close
رزرو هتل
فرقه اسماعيليه:بخش ششم

همراه تاريخ

اسماعیلیه ادامه حیات شاخه حافظی به رغم برچیده شدن حکومت فاطمیان در سال 567 ق . 1171م . و به رغم آنکه صلاح الدین ایوبی اسماعیلیان را سخت تحت تعقیب…

همراه تاریخ
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
کتابخانه همراه تاریخ
جستجوگر پیشرفته



فرقه اسماعيليه:بخش ششم

اسماعیلیه


ادامه حیات شاخه حافظی


به رغم برچیده شدن حکومت فاطمیان در سال 567 ق . 1171م . و به رغم آنکه صلاح الدین ایوبی اسماعیلیان را سخت تحت تعقیب و آزار و اذیت قرار داد و سازمان دعوت حافظی و همه سنت ها و نهادهای اسماعیلی فاطمیان را از بین برد و دارالعلم نیز به یک بیمارستان مبدل گردید . اما سلسله امامت از دیدگاه حافظیان پیوسته ماند و پس از عاضد به عنوان چهاردهمین خلیفه فاطمی و بیست و چهارمین امام اسماعیلی شاخه مستعلویه طیبی ، امامت به داوود (د.604 ق . /1207م ) رسید . برخی از مدعیان امامت داوود در مصر سر به شورش برداشتند و پشتیبانان محلی اندکی یافتند . تا پایان قرن هفتم / سیزدهم جوامع حافظی بکلی در مصر و شام متلاشی شد و در یمن نیز اسماعیلیه حافظی پس از بر افتادن حامیان زریعی و به دنبال فتوحات ایوبیان در عربستان جنوبی در 561 باقی نماندند .


ادامه حیات شاخه طیبی


پس از مرگ آمر ، درباره جانشینی او اختلاف بروز کرد و این اختلاف به جدا شدن دو شاخه طیبی و حافظی از همدیگر انجامید . بر خلاف حافظیها که سیر سلسله امامان را از طریق حافظ به دیگر امامان و خلفای فاطمی ادامه دادند . شاخه طیبی چهار خلیفه پایانی فاطمی را نپذیرفتند و از این دفاع کردند که آمر پسری به نام طیب داشته و این پسر در دو سالگی یا کمی پس از آن از نظرها غایب شده و بدین سان دوره ای از امامت امامان ستر اغاز گشته است . بدین سان از سال 524 ق . / 1130 م . این شاخه اسماعیلیه امام ظاهری نداشته اند .

هر چند در پی انشعاب یاد شده ، اسماعیلیان مستعلوی مصر از حافظ و خلفای پس از او حمایت کردند و به دیگر سخن به شاخه حافظیه پیوستند . اما در یمن ، جدای از زریعیان عدن و برخی از همدانیهای صنعا که از صلیحیان اعلام استقلال کرده و از همین رو بر خلاف این خاندان از حافظیه طرفداری کردند ، ملکه صلیحی یمن ، سیده ، نومید از قاهره و دستگاه خلافت آن به دفاع از امامت طیب پرداخت . بدین سان اسماعیلیان یمن (ص133) پرچمدار شاخه ای از اسماعیلیه شدند که در آغاز آمریه و بعدها طیبیه نام گرفت .

هرچند از دیدگاه طیبیان امام آنان غایب است و دوره ستر در میان فرزندان طیب تا به امروز ادامه یافته ، اما امور دینی این گروه در دست داعیان قرار دارد و نخستین داعی مطلق آنان ذوئیب بن موسی و ادعی ( د.546 ق / 1151 م.) بوده است . پس از او ابراهیم بن حسین حامدی (د. 557 ق. / 1162 م .) و در پی او نیز حاتم بن ابراهیم حامدی ( د. 596 ق / 1199 م. ) داعی مطلق شدند و از آن پس نیز سلسله داعیان این فرقهادامه یافته و تا بیست و سومین داعی ، کانون دعوت در یمن استقرار داشت .(134).

فرقه مستعلویه طیبی پس از توفیق در یمن به گجرات راه یافت و با گذشت زمان اکثریت عظیمی در هند بدین فرقه گراییدند که بهره ها یا بهراها نام گرفتند . انتقال دعوت طیبی از یمن به هند در هنگام عهده داری این مهم از سوی یوسف بن سلیمان (د.974 ق / 1567م ) صورت پذیرفته و عبدالقادر نجم الدین چهل و هفتمین داعی ، این انتقال را در سال 974 ق. / 1567م . یعنی سال پایان زندگی یوسف دانسته است . به هر روی از این زمان به بعد داعیانی در هند عهده دار امر دعوت شده اند که سه تن از نخستین کسان آن ها به ترتیب عبارتند از : یوسف بن سلیمان (د.974 ق. / 1567 م ) . جلال بن حسن ( د.975 ق. /1567 م ) . داوود بن عجبشاه ( د. 999 ق . /1591 م ) .

پس از مرگ داوود بن عجبشاه در سلسله داعیان بهره ها انشعاب پیش آمد و علت آن نیز این بود که پس از مرگ بیست و ششمین داعی طیبی ، فردی  به نام داوود بن برهان الدین بر جای او نشست و گزارش این امر را به یمن فرستادند و از دیگر سو  ، فردی دیگر به نام سلیمان بن حسن نیز ادعا کرد که داوود بن عجبشاه بر مقام او به عنوان داعی مطلق نص داشته است . از آن پس هر یک از این دو داعی پیروانی یافتند و از این رو بهره ها پیرو دو سلسله جداگانه از داعیان شدند .

اهمیت و جایگاه داعیان در مذهب بهره ها از آن روی است که آنان اساسا بیست و یک امام را قبول دارند‌: پنج تن از امام حسن (ع) تا امام صادق (ع) ، پنج تن از اسماعیل بن جعفر تا حسین مستور و یازده تن از عبیدالله مهدی تا طیب . از این رو پیوند زنده مذهبی آنان با تعالیم دین از رهگذر همین داعیان مطلق صورت می پذیرد .

شاخه نزاری اسماعیلیه


پس از درگذشت مستنصر ( خلیفه فاطمی مصر) اختلافی بزرگ بر سر جانشینی او روی داد و دو شاخه نزاری و مستعلوی از یکدیگر جدا شدند . مستنصر پیش از مرگ خود ابومنصور نزار را به جانشینی منصوب کرده بود . اما به هنگام درگذشت مستنصر ، افضل بن بدر الجمالی از غیاب نزار بهره جست و برادر کوچکتر او ابوالقاسم احمد مشهور به مستعلی را بر کرسی خلافت نشاند . از آن پس نزاع بر سر مشروعیت این جایگزینی و مساله امام بر حق ، سبب جدایی دو شاخه بزرگ اسماعیلی از همدیگر شد . در مصر ، یمن و از آن پس هندوستان از جانشینی مستعلی طرفداری شد . اما در برابر این شاخه از اسماعیلیه که بعدها اسماعلیه مصر یا مغرب نام گرفت . در شرق شاخه ای دیگر از اسماعیلیان از نزار طرفداری کردند و او را امام بر حق دانستند . این شاخه از اسماعیلیه که بعدها اسماعیلیه شرق یا اسماعیلیه ایران نام گرفت و آن را (( حشاشیش )) نیز خواندند وامدار بیعت و وفاداری حسن صباح به نزار بود و این بیعت دوره ای دیگر از امامان ستر را فراروی اسماعیلیه در این سرزمین نهاد . حسن صباح که در سال 471 ق. / 1071 م . یعنی در دوره فرمانروایی مستنصر به مصر رفته و در سلک داعیان اسماعیلی درآمده بود ، تا سال 487 ق . / 1094 م . یعنی سال درگذشت مستنصر ، قدرت فراوانی در ایران به دست آورده و به رهبر بلامنازع اسماعیلیان در سرزمین های شرقی بدل شده بود . حسن صباح که نام کاملش حسن به علی بن جعفر بن حسین صباح حمیری و از ( ص 138 ) خانواده ای امامی مسلک بود ، بعدها به کیش اسماعیلیان گرویید و پس از آنکه حضور او  را در قاهره بر نتافتند راهی سواحل سوریه و از آنجا روانه ایران شد و دعوت خویش را در الموت آشکار ساخت . او سر انجام در سال 483 ق . /1090 م . قلعه الموت را از کارگزاران سلجوقی ستاند و به تصرف خود درآورد و به تدریج پایه های دولتی را گذاشت که تا سال 654 ق. / 1256 م. به حیات خویش ادامه داد. حسن که خود را شیخ خوانده و او را شیخ کوهستان یا پیر کوهستان و نیز بابا سیدنا خوانده اند مبلغ برداشت های نوینی در آیین اسماعیلی بود که از آن به عنوان دعوت جدید یا تعالیم نو یاد کرده اند ، چونانکه در برابر ، دعوت فاطمیان مصر را دعوت قدیم گفته اند . حسن صباح که خود متکلمی برجسته بود در تعالیم سختگیرانه خویش که تا اندازه ای شریط و اوضاع و روش مبارزاتی اسماعیلیان شرق آن را اقتضا می کرد ، به امامی اعلام وفاداری کرده بود که اینک مردم به او دسترسی نداشتند و البته اطاعت او بی چون و چرا بر مردم واجب بود. حسن خود را مطابق آموزه های اسماعیلی داعی یا حجت می دانست و در دولتی که پایه گذاشت هم او و هم دو تن از جانشینانش خود را بدین عنوان خواندند ، هر چند پنج تن که از آن پس آمدند خود را امام می خواندند . در دولتی که حسن صباح پایه گذاشت هشت تن حکم راندند که در منابع فارسی از آنان به نام خداوندان الموت یاد می شود .

خداوند الموت : در دعوت اسماعیلی نزاری دوره الموت که حسن صباح پایه گذار آن بود هشت تن رهبری دعوت اسماعیلی را بر عهده داشتند . سه تن به عنوان داعی به اندیشه اسماعیلی خدمت گزاردند و پنج تن نیز خود را امام خواندند. در دوره عهده داری سمت دعوت از سوی داعی نخستین نزاریان ایران ، که خود بخشی از دوره ستر را شامل شده است . از چهارتن از امامان مستور فاطمی نام برده می شود که عبارتند از : نزار بن مستنصر (د.488 ق. / 1095 م.) هادی (د.530 ق . /1135 و 1136 م.) مهتدی ( د. 552 ق / 1157 م.) و قاهر (د. 557 ق. / 1162م ) که در سلسله امامت اسماعیلیان پس از منتصر که خود امام هیجدهم است ، به ترتیب امامان نوزدهم تا بیست و دوم هستند و از آن پس با دعوی امامت از سوی حسن به علی ذکره السلام وی امام بیست و سوم به شمار آمده و از آن پس سلسله امامان ادامه یافته است . به هر روی هشت داعی ای که رهبری دوره الموت را بر عهده داشتند عبارتند از :


1-   حسن صباح : حسن بن علی بن جعفر ( یا علی بن محمد بن جعفر ) مشهور به حسن صباح و شیخ جبل از سال 483 ق. / 1090 م . تا 518 ق. / 1124 م . به عنوان داعی و حجت رهبری اسماعیلیان الموت را در دست داشت . قلمرو حکومت او پراکنده بود و مناطقی از شام تا ایران را در بر می گرفت . در دوره حسن صباح حوزه حکمرانی الموتیان افزون بر استقرار در مناطق دیلم و رودبار ، در قهستان نیز پایگاه های فراوانی به دست آورد و در شهرهایی چون طبس ، قاین ، زوزن و تون گسترش یافت . در این دوره داعیان ایرانی به شام نیز گسیل داشته شدند و قلعه هایی را به تصرف درآوردند . حسن صباح در سال 518 ق . / 1124 م . در گذشت .

2-   کیا بزرگ امید : با مرگ حسن صباح ، کیا بزرگ امید به عنوان رهبری اصلی دیلم و رئیس دولت و دعوت نزاری ایران منصوب شد . او از سال 518 ق . / 1124 م . تا 532 ق . / 1138 م . زمام دعوت و دولت نزاری را در دست داشت . در این دوره قلمرو حکمرانی خداوندان الموت افزایش یافت و کار آنان تثبیت شد ، چنان که ضمن به شکست کشانده شدن تهاجم های خوارزمشاهیان مناطق جدیدی هم در طالقان و مناطق مجاور قهستان از جمله سیستان به تصرف اسماعیلیان در آمد . بدین سان‌ (( تا پایان دوره حکمرانی بزرگ امید نزاریان به طور واضح برای خود دولتی تشکیل داده بودند . سرزمین های پراکنده قلمرو این دولت در اساس مرکب بود از دو منطقه در ایران یعنی رودبار و ناحیه وسیع قهستان و بخش جنوبی جبل بهراء در شام)) .

3-   محمد بن بزرگ امید : او سومین معلم و داعی بزرگ الموت بود که از سال 532 ق . /1138 م . تا 557 ق. / 1162 م . امور دعوت و دولت نزاری را در اختیار داشت و به تثبیت اوضاع پرداخت. با مرگ او در سال 557 ق . / 1162 م . نخستین دوره خداوندان الموت که باید آن را دوره تثبیت حاکمیت خواند و برخی نیز از آن با نام ((دوره داعیان دیلمیان)) یاد کرده اند به پایان رسید . در این دوره رهبران الموت تنها خود را داعی می خواندند و طبعا دعوت آنان به نام نزار و امامان نزاری پس از او یعنی هادی ، مهتدی ( ص 140 ) و قاهر بود . اما از از آن پس دوره دیگری آغاز شد که امامت دو تن از امامان نزاری را در بر گرفت و از آن با نام (( دوره قیامت )) یاد شده است . امامان این دوره عبارت بودند از :

4-   حسن علی ذکره السلام و صلای قیامت : حسن پسر محمد بزرگ امید در سال 529 ق . /1134 م . دیده به جهان گشود و در سال 557 ق . /1162 م جانشین پدر شد . او که بعدها به نام (( حسن علی ذکره السلام )) یا (( علی ذکره السلام )) مشهور شد در هفدهم رمضان سال 559 ق . / 18 اوت 1164 م . صلای قیامت را داد. او که از ان پس خویش را امام خواند از جانب امام مستور اعلام داشت که (( امام زمان شما را درود و ترحم فرستاده است و بندگان خاص گزیده خویش را خوانده و بار تکلیف شریعت را از شما بر گرفته است .)) حسن علی ذکره السلام (( پس از آن از منبر به زیر آمد و دو رکعت نماز واجب عید بگزارد و سراسر آن روز مردم به یکدیگر تهنیت می گفتند و به شدت از آن عید و از آن مراسم اظهار شادی و عیش کردند . تکالیف مناهی شرع را از مردم برداشته بودند و در آن روز بفرمود تا در مومناباد قهستان و همه جا  روز راحت و عیش و فراغت باشد.)) بدین سان ندای قیامت در داده شد و چند هفته پس از قلعه الموت در قهستان و پس از چندی در شام نیز مراسمی به همین سبب برگزار گردید و انقلاب دینی تمام عیاری به وقوع پیوست . با اعلام درو قیامت ، خداوندان الموت که تا آن زمان حجت  و داعی بودند ، خود امام شدند ، چنان که حسن دوم یعنی علی ذکره السلام خود را قائم قیامت ، قائم مقام امام و سرانجام امامی در رتبه مستنصر و از نسل او دانست و به روایتی نیز سر انجام دعوی خدایی کرد . این رویکرد علی ذکره السلام را بر نتافتند و او سر انجام در سال 561 ق . / 1166م . به قتل رسید .

5-   نور الدین محمد : او از 561 ق. / 1166م . تا 607 ق . / 1210 م . امامت را بر عهده داشت ( ص 141 )  و در دوره او عصر قیامت ادامه یافت . در این دوره نزاریان شام به رهبری راشد الدین سنان ( د. 589 ق / 1193 م. ) به اوج قدرت و شهرت خود رسیدند.

6-   جلال الدین حسن : او پس از دوره های طولانی فرمانروایی پدر عهده دار امامت شد و از سال 607 ق . / 1210م . تا 618 ق . /1221 م . رهبری اسماعیلیان نزاری را در دست داشت . دوره او پایان دوران قیامت و آغاز مرحله جدیدی در تاریخ اسماعیلیان نزاری یعنی دوره بازگشت به دین است و از همین روی از جلال الدین با نام (( نومسلمان )) یاد کرده اند . این اعلام نو مسلمانی هر چند تا اندازه ای خرسندی پادشاهان و حکومت های مجاور سرزمین او را به دنبال داشت اما در درون جامعه اسماعیلی با مخالفت هایی همراه بود و سر انجام جلال الدین خود قربانی این سیاست شد .

7-   علاء الدین محمد : او از سال 618 ق . / 1221 م . تا 653 ق . / 1255 م . حکومت و امامت را در دست داشت و در سیاست نزدیک شدن به اهل سنت تغییری ایجاد کرد و تا اندازه ای خواهان بازگشت به دوره قیامت شد . شمس تبریزی را از پسران او دانسته اند که پیش از خرابی قلعه الموت آنجا را ترک کرد و به مسلک صوفیان درآمد.

8-   رکن الدین خورشاه : او از 653 ق./ 1255 م . قدرت را در دست گرفت و دیری نگذشت که قلاع اسماعیلیه مورد هجوم مغولان قرار گرفت و در سال 654 ق. / 1256 م (( خورشاه به همراهی خواجه نصر الدین طوسی و وزیرش موید الدین و دیگر بزرگان نزاری از میمون دژ به زیر آمد و به این ترتیب دفتر حیات دولت نزاریان در ایران بسته شد . از آن پس به تدریج دیگر قلعه های اسماعیلی نیز تسلیم یا فتح شدند و در شام هم قلعه ها به تسخیر سلاطین مملوک در آمد .

نزاریان پس از دوره الموت


با پایان دوره الموت ضریه سختی بر اسماعیلیان وارد آمد . اما با وجود این ، دو نکته سبب استمرار تاریخ این گروه شد : یکی آنکه بنابر روایت منابع اسماعیلی ، خورشاه ، پسر خود شمس الدین را از خطر رهانیده و او را از مردم پنهان ساخته بود و از طریق او سلسله امامت نزاری استمرار یافت و دیگر آنکه بخش هایی از اسماعیلیه در قالب گروه ها و حلقه های صوفیان به حیات خود ادامه دادند . بدین سان پس از رکن الدین که هشتمین حاکم الموت و خود بیست و هفتمین امام اسماعیلیان نزاری بود این سلسله از طریق فرزند او شمس الدین محمد ادامه یافت .

شاخه های محمد شاهی و قاسم شاهی : پس از درگذشت شمس الدین محمد ( حدود 710 ق. / 1310 م . ) بر سر جانشینی او اختلاف افتاد و نزاریان به دو شاخه تقسیم شدند :

الف ) . گروهی از امامت علاء الدین مومن شاه بن محمد طرفداری کردند و سلسله امامان از طریق او شاخه محمد شاهی یا مومنی را تشکیل داد. به نظر می رسد سلسله امامان محمد شاهی در آغاز کار در بخش های شمالی ایران و آسیای مرکزی اهمیت یافت ، سپس در دهه های اول قرن دهم هجری / شانزدهم میلادی به هند منتقل شد و در اواخر سده دوازدهم هجری / هیجدهم میلادی این سلسله از امامان نزاری از میان رفت .

ب ). گروهی از امامت قاسم شاه طرفداری کردند و سلسله امامان از طرق او شاخه قاسم شاهی را تشکیل داد . از آن پس این سلسله تا امام چهل و پنجم یعنی خلیل الله سوم ادامه پیدا کرد و این بخش از زنجیره امامان نزاری دوره ایرانی قاسم شاهی را تشکیل داد . از آن به بعد بخش دیگری از این زنجیره اغاز می شود که بخش آقاخانی همین زنجیره است .

شاخه قاسم شاهی نزاری که از آن یاد شد همه جمعیت اسماعیلیان نزاری جدید را شامل می شود و آخرین چهار امام نزاری قاسم شاهی به نام آقا خان ها از اهمیتی بین المللی برخوردار بوده اند . امروزه از پیروان این امامان با نام آقاخانیه یاد می شود و جماعت خوجه ها نیز بسیار به این گروه نزدیک هستند و در واقع به امامان قاسم شاهی اعتقاد دارند .


آقا خان ها

1.    حسن علی شاه ، آقا خان اول . ( د. 1298 ق / 1881 م. )

2.    آقا علی شاه ، آقا خان دوم ( د. 1302 ق / 1885 م .)

3.    سلطان محمدشاه ، آقا خان سوم ( د. 1376 ق . / 1957 م. )

4.    حضرت والاشاه کریم الحسینی ، آقا خان چهارم .

 

..................

منبع : تاریخ فرق اسلامی (2) ، دکتر حسین صابری ، انتشارات سمت ، تهران ، 1390 . صص 133 تا 146 .

 


:: امتیاز: نتیجه : 1 امتیاز توسط 1 نفر مجموع امتیاز : 4

:: بازدید : 661
:: ارسال شده در: فرقه های سنی , اسماعيليان ,
:: مطالب مرتبط: شورش جهیمان العتیبی . مدعیان مهدویت . ,
:: برچسب‌ها: نزار , مستعلي , حكومت نزاريان ايران , شاخه حافظي , شاخه طيبي , حكومت حسن صباح بر قلعه شمال ايران , الموت مستحكم , پادشاهي الموت , بزرگ اميد , داعيان اسماعيلي , حزب اسماعيلي , تمدن اسماعيليه , نظاميان اسماعيلي , حسين صابري , يمن و اسماعيليه , ركن الدين خورشاه اسماعيلي , جلال الدين نومسلمان ,
نویسنده
نویسنده :
تاریخ : [شنبه 28 دي 1392 ] [ 16:34]
تاریخ
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
اگر مطلبی برای وب ما فرستادید در

اینجا قرار خواهد گرفت .

مطالب شما

عنوان: آتشکده نیاسر .

قدمت: دوره ساسانی .

محل جغرافیایی : شهر نیاسر.

عکس تاریخی

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 1179
کل نظرات کل نظرات : 493
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 7
تعداد اعضا تعداد اعضا : 3004

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 2,832
باردید دیروز باردید دیروز : 3,741
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 104
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 235
بازدید هفته بازدید هفته : 10,273
بازدید ماه بازدید ماه : 105,099
بازدید سال بازدید سال : 287,421
بازدید کلی بازدید کلی : 2,522,721

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 184.73.47.110
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir

;