همراه تاريخ

فرقه های زیدیه: زیدیان پس از امام زید بن علی (ع) به گرو ه هایی چند قسمت شدند و فرقه های مختلفزیدیهرا پدید آوردند . بخشی از این انشعاب های درونی…

همراه تاریخ
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
کتابخانه همراه تاریخ
جستجوگر پیشرفته



فرقه های زیدیه:


زیدیان پس از امام زید بن علی (ع) به گرو ه هایی چند قسمت شدند و فرقه های مختلفزیدیهرا پدید آوردند . بخشی از این انشعاب های درونی زیدیه معمولا در پی درگذشت هر امام و بر سر تعیین جانشین او روی داده و برخی دیگر نیز جنبه کلامی به خود گرفته است . ابن خلدون در گزارش خود درباره انشعاب های زیدیان از انشعاب هایی سخن به میان می آورد که از نوع نخست هستند . او یادآور می شود که زیدیان در حالی که به امامت علی (ع) ، حسن (ع) ، حسین (ع) ، زید بن علی ، یحیی بن زید و محمد بن عبدالله نفس زکیه اعتقاد داشتند ، پس از کشته شدن نفس زکیه چند گروه شدند : گروهی امامت را از آن  ابراهیم برادر وی دانستند و گروهی دیگر گفتند پس از نفس زکیه ، امامت به محمد بن قاسم بن علی بن عمر  - و این عمر برادر علی بود رسیده است . گروهی هم پیش از آن گفتند پس از یحیی بن زید ، امامت بهنفس زکیه نرسیده و اساسا عیسی بن زید که در قیام ابراهیم بن عبدالله برادر نفس زکیه در بصره با او همراهی کرد امام بوده است  . این گروه امامت را پس از عیسی بن زید از آن فرزندانش دانستند . در این میان گروهی دیگر نیز با اعتقاد به امامت نفس زکیه پس از او امامت را از آن برادرش ادریس بن عبدالله پنداشتند . این افتراق ها که به گفته ابن خلدون تا قیام حسن بن زید در طبرستان استمرار داشته در واقع به فرقه های  زیدیه در اصطلاح صاحبان کتب ملل و نحل نظر ندارد و عمدتا به پراکندی جغرافیایی زیدیان مربوط می شود .

ملطی به عنوان یکی از نخستین نویسندگان کتاب های فرقه شناسی تنها از چهار فرقه برای زیدیه سخن به میان آورده  و بی آنکه بر فرقه های یکم تا سوم نامی بنهد ، چهارمین فرقه از زیدیان را معتزله بغداد معرفی کرده است . اشعری که به شرح عقاید اهتمام دارد از شش فرقه برایزیدیه سخن می گوید . او بر پنجمین فرقه نامی نگذارده و دیگر فرقه ها در گزارش او جارودیه ، بتریه ، عقبیه ، نعیمیه و یعقوبیه هستند . بغدادی ، اسفراینی و شهرستانی نیز از سه فرقه جارودیه ، سلیمانیه و بتریه برای زیدیان سخن می گویند ، با این تفاوت که شهرستانی فرقه صالحیه را نیز به بتریه ضمیمه می کند و یک ردیف به این دو فرقه اختصاص می دهد و بنابراین در این گزارش او عملا فرقه های زیدیه چهار مورد هستند . فخر رازی هم از سه فرقه برای زیدیه اما با نام های جارودیه ، سلیمانیه و صالحیه سخن به میان می آورد . گزارش ابن حزم نیز در این باره انتظام چندانی ندارد . وی شیعیانی را که (( سخنانی ناپذیرفتنی دارند )) شامل سه طایفه دانسته ، طایفه نخست را جارودیه از زیدیه طایفه دیگر را امامیه و سومین طایفه را هم غالیان معرفی کرده و آنگاه برای جارودیه اختلاف نظرهایی را نقل کرده که تصویری از عقاید گروه های مختلف زیدی در باب مهدویت برخی کسان است . در منابع شیعی فرقه شناختی نیز نوعی اختلاف نظر هم با یکدیگر و هم با منابع سنی دیده می شود . برای نمونه نوبختی شیعهرا دارای سه فرقه می داند و معتقد است شیعیان پس از وفات پیامبر(ع) بر سه گروه شدند : گروهی علی (ع) را افضل دانستند و گفتند روا نیست کسی دیگر جایگزین او شود . گروهی دیگر گفتند علی افضل است اما رواست که مفضول جای او را بگیرد و گروهی هم گفتند علی (ع) افضل است و هیچکس حق ندارد جای او را غصب کند و هر که چنین کرده باشد کافر است ، هرچند این گروه درباره امامت این گونه اظهار نظر کرده اند که امامت از آن علی (ع) ، حسن (ع) و حسین (ع) و پس از آن نیز به شورا در میان فرزندان حسن و حسین است و هر کس از میان فرزندان این دو امام قیام کند و البته شایستگی امامت را نیز داشته باشد همو امام است . به گزارش نوبختی ، گروه نخست همان بدنه اصلی شیعه امامی هستند ، گروه دوم بتریه نخستین هستند و گروه سوم همان جارودیه اند که دیگر فرقه های زیدی از آن منشعب شده اند . اما اشعری قمی از فرقه های جارودیه (جوبیه) ، صاحبیه ، یعقوبیه ، عجلیه ، بتریه و حصینیه ( حسینیه ) برای زیدیان یاد می کند . از این منابع که بگذریم در منابع تاریخی هم روایت های متفاوت درباره فرقه های زیدیه فراروی نهاده می شود : در حالی که مسعودی از هشت فرقه جارودیه ، مرئیه ، ابرقیه ، یعقوبیه ، عقبیه ، ابتریه ، جریریه و یمانیه یاد می کند و یادآور می شود که گروهی از مولفان کتب ملل و نحل همانند ابوعیسی محمد بن هارون وراق گزارش کرده اند که زیدیه در روزگار آنان شامل این هشت فرقه بوده اند ، در برخی از دیگر آثار چون خطط مقریزی از چهار فرقه جارودیه ، جریریه ، بتریه و یعقوبیه برای زیدیه سخن به میان می آید و یا در برخی از آثار چون البدء و التاریخ مقدسی تنها از دو فرقه جارودیه و جریریه یاد می شود . به رغم این تفاوت ها در مورد برخی از فرقه های مهمتر زیدی اتفاق نظر دیده می شود و بیشتر اختلاف درباره فرقه های فرعی تر است . به گزارش برخی از تحقیقات معاصر از میان همه طوایفی که برای زیدیان برشمرده اند آنچه در برآیند کلی می توان گفت این است که زیدیه بر دو طایفه اند : متقدمان ، و آنان کسانی هستند که این امامت را نمی پذیرند . مذهب زیدی که اکنون در یمن وجود دارد با مذهب زیدی نزد متقدمان نزدیکتر است .


فرقه های مهم زیدیه :


1.     جارودیه : این فرقه که آن را سرحوبیه نیز گفته اند و نخستین یا از نخستینفرقه های زیدیه است پیروان ابو جارود را دربر می گیرد .ابو جارود که نام کاملش ابونجم زیاد بن منذر همدانی است و گاه او را کوفی رضوی نیز می گویند نخست از اصحاب امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بود و سپس از آن ها جدا شد و به زیدیه گروید . از امام باقر (ع) روایت شده که او را (( سرحوب )) نامید و این لقب را به شیطان دریایی تفسیر کرد . از امام صادق (ع) نیز روایت شده که او را لعن کرد و ((کوردل)) خواند . این در حالی است که اهل سنت هم در تراجم رجال خود او را متروک دانسته و به جعل متهم کرده اند . ابو جارودهنگامی که زید بن علی در کوفه بود با او آشنایی یافت و به هنگام قیام وی نیز زمانی که دیگر شیعیان وی را ترک گفتند در کنار او ایستاد به نظر می رسد ابوجارود پیش از آشنایی با زید عقاید خود را شکل داده و از این رو زمانی که با وی برخورد کرده همراهش شده و امامت او را پذیرفته است . ابو جارود در فاصله سال های 150 تا 160 ق . / 767 تا 776 م. در گذشته است . جارودیه از سویی با امامیه و از سوی دیگر نیز با زیدیان اختلاف دارند . مهمترین اختلاف نظر جارودیه با دیگر گروه های زیدی آن است که معتقدند پیامبر (ص) به امامت علی (ع) تصریح کرده است ، البته نه آن چنان که امامیه معتقدند به نام ، بلکه به اوصاف ، از همین رو نیز شیخ مفید که ملاک شیعه بودن را عقیده به (( نص بر امامت )) می داند جارودیه را بر خلاف دیگر طایفه های زیدیه در شمار شیعیان جای می دهد . اما اختلاف عمده جارودیه با شیعه امامیه که خود زمینه لعن و نفرین ابوجارود را فراهم ساخته در نوع نگرش آنان به مساله امامت و جانشین پس از حضرت علی ، امام حسن و امام حسین است , چه این گروه عقیده دارند امامت پس از این سه امام در میان فرزندان حسن و حسین (ع) و به شورا در میان آنان است و هر که از این نسل با داشتن دیگر شرایط قیام کند همو امام است . همچنین از ابو جارود نقل شده که امامت (( آن کس را که در پرده نشیند و از قیام خودداری ورزد و مردم را به خویش بخواند )) نامقبول دانست و البته همین نکته است که نوعی تعرض به امام سجاد (ع) ، امام باقر و امام صادق (ع) تلقی گردیده است . این گروه امامت را حق علی (ع) می دانستند و معتقد بودند هر کس به جای آن حضرت نشسته باشد غاصب و کافر است . آنان از این رو به ابوبکر و عمر نسبت فسق و کفر دادند و حتی بیشتر صحابه را نیز تکفیر کردند . جارودیه درباره امامان تا اندازه ای گرفتار غلو بودند و اهل بیت را دارای علوم ویژه فطری و ضروری بدون تعلم می دانستند و عقیده داشتند آنان صرف نظر از سن و سال با همدیگر دانش یکسان دارند . همین عقیده سبب شده است برخی از منابع اهل سنت این گروه را از کوفیان غالی بشمرند . جارودیه همچنین به رجعت امامان اعتقاد داشتند هرچند درباره اینکه چه کسی غایب است و رجعت خواهد کرد به چند دسته شدند :

-        دسته ای مدعی شدند محمد نفس زکیه نمرده و همو امام غایبی است که ظهور خواهد کرد و زمین را به دادورزی خواهد آکند .

-        دسته ای دیگر محمد بن قاسم را زنده پنداشتند و با این دعوی که وی نمرده است گفتند او ظهور خواهد کرد .

-        دسته ای دیگر نیز درباره یحیی بن عمر بن حسین بن زید چنین عقیده ای داشتند . رهبران این فرقه ها به ترتیب در دوران منصور ، معتصم و مستعین عباسی سرکوب شدند . گفتنی است کسانی چون ابوخالد واسطی ، فضیل بن زبیر رسان و منصور بن ابی الاسود از پیروان جارودیه اند . ابن ندیم این سه تن را از متکلمان مذهب زیدی دانسته است .

2.     بتریه یا صالحیه : نام قالب رایگان وبلاگ و صالحیه را بر پیروان دو تن از رهبران زیدی یعنی ابو اسماعیل کثیر بن اسماعیل بن نافع نواء ملقب به کثیر النواء و الابتر و نیز حسن بن صالح بن حی همدانی نهاده اند . کثیر النواء از اصحاب حدیث و معاصران امام باقر (ع) و امام زید است که عمدتا در مساله تبری یا تولی نسبت به ابوبکر و عمر با زید اختلاف داشت و همین امر سرچشمه نامگذاری او و پیروانش به بتریه شد . هرچند گاه نام کثیر النواء در سلسله اسناد حدیث شیعی نیز به چشم می خورد اما چونانکه روایت کرده اند امام باقر (ع) او و ابومقدام و تمار را گمراه کننده خوانده و امام صادق (ع) نیز از او بیزاری جسته و او را همراه با سالم و ابوجارود دروغگو و بی باور دانسته و لعنشان کرده است . دیدگاه های کثیر النواء سبب شده است برخی او را در شمار اهل سنت بدانند . از کثیر النواء در ردیف کسانی چون سلمة بن کهیل (د. 121 ق) ، ابومقدام ثابت بن حداد ، سالم بن ابی حفصه (د.137ق) و حکم بن عتیبه (د.114ق) و نیز حسن بن صالح بن حی یاد می شود و پیروان این گروه مجموعه بتریه دانسته می شوند. کثیر النواء در سده دوم هجرت درگذشته است .

اما حسن بن صالح دیگر رهبر بتریه که به اعتبار نام وی این فرقه را صالحیه هم نامیده اند از بزرگان زیدیه و فقیه و متکلم بوده است . در منابع اهل سنت او را به تقوا ، ورع و عبادت ستوده و افزون بر این وی را توثیق کرده و احادیثی نیز از طریق او در منابع حدیثی آورده اند . همچنین بغدادی او و پیروانش را دارای وضعیتی بهتر نزد اهل سنت دانسته است . از کتاب هایی چون کتاب التوحید ، کتاب امامة ولد فاطمه و الجامع فی الفقه برای وی نام برده شده است . هرچند دیدگاه های ابن صالح درباره خلافت ابوبکر ، عمر و عثمان سبب شده است در منابع اهل سنت او را بستایند و از او حدیث نقل کنند ، اما از دیگر سو عقیده وی به قیام با شمشیر بر ضد ستمگران و نیز واگذار کردن نماز جمعه ای که به امامت ستمگر برگزار می شود زمینه آن را پدید آورده است که او را بنکوهند و با احتیاط با او برخورد کنند و یا مردمان را از او برحذر دارند . حسن بن صالح در سال 168 ق . / 784 م. و به روایتی نیز 169ق. / 785 م و اندکی پس از درگذشت عیسی بن زید بدرود حیات گفت . صالحیه به لحاظ دیدگاه ها و اندیشه ها و در مقایسه با جارودیه فرقه ای معتدلتر است و عقیده دارد امامت به شورا در میان مردم است و گاه رواست در شرایطی که افضل نیز وجود دارد مفضول امام شود ، البته مشروط به آنکه افضل به چنین امامتی رضایت داده باشد . صالحیه با همین نظریه در برخورد با مساله خلافت ابوبکر و عمر این خلافت را صحیح دانستند و گفتند : هرچند علی (ع) برترین فرد پس از پیامبر بوده اما وی خود از حق امامت خویش دست شسته و بنابر مصالح این امر را به ابوبکر و عمر واگذارده و با آنها بیعت نیز کرده است و از همین روی بدانچه او خود بدان خرسند بوده و آن را پذیرفته است خرسندیم . صالحیه در مورد عثمان هم دستکم خلافت وی را در دوره نخست خلافتش صحیح می دانستند و از آن پس چونانکه از ابن صالح نقل شده از او تبری جستند و بنابر گزارش دیگری نیز در این باره توقف کرده اند . بتریه یا صالحیه به اصل امر به معروف و نهی از منکر عقیده داشتند و بر همین پایه معتقد بودند هرگاه کسی از فرزندان فاطمه (ع) قیام کننده و عالم و شجاع باشد همو امام است و همراهی با او واجب است . سومین نکته اشاره در عقاید بتریه ، مخالفت آنان با تقیه است که در این زمینه راه خود را از شیعیان امامی جدا می کنند . بتریه بر پایه همین اصل امامت کسی را که به تقیه گرویده و در خانه نشسته باشد صحیح ندانسته اند . صالحیه در فقه نیز عمدتا به مسلک حنفی نزدیک هستند و چونانکه شهرستانی درباره زیدیان روزگار خود گزارش می کند در فروع بر مذهب ابوحنفیه اند . در منابع ، گزارش چندانی از انشعاب های درونی صالحیه در دست نیست ، هرچند که نوبختی این فرقه را اصولا انشعاب یا فرقه ای از عجلیه دانسته است .

3.     سلیمانیه یا جریریه : این فرقه که یکی از یه فرقه بزرگ زیدیه است ، پیروان سلیمان بن جریر رقی زیدی را دربر می گیرد . سلیمان که در آغاز بر اندیشه امامیه و جزو آن جماعت بوده در دوران منصور دوانیقی قیام کرده است . ظاهرا مخالفتسلیمان بن جریر با امام صادق (ع) و شیعه امامی به رد نظریه بداء از سوی او و بدان هنگام باز می گردد که از سوی امام صادق (ع) به عنوان جانشین ایشان معرفی شد و چون اسماعیل در دوران حیات آن حضرت درگذشت این جانشینی به فرزند دیگر امام یعنی موسی (ع) تغییر یافت و آنگاه از رهگذر اندیشه بداء این جایگزینی تفسیر یافت و با علم امام نسبت به آینده – چونانکه از طوایفی از شیعه نقل می شود – سازگاری پیدا کرد . نکته دیگری که در آن سلیمان بن جریر با امامیه اختلاف ورزید مساله تقیه بود چرا که وی تقیه را بر نمی تافت و چونانکه روایت کرده اند آن را دستاویزی برای توجیه چندگانگی پاسخ های داده شده به مسائل شرعی می پنداشتند . این دیدگاه ها که از سوی سلیمان ابراز داشته می شد به جدایی گروهی از طرفداران امام باقر و نیز نپذیرفتن امامت امام صادق (ع) از سوی آنان انجامید . اصول اندیشه های سلیمانیه با دیگر فرقه های زیدیه اختلاف فراوانی ندارد و تنها تفاوت در آن است که سلیمانیه عقیده داشتند هرچند علی برترین کس برای خلافت پیامبر بوده اما خلافت ابوبکر و عمر نیز پذیرفته است و خطایی که امت در این باره کردند خطایی در اجتهاد است که نمی توان آن را موجب تفسیق و تکفیر دانست . سلیمانیه همچنین به رغم موضع مسالمت جویانه در مساله خلافت ابوبکر و عمر ، در برخورد با عثمان و خلافت وی ، او را سخت نکوهیدند و به کفر او و فسق طرفدارانش حکم کردند و عایشه و طلحه و زبیر را هم کافر شمردند . همین موضع سبب شده است اهل سنت سلیمان بن جریر و گروه او را تکفیر کنند . سلیمانیه در مساله اسما ء و صفات بر این عقیده بودند که خداوند عالم است به علمی که آن علم نه خود اوست و نه غیر او و علم او یک ((شیء)) است . آنان درباره قدرت و حیات و دیگر صفات نیز چنین عقیده ای داشتند . در مساله استطاعت ، عقیده سلیمانیه آن بود که استطاعت پیش از فعل انسان وجود دارد و جزئی از وجود مستطیع است . به نظر می رسد سلیمان بن جریر در اندیشه برخی از معتزلیان اثرگذار بوده است . چه برای نمونه شهرستانی از این سخن به میان می آورد که گروهی از معتزله چون جعفر بن مبشر و جعفر بن حرب در نظریه جواز امامت مفضول با وجود فاضل ازسلیمان بن جریر  پیروی کردند . اینها کلیاتی از اندیشه های سلیمانیه به روایت منابع فرقه شناختی و تاریخی است .

4.     قاسمیه : این نام بر پیروان قاسم رسی نهاده شده  و اندیشه و مسلک قاسم رسی نماینده مذهب کنونی یمن است . از دیدگاه این گروه امامت پس از پیامبر از آن علی (ع) ، حسن و حسین و سپس از آن هرکسی از فرزندان این دو امام است که قیام کند و شرایط امامت را هم داشته باشد . به باور قاسمیه ، موالات اولیای خدا در هرجا و در هر حال که باشند و نیز تبری از دشمنان خدا در هر جا و هر حال که باشند لازم است .

5.     هادویه : این نام را بر پیروان یحیی بن حسین بن قاسم مشهور به الامام الهادی الحق ( د. 298 ق / 910م.) نهاده اند و او – آنگونه که گذشت – همان کسی است که برای نخستین بار دولت زیدیان را در صعده پایه گذاشت و پس از او این منطقه پایگاه سنتی زیدیه شد و این گروه بسان دیگر گروه های زیدی امامت را از آن علی (ع) ، حسن ، حسین (ع) و کسانی که از تبار این دو امام هستند می دانند که قیام کنند و انسانی درستکار و پرهیزگار باشد . از دید آن ها هرکسی در حالی که امام حق را نشناخته باشد بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است .

6.     ناصریه : این نام را بر پیروان ناصر اطروش که همزمان با یحیی در طبرستان قیام کرد نهاده اند .

7.     صباحیه : این نام از آن پیروان صباح بن قاسم مری یا مزنی است . چونانکه عبدالجبار روایت کرده است صباحیه در برخورد با ابوبکر و عمر از جارودیه فراتر می رفتند و در حالی که جارودیه به فسق این دو حکم کرده اند صباحیه به تکفیر آن ها گراییده بودند . بنابر روایت اشعری قمی این گروه علنا از ابوبکر و عمر برائت می جستند  و به رجعت نیز عقیده داشتند اما بر خلاف این گزارش ها در گزارش مقریزی این گروه به امامت ابوبکر و عمر عقیده دارند و معتقدند درباره علی (ع) نصی نرسیده است . برخی نام  صباح را صباح بن قیس بن یحیی مزنی دانسته اند و این صباح از کسانی است که در سلسله اسناد روایات شیعی امامی هم به نامش بر می خوریم و برخی او را توثیق کرده اند .

8.     عقبیه : این نام را بر پیروان عبدالله بن محمد عقبی نهاده اند . این گروه امامت را منحصر به فرزندان حسن (ع) و حسین (ع) نمی دانستند و آن را در عموم علوی تباران صحیح می شمردند . این فرقه به روایت یحیی بن حمزه به فضیلت اهل بیت و نیز امام علی (ع) و دیگر صحابه عقیده داشتند .

9.     نعیمیه : پیروان نعیم بن یمان را به این نام خوانده اند . این گروه در حالی که امامت ابوبکر و عمر را درست می دانستند و بر این عقیده بودند  که امت در انتخاب انان و واگذاشتن علی (ع) خطا کرده  و این خطا از نوع خطاهای در اجتهاد است عثمان را تفسیق می کردند و به برائت از مخالفان علی (ع) عقیده داشتند .

10.    یعقوبیه : این نام را بر پیروان یعقوب بن علی (یا عدی ) کوفی نهاده اند . این گروه در حالی که ابوبکر و عمر را پذیرفته بودند از کسانی که از این دو بیزاری بجویند ، بیزاری نمی جستند و در شرایطی که به برتری علی (ع) عقیده داشتند ابوبکر و عمر را کافر و فاسق نمی دانستند و آنان را لعن و نفرین نمی کردند . این گروه همچنین منکر رجعت بودند و بسان خوارج ، بتریه و جارودیه مرتکب کبیره را کافر می پنداشتند .

 

........................................

منبع : تاریخ فرق اسلامی (2) ، ( فرق شیعه ) ، دکتر حسین صابری ، انتشارات سمت ، تهران 1390 ، ، ص 93 تا 104 .




سلام : تنها اعضا می توانند این مطلب را مشاهده نمایند .

براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :



:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 1179
:: ارسال شده در: فرقه های شیعه ,
:: مطالب مرتبط: شورش جهیمان العتیبی . مدعیان مهدویت . , فرقه اسماعيليه: بخش پنجم. , فرقه اسماعيليه: بخش چهارم. , فرقه اسماعيليه: بخش سوم. , فرقه اسماعيليه: بخش دوم. , فرقه اسماعيليه: بخش اول , فرقه زيديه : بخش هفتم , فرقه زيديه : بخش پنجم , فرقه زيديه : بخش چهارم , فرقه زيديه : بخش سوم , فرقه زيديه : بخش دوم , فرقه زيديه : بخش اول , سيد علي محمد باب و دين او و انديشه بابيت , امامان شیعه و غالیان , فرقه كيسانيه ,
:: برچسب‌ها: زيديه , زيد , فرقه زيديه , فرقه های مهم زیدیه , جارودیه , بتریه یا صالحیه , سلیمانیه یا جریریه , سلیمان بن جریر رقی زیدی , قاسمیه , هادویه , ناصریه , ناصر اطروش , صباحیه , عقبیه , عبدالله بن محمد عقبی , نعیمیه , یعقوبیه , تاریخ فرق اسلامی , دکتر حسین صابری ,
نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [پنجشنبه 17 مرداد 1392 ] [ 17:54]
تاریخ
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
اگر مطلبی برای وب ما فرستادید در

اینجا قرار خواهد گرفت .

مطالب شما

عنوان: آتشکده نیاسر .

قدمت: دوره ساسانی .

محل جغرافیایی : شهر نیاسر.

عکس تاریخی

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 1179
کل نظرات کل نظرات : 465
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 7
تعداد اعضا تعداد اعضا : 2912

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 1,267
باردید دیروز باردید دیروز : 2,522
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 160
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 530
بازدید هفته بازدید هفته : 13,232
بازدید ماه بازدید ماه : 6,339
بازدید سال بازدید سال : 635,553
بازدید کلی بازدید کلی : 2,161,603

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.211.5.239
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir

;