی کلیدی تفاوت دارد و حاکی از تغییری بنیادی در روابط بین فرمانروا و فرمانبردار است؛ مثلاً آنجا که می‌گوید: «زمانی‌ که من چون دوستی به بابل پاگذاشتم و تخت حکومتم را استوار کردم، مردوک، خدای بزرگ، شاد و خرسند شد و مردمِ بلندنظرِ بابِل را بر آن داشت که [مرا دوست بدارند،] و من هر روز در تلاش بودم که او را نیایش کنم.»

    علاوه بر این، از قرار معلوم کوروش چنان نفوذ کلام یا اقتداری روی سپاهیان خود داشته که کلامی از طرف او کفایت می‌کرده که سپاهیانش بر خلاف سنت رایج آن زمان، دست به غارت اموال یا اذیت و آزار مردم شکست خورده نزنند. در این زمینه هم کوروش در استوانه‌اش چنین گفته: «سپاهیان پرشمار من با آرامش در بابل گام نهادند و من اجازه ندادم کسی [از سپاهیانم] مردم را در سرزمین سومر و اکد ارعاب کند.»

    با این که نکونفسیِ کوروش در آن دوره و زمانه مسلماً برای بیشتر مردم – از جمله یونانیان و عبرانیان – غیر عادی، حیرت‌آور و کافی بود تا او را فرمانروایی متفاوت با اسلافش بشمرند اما تصویری که منابع یونانی و عبرانی از کوروش ترسیم می‌کنند؛ آن‌ چنان آرمانی است که دلیل آن را باید در عوامل دیگر جست. واقعیت این است که برای یونانیان و عبرانیان، اقدامات کوروش مهم‌ترین عاملی نبود که به او جایگاهی برتر بین فرمانروایان جهان اعطا کرد، بلکه ویژگی‌های شخصیت استثنایی او بود که مشخصات لازم و ویژه‌ای داشت که با سنت‌های تاریخ‌نگاری یونانی و عبرانی هم‌خوانی داشت.

    آیا زمین‌لرزه نتیجه گناهان بشر است؟

    آیا زمین‌لرزه نتیجه گناهان بشر است؟

    ۵ (۱۰۰%) ۳ votes

    ۱. تفسیرهای الهیاتی مترقبه و غیرمترقبه از حوادث طبیعی

    زمین‌لرزه اخیر در استان کرمانشاه ایران، دیگربار، موجب طرح اظهار نظرهای الهیاتی، عموما از سوی روحانیان مسلمان (چه شیعه و چه سنّی) شد. از دیدگاه این روحانیان، حوادث طبیعی، به طور کل‌ (مانند زمین‌لرزه، خشکسالی، آتشفشان، تندباد، سیل و غیره) می‌توانند حاصل «گناهان» بشر و «سرپیچی از دستورات الهی» باشند.

    مطابق این تفسیر، این حوادثْ «عذاب الهی» به سبب «گناهان» مردمان است، آن هم «عذابی» که خشک و تر را با هم می‌سوزاند و در نتیجه تنها شامل «گناهکاران» نمی‌شود، بلکه همه را شامل می‌شود. این رأیی رایج در میان عالِمان مسلمان و تا حدودی عامه مسلمانان است. کم و بیش در میان عالِمان مسیحی و یهودی و نیز میان عامه متدینان به این ادیان نیز این داوری رواج دارد.

    صرف نظر از موافقت یا مخالفت‌مان با این رأی و نظر، تا به این جا در کشاکش اظهارنظرهای الهیاتی اتفاق نامترقبه‌ای رخ نداده است. تقریبا پس از هر حادثه بزرگ طبیعی‌ای، چه در ایران و چه در کشورهای دیگر دنیا، سخنانی با همین مضمون از سوی برخی از روحانیان ادیان نقل می‌شود و انتقادهایی را نیز برمی‌انگیزد.

    به عنوان یک نمونه، در سال ۲۰۰۵ میلادی گرهارد ماریا واگنر، کشیش اتریشی کاتولیک، تندباد کاترینا را ـــ که در همان سال رخ داد و باعث مرگ نزدیک به دو هزار نفر و آوارگی یک میلیون نفر شد ـــ به سبب «بی بند و باری جنسی» و نیز «مدارای» مردم شهر نیواورلئان امریکا (یکی از کانون‌های تندباد) با هم‌جنس‌گرایی اعلام کرد. چهار سال بعد در سال ۲۰۰۹ میلادی، هنگامی که پاپِ وقت، واگنر را به مقام اسقفی منصوب کرد، دامنه اعتراض‌ها به این انتصاب (به سبب اظهار نظر واگنر در مورد تندباد کاترینا) چنان بالا گرفت که مدت کوتاهی پس از این انتصاب، واگنر از مقام اسقفی استعفا کرد.

    برای این‌که خیلی دور هم نرفته باشیم، در سال ۸۹ خورشیدی، کاظم صدیقی، یکی از امامان جمعه تهران، بلایای طبیعی، به ویژه زمین‌لرزه، را با گناهان انسانها خصوصا عدم رعایت حجاب اسلامی از سوی زنان مرتبط دانست و از مردم خواست که توبه کرده به خدا بازگردند. در واکنش به این سخنان، کارزاری در امریکا با عنوان «بالاتنه ‌لرزه» به راه افتاد. در این کارزار از خانم‌ها خواسته شده بود که در روزی مشخص دور هم جمع شوند و با بالاتنه‌نمایی رابطه حجاب با زمین‌لرزه را آزمایش کنند. این کارزار با حضور چندین هزار نفر در نقاط مختلف امریکا برگزار شد.

    در کشاکش این اظهارنظرهای الهیاتی، آن‌چه غیرمترقبه و جدید می‌نمود داوری آیت‌الله یوسف صانعی، از مراجع تقلید شیعه ساکن قم، پس از زلزله کرمانشاه بود. صانعی، در نوشته‌ کوتاهی «الهیات حوادث طبیعی» (یعنی تفسیر دینی از حوادث طبیعی) متفاوتی پیش نهاد و با الهیات رایج حوادث طبیعی به صراحت مخالفت کرد.

    در ادامه، رأی الهیاتی متفاوت صانعی در تفسیر حوادث طبیعی را توضیح خواهم داد. سپس آنرا با الهیات رایج حوادث طبیعی در میان عموم مسلمانان مقایسه خواهم کرد و شباهتها و تفاوتهای این دو رأی را نشان خواهم داد.

    داوری در این باب که اصولا می‌توان و باید حوادث طبیعی را تفسیر الهیاتی کرد، از هدف این نوشته خارج است. همچنین داوری در باب درستی یا نادرستی این دو نوع الهیات رقیب در تفسیر حوادث طبیعی نیز بیرون از حوصله این نوشتار است.

    ۲. صانعی و ختم محمدیِ بلایای طبیعی

    در آبان ماه سال ۹۶ خورشیدی، صانعی در نوشته‌ کوتاهی در پاسخ به پرسشی در نسبت زمین‌لرزه و گناه، این نوع حوادث غیر مترقبه را ناشی از عوامل طبیعی‌ای دانست که آدمیان با گسترش دانش خود می‌توانند مانع از بروز آنها شوند. اما آیا این حوادث طبیعی، «بلا» (آزمایش الهی) و «عقوبت» (مجازات الهی) اند؟ در اظهارنظری کم سابقه از سوی یک عالِم (فقیه و متکلّم) مسلمان، صانعی به چنین سؤالی با قطعیت پاسخ منفی می‌دهد: «اما مسئله بلا و عقوبت بودن این چنین حوادثی به طور کلّی، قطعاً منفی است و ما نمی توانیم به اسلام عزیز نسبت بدهیم که مردمی که از خانه و زندگی ساقط شده اند، گناهکار بوده اند و خداوند آنها را عقوبت نموده».

    او حتی تا به آنجا پیش می‌رود که می‌گوید نسبت دادن مستقیم حوادث طبیعی به خدا «افترا» (تهمت) به اسلام است. این بدان معنا است که از نظر صانعی اسلام به هیچ عنوان چنین تفسیری را برنمی‌تابد. از نظر او خداوند قوانین طبیعی‌ای بر جهان حاکم کرده است. اما این قوانین تغییرناپذیر نیست و بشر با پیشرفت عقل خود می‌تواند مانع از بروز عوامل شکل‌دهنده به حوادث طبیعی مانند سیل و زمین‌لرزه شود و یا از خود در مقابل این حوادث محافظت کند.

    در هر صورت، از دیدگاه صانعی به هیچ عنوان نباید این حوادث طبیعی را «عذاب» الهی در واکنش به «گناهان» بشر به حساب آورد. اما صانعی چه دلیلی برای دیدگاه خود ارائه می‌کند؟ او برای رأی خود، کوتاه و گذرا، سه دلیل اقامه می‌کند:

    ۱. اگر این اتفاقاتْ عذاب الهی می‌بود از مسلمانان خواسته نمی‌شد که نماز آیات بخوانند و به خدا توجه کنند؛

    ۲. در حوادث طبیعی مانند غرق شدن و خراب شدن خانه بر سر کسی، روایات اسلامی برای قربانیْ اجر شهید در نظر گرفته است.

    حتی اگر این دو دلیلْ قابل فهم و قانع‌کننده هم به نظر برسند، این دیدگاه با اشکال جدی‌ای رو در رو است: آیات و روایات بسیاری وجود دارند که حوادثی مانند سیل و زمین‌لرزه را «عذاب» الهی نسبت به اقوام گذشته به حساب می‌آورند و از مؤمنان می‌خواهند که از این امر درس بگیرند (پایین‌‌تر در بخش سوم در مورد این آیات و روایات بیشتر سخن خواهم گفت)؛ پس چگونه می‌توان گفت که حوادث طبیعی ربطی به «بلا» و «عقوبت» الهی ندارد؟ به نظر می‌رسد که دلیلی سومی که صانعی اقامه کرده می‌کوشد به این اشکال احتمالی و مقدّر پاسخ دهد:

    «اصولا این جور عقوبتها نسبت به گناهکاران […] در اسلام و بعد از بعثت رسول اللّه(صلی الله علیه وآله)، نبوده و تحقق پیدا نخواهد کرد».

    صانعی تلویحا این نکته را می‌پذیرد که پیش از پیامبر اسلام اقوامی بوده‌اند که خداوند، به حکم قرآن و احادیث، برای «بلا» و «عقوبتِ» آن اقوام حوادث طبیعی‌ فرو فرستاده است، اما معتقد است که باب این نوع «بلا» و «عقوبت» با آمدن پیامبر اسلام پایان پذیرفته است و دیگر چنین نوع «عذابی» از سوی خدا فروفرستاده نمی‌شود.

    حال، ببینیم که الهیات رایج حوادث طبیعی چه تفسیری از حوادث طبیعی ارائه می‌کند.

    ۳. الهیات رایج حوادث طبیعی

    تفسیر الهیاتی رایج از حوادث طبیعی را می‌توان تحت دو نسخه دسته‌بندی کرد: نسخه حداقلی و نسخه حداکثری. بگذارید این دو نسخه را جداگانه بررسی کنیم.

    ۳.۱. الهیات رایج حوادث طبیعی، نسخه حداکثری

    در این نوع الهیات، حوادث طبیعی را نتیجه «گناهان» بشر و نشانه «عذاب» الهی به حساب می‌آورند. این نوع الهیات به آیات و روایات متنوعی برای توجیه این دیدگاه استناد می‌کند. مدافعان این نوع الهیات به آیاتی در قرآن استناد می‌کنند که مصیبت‌های وارد شده بر افراد را به طور کل واکنش هستی به کردار آدمیان می‌داند: «و هر مصیبتی که به شما برسد از کار و کردار خودتان است» (سوره شوری، آیه ۳۰). از این گذشته، قرآن به طور خاص برخی اقوام گذشته را نام می‌برد که گرفتار «عذاب» الهی شده‌اند: «و ای قوم من ستیزه‌جویی با من شما را به آنجا نکشاند که همانند آنچه بر سر قوم نوح یا قوم هود یا قوم صالح آمد، بر سر شما هم بیاید، و قوم لوط از شما دور نیست» (سوره هود، آیه ۸۹). ‌

    در فضای شیعی برای توجیه نسخه حداکثری الهیات رایج حوادث طبیعی، معمولا به این حدیث منسوب به امام رضا هم استناد می‌شود: «هرگاه بندگان گناهان تازه‌ای مرتکب شوند که قبلا مرتکب نمی‌شدند، خداوند بلای تازه‌ای بر ایشان نازل می‌کند که قبلا نمی‌شناختند». این حدیث/حدیث‌نما به ویژه پس از شیوع ایدز، از سوی شهرداری‌های شهرهای مختلف ایران به صورت بیلبورد در شهرها نصب شده بود. دقیقا همین نکته است که این نوع الهیات را حداکثری می‌کند: اینکه می‌توان تشخیص داد که فلان بیماری (مثلا بیماری ایدز) «مجازات» الهی است برای فلان «گناه» (مثلا «بی بند و باری جنسی»).

    ۳،۲. الهیات رایج حوادث طبیعی، نسخه حداقلی

    نقطه اشتراک هر دو نسخه (حداکثری و حداقلیِ) الهیات رایج حوادث طبیعی این است که مصیبتهای انسانها را واکنش الهی به «گناهان» آدمیان به حساب می‌آورد. اما تفاوت این دو نسخه، تفاوتی معرفت‌شناختی است. در حالی که نسخه حداکثری معتقد است علی الاصول می‌توان نشان داد کدام مصیبت یا حادثه طبیعی برای کدام «گناه» یا «گناهان» فرود آمده است، مدافعان نسخه حداقلی از تعیین مصداق کناره می‌جویند. از نظر نسخه حداقلی، بدون تعیین مصداق می‌توان از حوادث طبیعی درس عبرت گرفت و دست خدا را در این حوادث دید، بی آنکه با تعیین مصداق، بخشی از قربانیان را «گناهکار» خواند و داغی بر مصیبت بازماندگان افزود.

    این کناره‌جویی در تعیین مصداق دو دلیل دارد: ۱- محدویت‌های شناختی انسانها اجازه نمی‌دهد که بتوان با قطعیت در این مورد نظر داد و این تنها خدا است که به حکمت چنین حوادثی آگاه است؛ ۲- چنان‌که اشاره شد، تعیین مصداق می‌تواند این اِشکال اخلاقی را داشته باشد که زخمی بر زخم‌های بازماندگان حوادث بیفزاید.

    ۴. حاصل کلام

    متدینان عموما دست به تفسیر دینی حوادث طبیعی می‌زنند. اما چنان‌که دیدیم اتفاق نظری در میان عالِمان دینی در مورد چگونگی این تفسیر وجود ندارد. تفسیر الهیاتی‌ای که اخیرا آیت‌الله یوسف صانعی از حوادث طبیعی ارائه کرده است، با تفسیر رایج الهیاتی تفاوت آشکار دارد. مطابق تفسیر رایج، چه در گذشته، چه در حال و چه در آینده، مصیبت‌ها و حوادث طبیعی را باید «بلا» و «عذاب» الهی به حساب آورد، چه بتوانیم تشخیص دهیم که این مصیبت، «عذابِ» کدامین «گناه» است و چه نتوانیم.

    در تفسیر متفاوتی که صانعی ارائه می‌کند، خداوند تا پیش از بعثت پیامبر اسلام گاهی با فروفرستادن حوادث طبیعی اقوام را به سبب «گناهان»شان «عذاب» می‌کرده است. اما پس از پیامبر اسلام دیگر چنین نوع «عذابی» رخ نخواهد داد و جهان با قوانین طبیعی‌ای که خداوند بر آن حاکم کرده است و بدون دخالت مستقیم خداوند سیر طبیعی خود را طی می‌کند.

    تفسیر الهیاتی آیت‌الله صانعی، که از مراجع تقلید نزدیک به اصلاح‌طلبان است، و تفسیر الهیاتی محمد خاتمی از حوادث طبیعی بسیار به هم شبیه‌اند. خاتمی در پیامش پس از زلزله کرمانشاه این‌گونه می‌نویسد: «طبیعت نه قهر دارد و نه مهر بلکه روند خود را بر اساس نظم و سامانی که خداوند منان برای آن مقرر فرموده است طی می‌کند».

    .


    .

    آیا زمین‌لرزه نتیجه گناهان بشر است؟

    نویسنده: یاسر میردامادی

    .


    .

    مطالعات اخیر باستان‌شناسان نشان می‌دهد که لندن در قرون‌وسطی جایی بسیار خطرناک بوده است. این مطالعات همچنین نشان می‌دهد که فاصله طبقاتی در انگلستان قرون‌وسطی بسیار زیاد بوده است.

    مورخان بر این باورند که لندن قرون‌وسطی به‌خصوص برای افراد فقیر جای بسیاری خطرناکی بوده است. یک باستان‌شناس از دانشگاه آکسفورد انگلستان به نام کاترین کراکوا گفته است که بیشتر خشونت‌های قرون‌وسطی مربوط به مسائل جنسی بوده است. کاترین و گروهش بیش از ۳۹۹ اسکلت از قرون‌وسطی را موردمطالعه قرار داده‌اند.

    در بیشتر اسکلت‌هایی که موردمطالعه قرارگرفته‌اند آثار درگیری و خشونت دیده می‌شود. کاترین و گروهش این اسکلت‌ها را از قبرستان‌های قرون‌وسطایی جمع‌آموری کرده‌اند. متأسفانه یافته‌های باستان‌شناسان از قبرستان‌های مردان نشان می‌دهد که بیشتر کسانی که در قرون‌وسطی کشته‌شده‌اند فقیران جامعه بوده‌اند.

    اسکلت‌های موردمطالعه برای افرادی بین سن ۲۶ تا ۳۵ سال است. ۲۵ درصد از اسکلت‌ها جراحات نزدیک به زمان مرگ را نشان می‌دهد و این علائم احتمال قتل و کشته شدن انسان‌ها را نشان می‌دهد.

    کاترین بیان می کند که نرخ جرم و جنایت در لندن قرون‌وسطی دو برابر سایر شهرهای اروپا بوده است. آن‌ها همچنین یافته‌اند که در برخی از قسمت‌های اروپا نسل کشی‌های گسترده‌ای علیه یک قبیله انجام‌گرفته است.

    قرون وسطی در تاریخ اروپای غربی یکی از مهم‌ترین مراحل تاریخی است که از ۴۰۰ میلادی تا ۱۴۰۰ میلادی را در بر می‌گیرد. در این دوران مسیحیت به عنوان یک مکتب کلی بر تمام جامعه سیطره انداخته و هیچ حرکتی خارج از این مسئله قابل تبیین نیست.

    لندن در قرون وسطی

    به اين كتاب امتياز بدهيد.

    سوپرگروه تبادل کتاب در تلگرام کانال دانلود کتاب در تلگرام کانال تلگرام همراه تاریخ  كانال تلگرام آقای نویسنده

     

    دریافت یك كتابخانه بزرگ شامل هزاران جلد كتاب تاریخی

     


    اشتراک‌گذاری


    با آغاز قرن پنجم میلادی و با پایان یافتن حکومت رومن‌ها در بریتانیا، آنگولاساکسون ها، قلمرو پادشاهی زیادی را در سرتاسر بریتانیا ایجاد کردند. بیشتر این قلمروهای پادشاهی، مستقل بودند و برای خود پادشاهی داشتند. برخی از این پادشاهی‌ها به شرح زیر می‌باشند:

    نورث بریا، مرثی، کنت، آنجلیای شرقی، آسکس، وسکس و سوسکس. در کنار این قلمروهای بزرگ، شاهان کوچکی نیز در برخی نقاط بریتانیا حکمرانی می‌کردند. باگذشت زمان بیشتر این پادشاهی‌ها توسط شاه آتلستان با یکدیگر ملحق شده و کشور انگلستان را به وجود آوردند.

    بر اساس افسانه‌های انگولاساکسونی، سردیک اولیت شاه وسکس بود و بین سال ۵۱۹ تا ۵۳۴ میلادی بر انگلستان حکومت می‌کرد. سایر شاه‌های انگلستان نیز از نسل او هستند.

    آلفرد بزرگ پادشاه وسکس، خودش را شاه آنگولاساکسون نامید و از سرزمین‌هایش در برابر وایکینگ‌ها دفاع می‌کرد. او در سال ۸۹۹ میلادی از دنیا رفت. هارولد دوم آخرین شاه آنگولاساکسون بود. او توسط ویلیام فاتح کشته شد. با کشته شدن او حکومت آنگولاساکسون ها نیز در بریتانیا تمام شد.




    اشتراک‌گذاری
    مقاله‌ی قبلیقبر صلاح‌الدین ایوبی کجاست؟
    مقاله‌ی بعدیسال ۱۹۴۸، چهار کودک برای فروش

    شاه عباس بزرگ در آغاز سده هفدهم کوشید تا ارمنستان را باز پس بگیرد، و جنگ بین دو دولت صفوی و عثمانی از سال ۱۶۰۲ تا ۱۶۲۰ میلادی به طول انجامید. در آغاز امر صفویان توانستند قسمت شرقی ارمنستان را متصرف شوند، لیکن بزودی ناگزیر شدند دربرابر عثمانی عقب بنشینند. سرانجام با پیمان صلحی که در سال ۱۶۲۰ میلادی بین آن دو کشور بسته شد دولت عثمانی قسمت بزرگ ارمنستان را برای خود نگاه داشت، و لیکن مناطق مهم ایروان و نخجوان و قره‌باغ را به دولت صفوی وا گذاشت. بدین ترتیب ارمنستان در طول بیش از یک سده میدان تاخت و تاز و جنگ و ستیز سپاهیان عثمانی و صفوی و … بود و از ویرانگری‌ها و مصادره‌ها و سرقت‌ها و غارت‌ها که پیامد جنگ بود زیان دید.

    این را باید خاطرنشان کرد که صفویان در طول جنگ دراز مدت خود از سال ۱۶۰۲ تا ۱۶۲۰ تلاش کردند تا عثمانی را از ارمنستان بیرون براند، و چون در برابر بازگشت عثمانی مجبور به عقب‌نشینی شدند میدان را تبدیل به بیابانی خالی از سکنه نمودند، بدین طریق که قسمت بزرگ ارمنیان را مجبور کردند تا با آنها راه بیفتند و ارمنستان را خالی کنند. این مهاجرت اجباری لطمه شدیدی به هزاران ارمنی زد زیرا نزدیک به نصف آنان در راه از بی غذایی تلف شدند. شاه عباس اول این ارامنه را در محله‌ای در اصفهان سکنی داد و اسم آن محله را به یاد جلفای واقع بر رود ارس بود جلفای نو گذاشت.

    در دهه‌های نخستین سده هیجدهم دوباره ارمنستان میدان جنگ‌های تقریباً مداوم دولت‌های ایران و عثمانی شد و به این جهت روبه ویرانی و زوال رفت.

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت همراه تاریخ محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس