همراه تاريخ

دیوها نیز مانند ایزدان سلسله مراتب دارند و از نظر اهمیت و قدرت عمل در مقام های بالا و پایینی قرار می گیرند ، ولی شخصیت وجودی آن ها به اندازه ایزدان روشن و واضح

همراه تاریخ
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
کتابخانه همراه تاریخ
جستجوگر پیشرفته



غول های اساطیری ایران ، ( قلمرو اهریمن )

غول های اساطیری ایران ، ( قلمرو اهریمن )

 سردیوان ( کمالگان یا کماریگان )

سرکردگان دیوان هستند و در رده نخست موجودات بد مینوی قرار دارند . آن ها شش سردیو و به قولی هفت سردیو ( حرف ر ساکن است ) مقابل امشاسپندان ( فرشتگان ) هستند که به ترتیب عبارتند از :

اکومن ( اکه منه ) : دشمن بهمن است و نمادی است از بداندیشی و آشتی ناپذیری . او پیام آور اهریمن است .

اِندَر / ایندَر / ایندره : دشمن اردیبهشت است . در آثار ودایی نام خدایی بسیار نیرومند است و بیشتر صفات او به ایزد بهرام و تعدادی از صفاتش به مهر منتقل شده است و خود در باورهای ایرانی  به صورت دیوی درآمده است که آفریدگان را از نیکویی کردن باز می دارد . او ضد نظم و ترتیب است . تحت تاثیر تفکرات روحانیان ساسانی ، این صفت را هم به او نسبت داده اند که مانع کستی بستن می شود .

سارول ( سَروَه ) : دشمن شهریور است و نمادی از شهریاری بد و ستمکاری احتمالا همان رودرَه سَروه ، خدایی از تبار دَیوَ ه های هندی بوده است که در ایران ، شهریاری بد و ظلم را تجسم می بخشد .


ناهیه ( نانگهیثیه ) : دشمن سپندارمد که آفریدگان را از قانع بودن باز می دارد و آنان را ناراضی می سازد . او نیز احتمالا تجسم ناستیه ، خدایی از تبار دَیوه های هندی است . گاهی ترومد را که یکی از دیوان نشاندهنده غرور و نخوت است بدلی از ناهیه دانسته اند .

تَیریز ( تئیری ) : دشمن خرداد که گیاهان و دامها را به زهر می آمیزد .

زَیریز ( زئیری ) : دشمن امرداد که زهر می سازد .

گاه خود اهریمن و گاه اَئِشمه ( دیو خشم) را بر شش دیو فوق می افزایند تا رقم هفت گانه شود .

دیوان و دروجان

 

علاوه بر سَردیوان ، همه جلوه های زشت و صفات پلید نیز به صورت دیوان و دورجان در برابر ایزدان شخصیت می یابند . دروج در آغاز نامی برای ماده دیوان بوده است . ولی سپس کلمه ای می شود مترادف دیو . دیوها نیز مانند ایزدان سلسله مراتب دارند و از نظر اهمیت و قدرت عمل در مقام های بالا و پایینی قرار می گیرند ، ولی شخصیت وجودی آن ها به اندازه ایزدان روشن و واضح نیست . تعداد دیوزنان به نسبت دیوان مذکر محدود است . ولی در کل ، جنسیت دیوان کمتر از ایزدان مشخص است . تعدادی از این دیوان عبارتند از :

جِه / جَهی : دیو زنی که نقش تخریبی عمده ای در آغاز آفرینش دارد . نماد همه پلیدی ها و آلودگی های زنانه و نماد روسپی گری است . او در متنها هم زن و هم اهریمن به شمار آمده است . اوست که اهریمن را به یورش دوم بر جهان می انگیزد . چون اهریمن بر می خیزد ، بر سر جَهی بوسه می زند و آلودگی های زنانه از این راه پدیدار می شود . پس از آفرینش ، در اسطوره ها دیگر از جَهی نشانی نیست ، جز اشاره ای کوتاه در هزاره اوشیدر و اوشیدرماه .

سهمناکترین دیوها ، دیوهایی هستند که با مرگ ارتباط دارند ، این دیو ها که به دیوهای مرگ معروفند عبارتند از :

اَستویداد / استوِهات : دیوی که مفهوم نام او در هم شکننده و از هم جدا کننده استخوانهاست . او دارای کمندی است که آن را بر گردن قربانی مورد نظر خود می اندازد . اوست که برای نخستین بار مرگ را بر کیومرث ، پیش نمونه انسان ، مستولی می کند . دیوی است که چون دست بر مردم زند ، خواب آورد و چون سایه بر آنان افکند ، تب چون دیده بر آنان دوزد ، مرگ .

 

ویزَرِش : همکار استویداد دیو است که با روان گذشتگان در آن سه شبانه روزی که هنوز در گیتی هستند نبرد می کند و آنان را می ترساند . او نیز بر دوزخ می نشیند و روان گناهکاران را با زنجیر تا پل چینود می کشد .

وایِ بد : بخشی از فضا را در اختیار دارد که روان درگذشتکان از آن می گذرد . اوست که جان را از تن جدا می کند . ( نک ایزد وای )

نَسو / نسوش : دیوی است که به بدن انسان ، در حالی که هنوز زنده است ، یورش می برد و آن را می گنداند و چون بدن فاسد و گندیده شد ، روان دیگر نمی تواند در آن بماند . در حقیقت نخستین عامل مرگ این دیو است . اثری از تانیث در نام این دیو دیده می شود .

بوشاسب ( بوشیانستا) : دیو خواب مفرط و تنبلی است . احتمالا دیو زن است و به دارنده دست های دراز موصوف است . هنگامی که خروس در بامداد می خواند او همه کوشش خود را به کار می برد که جهان را در خواب نگه دارد . سحرگاهان پلک ها را سنگین می کند و بدینسان مردم را از برخاستن و رفتن به سرکار باز می دارد .

خشم (اَئِشمَه) : دیوی است که با نیزه خونین ظاهر می شود او نیز از پیام آوران اهریمن است . دیو خشم و دیو آز دو دیوی هستندکه با اهریمن به پایان جهان می رسند و سروش دیو خشم را از میان می برد و به قولی ، دیو آز او را می بلعد . دیو خشم رقیب و دشمن سروش است .

آز : دیوی است که صفت سیری ناپذیر دارد و در پایان جهان ، اهریمن او را می بلعد .

 

سیج / سیز : دیو درد و بلاست . فریب دهنده است و کار خود را پنهانی انجام می دهد . هیز ( هیچه ) : دیو قحطی و خشکسالی و نایابی است .

اپوش ( اَپوشه ) : دیو خشکی و خشکسالی است که تیشتر با او نبرد می کند نام او به معنی دارنده آب است .

اسپنجَروش / سپَنجَروش / سپنجگر ( سپَنجغریه ) : همکار اپوش دیو است .

سِپَزگ دیو : دیو سخن چینی و غیبت است . دیو بدکاره ای که در دوزخ به جای پیش رفتن ، پس می رود .

وَرَن : دیو شهوت است و همراه با دیو آز در متون اخلاقی از بزرگترین دیوان به شمار می رود .

چشمَک : دیوی است که موجب گردباد ، زمین لرزه و ویرانی می شود . در اسطوره زندگی زردشت نقش این دیو این است که شهر و ده را ویران می کند و درختان را درهم می شکند تا مایع مقدسی را که فروَهر و گوهر تن زردشت در آن است از میان ببرد .

زَرمان : دیو پیری است و صفت بد نفس دارد و به عبارت دیگر ، نفس مردمان را بد می کند .

بوت / بود : دیوی است که نماد بت پرستی است و از مخالفان سرسخت زردشت / . در بندهشن آمده است که او را در هندوستان می پرستند .

مَلکوس / مرکوس : دیوی است که سرما و زمستان سخت را در پایان هزاره اوشیدر به وجود خواهد آورد .

میتوخت : دیوی است که نماد گفتار نادرست است و به قولی ، نخستین آفریده اهریمن به شمار می رود و بدگمانی می آورد . او دیو مقابل ایزد گفتار مانسرسپند یا مارسپند است .

اَکَه تَش : دیو انکار است که مردمان را وادار می کند که هر چیز خوبی را انکار کنند .

اَشموغ / اَهلَموغ : دیو بدعت است . از منفورترین دیوان است که سوشیانس در پایان جهان سپاهی بر می انگیزد و به کارزار او می رود و سرانجام او را به سوراخی فرو می کند .

اودَگ : دیو زنی است که به قولی هفت سَردیو ( کماریگان ) و ضحاک را به وجود می آورد . او جمشید را به سوی لذت های دنیوی می راند و مردم را به سخن گفتن در جایی که باید سکوت کرد وامیدارد .

ترومد / ترومت / ترومتی : دیو زنی است که نخوت و تکبر و گستاخی می آفریند ، درست بر عکس سپندارمد که نماد تواضع است . این دیو به دست سپندارمد از میان خواهد رفت . برخی این دیو را با دیو ناهیه که یکی از سر دیوان است یکی دانسته اند .

پریمتی : دیو زن تکبر است . او نیز دشمن سپندارمد به حساب می آید و همکار ترومد است .

پِنی ( پِنیه ) : دیو خسّت است که مردمان را وادار می کند که انبار کنند و نخورند و به کس ندهند .

رشک : به مفهوم حسد ، دیوی است که کینه و بدچشمی می آورد .

اِناست : دیو تباهی است .

اَگاس / اگاش : دیو شورچشمی است که مردمان را چشم می زند .

کوند : دیوی است از دشمنان سروش که بدون ماده سکر آور مست است و مونث آن به صورت کوندیره آمده است .

در این فهرست که متعلق به دیوان مینوی است ، نام دیوانی که در رویدادی های زمینی نقش دارند و همچنین (( پری )) ها ، یعنی ماده دیوانی با ظاهر زیبا که غالبا به فریب دادن قهرمانان در دوران گیتی می پردازند نیامده است .

 

..........................................

منبع : کتاب تاریخ اساطیری ایران ، دکتر ژاله آموزگار ، ص 37 تا 42 ، انتشارات سمت ، 1387 .


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 8

:: بازدید : 1929
:: ارسال شده در: دوران باستان , اساطير , مطالب تاریخی مختلف ,

نویسنده
نویسنده : mobina
تاریخ : [سه شنبه 07 مرداد 1393 ] [ 15:3]
تاریخ
اگر مطلبی برای وب ما فرستادید در

اینجا قرار خواهد گرفت .

مطالب شما

عنوان: آتشکده نیاسر .

قدمت: دوره ساسانی .

محل جغرافیایی : شهر نیاسر.

عکس تاریخی

آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 1179
کل نظرات کل نظرات : 465
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 8
تعداد اعضا تعداد اعضا : 2912

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 1,305
باردید دیروز باردید دیروز : 2,522
ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 160
ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 530
بازدید هفته بازدید هفته : 13,270
بازدید ماه بازدید ماه : 6,377
بازدید سال بازدید سال : 635,591
بازدید کلی بازدید کلی : 2,161,641

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.211.5.239
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir

;