همراه تاريخ

  مرداويج وي نخستين فرد از آل زيار است كه به فرمانروايي رسيد. پس از او هفت تن ديگر از اين خاندان به قدرت رسيدند و مدت حكومت آنان 151 سال بود.…

همراه تاریخ
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
کتابخانه همراه تاریخ
جستجوگر پیشرفته



 مرداويج زياري پادشاه زیاری

مرداويج

وي نخستين فرد از آل زيار است كه به فرمانروايي رسيد. پس از او هفت تن ديگر از اين خاندان به قدرت رسيدند و مدت حكومت آنان 151 سال بود. آنان در منطقه ديلم ( گيلان ) زندگي مي كردند و به تدريج قدرت گرفتند. مرداويج از سرداران اسفار بن شيرويه بود. اسفار از كساني بود كه به حكومت علويان طبرستان خدمت مي كردند و جزء فرماندهان سپاه علويان بود. وي بعد از مدتي از ايشان روگرداند و به اميرنصر ساماني و ماموران او در خراسان پيوست و به ياري ايشان در سال 316 ه. ق داعي صغير از رهبران طبرستان را كشت و بر گرگان و طبرستان و قزوين و ري و قم و كاشان و لرستان تسلط پيدا كرد. اسفار پس از كسب قدرت بر خليفه و امير نصر ساماني شوريد. اميرساماني تصميم به سركوبي او را داشت اما سرانجام كار به صلح انجاميد و اسفار قبول كرد كه با پرداخت خراجي ساليانه بر اين نواحي فرمانروا باشد. اما اين مرد كه هنوز قبول اسلام نكرده و به همان دين اجدادي باقي بود با رعاياي خود كه مسلمان و متعصب بودند مخصوصا با مردم قزوين روابط خوبي نداشت حتي يك بار موذني را كه بانگ نماز مي داد از بالاي مناره به زير افكند و امر به خراب كردن مساجد داد و ماليات را افزايش داد . پس از فتح طبرستان اسفار مرداويج را به طرف طارم ( نزديك قزوين ) پيش سلار( يا سالار) يكي از امراي خاندان آل مسافر كه در اين حدود امارتي مستقل داشتند فرستاد تا او را به اطاعت اسفار بخواند . مرداويج كه از مظالم اسفار سخت ناراحت بود محرمانه با سلار (سالار) همراه و متحد شد و در موقعي كه اسفار در قزوين انتظار مراجعت او را داشت نامه اي به جمعي از سران سپاهي اسفار كه ايشان هم از وي ناراضي بودند نوشت و اتحاد خود را با سالار و خيال شورش بر اسفار را به اطلاع آنان رساند . لشكريان بر اسفار شوريدند و او چون اين حال را ديد و از حركت مرداويج و سالار هم به قصد خود آگاهي يافت از قزوين به ري گريخت و از آنجا به قهستان و طبس رفت و بعد از آن به طرف الموت فرار كرد . مرداويج راه ها را بر او گرفت تا در طالقان بر او دست يافت و او را به قتل رساند و در ري مستقر شد. وي پس از قتل اسفار مالك طبرستان و گرگان گرديد و متصرفاتش در سال 319 ه.ق از يك طرف با ممالك ساماني و از طرفي ديگر با نقاطي كه مستقيما تحت اداره خليفه عباسي بغداد بود مجاور گرديد و سران ديلمي به علت مال فراواني كه مرداويج به سپاهيان خود مي بخشيد از هر طرف گرد او جمع آمدند و اعتبار و شكوه او روز به روز رو به افزايش بود. در همين سال 319 ه.ق مرداويج خواهرزاده خود را با لشكري آراسته به تسخير همدان فرستاد اما سپاه او در همدان ، به علت مقاومت مردم شهر ، شكست خورد و خواهرزاده وي كشته شد. مرداويج خود با سپاه بزرگي از ري رهسپار همدان شد و در دروازه معروف به دروازه شير توقف كرد. مسعودي ( مورخ كتاب مروج الذهب ) كه خود در آن زمان مي زيسته است به وصف شير سنگي همدان پرداخته است و مي گويد : (( اين شير در جلوي دروازه ري است . شير عظيمي است . مانند كوهي است كه زانو زده باشد. از دور گمان مي بري كه شير زنده اي است . ولي چون نزديك شوي آن را از سنگ مي يابي . وي آنگاه از سابقه تاريخي آن شرحي ذكر كرده و سپس درباره علت شكست سپاه مرداويج گفته است : مردم همدان از اينكه كسي آن شير را از جايي كه در آن قرار دارد حركت دهد يا گوشه اي از آن را بشكند ، سخت آشفته و ناراحت مي شوند و چون سپاه مرداويج شير را به زمين افكنده و گوشه اي از آن را شكسته بودند ، خشم مردم همدان نسبت به آنان به شدت برانگيخته شد و همين امر موجب شكست سپاهي شد كه مرداويج فرستاده بود. )) . چون خود مرداويج با سپاه بزرگي به همدان رسيد ، بر آنان غلبه يافت و سه روز دستور قتل عام داد و همه بزرگان شهر را به قتل رسانيد. خليفه المقتدر پسرخاله خود هارون بن غريب را با جمع كثيري سپاهي به دفع مرداويج فرستاد . مرداويج پس از جنگ بسيار سختي او را شكست داد و دامنه استيلاي خود را تا حدود عراق عرب پيش آورد و كمي بعد عازم فتح اصفهان شد. و حكمران خليفه را شكست داد و اصفهان را تصرف كرد. و دسته اي سپاهي به اهواز فرستاد و آنجا را نيز تسخير كرد. ليكن به جاي تعرض به اراضي دارالخلافه نماينده اي پيش خليفه المقتدر فرستاد و تعهد نمود كه سالي دويست هزار دينار از ماليات همدان و دينور را به او واگذارد. در سال 320 ه. ق مرداويج قاصدي پيش برادر خود وشمگير كه در گيلان بود و به كار زراعت اشتغال داشت فرستاد و او را پيش خود خواند . وشمگير ابتدا زير بار نرفت و بر برادر لعنت فرستاد كه چرا از خليفه عباسي اطاعت كرده است . عاقبت بر اثر اصرار فرستاده برادر به حركت راضي شد و به خدمت مرداويج پيوست. مرداويج با سامانيان صلح كرد و گرگان را به سامانيان واگذاشت. درگيري ها و اختلافات مرداويج با آل بويه هر روز شدت مي گرفت و جنگ ميان اين دو گروه ادامه داشت.



سلام : تنها اعضا می توانند این مطلب را مشاهده نمایند .

براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 2

:: بازدید : 684
:: ارسال شده در: حكومت آل زيار ,
:: مطالب مرتبط: مرداويج و اندیشه احیای امپراتوری ساسانی , مرداویج زیاری و علی بویه , وشمگير و پسران بويه , بهستون بن وشمگير ( 357-366) , 4. شمس المعالي قابوس بن وشمگير (366- 403 ) , قتل قابوس بن وشمگير زياري در 403 ه. ق , وشمگير بن زيار , مرگ وشمگير زياري در 357 , فلك المعالي منوچهر زياري (403-423) ,
:: برچسب‌ها: تاثيرات مخرب سقوط مرداويج زياري چه بود , مردوايج زياري در كتاب مورخان چگونه جلوه مي كند , مردوايج چه نقشي در دموكراسي ضد آل بويه داشت , مردوايج با خاندانش چگونه برخورد مي كرد ,
نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [دوشنبه 30 شهريور 1388 ] [ 18:34]
تاریخ
ارسال نظر برای این مطلب
این نظر توسط sha در تاریخ 1393/9/16 و 3:11 دقیقه ارسال شده است

به دید من مورد ملی گرایی ولی بد رفتاری و اخلاقی در مورد اسفار پسر شیرویه بیشتر صادقه مرداویج هم کامل نبود ولی یک شاه باید اقتدار داشته باشه و اگر کسی رو که از دستورش سر÷یچی کرده مجازات نکنه نمی تونه درست حکومت کنه

این نظر توسط sha در تاریخ 1393/9/16 و 2:28 دقیقه ارسال شده است

به نظر من از نظر اخلاقی هم مشکلی نداشته بلکه مورخان به دلیل گرایشش به سمت زردشتی و ملی گرایی کمی ناعادلانه قضاوت کردند درموردش.قتل مرداویج هم در یه منبع خوندم به این دلیل بوده که گروهی از ترکان متعصب به اسلام درست دستوراتش در مورد جشن سده رو اجرا نکردند ولی با اینحال مرداویج دستور مرگشون رو نداد ولی خیلی خشمگین شده بود و تنبیهشون کرد ترک ها هم که از قبل باشون بدرفتاری شده بوده و هم برای عدم اجرای دستور مرداویج تنبیه شده بودند با وعده عامل خلیفه شجاع شده وبا هم همدست شده و مرداویج رو ترور کردند شده

این نظر توسط زهرا عطایی در تاریخ 1393/8/3 و 21:04 دقیقه ارسال شده است

تاریخ پراست از نقض وتعارض باید نسبی ارزیابی نمود از نظر نظامی مرداویج برجسته بود اما از نظر اخلاقی خوب نبود تندخو بود به هر حال او سیاه وسفید بود جواب قطعی نمی توان داد ولی به میهنش وفادار بود این نکته مهمی است


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
اگر مطلبی برای وب ما فرستادید در

اینجا قرار خواهد گرفت .

مطالب شما

عنوان: آتشکده نیاسر .

قدمت: دوره ساسانی .

محل جغرافیایی : شهر نیاسر.

عکس تاریخی

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 1179
کل نظرات کل نظرات : 465
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 4
تعداد اعضا تعداد اعضا : 2917

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 1,001
باردید دیروز باردید دیروز : 2,541
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 66
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 580
بازدید هفته بازدید هفته : 13,656
بازدید ماه بازدید ماه : 24,272
بازدید سال بازدید سال : 653,486
بازدید کلی بازدید کلی : 2,179,536

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.211.120.181
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir

;